بالاخره اون دو روز جذاب رسید هیچ حدسی از برنامش نداشتم و بی صبرانه منتظر سورپرایز شدن بودم
با تاکید زیاد علی همه لباسایی که توی عکسای سفر قبلی تنم بود رو برداشتم همراه با چندتا ست جذاب سکسی که مامان تو این هفته برام خریده بود و بابتش کلی خجالت کشیده بودم و چند لباس راحتی و یه لباس خواب خیلی جذاب
علی قرار بود ساعت ۴ بیاد دنبالم و ازم خواسته بود موهام رو کامل سشوار بکشم و لوازم آرایشم رو کامل بردارم
وقتی رسید اومد بالا خوش و بشی با همه کرد و با برداشتن وسایلم مثلا ما راهی شدیم سمت تنکابن تاکید کرد منطقهای که میریم بخاطر جنگلی بودنش آنتن نداره که نگرانمون نشن و خودمون حتما باهاشون در تماس هستیم
تو آسانسور خیلی کوتاه لبامو بوسید و سوار ماشین شدیم
-نمیگی کجا میریم
-واقعا هیچ حدسی نزدی
-نه واقعا جای متفاوت تو تهران کجا میتونه باشه
با پیچیدنش تو بلوار پیام فهمیدم که فانتزی خودش رو عملی کرده
قبلا بهم گفته بود که دوست داره بعد از عقدمون چند روز تو یکی از اتاقای خاص یکی از بهترین هتلهای تهران با هم باشیم فکر نمیکردم عملیش کنه
-دیوونه چقدر هزینه کردی برا اینجا
-تو کاری به این چیزا نداشته باش فقط دوست دارم یه خاطره خیلی خاص برای همیشه تو ذهنمون بمونه اینم بذار جبران جشن عقدی که بخاطر شرایط مسافت نتونستم برات بگیرم
کارش برام بینهایت ارزشمند بود و تو دلم کلی قربون صدقش رفتم
رسیدیم هتل و یکی از خاص ترین سوییتها رو رزرو کرده بود و قبل از اومدن دنبالم خودش اتاق رو تحویل گرفته بود
-چرا اتاق رو زودتر تحویل گرفتی؟
-میفهمی حالا عجله نکن
وقتی تو اتاق رفتیم باورم نمیشد تمام فضای اتاق با گل رز سفید که من عاشقشم دیزاین شده بود همون لباسی که برای بله برون پسندیده بودم رو خریده بود با کفش ستش و یه سرویس طلای جذاب به شکل پروانه
تو تمام مدتی که من محو تماشای کارهایی که انجام داده بود، بودم از پشت محکم بغلم کرده بود و روی موهام رو میبوسید
-خانم خوشگلم زودی آرایش کن و لباست رو بپوش قرار عکاس بیاد ازمون کلی عکسای قشنگ بگیره
تو بغلش چرخیدم و لبامو روی لباش گذاشتم و بدون اینکه بخوام اشکم دراومد
-دورت بگردم چرا گریه میکنی
-تو بذار رو حساب ذوق زیاد
-من دوست دارم تو همون بچه تخس وار که جیغ جیغ میکنی ذوق کنی نه اینطوری
همونطور که بغلم کرده بود لب تخت نشست و منو روی پاش نشوند با پشت دست آروم اشکامو پاک میکرد و لبامو میخورد
-هیچ وقت دوست ندارم چشماتو اشکی ببینم حتی از ذوق
حالا هم پاشو سریع حاضر شو تازه تراس رو ندیدی
-لازم نبود اینقدر خودت رو به زحمت بندازی
-لازمه نفسسسممم شبی که قرار تمام و کمال مال من بشی خیلی خیلی خاص باید برگزار بشه
توی تراس سوئیت هم تاب با حریر سفید دیزاین شده بود و کلی شمع برای عکسای شب توی تراس بود
بعد شستن دست و صورتم آرایشم رو انجام دادم با کمک علی موهام رو بالای سرم جمع کردمو یه مدل خیلی جذاب بسته شد لباسامون رو پوشیدیم و با آتلیه هتل تماس گرفت برای اومدن عکاس
اون پیرهن جذاب با کفشای ستش و آرایشی که داشتم تو تنم فوقالعاده بود علی هم یه کت و شلوار مشکی با یه پیراهن بنفش کمرنگ ست لباسم تنش بود و منتظر رسیدن عکاس بودیم
-این لباس رو هم فقط برای من میپوشی
-حتما عزیزدلممم
با حضور عکاس توی اتاق و پوزهای مختلف کلی عکسای جذاب گرفتیم و با تاریک شدن هوا هم عکسای فوقالعادهای توی تراس گرفتیم و قرار شد تا پس فردا که هتل هستیم فایل کامل عکسها رو بهمون بدن
بعد رفتن عکاس لبامون تو هم گره خورد دستم رفت برای باز کردن دکمه پیراهن علی که دستمو گرفت
-گفته باشم اول باید کلی باهام برقصی بعد شام بخوریم بعد میرسیم به اون چیزی که الآن میخوای ( داشت ادای خودمو توی شب تولدش در میاورد که داستانش رو براتون در عاشقانه های سارا و علی ۴ تعریف کردم)
-چه خوب همه چی هم یادت میمونه
-بله گذاشته بودم به وقتش جبران کنم
آهنگ ملایمی گذاشت و کنار هم میرقصیدیم
-اینجا رو دوست داری؟
-همه چی خیلی عالی و رویاییه مرسی عزیزم علی من دوست دارم عکسامون رو به همه نشون بدم خیلی ناز شدن
-بعدا نشون میدیم میگیم برا فرمالیته انداختیم خوبه؟
-خوبه که برا همه چی راه حل داری
-همه چی چاره داره جز اینکه تو کنارم نباشی
خودمو تو بغلش جا کردمو علی محکم بغلم کرده بود و لبامو میخورد و آروم دستش کمر لختم رو نوازش میکرد
-الان که فکرشو میکنم من خیلی هم در برابرت صبور نیستم بعدا میتونیم برقصیم شامم نخوردیم اشکال نداره
دستش سمت زیپ پیرهنم رفت و با باز کردنش کامل از تنم در اومد و کاملا لخت جلوش بودم
آروم دکمههای پیرهنش رو باز کردمو آروم آلتش رو از روی شلوار میمالوندم علی لباساش رو کامل درآورد و من بخاطر کفش پاشنه بلندم تقریبا هم قدش بود و بدون اینکه خم بشه لبامو میخورد و تمام بدنم رو با ولع خاصی لمس میکرد و فشار میداد
-رو تخت یا تو جکوزی؟
-الآن رو تخت بعدش تو جکوزی
-دوست دارم که دست رد به هیچ پیشنهاد سکسی نمیزنی
-بنظرت امشب شب خیلی خاصی نیست؟ ( کنایه حرفمو فهمید)
-چرا اتفاقا هست آوردمش هم الآن دوست داری بخوریم یا راند بعدی؟
-راند بعدی
با شنیدن حرفم تقریبا رو تخت پرتم کرد و تمام بدنم رو حریصانه می بوسید و می مکید بعد از ده روز دوری از هم لذت این بودن و درهم پیچیدن فوقالعاده بود
کاملا روی بدنم خوابیده بود و با خوردن سینههام آلتش روی اندامم حرکت میکرد و منو بیشتر بیتاب میکرد تمام بدنم رو غرق بوسه کرد
تمام بدنم رو سینههام شکمم رون پام ساق پام همه جا رو میبوسید و میمکید به جز اندامم و من رو به مرز جنون رسونده بود
اولین زبونی که به اندامم زد تمام بدنم به وضوح لرزید و با صدای بلند ناله میکردم
-جووووونم سکسی من یه ذره یواش تر
-علی میخوامت بیا روم
-اونم بوقتش
دوباره زبونش رو روی اندامم حرکت میداد از بالا تا پایین رو کاملا لیس میزد و نقطه حساسش رو میمکید و تا مرز ارضا شدنم ادامه داد قبل خوابیدن روم یه ملافه چند لا زیر باسنم گذاشت و آروم روم دراز کشید لبامو میخورد و سینههام رو فشار میداد و آروم آلتش رو روی اندامم حرکت میکرد
-هر موقع احساس کردی داری اذیت میشی بهم بگو
-باشه عشقم
آروم سر آلتش رو داخل اندامم فرو کرد برخلاف اینکه خیلی دوست داشتم سکس کامل داشته باشیم الان استرس داشتم و بدنمو کامل منقبض کرده بودم و علی کاملا متوجه شد آروم سر آلتش رو داخل بدنم بازی میداد و بهم زمان داد تا بدنم آماده بشه لذت زیادش باعث شده بود بدنم رها بشه
آروم روی بدنم دراز کشید و با چند حرکت آروم آلتش داخل اندامم جا گرفت یه درد شدید همراه با لذت داشت در کنار نالههای از سر لذت جفتمون
دردش باعث شد تا بازوی علی رو محکم فشار بدم
-آیییییی علییییی
-جونممم الان اوکی میشه میخوای درش بیارم
-نه هیچ کاری نکن
-دورت بگردم فقط حال کن الان اوکی میشه
نفسم بالا نمیومد از درد لبای علی روی لبام نشست و آروم شروع به حرکت کرد
-جووووون چقدر تنگه لامصب چه حال عجیبی داره خوبی قربونت برم
-اهههه عشقم فقط یکم درد داره ولی حسش عالیه
-خانمم مبارکت باشه
نمیدونم چرا از حرفش خجالت کشیدمو سرمو تو سینهاش قایم کردم
-ببینمت تو رو فنچول من
علی خیلی آروم حرکت میکرد و لبامو میخورد و سینههام رو آروم میمالوند سنگینی بدنش رو از روی بدنم برداشت و با فاصلهای به بدنامون داده بود شدت حرکتاش تندتر شده بود و صدای نالههای مردونش منو از خود بیخود میکرد
حس درد خیلی کمتر شده بود و کمی سوزش داشت ولی لذتش از همه تجربههامون متفاوتتر بود
علی همزمان با حرکت آلتش نقطه حساس بدنم رو میمالید که من با شدت زیادی ارضا شدم و باعث شده بود حرکت علی با صدای زیادی همراه باشه و در نهایت علی هم ارضا شد و کامل آبش رو داخل اندامم خالی کرد که این بخشش از همه لذتبخشتر بود حرکت آلتش داخل بدنم و اون حس داغی که خروج آبش داشت باعث شد تا من هم دوباره به اوج برسم
روی بدنم خوابیده بود و هر جای بدنم که جلوش بود رو میک میزد و آروم آلتش از اندامم خارج شد
-خوبی قربونت برم ؟
-اووهووومممم چقدر فوقالعاده بود علی بازم میخوام
-بذار نفست بالا بیاد سکسی من چشم گفتم که قرار به ۷۰ روش پارهات کنم این تازه اولیش بود
پاشو عشقم یه ذره راه برو ببینم درد داری یا نه؟ اگر لازمه تا دیر نیست بریم دکتر
وقتی از تخت اومدم پایین لگنم به شدت درد داشت ولی قابل تحمل بود و ملحفه زیرمون هم خونی بود هم بخاطر ارضا شدن جفتمون کاملا خیس بود یه کم که راه رفتم و علی خیالش راحت شد اوکیم با همدیگه رفتیم حموم
داخل حمام بدنم رو می شست و قربون صدقم میرفت بعد از بیرون اومدنمون شام رو سفارش داد بیارن اتاق
تا شام آورده بشه من روی پاش نشونده بود و نوازشم میکرد
-مطمئن باشم حالت اوکیه
-آره عشقم خوبم خیالت راحت فقط نگران اینم که آبت رو داخلش ریختی
-قربونت برم نگران نباش قرص گرفتم آخرشب بخوری خدایی تو اولین تجربه نه دوست داشتم کاندوم بذارم نه بیرون ارضا شم دلم همه چی رو با هم میخواست
-واااای علی عالی بود عشقم
-اون ست هم هدیه شما بود برای این حس فوقالعادهای که کنارت دارم همسرمممم
( برای اولین بار بود که واژه همسرم رو به کار میبرد و من از شنیدنش غرق لذت بودم)
شام رو آوردن و من داخل اتاق بودم تا میز چیده بشه از این فرصت استفاده کردمو یه لباس خواب حریر صورتی که مامان برام خریده بود رو پوشیدم یه کوچولو آرایش کردمو و موهامم باز کردم تا دورم باشه علی به محض باز کردن در اتاق جا خورد و جلوی در متوقف شد
-الآن غذا رو بخورم یا تو رو؟
-غذا رو چون من خیلی گشنهام
-بپر تو بغلم ببینم فنچولم
لبامون تو هم گره خورده سمت میز رفتیم و مشغول خوردن غذا شدیم با خونه تماس گرفتم و اطلاع دادم که نزدیک هتلیم و از اینجا به بعد آنتن نداریم تا خیال مامانینا راحت باشه بعد از قطع کردن گوشیا خاموش شد تا فقط برای خودمون باشیم
وسط خوردن شام علی از اتاق شیشه شراب رو آورد و برای هر کدوممون کمی ریخت بعد از شب تولدش بار دومی بود که باهم شراب میخوردیم بعد از خوردن شام روی تخت بین دو تا پاهاش نشسته بودم و کمرم کاملا بهش چسبیده بود و پاهاش دو طرف بدنم بود حرف میزدیم و میخندیدیم و علی آروم سینههام رو لمس میکرد کمکم متوجه برجستگی آلتش شدم و آروم باسنم رو بهش فشار میدادم بدن جفتمون داغ داغ بود و نمیدونم پیک چندم رو میخوردیم فقط مطمئن بودم علی بعد از خوردنش دیرتر ارضا میشه و اینو دوست داشتم لیوانم بردم کنار تخت تا برام بریزه
-برا امشب بسه دیگه عشقم میخوام هوشیار باشی میکنمت
-هوشیارم دیگه تقصیر توعههه شروع نمیکنی
-چششم لباتو بده ببینم همسسرم
لیوان رو روی پاتختی کنار تخت گذاشت و لبامون تو هم گره خورد
با دو دستش سینههام رو فشار میداد و آروم نوک سینهام رو میکشید پاهام رو روی پاهاش انداختم و با این حرکت پام کاملا باز شد علی همونطور که در حال خوردن لبام بود یه دستش وسط پام رفت و آروم اندامم رو به بازی گرفت
-خوبی؟ درد نداری؟
-نه عالیه عشقم فقط بمالش
-نه دیگه مالوندن برا قبل بود الان گزینه جذابتری داریم
از روی تخت بلند شد لباسش رو درآورد روی بدنم دراز کشید آروم آلتش روی اندامم مالیده میشد و سینههام رو میک میزد
-علی بکن توش دیگه
با لذت تو چشمام زل زده بود با دستش آروم آلتش رو فشار داد داخل
-اهههههههه آییییییی
همونجا ثابت نگه داشت
-درد داری عشقم؟ درش بیارم
-نه علی میخوامش فشارش بده
-جوووون سکسی من
آروم آلتش رو حرکت میداد تا کامل توی اندامم جا گرفت
احساس میکردم هر لحظه آلتش داره توی اندامم بزرگتر میشه علی آروم حرکت میکرد و قربون صدقم میرفت
تمرکز جفتمون روی لذت بردن از حرکت آلتش داخل اندامم بود و هیچ حرکت اضافهای نمی کردیم فقط صدای نالههای سرخوشانه من و علی بود و صدای حرکت آلتش و خوردن بدنامون بهم
نمیدونم چقدر تو این حال بودیم که بدنم لرزید و من ارضا شدم و علی همچنان به حرکتش ادامه میداد و هیجانش خیلی بیشتر از قبل بود
-واااای سارا دهنت سرویس چه کورهای درست کردی الان ارضا میشم
-نه علی میخوام هنوز الان نیا
آلتش رو با شدت از بدنم خارج کرد و لبامو حریصانه میک میزد و سینههام فشار میداد چنان با ولع سینهام رو میک میزد که تمام هاله دور سینهام برای اولین بار خون مرده شده بود
کمی به بدنش فاصله داد و یه دفعه کل آلتش رو فرو کرد داخل بدنم نفسم بند اومده و علی با شدت حرکت میکرد که من برای بار دوم ارضا شدم و همچنان تکون خوردن بیش از حد آلتش صدای ناله سرخوشانهاش نشون میداد که اونم ارضا شده
چند دقیقه بیحرکت روم افتاده بود و فقط نفس نفس میزدیم بعد چند دقیقه از جاش بلند شد و قرص رو برام آورد و خوردم و بعد کنارم دراز کشید و منو کشید تو بغلش تمام بدنم و نوازش میکرد و قربون صدقم میرفت تا تو بغل هم خوابمون برد
با حس اذیت شدن چشمام از شدت نور چشمام رو باز کردم و با یادآوری دیشب یه لبخند جذاب روی لبم نشست ساعت حدود نه بود و باید برا صبحانه میرفتیم
برای بیدار کردن علی آروم روی لباش رو میبوسیدم و با حرکت چشماش میدونستم که بیدار ولی چشماش رو باز نمیکنه
آروم روی لباش زبون کشیدم و بعد چند بار تکرار لبام بین لباش اسیر شد و با ولع لبامو میمکید منو کشید روی بدنش و دستاش دورم قلاب شد
وقتی لبامون جدا شد چشماش باز کرده و شیطون زل زده بود بهم
-پاشو بریم دوش بگیریم بریم صبحونه بخوریم من گشنمه
-من که صبحونم رو دارم میخورم و لباش دوباره چسبید به لبام
بعد چند دقیقه وول خوردن تو هم از تخت دل کندیم و دوش گرفتیم و بعد خوردن صبحانه دوباره خزیدیم تو اتاق
علی از اتاق سوئیت صدام میکرد و منتظر بود برم پیشش
داخل جکوزی نشسته بود و کنارش کلی خوراکی و شیشه شراب بود بدو بیا تو بغلم که تا نهار قشنگ چهار پنج ساعت کنار هم عشق کنیم
لباسام رو کامل درآوردم رفتم داخل اب و بین پاهاش نشستم به محض چسبیدن بدنامون بهم لبامون تو هم گره خورد توی آب بدنامون لیز میخورد و تا جایی که میتونستم بدنم رو بهش فشار میدادم
علی به شدت لبامو میخورد و باسنم رو فشار میداد کنار هم نشسته بودیم قربون صدقه هم میرفتیم و از جریان آب لذت میبردیم کل خستگی دیشب از بدنمون بیرون رفته بود علی لیوانا رو کمکم پر کرد و با خوراکیها آروم شراب رو میخوردیم تو یه حال خوشی بودم و دوباره دلم سکس میخواست دستمو رفت سمت آلت علی و آروم میمالوندمش تا جایی که کامل سیخ شد و آماده برای اینکه پارهام کنه
-خوشگلم پاشو بیا تو بغلم روی پام بشین
روی پاهاش نشستم و دو تا پام دو طرف بدنش بود و اندامم کامل مقابل آلتش بود بدنم تا زیر سینههام از آب بیرون بود و علی با ولع سینههام و میک میزد من موهاش رو نوازش میکردمو سرش رو با دستم فشار میدادم به سینههام
آروم با دستش باسنم رو بلند کرد و آلتش رو خیلی آروم داخل اندامم فرو کرد
تو این حالت کلفتی آلتش رو بیشتر حس میکردم و با حرکت آروم باسنم آلتش داخل بدنم تکون میخورد
-آهههههه سارا حرکت نکن یه ذره نمیخوام زود ارضا شم
با دستش محکم باسنم رو گرفته بود و من رو به خودش فشار میداد انقدر لذتش زیاد بود که دوست داشتم باسنم رو تکون بدم تا بیشتر آلتش رو حس کنم همزمان با خوردن لبام آروم باسنم رو بالا و پایین میکرد و آلتش کامل داخل اندامم حرکت میکرد
نمیدونم چقدر گذشت که علی من رو روی لبه بیرونی جکوزی نشوند و با ولع اندامم رو میک میزد انقدر اندامم رو خود تا من ارضا شدم و به محض ارضا شدنم داخل جکوزی روی زانوهاش نشسته بود و با شدت آلتش رو داخل اندامم حرکت میداد و سینههام و لبم رو میک میزد
همزمان با حرکت علی دستم روی اندامم نشست و مشغول مالوندن خودم شدم و با حس ارضا شدن من علی هم چند بار آلتش رو تا انتها فرو کرد و در نهایت موقع ارضا شدن آبش رو روی سینه هام ریخت صحنه جذابی بود و بعد تموم شدنش دو تایی توی جکوزی فرو رفتیم و من دوباره تو بغلش رفتم
تو این لحظه فقط آرامش محض بود و احساس میکردم وقتی تو بغلشم دیگه هیچی از زندگی نمیخوام
اون روز هم فقط به تو بغل هم بودن و خوابیدن و دو راند سکس جذاب دیگه و خوردن گذشت تا شب
شب برای انتخاب عکسامون برای چاپ رفتیم آتلیه هتل
عکسا رو انتخاب کردیم بعد هم رفتیم برای شام
تا حدود ساعت ده تو رستوران بودیم و بعدش اومدیم توی اتاق
علی تمام شمعهای تو تراس رو روشن کرده بود و دوتایی روی تاپ نشسته بودیم و از جذابیتهای زندگیمون صحبت میکردیم و تو بغل هم بودیم لبای همو میخوردیم و علی تمام بدنم رو نوازش میکرد و تو گوشم تا میشد حرفای عاشقونه میزد و من رو بیشتر از انتخابم مطمئن میکرد
دوست داشتم زمان متوقف میشد و تو همین حال و هوا برای همیشه میموندیم ولی فردا این رویای قشنگ تموم میشد
-فردا اتاق رو کی تحویل میدیم؟
-ساعت ۱۲
-بعدش چیکار میکنیم؟
-میریم جاده چالوس هم می گردیم هم سوغاتی میخریم نظرته؟ نمیشه که اولین سفر دست خالی برگردیم
-پس از الان ۱۲ ساعت وقت داریم
-برای چی؟
-برای اینکه ۶۵ روش باقی مونده رو پیاده کنیم
-خوشم میاد کمم نمیاری
-بد مگهههه
-نه واقعا عالیهههه که همه جوره پایمی و سیر نمیشی حالا خوشگل خانومم کدومش رو بیشتر دوست داشتی؟
-پاشو بریم بهت بگم
وقتی اومدیم تو اتاق اول لباسای علی رو در آوردم بعد هم لباس خودم علی هم با خنده بهم خیره بود و منتظر دیدن حرکات من
آروم هلش دادم سمت تخت و وقتی روی تخت دراز کشید رو بدنش دراز کشیدم و لباشو خوردم آروم پایین تنه ام رو روی بدنش حرکت میدادم
کمکم برجستگی آلتش رو حس میکردم و آروم با بوسههای ریز سمت پایین بدنش رفتم و آروم با زبونم آلتش رو تحریک میکردم
-سارا بچرخ رو بدنم
کاری که گفت رو انجام دادم حالا علی مشغول زبون زدن و مالوندن اندامم بود و من هم مشغول میک زدن آلتش
هر چی با شدت بیشتری میخوردم اون هم متقابلا با شدت بیشتری میک میزد که یه دفعه از روی بدنش بلند شدم از حرکتم غافلگیر شده بود
-چی شدی تو؟
-گزینه جذاب تر رو میخوام
روی بدنش نشستم دو تا پام دو طرف بدنش بود و علی آروم آلتش رو داخل بدنم کرد تو این حالت بیشتر از تجربه صبح تو جکوزی حال میداد و من کاملا با بالا پایین شدن رو تنش آلتش داخل بدنم حرکت میکرد و صدای آه و ناله جفتمون درومده بود علی سینههام رو فشار میداد و منم روی تنش حرکت میکردم تا ارضا شدم و دیگه جونی برای حرکت نداشتم بیحال روی بدنش افتادم که آلتش از بدنم خارج شد و علی قربون صدقم میرفت و آروم منو از بغلش کشید پایین روی تخت دمر خوابوندم
تمام کمرم رو لیس میزد و باسنم رو آروم فشار میداد یه بالشت زیر شکمم گذاشت
-فنچولم دوراهی سختیه دو تا سوراخ جذاب جلومه تو کدومو دوست داری
-قطعا سوراخ جدید
-جوووونم به این راحتیا سیر نمیشی تو
در حین حرف زدن آروم آلتش رو فرو کرد داخل و یه لذت عجیبی رو تجربه میکردم تو این حالت قسمت عجیبی داخل اندامم لمس میشد که لذتش فوق العاده بود علی انقدر به حرکتش ادامه داد تا ارضا شد و آبش رو روی کمرم خالی کرد
و بی حرکت روم خوابید
نای تکون خوردن نداشتیم علی بدنمون رو با دستمال پاک کرد و به محض اینکه تو بغلش رفتم نمیدونم چجوری انقدر عمیق خوابم برد با وجود اینکه بعدازظهر هم دو سه ساعت خوابیده بودیم و لذتبخشترین خواب رو کنار عشقم تجربه کردم
با تاکید زیاد علی همه لباسایی که توی عکسای سفر قبلی تنم بود رو برداشتم همراه با چندتا ست جذاب سکسی که مامان تو این هفته برام خریده بود و بابتش کلی خجالت کشیده بودم و چند لباس راحتی و یه لباس خواب خیلی جذاب
علی قرار بود ساعت ۴ بیاد دنبالم و ازم خواسته بود موهام رو کامل سشوار بکشم و لوازم آرایشم رو کامل بردارم
وقتی رسید اومد بالا خوش و بشی با همه کرد و با برداشتن وسایلم مثلا ما راهی شدیم سمت تنکابن تاکید کرد منطقهای که میریم بخاطر جنگلی بودنش آنتن نداره که نگرانمون نشن و خودمون حتما باهاشون در تماس هستیم
تو آسانسور خیلی کوتاه لبامو بوسید و سوار ماشین شدیم
-نمیگی کجا میریم
-واقعا هیچ حدسی نزدی
-نه واقعا جای متفاوت تو تهران کجا میتونه باشه
با پیچیدنش تو بلوار پیام فهمیدم که فانتزی خودش رو عملی کرده
قبلا بهم گفته بود که دوست داره بعد از عقدمون چند روز تو یکی از اتاقای خاص یکی از بهترین هتلهای تهران با هم باشیم فکر نمیکردم عملیش کنه
-دیوونه چقدر هزینه کردی برا اینجا
-تو کاری به این چیزا نداشته باش فقط دوست دارم یه خاطره خیلی خاص برای همیشه تو ذهنمون بمونه اینم بذار جبران جشن عقدی که بخاطر شرایط مسافت نتونستم برات بگیرم
کارش برام بینهایت ارزشمند بود و تو دلم کلی قربون صدقش رفتم
رسیدیم هتل و یکی از خاص ترین سوییتها رو رزرو کرده بود و قبل از اومدن دنبالم خودش اتاق رو تحویل گرفته بود
-چرا اتاق رو زودتر تحویل گرفتی؟
-میفهمی حالا عجله نکن
وقتی تو اتاق رفتیم باورم نمیشد تمام فضای اتاق با گل رز سفید که من عاشقشم دیزاین شده بود همون لباسی که برای بله برون پسندیده بودم رو خریده بود با کفش ستش و یه سرویس طلای جذاب به شکل پروانه
تو تمام مدتی که من محو تماشای کارهایی که انجام داده بود، بودم از پشت محکم بغلم کرده بود و روی موهام رو میبوسید
-خانم خوشگلم زودی آرایش کن و لباست رو بپوش قرار عکاس بیاد ازمون کلی عکسای قشنگ بگیره
تو بغلش چرخیدم و لبامو روی لباش گذاشتم و بدون اینکه بخوام اشکم دراومد
-دورت بگردم چرا گریه میکنی
-تو بذار رو حساب ذوق زیاد
-من دوست دارم تو همون بچه تخس وار که جیغ جیغ میکنی ذوق کنی نه اینطوری
همونطور که بغلم کرده بود لب تخت نشست و منو روی پاش نشوند با پشت دست آروم اشکامو پاک میکرد و لبامو میخورد
-هیچ وقت دوست ندارم چشماتو اشکی ببینم حتی از ذوق
حالا هم پاشو سریع حاضر شو تازه تراس رو ندیدی
-لازم نبود اینقدر خودت رو به زحمت بندازی
-لازمه نفسسسممم شبی که قرار تمام و کمال مال من بشی خیلی خیلی خاص باید برگزار بشه
توی تراس سوئیت هم تاب با حریر سفید دیزاین شده بود و کلی شمع برای عکسای شب توی تراس بود
بعد شستن دست و صورتم آرایشم رو انجام دادم با کمک علی موهام رو بالای سرم جمع کردمو یه مدل خیلی جذاب بسته شد لباسامون رو پوشیدیم و با آتلیه هتل تماس گرفت برای اومدن عکاس
اون پیرهن جذاب با کفشای ستش و آرایشی که داشتم تو تنم فوقالعاده بود علی هم یه کت و شلوار مشکی با یه پیراهن بنفش کمرنگ ست لباسم تنش بود و منتظر رسیدن عکاس بودیم
-این لباس رو هم فقط برای من میپوشی
-حتما عزیزدلممم
با حضور عکاس توی اتاق و پوزهای مختلف کلی عکسای جذاب گرفتیم و با تاریک شدن هوا هم عکسای فوقالعادهای توی تراس گرفتیم و قرار شد تا پس فردا که هتل هستیم فایل کامل عکسها رو بهمون بدن
بعد رفتن عکاس لبامون تو هم گره خورد دستم رفت برای باز کردن دکمه پیراهن علی که دستمو گرفت
-گفته باشم اول باید کلی باهام برقصی بعد شام بخوریم بعد میرسیم به اون چیزی که الآن میخوای ( داشت ادای خودمو توی شب تولدش در میاورد که داستانش رو براتون در عاشقانه های سارا و علی ۴ تعریف کردم)
-چه خوب همه چی هم یادت میمونه
-بله گذاشته بودم به وقتش جبران کنم
آهنگ ملایمی گذاشت و کنار هم میرقصیدیم
-اینجا رو دوست داری؟
-همه چی خیلی عالی و رویاییه مرسی عزیزم علی من دوست دارم عکسامون رو به همه نشون بدم خیلی ناز شدن
-بعدا نشون میدیم میگیم برا فرمالیته انداختیم خوبه؟
-خوبه که برا همه چی راه حل داری
-همه چی چاره داره جز اینکه تو کنارم نباشی
خودمو تو بغلش جا کردمو علی محکم بغلم کرده بود و لبامو میخورد و آروم دستش کمر لختم رو نوازش میکرد
-الان که فکرشو میکنم من خیلی هم در برابرت صبور نیستم بعدا میتونیم برقصیم شامم نخوردیم اشکال نداره
دستش سمت زیپ پیرهنم رفت و با باز کردنش کامل از تنم در اومد و کاملا لخت جلوش بودم
آروم دکمههای پیرهنش رو باز کردمو آروم آلتش رو از روی شلوار میمالوندم علی لباساش رو کامل درآورد و من بخاطر کفش پاشنه بلندم تقریبا هم قدش بود و بدون اینکه خم بشه لبامو میخورد و تمام بدنم رو با ولع خاصی لمس میکرد و فشار میداد
-رو تخت یا تو جکوزی؟
-الآن رو تخت بعدش تو جکوزی
-دوست دارم که دست رد به هیچ پیشنهاد سکسی نمیزنی
-بنظرت امشب شب خیلی خاصی نیست؟ ( کنایه حرفمو فهمید)
-چرا اتفاقا هست آوردمش هم الآن دوست داری بخوریم یا راند بعدی؟
-راند بعدی
با شنیدن حرفم تقریبا رو تخت پرتم کرد و تمام بدنم رو حریصانه می بوسید و می مکید بعد از ده روز دوری از هم لذت این بودن و درهم پیچیدن فوقالعاده بود
کاملا روی بدنم خوابیده بود و با خوردن سینههام آلتش روی اندامم حرکت میکرد و منو بیشتر بیتاب میکرد تمام بدنم رو غرق بوسه کرد
تمام بدنم رو سینههام شکمم رون پام ساق پام همه جا رو میبوسید و میمکید به جز اندامم و من رو به مرز جنون رسونده بود
اولین زبونی که به اندامم زد تمام بدنم به وضوح لرزید و با صدای بلند ناله میکردم
-جووووونم سکسی من یه ذره یواش تر
-علی میخوامت بیا روم
-اونم بوقتش
دوباره زبونش رو روی اندامم حرکت میداد از بالا تا پایین رو کاملا لیس میزد و نقطه حساسش رو میمکید و تا مرز ارضا شدنم ادامه داد قبل خوابیدن روم یه ملافه چند لا زیر باسنم گذاشت و آروم روم دراز کشید لبامو میخورد و سینههام رو فشار میداد و آروم آلتش رو روی اندامم حرکت میکرد
-هر موقع احساس کردی داری اذیت میشی بهم بگو
-باشه عشقم
آروم سر آلتش رو داخل اندامم فرو کرد برخلاف اینکه خیلی دوست داشتم سکس کامل داشته باشیم الان استرس داشتم و بدنمو کامل منقبض کرده بودم و علی کاملا متوجه شد آروم سر آلتش رو داخل بدنم بازی میداد و بهم زمان داد تا بدنم آماده بشه لذت زیادش باعث شده بود بدنم رها بشه
آروم روی بدنم دراز کشید و با چند حرکت آروم آلتش داخل اندامم جا گرفت یه درد شدید همراه با لذت داشت در کنار نالههای از سر لذت جفتمون
دردش باعث شد تا بازوی علی رو محکم فشار بدم
-آیییییی علییییی
-جونممم الان اوکی میشه میخوای درش بیارم
-نه هیچ کاری نکن
-دورت بگردم فقط حال کن الان اوکی میشه
نفسم بالا نمیومد از درد لبای علی روی لبام نشست و آروم شروع به حرکت کرد
-جووووون چقدر تنگه لامصب چه حال عجیبی داره خوبی قربونت برم
-اهههه عشقم فقط یکم درد داره ولی حسش عالیه
-خانمم مبارکت باشه
نمیدونم چرا از حرفش خجالت کشیدمو سرمو تو سینهاش قایم کردم
-ببینمت تو رو فنچول من
علی خیلی آروم حرکت میکرد و لبامو میخورد و سینههام رو آروم میمالوند سنگینی بدنش رو از روی بدنم برداشت و با فاصلهای به بدنامون داده بود شدت حرکتاش تندتر شده بود و صدای نالههای مردونش منو از خود بیخود میکرد
حس درد خیلی کمتر شده بود و کمی سوزش داشت ولی لذتش از همه تجربههامون متفاوتتر بود
علی همزمان با حرکت آلتش نقطه حساس بدنم رو میمالید که من با شدت زیادی ارضا شدم و باعث شده بود حرکت علی با صدای زیادی همراه باشه و در نهایت علی هم ارضا شد و کامل آبش رو داخل اندامم خالی کرد که این بخشش از همه لذتبخشتر بود حرکت آلتش داخل بدنم و اون حس داغی که خروج آبش داشت باعث شد تا من هم دوباره به اوج برسم
روی بدنم خوابیده بود و هر جای بدنم که جلوش بود رو میک میزد و آروم آلتش از اندامم خارج شد
-خوبی قربونت برم ؟
-اووهووومممم چقدر فوقالعاده بود علی بازم میخوام
-بذار نفست بالا بیاد سکسی من چشم گفتم که قرار به ۷۰ روش پارهات کنم این تازه اولیش بود
پاشو عشقم یه ذره راه برو ببینم درد داری یا نه؟ اگر لازمه تا دیر نیست بریم دکتر
وقتی از تخت اومدم پایین لگنم به شدت درد داشت ولی قابل تحمل بود و ملحفه زیرمون هم خونی بود هم بخاطر ارضا شدن جفتمون کاملا خیس بود یه کم که راه رفتم و علی خیالش راحت شد اوکیم با همدیگه رفتیم حموم
داخل حمام بدنم رو می شست و قربون صدقم میرفت بعد از بیرون اومدنمون شام رو سفارش داد بیارن اتاق
تا شام آورده بشه من روی پاش نشونده بود و نوازشم میکرد
-مطمئن باشم حالت اوکیه
-آره عشقم خوبم خیالت راحت فقط نگران اینم که آبت رو داخلش ریختی
-قربونت برم نگران نباش قرص گرفتم آخرشب بخوری خدایی تو اولین تجربه نه دوست داشتم کاندوم بذارم نه بیرون ارضا شم دلم همه چی رو با هم میخواست
-واااای علی عالی بود عشقم
-اون ست هم هدیه شما بود برای این حس فوقالعادهای که کنارت دارم همسرمممم
( برای اولین بار بود که واژه همسرم رو به کار میبرد و من از شنیدنش غرق لذت بودم)
شام رو آوردن و من داخل اتاق بودم تا میز چیده بشه از این فرصت استفاده کردمو یه لباس خواب حریر صورتی که مامان برام خریده بود رو پوشیدم یه کوچولو آرایش کردمو و موهامم باز کردم تا دورم باشه علی به محض باز کردن در اتاق جا خورد و جلوی در متوقف شد
-الآن غذا رو بخورم یا تو رو؟
-غذا رو چون من خیلی گشنهام
-بپر تو بغلم ببینم فنچولم
لبامون تو هم گره خورده سمت میز رفتیم و مشغول خوردن غذا شدیم با خونه تماس گرفتم و اطلاع دادم که نزدیک هتلیم و از اینجا به بعد آنتن نداریم تا خیال مامانینا راحت باشه بعد از قطع کردن گوشیا خاموش شد تا فقط برای خودمون باشیم
وسط خوردن شام علی از اتاق شیشه شراب رو آورد و برای هر کدوممون کمی ریخت بعد از شب تولدش بار دومی بود که باهم شراب میخوردیم بعد از خوردن شام روی تخت بین دو تا پاهاش نشسته بودم و کمرم کاملا بهش چسبیده بود و پاهاش دو طرف بدنم بود حرف میزدیم و میخندیدیم و علی آروم سینههام رو لمس میکرد کمکم متوجه برجستگی آلتش شدم و آروم باسنم رو بهش فشار میدادم بدن جفتمون داغ داغ بود و نمیدونم پیک چندم رو میخوردیم فقط مطمئن بودم علی بعد از خوردنش دیرتر ارضا میشه و اینو دوست داشتم لیوانم بردم کنار تخت تا برام بریزه
-برا امشب بسه دیگه عشقم میخوام هوشیار باشی میکنمت
-هوشیارم دیگه تقصیر توعههه شروع نمیکنی
-چششم لباتو بده ببینم همسسرم
لیوان رو روی پاتختی کنار تخت گذاشت و لبامون تو هم گره خورد
با دو دستش سینههام رو فشار میداد و آروم نوک سینهام رو میکشید پاهام رو روی پاهاش انداختم و با این حرکت پام کاملا باز شد علی همونطور که در حال خوردن لبام بود یه دستش وسط پام رفت و آروم اندامم رو به بازی گرفت
-خوبی؟ درد نداری؟
-نه عالیه عشقم فقط بمالش
-نه دیگه مالوندن برا قبل بود الان گزینه جذابتری داریم
از روی تخت بلند شد لباسش رو درآورد روی بدنم دراز کشید آروم آلتش روی اندامم مالیده میشد و سینههام رو میک میزد
-علی بکن توش دیگه
با لذت تو چشمام زل زده بود با دستش آروم آلتش رو فشار داد داخل
-اهههههههه آییییییی
همونجا ثابت نگه داشت
-درد داری عشقم؟ درش بیارم
-نه علی میخوامش فشارش بده
-جوووون سکسی من
آروم آلتش رو حرکت میداد تا کامل توی اندامم جا گرفت
احساس میکردم هر لحظه آلتش داره توی اندامم بزرگتر میشه علی آروم حرکت میکرد و قربون صدقم میرفت
تمرکز جفتمون روی لذت بردن از حرکت آلتش داخل اندامم بود و هیچ حرکت اضافهای نمی کردیم فقط صدای نالههای سرخوشانه من و علی بود و صدای حرکت آلتش و خوردن بدنامون بهم
نمیدونم چقدر تو این حال بودیم که بدنم لرزید و من ارضا شدم و علی همچنان به حرکتش ادامه میداد و هیجانش خیلی بیشتر از قبل بود
-واااای سارا دهنت سرویس چه کورهای درست کردی الان ارضا میشم
-نه علی میخوام هنوز الان نیا
آلتش رو با شدت از بدنم خارج کرد و لبامو حریصانه میک میزد و سینههام فشار میداد چنان با ولع سینهام رو میک میزد که تمام هاله دور سینهام برای اولین بار خون مرده شده بود
کمی به بدنش فاصله داد و یه دفعه کل آلتش رو فرو کرد داخل بدنم نفسم بند اومده و علی با شدت حرکت میکرد که من برای بار دوم ارضا شدم و همچنان تکون خوردن بیش از حد آلتش صدای ناله سرخوشانهاش نشون میداد که اونم ارضا شده
چند دقیقه بیحرکت روم افتاده بود و فقط نفس نفس میزدیم بعد چند دقیقه از جاش بلند شد و قرص رو برام آورد و خوردم و بعد کنارم دراز کشید و منو کشید تو بغلش تمام بدنم و نوازش میکرد و قربون صدقم میرفت تا تو بغل هم خوابمون برد
با حس اذیت شدن چشمام از شدت نور چشمام رو باز کردم و با یادآوری دیشب یه لبخند جذاب روی لبم نشست ساعت حدود نه بود و باید برا صبحانه میرفتیم
برای بیدار کردن علی آروم روی لباش رو میبوسیدم و با حرکت چشماش میدونستم که بیدار ولی چشماش رو باز نمیکنه
آروم روی لباش زبون کشیدم و بعد چند بار تکرار لبام بین لباش اسیر شد و با ولع لبامو میمکید منو کشید روی بدنش و دستاش دورم قلاب شد
وقتی لبامون جدا شد چشماش باز کرده و شیطون زل زده بود بهم
-پاشو بریم دوش بگیریم بریم صبحونه بخوریم من گشنمه
-من که صبحونم رو دارم میخورم و لباش دوباره چسبید به لبام
بعد چند دقیقه وول خوردن تو هم از تخت دل کندیم و دوش گرفتیم و بعد خوردن صبحانه دوباره خزیدیم تو اتاق
علی از اتاق سوئیت صدام میکرد و منتظر بود برم پیشش
داخل جکوزی نشسته بود و کنارش کلی خوراکی و شیشه شراب بود بدو بیا تو بغلم که تا نهار قشنگ چهار پنج ساعت کنار هم عشق کنیم
لباسام رو کامل درآوردم رفتم داخل اب و بین پاهاش نشستم به محض چسبیدن بدنامون بهم لبامون تو هم گره خورد توی آب بدنامون لیز میخورد و تا جایی که میتونستم بدنم رو بهش فشار میدادم
علی به شدت لبامو میخورد و باسنم رو فشار میداد کنار هم نشسته بودیم قربون صدقه هم میرفتیم و از جریان آب لذت میبردیم کل خستگی دیشب از بدنمون بیرون رفته بود علی لیوانا رو کمکم پر کرد و با خوراکیها آروم شراب رو میخوردیم تو یه حال خوشی بودم و دوباره دلم سکس میخواست دستمو رفت سمت آلت علی و آروم میمالوندمش تا جایی که کامل سیخ شد و آماده برای اینکه پارهام کنه
-خوشگلم پاشو بیا تو بغلم روی پام بشین
روی پاهاش نشستم و دو تا پام دو طرف بدنش بود و اندامم کامل مقابل آلتش بود بدنم تا زیر سینههام از آب بیرون بود و علی با ولع سینههام و میک میزد من موهاش رو نوازش میکردمو سرش رو با دستم فشار میدادم به سینههام
آروم با دستش باسنم رو بلند کرد و آلتش رو خیلی آروم داخل اندامم فرو کرد
تو این حالت کلفتی آلتش رو بیشتر حس میکردم و با حرکت آروم باسنم آلتش داخل بدنم تکون میخورد
-آهههههه سارا حرکت نکن یه ذره نمیخوام زود ارضا شم
با دستش محکم باسنم رو گرفته بود و من رو به خودش فشار میداد انقدر لذتش زیاد بود که دوست داشتم باسنم رو تکون بدم تا بیشتر آلتش رو حس کنم همزمان با خوردن لبام آروم باسنم رو بالا و پایین میکرد و آلتش کامل داخل اندامم حرکت میکرد
نمیدونم چقدر گذشت که علی من رو روی لبه بیرونی جکوزی نشوند و با ولع اندامم رو میک میزد انقدر اندامم رو خود تا من ارضا شدم و به محض ارضا شدنم داخل جکوزی روی زانوهاش نشسته بود و با شدت آلتش رو داخل اندامم حرکت میداد و سینههام و لبم رو میک میزد
همزمان با حرکت علی دستم روی اندامم نشست و مشغول مالوندن خودم شدم و با حس ارضا شدن من علی هم چند بار آلتش رو تا انتها فرو کرد و در نهایت موقع ارضا شدن آبش رو روی سینه هام ریخت صحنه جذابی بود و بعد تموم شدنش دو تایی توی جکوزی فرو رفتیم و من دوباره تو بغلش رفتم
تو این لحظه فقط آرامش محض بود و احساس میکردم وقتی تو بغلشم دیگه هیچی از زندگی نمیخوام
اون روز هم فقط به تو بغل هم بودن و خوابیدن و دو راند سکس جذاب دیگه و خوردن گذشت تا شب
شب برای انتخاب عکسامون برای چاپ رفتیم آتلیه هتل
عکسا رو انتخاب کردیم بعد هم رفتیم برای شام
تا حدود ساعت ده تو رستوران بودیم و بعدش اومدیم توی اتاق
علی تمام شمعهای تو تراس رو روشن کرده بود و دوتایی روی تاپ نشسته بودیم و از جذابیتهای زندگیمون صحبت میکردیم و تو بغل هم بودیم لبای همو میخوردیم و علی تمام بدنم رو نوازش میکرد و تو گوشم تا میشد حرفای عاشقونه میزد و من رو بیشتر از انتخابم مطمئن میکرد
دوست داشتم زمان متوقف میشد و تو همین حال و هوا برای همیشه میموندیم ولی فردا این رویای قشنگ تموم میشد
-فردا اتاق رو کی تحویل میدیم؟
-ساعت ۱۲
-بعدش چیکار میکنیم؟
-میریم جاده چالوس هم می گردیم هم سوغاتی میخریم نظرته؟ نمیشه که اولین سفر دست خالی برگردیم
-پس از الان ۱۲ ساعت وقت داریم
-برای چی؟
-برای اینکه ۶۵ روش باقی مونده رو پیاده کنیم
-خوشم میاد کمم نمیاری
-بد مگهههه
-نه واقعا عالیهههه که همه جوره پایمی و سیر نمیشی حالا خوشگل خانومم کدومش رو بیشتر دوست داشتی؟
-پاشو بریم بهت بگم
وقتی اومدیم تو اتاق اول لباسای علی رو در آوردم بعد هم لباس خودم علی هم با خنده بهم خیره بود و منتظر دیدن حرکات من
آروم هلش دادم سمت تخت و وقتی روی تخت دراز کشید رو بدنش دراز کشیدم و لباشو خوردم آروم پایین تنه ام رو روی بدنش حرکت میدادم
کمکم برجستگی آلتش رو حس میکردم و آروم با بوسههای ریز سمت پایین بدنش رفتم و آروم با زبونم آلتش رو تحریک میکردم
-سارا بچرخ رو بدنم
کاری که گفت رو انجام دادم حالا علی مشغول زبون زدن و مالوندن اندامم بود و من هم مشغول میک زدن آلتش
هر چی با شدت بیشتری میخوردم اون هم متقابلا با شدت بیشتری میک میزد که یه دفعه از روی بدنش بلند شدم از حرکتم غافلگیر شده بود
-چی شدی تو؟
-گزینه جذاب تر رو میخوام
روی بدنش نشستم دو تا پام دو طرف بدنش بود و علی آروم آلتش رو داخل بدنم کرد تو این حالت بیشتر از تجربه صبح تو جکوزی حال میداد و من کاملا با بالا پایین شدن رو تنش آلتش داخل بدنم حرکت میکرد و صدای آه و ناله جفتمون درومده بود علی سینههام رو فشار میداد و منم روی تنش حرکت میکردم تا ارضا شدم و دیگه جونی برای حرکت نداشتم بیحال روی بدنش افتادم که آلتش از بدنم خارج شد و علی قربون صدقم میرفت و آروم منو از بغلش کشید پایین روی تخت دمر خوابوندم
تمام کمرم رو لیس میزد و باسنم رو آروم فشار میداد یه بالشت زیر شکمم گذاشت
-فنچولم دوراهی سختیه دو تا سوراخ جذاب جلومه تو کدومو دوست داری
-قطعا سوراخ جدید
-جوووونم به این راحتیا سیر نمیشی تو
در حین حرف زدن آروم آلتش رو فرو کرد داخل و یه لذت عجیبی رو تجربه میکردم تو این حالت قسمت عجیبی داخل اندامم لمس میشد که لذتش فوق العاده بود علی انقدر به حرکتش ادامه داد تا ارضا شد و آبش رو روی کمرم خالی کرد
و بی حرکت روم خوابید
نای تکون خوردن نداشتیم علی بدنمون رو با دستمال پاک کرد و به محض اینکه تو بغلش رفتم نمیدونم چجوری انقدر عمیق خوابم برد با وجود اینکه بعدازظهر هم دو سه ساعت خوابیده بودیم و لذتبخشترین خواب رو کنار عشقم تجربه کردم
اولین تجربه سکس کاملمون و کلا خاطره این سه روز مطمئنم تا آخر عمر یکی از جذابترین خاطرههامون برامون میمونه و این سه روز خاطره انگیز و سکسی تمام شد و ما برگشتیم به روتین زندگی تا زندگی جدیدمون رو بسازیم
شب و روزتون هات و جذاب و سکسی باشه
نوشته: سارا