دوست زنم رو کردم

سلام، فقط امیدوارم از داستانم خوشتون بیاد و من فحش ندین چندسال پیش خانمم کلاس ایروبیک میرفت، تو باشگاه با یکی از خانمهای خوش اندام دوست شد که به قول خانمم میگفت بهترین ورزشکار باشگاه بود، خیلی ازش تعریف میکرد و میگفت دوست داره هیکلش مثل اون بشه، البته خانم من هم خوش استیل بود ولی خب خانوما مرغ همسایه رو غاز میبینن

بعد یه مدت اونا باهم دوست صمیمی شدن و اکثر روزا میومد خونه ما تا شوهرش از سرکار بیاد ببرتش، اوایل سعی میکرد زیاد نمونه و بره تا اینکه من دیدمش، تمام تعاریفی که خانمم ازشش کرده بود یه طرف اون چیزی که من دیدم یک طرف، واقعا خوش هیکل بچد انگار خدا بدن اینو نقاشی کرده بود، هنوز من زن به این زیبایی ندیدم، چیزی که بیشتر جلب توجه میکرد تناسب اندامش بود، باهم آشنا شدیم و یواش یواش رفت و آمدها زیادتر شد، از همون نگاه اول ازش خوشم اومد و تمام حرکاتشو زیر ذره بین گذاشتم، کم کم خودش هم متوجه شد که نگاههای عمیقی بهش میکنم، منهم برای اینکه ناراحت نشه ازش تعریغ مبکردم و به شوهرش تبریک میگفتم، البته نه جلوی شوهرش، صمیمیت بیش از حد ما باعث شد که یه وقتایی تو خونه تممرین میکردن و ایرادای همدیگه رو میگفتن منهم که به اصطلاح برام عادی بود حسابی دید میزدم، یه چندباری هم کیرم راست میشد که از ترس اینکه باندم نکنن و تابلو بشم میشستم و خودمو به خواب میزدم و بی حالی و خلاصه از خورده فرمایشات خانمم فرار میکردم، خیلی دلم میخواست دست به رون چ باسنش بزنم، چندبار هم نزدیک بود این کارو بکنم که جلوی خودمو میگرفتم، یه وقتهایی که شوهرش دیر میومد دنبالش روز خوش من بود حسابی حال میکردم، طوری شده بود که نسبت به زن خودم بی احساس شدم و هروقت میخواستم زن خودمو بکنم یاد اون که میوفتادم حسابی زنمو میکردم، تا اینکه یه روز اومدم خونه که دیدم دوست خانمم لباساشو پوشیده و آماده نشسته که بره، من پرسیدم چرا با لباس بیرون نشستید، جایی میخواهید برید. خانمم گفت شوهر دوستش شب دیر میاد و دوستش هم یکسری وسایل میخواد بره از خونش بیاره، از من خواست که ببرم و بیامرمش، انگار دنیارو به من دادن. برای اولین بار من و اون باهم تنها شدیم،

با عجله رفتم ماشینو روشن کردم و اومد نشست و رفتیم خونش، من پایین موندم و گفتم شما برو وسایلت رو جمع کن و بیار، بهم گفت ممکنه کارش طول بکشه، ازم خواست برم بالا یه چیزی بخورم تا اون آماده بشه، من هم از خدا خواسته حرفشو رد نکردمو باهم رفتیم خونشون، بلافاصله یه نوشیدنی آماده کرد و یه بشقاب میوه برام گذاشت و رفت تو اطاق خواب، قلبم داست از جا در میومد، کیرم شق شده بود و داشت تو شلوارم میترکید، دلم طاقت نیاورد و به بهانه دیدن تابلوی روی دیوار از جام بلند شدم و یواشکی رفتم پشت در اطاق، از لای در نگاه کردم یه دفعه دیدم لخت از جلوم رد شد، من که بیشتر وسوسه شده بودم ببینمش آروم درو هل دادم و بیشتر باز کردم ، دیدم دولاشده داره از تو دراورش لباس در میاره، در رو بیشتر باز کردم که یه دفعه سرشو برگردوند و منو دید و یه جیغ کشید اومد به سمت در که من درو باز کردمو و رفتم تو بغلش دهنش گرفتم و دوتایی افتادیم رو تخت، حاضر و آماده بود شروع کردم در گوشش وز وز کردن که دوست دارم بهت علاقه مند شدم، خیلی وقته چشمم دنبالشه و آروم آروم دستمو کردم تو شورتشو شروع کردم لا کسش ور رفتن، اولش مقاومت کرد و پاهاشو جمع کرد ولی یواش یواش شل شد و خودشو تو بغلم ول کرد، همش میگفت باورم نمیشه، منم بهش میگفتم باور کن، این منم الان یه جوری میکنمت که تاحالا کسی نکرده باشت، میگفت توروخدا اگه کسی بیاد الان زنت زنگ بزنه. و هی دلهره داشت، یه لب ازش گرفتم جوری که نتونه حرف بزنه، و افتادم روش و با دو تا دستم پاهاشو بردم بالا و از روی شورت با کیرم میمالیدم به کسش، دیگه حرف نزد و چشاشو بست و دستشو انداخت دور گردنمو لبمو گذاشت تو لبامو میگفت منو سیر بکن، تورو خدا بکن، من شورتشو در آوردمو و با کیرم رو کسش مالیدم حسابی خیس شده بود، با التماس میگفت بکن تو کسم، منم دستشو گرفتم و گذاشتم رو کیرمو بهش گفتم کیر من بزرگتره یا کیر شوهرت اون هم میگفت عجب کیری داری، بکن تو کسم، فشارم بده، منم کیرمو گذاشتم تو کسشو یه دفعه تا ته کردم تو کسش، یه دادی کشید و دستشو گره کرد تو کمرم و میگفت فشار بده،منم کیرمو تا ته کرده بودم تو کسشو با کیرم میچرخوندم، یه کم که توش موند شروع کردم به نلمبه زدن، نزدیک بود آبم بیاد که کشیدم بیرون، گفت چرا در آوردی گفتم داره آبم میاد، آخه با زنم که سکس میکردم وقتی آبم میخواست بیاد برعکس میشدم من زیر میخوابم و زنم میشینه رو کیرمو هم آب خودش میاد هم آب من، بهش گفتم بیا رو من، اومد روی من خوابید و با دستش کیرمو گرفت و گذاشت تو کسش و شروع کرد مالوندن، بدن خیلی سکسب داشت، وقتی ارضاع شد احستس میکردم داره کیرمو میکشه تو کسش، تو همون حالت بود که آب من اومد و افتاد تو بغلم، بعد زد زیر گریه، و منو از خونه بیرون کرد و گفت برو پایین تا من بیام، هیچی دیگه اونشب رو هیچ وقت از یاد نمیبرم، عذاب وجدان دارم بعد از اونشب دیگه با خانمم قطع رابطه کرد و الان سه چهارسالی هست نمیبینمش، امیدوارم منو ببخشه

نوشته: بهزاد

بازدید 7,676

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

37 پاسخ به “دوست زنم رو کردم”

  1. الان افتخار می کنی لاشی هستی؟دوست زنتو که تو کردی،زنتو هم بیار ما بکنیم

  2. تجاوز کرده عذاب وجدان هم گرفته. هنگ هم کرده که چرا ۳ سالی هست ندیده زن رو. خوب خبر مرگت می خواستی واست صبح تا صبح گل بفرسته به شکرانه تجاوزت ؟ ادم لاشی .blum3

  3. دوست زنتو کردی؟خب اگه شوهر اونم بیاد زن تو بکنه خوبه؟مسلما خوشحال میشیپس خیلی لاشی هستیپفیوززززززززززززززززززززززززززززززززز

  4. خوب کونی داستان رو یه جوری بنویس که تابلو نباشه تخیلیهاون جیغ کشید و مقاومت کرد درست بعد یه دقیقه گفت بیا منو بکن و جر بدهمیخوای اینجوری ادامه بیدی ننویسی بهتره

  5. چرا چند وقته خالى بنداى سايت کمرشون شل شدهمثلا مىخان بگن داستان راسته…بابا جم کن

  6. ریدیخوبه خودتم می دونی فحش میخوری چرا مینویسیمن نمیدونم چه لزومی داره می خوای به همه بقبولونی که واقعیهحیف کیر که نثار تو بشه

  7. آفرین موضوع خوبی رو انتخاب کرده بودی ولی آخرش رو خوب جمع نکردی. خوب بود ادامه بده.

  8. بله رضایت باید اولش باشه اگر وسط یا اخرش باشه به این میگند روش یا متد آخوندی

  9. هرچند که واقعی نبود ولی باید امسال تورو از زمین محو کرد ک خودت زن داری بعد ناموس یکیو زوری میکنی!

  10. به نام خدامن با ادب شده ام…ولي اين يكيو 90درصد سعي ميكنم فوش ندم بقيش رو ديگه ادمين ببخشه داستانت رو از سه جنبه بررسي ميكنم :1- 100%غير واقعي و زاده ي تخيلاتت بود2- بفرض كه واقعي بود در اين صورت دوتا كون دادي :اول به زنت خيانت كردي كه برو بميردوم زن شوهر دار كردي و برو بده3- ولي خوب نوشتيش بازم اميدوار شدم به نويسنده هاولي برو فكر آخرتت باش

  11. آخه فحش هم کمه براتریدم تو روحت گمشو با زنت جلق بزززززززززززنکونیییییییییییییییییییجقییییییییییییییییییییییییییییییییییییییبی ناموووووووووووووووووووووس

  12. سلام من اسمم حامد است ومرجان اسم زنم است اینوگفتم که اشتباه نکنید نظر من که خوب کاری کردی که گاییدیش زنی که جلوی یک مرد اونجوری لباس بپوشه وورزش بکنه دلش کیرمیخواد که تو هم بهش دادی دمتگرم حال کردم

  13. گیرم که درست باشه لاشی کس زن مردم گذاشتی بعد که بی حال شدی یادت اومد عذاب وجدان بگیری؟ ننه گوزی

  14. من تازه اومدماین لاشی همش کسشعرنوشته بودحاصل اب کیرش بوداین ادمین بگوبیاد راهنمایی کنه گندنزنم توبکن تویaggressive

  15. التماس؟التماس مي كرد بكنيش؟نكنه فكر كردي جرج كلوني هستي؟در ضمن حقته كه زنتم با دوستت برن رو تخت بعد زنت به دوستت التماس كنه يه جوري منو بكن كه هيچكي نكرده

  16. ای کیر ِ سگِ دی جی حسین فسنقری تو کون پاره ت ، مگه به کیرت آرمیچر وصل کردی ؟! توله سگ ملجوق با کیر چرخوندن یعنی چیییییی؟!

  17. دو موردو نیستم,سکس با محارم و تجاوز…بماند که بعضی از خانومها و آقایون از سکس خشن خوششون میاد,که قابل درکه ولی تجاوزو…نیستم.داستان هم که واقعیت نداشت…چند چندیم الآن؟wacko

  18. نمیدونم واقعی بود یا نه ولی خیلیا هستن دوس دارن بدن ولی ی جورایی دوس دارن بزور باشه و بمیلشون نباشه تا زیاد عذاب وجدان نداشته باشن البته اینم بگم که نه اینکه هرکسی زور کنشون کنه بعضی ها رو دوس دارن که زورکنشون کنه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید