این اولین کون دادن رسمی من بودبعدازاون هم یه بارخونه فامیلهام بودم پسرهمسایشون خیلی بهم نظرداشت بهم بندکرده بودبه کونم نیگامیکردتاخم میشدم میدیدم زوم کرده روکونم اونم یه روزخونش خالی بودسوم راهنمایی بودم بهم گفت بیاخونمون باهم تلویزیون نیگاکنیم بعدمنو برد آشپزخونه دوتاموزدرآوردخوردیم ازیخچال بعدشلواروشورتمو کندتو کونم گذاشت وای اولین باربودداغی یه کیرخوش تراش وخوردنی روتو کونم حس میکردم چه لذتی داشت بعدشم بایه کیسه فریز کیرشو دراوردآبشو ریخت روش این باردوم بوددیگه حسابی واردشدم ولذت میبردم ازاین کاربعدهم باپسرعموم ازاول دبیرستان رابطه گی داشتم تاموقع سربازی توسربازی هم چندبارمنو تو آسایشگاه وتوحموم کردن بعدهم برگشتم کلاس تقویتی برادانشگاه میرفتم بایه پسرخوش تیپ آشناشدم که سه سالی بااون هم رابطه داشتم خلاصه هرکس ازپشت به کونم میچسبوندازروشلوارتو کوچه خیابون یه حسی بهم دست میداد نوک سینه هام ودولم تیرمیکشید ولذت میبردم ولی غیراینامسئله دیگه اینه که تو خانواده وزندگیم همیشه درایجادارتباط بادخترهای فامیل پدرومادرم تربیت جنسی خوبی برایم نداشتن یعنی به هرشکلی میخواستم رابطه بادخترهای فامیل حالا صحبت کنیم یاباهم بیرون بریم یاباهم درس بخونیم همیشه مادروپدرم سنگ مینداختن توکارومانع میشدن وروشهوت جنسی و میلم به جنس مخالف اینطوری سرکوب میشدیامثلا تو مهمونی چون پسرخوش تیپی هستم وقتی بادخترهای فامیل یامثلا بادختردوست دخترعموم میرقصیدیم دختره به دخترعموم میگفت شماره پسرعموتو بگیر بهم بده زن عموی جندم میامد مداخله میکرد و بادخترعموی لاشیم مانعم میشد البته تو محیط کوچه خیابون دوست دخترداشتم ولی بخاطراین مسائل وچشیدن لذت کیرداغ توکونم دیگه میل به سکس بادختروزن نداشتم وفقط حرف میزدیم ودوست بودیم حتی یه سال یکی ازدخترهای دوستای خانوادگیمون که ازدواج کرده بودوبعدجداشده بودازشهرستان اومدن مهمانی خونمون شب موندن دختره خیلی میل داشت باهام سکس داشته باشه خواهرشم بودکه باهاش می اومدازحرفاشون ولاس زدناشون مشخص بودکه بهم تمایل دارن خلا صه اینکه اینطورایجادمحدویت وسرکوب میل جنسی پسرخانواده که درست نیس که پدرومادرکس مغزمن درموردمن اینطورعمل کردندراهی بازمیکنه برای شخص جهت تمایل به جنس موافق ایجادمیکنه که ازاون طریق میلشو ارضا کنه وطوری شددرمسیرزمان که بادیدن پسرهای خوش تیپ وچهارشونه یادیدن کیرشون وموهای سینشون سریع حشری میشم ودوس دارم بدم بهشون یاتوفیلمهای سکس که میبینم مردهاباپسرهایازنپوشها حال میکنندواوناکیرهای خوشگل مردهاروساک میزنن یاحال کردن دوجنسه ها که تو کون مرداوپسرهامیذارن رومیبینم کیف میکنم و از داشتن رابطه و سکس و دادن به مردها و مخصوصا دوجنسه ها عشق میکنم. ازپوشیدن سوتین شورت وجوراب مشکی شیشه ای بالای زانو خیلی لذت میبرم وقتی خودمو توآینه باهاشون میبینم و دوس دارم با لباس زیر و آرایش زنانه فقط به دوجنسها و مردها بدم و مفعول باشم و فقط ازدادن لذت میبرم حموم میرم از تراشیدن موهای کون و پاهام و اندامم کیف میکنم که سفیدی تن هلوم میزنه بیرون و آماده برای یه کون کردن حسابی میشه.
امیدوارم ازاین داستان واقعی وشرح حال لذت برده باشید منتظرنظرهای خوبتون. تشکر.
نوشته: عزت طلا
9 پاسخ به “دلیل گی شدن من”
داستانت خیلی کیری بود وقتمو گرفتی
نصف ایران کردنت ک
میدونی کسی به تخمشم نیست که چرا گی شدی؟
عزت طلا!کونی با نام عزت نشنیده بودیم که به لطف یه جقی دیگه اونم شنیدیم
تجاوز و سرکوب و اینا هیج ربطی بع گرایش جنسی ندارهاز کسشعر هایی که گفتی فقط ژنتیک درست بود که البته تو اون موردم این که گفتی اگه یکی از اعضای خانواده گی باشه ممکنه تو هم باشی چرندی بیش نیست .همنسگراها بخاطر یه سری تداخل هورمون به وجود میان و بس…
هر گرایش جنسیای، حالا طرف میخواد همجنسگرا، دگرجنسگرا، دوجنسگرا، هیچجنسگرا، همهجنسگرا یا هر چیز دیگهای باشه، نتیجهی عوامل ژنتیکی، زیستشناختی، روانی و اجتماعیه (البته اتفاق نظر بر اینه که عوامل ژنتیکی و زیستشناختی بیشترین تأثیر رو دارن).والا من هیچوقت «اندام سکسی و باسن برجسته» نداشتم و از 14سالگی سبیل داشتم. خدا رو شکر تجربهی دستمالی و تعرض هم که اکثر بچهها، چه پسر و چه دختر، دارن. ولی آخرشم گی از کار دراومدم. توروخدا چیزای بیربط (مثل تجاوز در کودکی و همجنسگرایی) رو با استدلالهای دمدستی به هم مرتبط نکنین.
اینجور که نوشتی الان کونت باید اتوبان ساوه باشهاز نوشتت مشخصه فقط من نکردمت
گی بودن بد نیست. یک گی نیازی هم به سرزرنش کردن خودش نداره آدم. منتهی تجاوز کردن بده. امیدوارم به این جماعت کیر به دست حشری یه روزی بشه فهموند که این بچه اگر قشنگه دست خودش نیست و طبیعت یک ترکیب تصادفی زیباد آفریده. تو بایداینقدر شعور داشته باشی که به خودت اجازه ندی زندگی یک عمر یک انسان رو قربانی یک هوس چند لحظه ای خودت کنی.
کاملا واقعی بود