حس وفادار گی (۱)

اولین بار ۲۱ سالم بود که فکر تجربه کردن مفعولی اومد تو ذهنم ، دوست دختر و دوست زن هم داشتم اما داستانهای گی و فیلماش مغزمو گاییده بود ، شهوت بهم غلبه کرد و از طریق چت یه پسر همسن پیدا کردم ، بدنمو کاملا شیو کردم و با توافق برای ساک و لاپایی رفتم خونشون ، اینقدر اون مدت فیلمای گی و مخصوصا زنپوشی نگاه کرده بودم و خودمو مفعول زنپوش تصور کرده بودم که احساساتم کاملا زنونه بود ، رفتم تو کوچشون و اولین بار از نزدیک دیدمش و رفتیم داخل ، خونه سازمانی بود ، خونه خالی بود از تمام وسایل ، ماشینامون تو حیاط پارک بود ، رفت از تو صندوق عقب ماشینش یه حصیر و موکت آورد و یه دستمال کاغذی و روغن ماساژ ، توی یکی از کمدا یه دست رختخواب بود ، همه رو پهن کرد ، منم یه گوشه مثل یه دختر هرزه نشسته بودم ، بلندم کرد و منو کشید تو بغلش ، شروع کرد خوردن لبام ، بعد لباساشو درآورد و به منم گفت لخت شو ، مجذوب اخم و جدیت توی چهرش شدم ، لخت شدم و باز اومدم تو بغلش ، از اینکه جثه اش بزرگتر از من بود لذت میبردم ، توی بغلش جا میشدم ، منو به آغوش کشیده بود و لبامو میخورد که یهو با دستاش فشارم داد به سمت پایین و باز هم با همون جدیت بهم گفت بخور ، بار اولم بود اما با ذهنیت و افکاری که فیلما توی ذهنم ساخته بودن یه حرفه ای بودم فقط منتظر بودم ببینم مزش خوبه یا بد ، آروم سرمو بردم جلو ، یه بوسه زدم رو کیرش و همزمان بو کشیدم ، بوی بدی نداشت و حتی بوی ادکلنش هم بود و باید بگم بوی خوبی داشت ، دفعه دوم سر کیرشو کردم دهنم و درآوردم ، اینبار مزشو تست کردم ، مزه خوبی هم داشت ، بار سوم یه لحظه کیرشو تا آخر مکیدم و درآوردم ، دیدم فوق العادس کیر ساک زدن ، یه نگاه با لبخند بهش زدم و شروع کردم ساک زدن ، تمام آموخته هامو از فیلمها روش پیاده کردم ، خودم باورم نمیشد این منم که اینجوری کیر به این بزرگی رو ساک میزنم ، بهم گفت تو یه کونی حرفه ای هستی چرا گفتی بار اولته ، باورش نمیشد بار اولمه ، خوب ساک زدم و با اشاره و دستورش خوابیدم روی تشکی که روی زمین پهن کرده بود ، نشستم روی پاهام و قبل از کردن بهم گفت لاپایی کنسله ، سوراخ میزنم ، گفتم که بخدا بار اولمه و دردم میاد ، یهو روغن زد به سوراخم و گفت اینم چاره دردت ، حالا اگه واقعا بار اولته کیرم نمیره داخل ، آخه کیرش خیلی کلفت بود ، خلاصه با روغن هم امتحان کرد دید واقعا سوراخم تنگه ، گفت واقعا بار اولته اما جوری که ساک زدی فکر کردم یه عمره اینکاره ای ، گفتم که ساک زدنو تو فیلمها و داستانا یاد گرفتم که به خودمم لذت بده ، خلاصه خوابید روم و لاپایی کرد ، گرمای کیرش دیوونم کرد ، بعد از یکم تلمبه زدن من آبم اومد بدون اینکه دستم به کیرم بخوره ، از بس که گرمای کیر بین پاهام بهم حال میداد ، بعدشم خودش آبش اومد و توی لای پام خالی کرد ، آبش که بین پاهام بود و یکی دوبار کیرشو همونجوری مالید تو لای پام حس عجیبی بهم داد ، احساس کونی بودن برام یه جورایی با لذت شد ، انگار از کونی بودن خجالت نکشیدم دیگه ، بعدشم بلند شد با دستمال کاغذی منم تمیز کرد .
رفتم و دیگه رسما عاشق ساک زدن شدم ، بهم چسبید و قرارهای بعدی اتفاق افتاد ، این موضوع تا چند سال بعد باعث شد ارتباطم با جنس مخالف کامل قطع بشه ، توی داستان بعدی سکس دومم رو مینویسم و کم کم تحقیر اضافه شد ، بعدها سوراخم باز شد ، لباس زنونه پوشیدم ، چند تا فاعل مختلف ، مرد مسن ، فاعل کم سن و حتی یکبار دادن به شیمیل هم امتحان کردم اما دو میلیون برام آب خورد

نوشته: نیما خانم

بازدید 10,773

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

3 پاسخ به “حس وفادار گی (۱)”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید