من اسمم النازه و میخوام داستانی رو براتون بگم مربوط به چند سال پیش وقتی من هفده سالم بود ،
بخاطر یکم بلند تر بودن و بدتر از اون برآمدگی باسنم که اصلا نفهمیدم از کی بزرگتر شده ، خیلی اذیت میشدم ، از نگاه های بد مردم و مردا و پسرای بزرگ تا حتی چند بار دستمالی شدنم تو اتوبوس ، اونم چند بار توسط یه نفر ، مردی سن بالا با قد خیلی کوتاه ، فکر کنم هم قد من بود .
پدرم هم مدام بهم گیر میداد و مجبورم میکرد لباس هایی بپوشم که کمر و باسنم توش کمتر مشخص باشه ، با اینکه خودمم نمیخواستم اینا تو چشم باشن ولی میخواستم لباسهای خوبمو بپوشم .
ما تعطیلات تابستون خونه یکی از فامیل تو مهرشهر کرج جمع میشدیم ، خونه ای خیلی بزرگ ، با استخر ، زمین والیبال ، باغ و درختای زیبا و…
واقعا خیلی خوشحال بودم ، با سولماز از آشنایان که اونجا بودن حسابی خوش میگذروندیم .
کلی دختر پسر بودیم با سن های نزدیک به هم ، یکی از پسرای فامیل امیر بود که خیلی شوخ و باحال بود و البته سنش خیلی بزرگتر از ما ها بود ، همه فامیل دوستش داشتن ، منم همینطور ، چون خیلی باهام خوب بود و هوای منو داشت . امبر که بیشتر با بزرگا مشغول بود گاهی با ماها هم همبازی میشد ، من خوشحال میشدم میومد ولی نفهمیدم چرا سولماز یجوری میشد و رفتارش عوض میشد .
یکی از روزا ، بعداز ظهر که بزرگترا خوابیده بودند و ما نه باغ بازی میکردیم ، امیر هم اومد و گفت بیاین بازی جنگی بکنیم و هر تیمی بتونه بدون دیده شدن باغ رو دور بزنه برندس .
تیمها رو مشخص کرد و منو خودش یه تیم شدیم .
هر تیمی رو به سمتی و جایی فرستاد و گفت بیا بریم بهترین جا که برا خودمون گذاشتم ، نمیدونستم اصلا بازی چجوریه ولی چون تو تیم من بود و همیشه برنده می شد خیالم راحت بود .
دنبالش رفتم تو ساختمان نیمه ساخت که ته باغ خونه بغلی بود .
گفت برو بالا از پله ها ، تا داشتم می رفتم ، انگار میخواست کمکم کنه یه دستشو گذاشت پشت کمرم و اون یکی رو روی باسنم ، یهو جا خوردم ، میدونستم عمدی اینکار رو کرد و حتی برای چند ثانیه نگهش داشت و مالیدش .
بعد پشتم ایستاد دستشو گذاشت رو شونه هام و گفت مواظب باش بقیه نبین مارو . بعد آروم دستاشو برداشت و پایین آورد جوری که آروم هم دو طرف بدنمو لمس کرد .
من دیگه حالت عادی نداشتم ، هم خجالت کشیده بودم هم نمیدونستم چیکار باید بکنم ، از اون طرف هم خیلی ازش خوشم میومد و نمیخواستم چیزی بشه ، دیگه فهمیدم احتمال زیاد در این حد هم نمیمونه و حتی کارشو میکنه .
شروع کرد به شوخی از نوع الکی برای احتمالا خنده و عوض کردن حال من . من دیگه حتی حرف زدنم هم برام سخت شده بود ، دستمو گرفت گفت بیا بریم ، خوشحال شدم ، گفتم احتمالا دلش سوخته با کسی اومده و میخواد برگردیم ، تا اینکه دیدم رسیدیم به ته اتاق و دیدم راه رفتن این طرف نیست ، نمیدونستم چیکار کنم که یهو دیدم منو برگردوند سمت خودش و تند تند منو مالوندن و لمس کردن پست کمر و گردن ، بعد یواش دستشو میآورد نزدیک سینه هام ، که غیر از حساسیت زیادی که داشتن و هنوز کوچیک بودن و برام مایه خجالت بودن ، اصلا نمیخواستم اونارو لمس کنه و اصلا ببینه ، همیشه لباس گشاد اپن هارو می پوشوندم ، منو سفت بغل کرد و گرفت تو آغوشش و دستاشو برد پشتم ، از کمر آروم برد روی باسنم و هر دو تا لپ باسنم رو لمس میکرد و میمالید ، سینه هام و سینه هاش بهم چسبیده بودن و کم کم با کشیدنم سمت خودش ، سفتی سینه هامو رو سینش که خیلی مو سیاه و بلند داشت حس کرد .
من نمیدونستم حالت چی میشه تجربه نداشتم و چیزایی فقط شنیده بودم که داشت تو سرم میچرخیدن که یهو دیدم سریع شلوارشو داد پایین و از توی شرتش کیر بزرگ و خیلی کلفتشو درآورد ، جلوی صورتم ، از حالت کاملا سفت یکم خم تر بود و آروم حرف میزد و یجور خاصی ، مثل لحن مهربونی ، گفت برام بخورش ، نمیدونستم چیکار کنم ، چجوریه ، باخودم گفتم یکاری کنم هرچه زودتر تموم بشه و راحت بشم تا کسی نیومده ، با دستم پایینشو گرفتم و بالا بردمش و اوردم جلوی دهنم ، دید بلد نیستم گفت زبون بزن ، لیس بزن ، نوک زبونم رو زدم به سرش که حالت کلاهک بود ، یه طعم و بوی خاصی داشت که هرگز یادم نمیره ، دیدم با هر بار زبون زدنم به سر کیرش صدای آه و اوه در میاد و حسابی لذت میبره ، با انگشت راهنمایی کرد ، که برم زیر کیرشو زبون و لیس بزنم و با دستش دست چپم رو برد زیر تخمهاش که براش بگیرم و یواش بمالم براش .
از صدا و حالتش مشخص بود خیلی خیلی لذت میبره ، که بهم فهموند که حالا باید روی زیرانداز کارگرا که اونجا پهن بود بشینم ، داشتم یه مو که به زبونم بود رو برمیداشتم که تیشرتم رو داد بالا و شروع کرد به زبون زدن ، لیس زدن و خودم سینه هام ، یهو لذت خیلی خیلی زیادی رو حس کردم ، نوک سینه هام سفت و راست شده بودن و سینه هام از حالت عادی هم سفتتر ، امیر هم انگار خیلی دوستشون داشت و برای مدتی ادامه داد ، میبوسیدشون ، همه سینمو ، زبون میزد ، میمکید میمالید ، نمیشه گفت کدوم بیشتر حال میداد ، همشون ، خیلی لذت بردم و بدنم داغ شد چشمام یجوری شدن و حس کردم بین پاهام خیسه ، تیشرتمو درآورد منم حالی داشتم که برام مهم نبود ، اومد سراغ شلوار بگی که تنم بود ، گره و بست هاشو باز کرد و آروم کشید پایین ، دستمو بردم بین پاهام و روم نمیشد بایستم ، نشستم رو پتوی کثیف اونجا ، امیر اومد جلوم ، چشماش برق میزدن ، سرشو آورد سمت من و اومد روم ، منم خوابیدم آروم رو کمر ، اونم اومد رو شمم و شروع کرد برام خوردن بدونم ، با دستاش سینه هامو میمالید و سرشو برد پایین که با دستم جلوش رو گفتم که نره سراغ جلوم ، اونم بالا و اطرافشو شروع کرد به بوسیدن و زبون زدن ، که خیلی حال خوبی داد و لذت بردم ، فقط گاهی یکم از ریش هاش هم بهم میخورد که اهمیتی نمیدادم ،
همه بدنمو خورد و بوسید . یهو نگران شدم نکنه بخواد پرده منو بزنه و از جلو بکنه تو ، که بعد چند لحظه ازم خواست که برگردم به روی شکم بخوابم ، و خودشم لخت لخت اومد خوابید روم ، کاملا منو احاطه کرده بود ، یکم اومد بالاتر که حس کردم کیر بزرگش روی باسنم اوردش لای باسنم و آروم عقب و جلو میبردش ، گاهی هم بهش تف میمالید که خیلی خیسی زیادی رو بین پاهام حس میکردم ، چند دقیقه همینجوری ادامه داد تا منو بلند کرد و خودش که نشسته بود منو آورد بین پاهاش و خواست تا بشینم روی پاهاش و رو بهش و پاهامو حلقه کنم پشت کمرش ، با دستش کیرش رو جلوی کس من تنظیم کرد و با تکون خوردن . بالا پایین دادن من باز صدای آه و اوهش در اومد ، من نگران بودم نکنه بهو بکنه تو و پرده منو پاره کنه ، که یهو با مالیدن شدن بالای کسم به کیرش لذت وجودمو گرفت ، از خود بیخود شدم ، دیگه یادم رفت که داشتم خجالت میکشیدم و ازم سواستفاده شده ، تو اوج لذت بودم و هیچی برام مهم نبود ، دلم میخواست همینجوری ادامه بده ، که احساس لرزش لذت بخش عجیبی بدنمو گرفت و پاهام لرزیدن و ول شدم و بین منو امیر خیس شد ، انگار مقداری از ابم زده بود بیرون .
تو مرحله لذت و خوشی زیاد بهمراه آرامش بودم که بالشتکی گذاشت منو هدایت کرد که روی شکم بخوابم جوری که بالشتک زیر شکمم باشه ، فهمیدم میخواد باسنم رو بده بالا ، اینو شنیده بودم ، میدونستم درد داره و حتی نمیشه ، باسنم رو داد بالاتر و با انگشت آب دهنش رو میمالید دم سوراخ کونم ، بعد آب دهن بیشتری رو با انگشت اون جا میمالید و گاهی انگشتش رو یکم وارد سوراخ کونم هم میکرد ، حس کردم ، داره با دوتا انگشتش ، مایه آب دهان و احتمالا روغنی رو به داخل کونم وارد میکنه ، جوری که حسشون میکردم و خوشم نمیومد از حالتی که داشتم . یهو دیدم اومد جلوی من و خواست سرمو بالا ببرم و کیر خیلی بزرگ و کلفتشو براش بخورم ، منم همون کارا رو کردم ، فقط گاهی میگفتم دهنم رو کاملا باز نگه دارم تا کیرش رو بکنه تو دهنم ، که نمیشد اصلا تمومش وارد بشه ، ولی با این حال خیلی لذت میبرد . حتی گاهی سرم رو سمت خودش فشار میداد تا بیشتر وارد بشه و تا ته بره تو .
کیرش دقیقا مثل چوب شده بود ، منو برگردوند سر جای خودم به شکم بخوابم روی بالشت زیر شکمم جوری که کونم کاملا بالا بیاد ، اومد نشست پشتم بین پاهام و خواست بازترشون کنم که نمیدونم چرا ترسیدم نکردم ، یکم خوابید روم و کیرشو مالید لای کونم ، و یکم هم سرش رو مالوند به سوراخم ، خواست بکنه تو که نشد ، دوباره رفت سراغ سوراخ باسنم و با انگشت مدام میکرد تو و دایره وار میچرخوند تو سوراخ ، دوتا انگشتشو اینبار کرد تو سوراخم ، درد داشت و حس خوبی هم نداشتم ، ولی چیزی نگفتم ، بعد درآوردشون و دوباره کلی با آهٔب دهان سوراخ کونم و سر کیرشو خیس کرد و با دست چپش لای باسنم رو باز کرد و با دست دیگه کیرشو که سفت گرفته بود ، گذاشت دم سوراخم و فشار داد یهو حس کردم که یه چیز گنده و کلفت با درد میخواد وارد کونم بشه ، پاهامو جمع کردم و با دستام پتو رو چنگ زدم و ناخواسته گفتم ایییبیییی … نکن درد داره
گفت یکم تحمل کنی تمومه فقط اولشه ، نشد و درد داشتی نمیکنم ، اینبار منو داگی نشوند و کمرمو داد پایین و سر کیرش رو گذاشت و فشار داد ، بازم درد داشت البته بیشتر از چیزی که بود وانمود کردم چون میترسیدم
نهایتا منو به پشت رو پتو خوابوند و پاهامو داد بالا و بالشتک رو گذاشت زیر کمر و باسنم تا بالاتر برن .
اومد باز نشست جلوم و پاهامو داد بالا ، اول پاهامو دو طرف بالا گرفتم فکر کردم میخواد بیاد بین پاهام بشینه و بمالونه کیرشو به کسم ولی یهو پاهامو بهم چسبوند و داد بالا و سمت سینم ، باسنم بالاتر رفته بود و سوراخ باسنم کاملا مقابلش
کیرش رو کاملا محکم تو دستش گرفت و آورد وسط کون من و گذاشت روی سوراخ کونم و آروم ولی محکم فشار داد تو ، بخاطر ایزی زیاد یا هرچی ، سرش وارد شد ، دردی وجودمو گرفت ، جا خوردم و چیزی نگفتم تا تموم بشه ، بعد بقیه کیرش رو تو کونم حس کردم که داره میره تو ، کلفتی کیرش تو کونم رو واضح حس میکردم ، دردش تمومی نداشت انگار ، یکم درد کمتر شد و اونم آروم کیرش رو کشید عقب ، هنوز درد داشتم ، ولی کمتر که دوباره داشت تا ته میکرد تو ، بعد از دو سه بار دیگه دردی نداشتم و کیرش تا ته میرفت تو باسنم و برمیگشت و آه و اوه میکرد ، دوباره حس کردم داره بزرگ میشه ،گفتم بهش ، به کیرش و دم سوراخ من دوباره آب زد و خیسش کرد و سرعتشو یهو زیاد کرد ، هر لحظه سریعتر ، و لذتی که میبرد بیشتر ، کمرمو میدادم بالا درد کمتر بشه ولی امیر ، میدادش پایین ، تا بالاخره داشتم لذت میبردم که آه و اوه و حس کردن آب داغی تو کونم و البته بقیش رو کون و کمرم نشون داد خیلی خیلی لذت برده و کلی آب ازش اومد .
تو تمیز کردن و لباس پوشیدن کمکم کرد و جدا جدا رفتیم سمت ساختمان
بخاطر یکم بلند تر بودن و بدتر از اون برآمدگی باسنم که اصلا نفهمیدم از کی بزرگتر شده ، خیلی اذیت میشدم ، از نگاه های بد مردم و مردا و پسرای بزرگ تا حتی چند بار دستمالی شدنم تو اتوبوس ، اونم چند بار توسط یه نفر ، مردی سن بالا با قد خیلی کوتاه ، فکر کنم هم قد من بود .
پدرم هم مدام بهم گیر میداد و مجبورم میکرد لباس هایی بپوشم که کمر و باسنم توش کمتر مشخص باشه ، با اینکه خودمم نمیخواستم اینا تو چشم باشن ولی میخواستم لباسهای خوبمو بپوشم .
ما تعطیلات تابستون خونه یکی از فامیل تو مهرشهر کرج جمع میشدیم ، خونه ای خیلی بزرگ ، با استخر ، زمین والیبال ، باغ و درختای زیبا و…
واقعا خیلی خوشحال بودم ، با سولماز از آشنایان که اونجا بودن حسابی خوش میگذروندیم .
کلی دختر پسر بودیم با سن های نزدیک به هم ، یکی از پسرای فامیل امیر بود که خیلی شوخ و باحال بود و البته سنش خیلی بزرگتر از ما ها بود ، همه فامیل دوستش داشتن ، منم همینطور ، چون خیلی باهام خوب بود و هوای منو داشت . امبر که بیشتر با بزرگا مشغول بود گاهی با ماها هم همبازی میشد ، من خوشحال میشدم میومد ولی نفهمیدم چرا سولماز یجوری میشد و رفتارش عوض میشد .
یکی از روزا ، بعداز ظهر که بزرگترا خوابیده بودند و ما نه باغ بازی میکردیم ، امیر هم اومد و گفت بیاین بازی جنگی بکنیم و هر تیمی بتونه بدون دیده شدن باغ رو دور بزنه برندس .
تیمها رو مشخص کرد و منو خودش یه تیم شدیم .
هر تیمی رو به سمتی و جایی فرستاد و گفت بیا بریم بهترین جا که برا خودمون گذاشتم ، نمیدونستم اصلا بازی چجوریه ولی چون تو تیم من بود و همیشه برنده می شد خیالم راحت بود .
دنبالش رفتم تو ساختمان نیمه ساخت که ته باغ خونه بغلی بود .
گفت برو بالا از پله ها ، تا داشتم می رفتم ، انگار میخواست کمکم کنه یه دستشو گذاشت پشت کمرم و اون یکی رو روی باسنم ، یهو جا خوردم ، میدونستم عمدی اینکار رو کرد و حتی برای چند ثانیه نگهش داشت و مالیدش .
بعد پشتم ایستاد دستشو گذاشت رو شونه هام و گفت مواظب باش بقیه نبین مارو . بعد آروم دستاشو برداشت و پایین آورد جوری که آروم هم دو طرف بدنمو لمس کرد .
من دیگه حالت عادی نداشتم ، هم خجالت کشیده بودم هم نمیدونستم چیکار باید بکنم ، از اون طرف هم خیلی ازش خوشم میومد و نمیخواستم چیزی بشه ، دیگه فهمیدم احتمال زیاد در این حد هم نمیمونه و حتی کارشو میکنه .
شروع کرد به شوخی از نوع الکی برای احتمالا خنده و عوض کردن حال من . من دیگه حتی حرف زدنم هم برام سخت شده بود ، دستمو گرفت گفت بیا بریم ، خوشحال شدم ، گفتم احتمالا دلش سوخته با کسی اومده و میخواد برگردیم ، تا اینکه دیدم رسیدیم به ته اتاق و دیدم راه رفتن این طرف نیست ، نمیدونستم چیکار کنم که یهو دیدم منو برگردوند سمت خودش و تند تند منو مالوندن و لمس کردن پست کمر و گردن ، بعد یواش دستشو میآورد نزدیک سینه هام ، که غیر از حساسیت زیادی که داشتن و هنوز کوچیک بودن و برام مایه خجالت بودن ، اصلا نمیخواستم اونارو لمس کنه و اصلا ببینه ، همیشه لباس گشاد اپن هارو می پوشوندم ، منو سفت بغل کرد و گرفت تو آغوشش و دستاشو برد پشتم ، از کمر آروم برد روی باسنم و هر دو تا لپ باسنم رو لمس میکرد و میمالید ، سینه هام و سینه هاش بهم چسبیده بودن و کم کم با کشیدنم سمت خودش ، سفتی سینه هامو رو سینش که خیلی مو سیاه و بلند داشت حس کرد .
من نمیدونستم حالت چی میشه تجربه نداشتم و چیزایی فقط شنیده بودم که داشت تو سرم میچرخیدن که یهو دیدم سریع شلوارشو داد پایین و از توی شرتش کیر بزرگ و خیلی کلفتشو درآورد ، جلوی صورتم ، از حالت کاملا سفت یکم خم تر بود و آروم حرف میزد و یجور خاصی ، مثل لحن مهربونی ، گفت برام بخورش ، نمیدونستم چیکار کنم ، چجوریه ، باخودم گفتم یکاری کنم هرچه زودتر تموم بشه و راحت بشم تا کسی نیومده ، با دستم پایینشو گرفتم و بالا بردمش و اوردم جلوی دهنم ، دید بلد نیستم گفت زبون بزن ، لیس بزن ، نوک زبونم رو زدم به سرش که حالت کلاهک بود ، یه طعم و بوی خاصی داشت که هرگز یادم نمیره ، دیدم با هر بار زبون زدنم به سر کیرش صدای آه و اوه در میاد و حسابی لذت میبره ، با انگشت راهنمایی کرد ، که برم زیر کیرشو زبون و لیس بزنم و با دستش دست چپم رو برد زیر تخمهاش که براش بگیرم و یواش بمالم براش .
از صدا و حالتش مشخص بود خیلی خیلی لذت میبره ، که بهم فهموند که حالا باید روی زیرانداز کارگرا که اونجا پهن بود بشینم ، داشتم یه مو که به زبونم بود رو برمیداشتم که تیشرتم رو داد بالا و شروع کرد به زبون زدن ، لیس زدن و خودم سینه هام ، یهو لذت خیلی خیلی زیادی رو حس کردم ، نوک سینه هام سفت و راست شده بودن و سینه هام از حالت عادی هم سفتتر ، امیر هم انگار خیلی دوستشون داشت و برای مدتی ادامه داد ، میبوسیدشون ، همه سینمو ، زبون میزد ، میمکید میمالید ، نمیشه گفت کدوم بیشتر حال میداد ، همشون ، خیلی لذت بردم و بدنم داغ شد چشمام یجوری شدن و حس کردم بین پاهام خیسه ، تیشرتمو درآورد منم حالی داشتم که برام مهم نبود ، اومد سراغ شلوار بگی که تنم بود ، گره و بست هاشو باز کرد و آروم کشید پایین ، دستمو بردم بین پاهام و روم نمیشد بایستم ، نشستم رو پتوی کثیف اونجا ، امیر اومد جلوم ، چشماش برق میزدن ، سرشو آورد سمت من و اومد روم ، منم خوابیدم آروم رو کمر ، اونم اومد رو شمم و شروع کرد برام خوردن بدونم ، با دستاش سینه هامو میمالید و سرشو برد پایین که با دستم جلوش رو گفتم که نره سراغ جلوم ، اونم بالا و اطرافشو شروع کرد به بوسیدن و زبون زدن ، که خیلی حال خوبی داد و لذت بردم ، فقط گاهی یکم از ریش هاش هم بهم میخورد که اهمیتی نمیدادم ،
همه بدنمو خورد و بوسید . یهو نگران شدم نکنه بخواد پرده منو بزنه و از جلو بکنه تو ، که بعد چند لحظه ازم خواست که برگردم به روی شکم بخوابم ، و خودشم لخت لخت اومد خوابید روم ، کاملا منو احاطه کرده بود ، یکم اومد بالاتر که حس کردم کیر بزرگش روی باسنم اوردش لای باسنم و آروم عقب و جلو میبردش ، گاهی هم بهش تف میمالید که خیلی خیسی زیادی رو بین پاهام حس میکردم ، چند دقیقه همینجوری ادامه داد تا منو بلند کرد و خودش که نشسته بود منو آورد بین پاهاش و خواست تا بشینم روی پاهاش و رو بهش و پاهامو حلقه کنم پشت کمرش ، با دستش کیرش رو جلوی کس من تنظیم کرد و با تکون خوردن . بالا پایین دادن من باز صدای آه و اوهش در اومد ، من نگران بودم نکنه بهو بکنه تو و پرده منو پاره کنه ، که یهو با مالیدن شدن بالای کسم به کیرش لذت وجودمو گرفت ، از خود بیخود شدم ، دیگه یادم رفت که داشتم خجالت میکشیدم و ازم سواستفاده شده ، تو اوج لذت بودم و هیچی برام مهم نبود ، دلم میخواست همینجوری ادامه بده ، که احساس لرزش لذت بخش عجیبی بدنمو گرفت و پاهام لرزیدن و ول شدم و بین منو امیر خیس شد ، انگار مقداری از ابم زده بود بیرون .
تو مرحله لذت و خوشی زیاد بهمراه آرامش بودم که بالشتکی گذاشت منو هدایت کرد که روی شکم بخوابم جوری که بالشتک زیر شکمم باشه ، فهمیدم میخواد باسنم رو بده بالا ، اینو شنیده بودم ، میدونستم درد داره و حتی نمیشه ، باسنم رو داد بالاتر و با انگشت آب دهنش رو میمالید دم سوراخ کونم ، بعد آب دهن بیشتری رو با انگشت اون جا میمالید و گاهی انگشتش رو یکم وارد سوراخ کونم هم میکرد ، حس کردم ، داره با دوتا انگشتش ، مایه آب دهان و احتمالا روغنی رو به داخل کونم وارد میکنه ، جوری که حسشون میکردم و خوشم نمیومد از حالتی که داشتم . یهو دیدم اومد جلوی من و خواست سرمو بالا ببرم و کیر خیلی بزرگ و کلفتشو براش بخورم ، منم همون کارا رو کردم ، فقط گاهی میگفتم دهنم رو کاملا باز نگه دارم تا کیرش رو بکنه تو دهنم ، که نمیشد اصلا تمومش وارد بشه ، ولی با این حال خیلی لذت میبرد . حتی گاهی سرم رو سمت خودش فشار میداد تا بیشتر وارد بشه و تا ته بره تو .
کیرش دقیقا مثل چوب شده بود ، منو برگردوند سر جای خودم به شکم بخوابم روی بالشت زیر شکمم جوری که کونم کاملا بالا بیاد ، اومد نشست پشتم بین پاهام و خواست بازترشون کنم که نمیدونم چرا ترسیدم نکردم ، یکم خوابید روم و کیرشو مالید لای کونم ، و یکم هم سرش رو مالوند به سوراخم ، خواست بکنه تو که نشد ، دوباره رفت سراغ سوراخ باسنم و با انگشت مدام میکرد تو و دایره وار میچرخوند تو سوراخ ، دوتا انگشتشو اینبار کرد تو سوراخم ، درد داشت و حس خوبی هم نداشتم ، ولی چیزی نگفتم ، بعد درآوردشون و دوباره کلی با آهٔب دهان سوراخ کونم و سر کیرشو خیس کرد و با دست چپش لای باسنم رو باز کرد و با دست دیگه کیرشو که سفت گرفته بود ، گذاشت دم سوراخم و فشار داد یهو حس کردم که یه چیز گنده و کلفت با درد میخواد وارد کونم بشه ، پاهامو جمع کردم و با دستام پتو رو چنگ زدم و ناخواسته گفتم ایییبیییی … نکن درد داره
گفت یکم تحمل کنی تمومه فقط اولشه ، نشد و درد داشتی نمیکنم ، اینبار منو داگی نشوند و کمرمو داد پایین و سر کیرش رو گذاشت و فشار داد ، بازم درد داشت البته بیشتر از چیزی که بود وانمود کردم چون میترسیدم
نهایتا منو به پشت رو پتو خوابوند و پاهامو داد بالا و بالشتک رو گذاشت زیر کمر و باسنم تا بالاتر برن .
اومد باز نشست جلوم و پاهامو داد بالا ، اول پاهامو دو طرف بالا گرفتم فکر کردم میخواد بیاد بین پاهام بشینه و بمالونه کیرشو به کسم ولی یهو پاهامو بهم چسبوند و داد بالا و سمت سینم ، باسنم بالاتر رفته بود و سوراخ باسنم کاملا مقابلش
کیرش رو کاملا محکم تو دستش گرفت و آورد وسط کون من و گذاشت روی سوراخ کونم و آروم ولی محکم فشار داد تو ، بخاطر ایزی زیاد یا هرچی ، سرش وارد شد ، دردی وجودمو گرفت ، جا خوردم و چیزی نگفتم تا تموم بشه ، بعد بقیه کیرش رو تو کونم حس کردم که داره میره تو ، کلفتی کیرش تو کونم رو واضح حس میکردم ، دردش تمومی نداشت انگار ، یکم درد کمتر شد و اونم آروم کیرش رو کشید عقب ، هنوز درد داشتم ، ولی کمتر که دوباره داشت تا ته میکرد تو ، بعد از دو سه بار دیگه دردی نداشتم و کیرش تا ته میرفت تو باسنم و برمیگشت و آه و اوه میکرد ، دوباره حس کردم داره بزرگ میشه ،گفتم بهش ، به کیرش و دم سوراخ من دوباره آب زد و خیسش کرد و سرعتشو یهو زیاد کرد ، هر لحظه سریعتر ، و لذتی که میبرد بیشتر ، کمرمو میدادم بالا درد کمتر بشه ولی امیر ، میدادش پایین ، تا بالاخره داشتم لذت میبردم که آه و اوه و حس کردن آب داغی تو کونم و البته بقیش رو کون و کمرم نشون داد خیلی خیلی لذت برده و کلی آب ازش اومد .
تو تمیز کردن و لباس پوشیدن کمکم کرد و جدا جدا رفتیم سمت ساختمان
نوشته: الناز
13 پاسخ به “تجربه هایی که دخترا هیچوقت نمیگن (1)”
blockquote>پدرم هم مدام بهم گیر میداد و مجبورم میکرد لباس هایی بپوشم که کمر و باسنم توش کمتر مشخص باشه ،ازینجا به بعد دیگ نخوندم
هر کسی را میشه کرد،اگر در زمان مناسب و مکان مناسب با او قرار بگیری مثلا اگر با یکی از زنهای فامیل. واسه چند ساعت تنها بشی زیر یک سقف
مجبوری بنویسی ؟خدا الهی اون کیر العظیم را قسمت شما کنه
الی کونی اینطوری که تو گفتی مشخصه قبلا کون رو بگا دادی و میخواستی بندازی گردن سعید جالبه نه مستراح رفتی نه تخلیه کیر کلفت سعید قهوه ای نشد و کسی که اولین بار کون بده دو روز نمیتونه راحت راه بره کیر کل بکن تو تو کونت
وقتی پدر یا برادر گیر میده درست لباس بپوشین واسه اینه ک اینجوری سوراخو ب باد ندین هرچند کتو خودت کونت میخارید سواستفاده ندیدم
مبارکه کونی شدنت
کس کش پراز ضد و نقیض بود کستانت معلومه جقی تشریف داری
😋😍🥰
واقعا بگم هرچیزی با رضایت لذتبخش هست .برخی از این افراد که فقط میشه بهشون گفت مذکر نه مرد هیچ بویی از انسانیت نبردن سکس کردن زوری گول زدن یا طرف را تو کار انجام شده قرار بدن صحیح نیست.
یعنی اینو بدم هوش مصنوعی بگم جان مادرت به فارسی برش گردون حتما هنگ میکنه…خودت خوندی چیچی نوشتی آخه؟!..تازه دنباله هم داره؟!!!یا خدا!
قشنگ بود مرسی
دختر 14 ساله باهام بود من 24 سالم مرتب بعد مدرسه میبردمش خونه میزاشتم کونش میرفت یکسال تمام توپول بود میزدم توش تا بوش بلند میشد
حرومزاده ها چرا اینقد داستان تجاوز به پسر بچه و دختر بچه منتشر می کنید. مادرخراابا