بانو رز (۳)

از اون روز به بعد من و رز شده بودیم دوتا رفیق دوتا خواهر دوتا عشق و از بودن کنار هم حتی به صورت مجازی و تلفنی هم لذت میبردیم. هرشب باید باهم تلفنی صحبت میکردیم و حداقل دو روز یکبار برای ۵ دقیقه هم که شده هم دیگه را میدیدیم و یه لب کوچک از هم میگرفتیم. خیلی وابستش شده بودم و از هر فرصتی که پیش میومد برای شیطونی و حال هم استفاده میکردیم ولی اون موقعیت که بتونیم لخت لخت تو بغل هم بدون محدودیت زمانی کنار هم باشیم متاسفانه جور نمیشد و این مشکل من بود نه رز. چون اون همیشه شرایطش مهیا بود و از اینکه صبورانه با این مشکل من کنار میومد همیشه ازش تشکر میکردم. چون اون خیلی راحت میتونست پارتنر های دیگه ای برای خودش پیدا کنه و به راحتی باهاشون روی تخت خواب باشه ولی الان یک ماهی بود که با شرایطی که گفتم داشت با من مدارا میکرد و جالب اینکه هر هفته هم برام یه هدیه میگرفت. اون واقعا تشنه این بود که کص یه دختر ۱۷ ساله را لیس بزنه و کل بدنش را لمس کنه و من این را از توی صحبت ها و چت هاش میفهمیدم. چون تو روابط لزبینش معمولا پارتنر هاش یا بزرگتر از خودش بودن و یا هم سن سالش بودن.
اینطور که خودش میگفت اولین بار تو سن ۱۵ سالگی توسط دختر عمه اش که حدود ۲۰ سالش بوده با لز اشنا میشه و یه روز که تنها بودن لخت میشند و لذت های اینکار را بهش نشون میده. جالب اینکه میگه دختر عمه اش ازدواج کرده و دوتا بچه داره ولی هنوز هر دفعه که هوس میکنه بهم زنگ میزنه که برم پیشش .البته رز با پسر هم بوده و حتی فهمیدم که پرده هم نداره ولی اینجور که خودش میگه فقط با پسرها میتونه رابطه جنسی برقرار کنه و رابطه احساسی نمیتونه باهاشون داشته باشه و فقط با دخترها عشق بازی میکنه.
من هم از اینکه بعد از یک ماه اشنایی هنوز نتونستم به اون چیزهایی که تو فیلم های لز میدیدم برسم خیلی حس خوبی نداشتم و از این همه سخت گیری والدینم ناراحت بودم و بعضی وقت ها که خیلی داغ میشدم به خودم میگفتم اصلا یه شب نمیام خونه ببینم چی میشه ولی یکم که میگذشت ترسی که از پدر مادرم داشتم برم غلبه میکرد و بیخیال میشدم و فقط دنبال یه فرصت بودم تا بتونم بدنم را به بدن رز بچسبونم.
موقع امتحانات خرداد شده بود بعد از ۱۰ خرداد امتحانات داداشم تموم شده بود و تو خونه خیلی سر و صدا و بازیگوشی میکرد و نمیزاشت من درست درس بخونم. مادرم خیلی رو درس خوندن من حساسه و تو این زمینه خیلی کمکم میکنه که شرایط برام اوکی باشه.
یه دوست دارم به اسم نگار که از راهنمایی باهم هستیم و خانواده هامون هم دیگه را میشناسند. نگار تک فرزنده و خونشون دوتا خیابون باما فاصله داره. ما باهم دیگه راز مگویی نداریم و اون از دوست پسرهاش و روابطش هم به راحتی برام میگه و خانواده اش زیاد بهش گیر نمیدن ولی خب حواسشون هم بهش هست. ولی من فقط یک رازم را هنوز بهش نگفته بودم ونمیتونستم که بهش بگم.
منم یه فکری به ذهنم رسید که اونا با رز هم در میان گزاشتم که اون هم تحسینم کرد.
رفتم به مامانم گفتم که تو خونه خیلی شلوغه و کامیار خیلی سر و صدا میکنه اگه میشه هفته ای دو روز من برم خونه نگار هم راحت درس بخونم و هم به هم دیگه کمک کنیم. نگار و مامانش هم با این موضوع مشکلی ندارند. خلاصه با کلی اصرار قبول کرد و خودش هم زنگ رد به مادر نگار و قرار شد هفته ای دو روز صبح تا عصر برم خونه نگار. هفته اول یکشنبه و پنجشنبه رفتم خونشون از ساعت ۸ تا ۵ اونجا بودم و بعد بابام میومد دنبالم. تو این دوروز متوجه شدم مامان نگار روز های فرد ساعت ۹ تا ۱۱ باشگاه داره و تا میاد خونه حدود ساعت ۱۲ میشه. جمعه ظهر زنگ زدم به نگار بهش گفتم نگار میخوام یه کمکی بهم بکنی و راستش من دوست پسر پیدا کردم اگه میشه یکشنبه بعد اینکه مامانت رفت باشگاه منم یک ساعت با دوست پسرم برم بیرون و قبل اومدن مامانت هم بر میگردم. اون هم اول از دوست پسرم پرسید و بعدش گفت باشه و به شوخی گفت اگه میخوای بیارش خونه تریسام بریم و …
سریع بعدش زنگ زدم به رز
س. سلام عشقم خوبی
ر. سلام نفسم چه خبر نیستی کم پیدایی دلم برات تنگ شده
س. سلامتی امتحانامون شروع شده وگرنه منم دلم برا خودت و لب هات تنگ شده
ر.خب به سلامتی ایشالا که موفق باشی، دیگه چه خبر یعنی نمیای چند دقیقه ببینیمت
س. راستش زنگ زدم بهت بگم شرایط را جور کردم اگه اوکی باشی بیام خونتون
ر. راست میگی چطوری میخوای بپیچونی
س. براش کامل توضیح دادم
ر. واااای خدایا چه خبر خوبی بهم دادی من تا یکشنبه دیگه خوابم نمیبره نفسم
س. منم همینطور اصلا دل تو دلم نیست
ر. وای پاشم برم خونم را جمع و جور کنم عشقم داره میاد
س. حالا زیاد زحمت نکشید میخواهیم دو دقیقه خودتون را ببینیم
باهم خندیدیم و بعد از یکم صحبت قطع کردیم.
شنبه عصر درسام را که خوب خوندم و مشغول بودم مامانم با کامیار گفتند یه ساعتی میرند پارک و برمیگردند. منم سریع پریدم تو حموم و با کرم مو بر و تیغ یدونه مو رو بدنم نزاشتم و حسابی به بدنم رسیدم و بعدش هم لوسین نرم کننده مامانم را دزدکی مالیدم به خودم و اومدم بیرون. از تو کمدم یه ست شرت و سوتین صورتی هم برداشتم گزاشتم دم دست که صبح بپوشم و شب موقع خواب هم با دامن بدون شرت خوابیدم که نکنه کصم عرق کنه و بو بگیره.
صبح شد یه لاک صورتی ست لباس زیرهام به انگشتای پام زدم و لباس زیرهام را پوشیدم و ست کامل لباس سفید با جوراب سفید هم پوشیدم ساعت ۸ خونه نگار بودم. قبلش لوکیشن سر کوچه نگار را برا رز فرستادم قرار شد سر ساعت ۹ اونجا باشه. تا رسیدم رفتیم تو اتاق و نگار فقط پیگیر دوست پسرم بود و میخواست عکسش را ببینه که من بهش گفتم فعلا جدی نیست و با کلی حرف قرار شد دفعه بعد عکسش را نشونش بدم. ساعت ۸.۴۵ مامان نگار خداحافطی کرد و از خونه رفت بیرون و منم ۸.۵۵ از خونشون زدم بیرون و دیدم رز وقت شناس من بازهم زودتر سر قرار منتظره. سوار شدیم حرکت کردیم سمت خونش. ماشین را پارک کرد و رفتیم داخل خونش طبقه ۲ بدون اسانسور بود یه اپارتمان ۷۰ متری شیک و تمیز که یه عود خوشبو از قبل هم روشن کرده بود. تا وارد خونه شدیم محکم بغلم کرد و گفت خوش اومدی عشقم. چقدر برا این لحظه انتظار کشیدم.منم سرم را محکم چسبونده بودم به سینه اش و چشمام خیس شده بود. از هم جدا شدین و رز گفت سارینا جونم من میرم اتاق لباسم را عوض کنم. اینا چند دست تاپ و شلوارک مخصوص خودت خریدم هرکدوم را دوست داری بپوش. منم چون امروز رفته بودم تو فاز صورتی یه ست صورتی تاپ و شلوارک را برداشتم و پوشیدم برام جالب بود که سایز من را به چه خوبی میشناسه چون لباس ها فیت بدنم بود. رفتم جلو اینه یکم ارایشم را غلیظ کردم موهام را باز کردم و یه عطر هم تو کیفم داشتم زدم و نشستم رو مبل منتظر بانو رز. بعد دو دقیقه دیدم در باز شد یک بانوی با ابهت و جذاب از اتاق اومد بیرون. یه تاپ مشکی با شلوار لگ سفید و کفش پاشنه بلند مشکی. موهاش را هم دم اسبی بسته بود با یه ارایش خاص و زیبا که تاحالا اینطوری ندیده بودمش.
ر. ای جان پلنگ صورتی من چقدر خوشگل شدی
س. نفرمایید بانو در مقابل زیبایی شما ما هیچیم
ر. خفه شو برا من چوب کاری نکن توله سگ بزار برم برات یه نوشیدنی بیارم بخوری که خیلی باهات کار دارم
س. مرسی از ادبتون زحمت میکشین

دوتا شربت انانس با کیک اورد و نشست کنارم و خودش اول شروع کرد به خوردن و من فقط داشتم تماشاش میکردم. که با چشماش بهم اشاره کرد زود بخورم وقت نداریم. منم یکم کیک و شربت را خوردم و بعد نزدیک شدم بهش و سرم را گزاشتم رو شونش. یکم موهام را نوازش کرد و سرم را با دوتا دست گرفت و لبش را چسبوند به لبم و وحشیانه لبم را میخورد. قبلا هیچ وقت اینطوری ازم لب نگرفته بود. مک های محکم و طولانی گاز، لیس ، زبونش را تا ته میکرد تو دهنم و من شوکه بودم و فقط باهاش همراهی میکردم. که خودش را کشید عقب و یه سیلی کوچک زد تو گوشم و بهم گفت بعد یک ماه رسیدیم به هم میخوای مثل مجسمه بشینی ببینی من چکار میکنم. با چشمام پلک زدم و ازش عذر خواهی کردم و بهش حمله کردم و خوابوندمش رو کاناپه و شروع کردم مثل خودش لباش را خوردن. مثل مار به هم میپیچیدیم و لذت میبردیم صدای ملچ ملوچمون کل خونه را پر کرده بود. هیچ کدوم دلمون نمیخواست از هم جدا بشیم ولی محدودیت زمان این اجازه را بهمون نمیداد. رز بلند شد و باهم نشستیم و دست انداخت زیر تاپم و تاپم را در اورد و بعدش هم سوتینم را باز کرد
ر. ای جااااان چه ممه های کوچولو و خوشگلی از عکس هاش خیلی ناز تره
س. الان یعنی میخوای بزرگی ممه هات را به رخم بکشی
ر. به رخت نمیکشم. میخوام باهاشون خفت کنم تا بفهمی ممه ۸۵ چیه
س. اخ میخوام زیرشون جون بدم

شروع کردم به لیسیدن سینه هام و خیلی از خورده شدن سینه هام حشری شدم و لذت میبردم. قبلا شنیده بودم سینه خیلی تحریک پذیره ولی خب تجربه اش را نداشته بودم. دور سینه هام را لیس میزد نوکش را مک میزد و بعضا گاز سفت میگرفت که من با دست میزدم تو سرش ولی با اینکه درد داشت بیشتر تحریکم میکرد.
بهش گفتم بسته دیگه نوبته منه که بهم گفت اینجا من تصمیم میگیرم. تا کل بدنت را نخورم هیچی بهت نمیدم بعد تو یه حرکت شلوارک و شرتم را باهم کشید پایین و من که حتی با تاپ هم جلو بابام راه نمیرفتم الان فقط با یک جفت جوراب سفید و پاهای باز شده جلوی بانو رز نشسته بودم. رز دیگه سعی میکرد زیاد حرف نزنه و فقط از بدن من داشت لذت میبرد. شروع کردن به بوس کردن کناره های رونم و ساق پاهام و اطراف کصم و مدام کصم را بو میکرد و انگار از بوی کصم خیلی خوشش اومده بوده بود. نوک زبونش را اروم دور کصم میچرخوند و چوچولم را با لبهاش مک میزد. کم کم سرعت و فشارش بیشتر شد و دیگه اخرش هاش مثل وحشی ها داشت کصم را لیس میزد و من که دیدم نزدیک های ارضا هستم موهای دم اسیبش را گرفتم و سرش را فشار دادم رو کصم و ارضا شدم و همینطور که حالت ارضا و لرزیدن بودم رز همچنان داشت کصم را لیس میزد و این خیلی لذت بخش ترش میکرد.
چشمام را بستم و ولو شدم رو کاناپه رز شروع کرد بوس کردن کل بدن و صورتم. بعد رفت نشست پایین پام و جورابام در اورد و مثل یک سگ که استخوان لیس میزنه افتاد به جون پاهام و خودش داشت کیف دنیا را میکرد و هم داشت به من انرژی میداد برای ادامه. یه نگاه به ساعت کردم حدود ۱۰ بود و حدود ۱.۵ ساعت دیگه وقت داشتم با عشقم حال کنم.
یه نگاه بهش کردم و گفتم
س. من همینطور اینجا بخوابم فکر نکنم چیزی از بدنم باقی بمونه
ر. دقیقا همینه که میگی از بس که تو همه جای بدنت خوشمزه است لعنتی
س. حالا پاهام خوشمزه تره یا کصم؟
ر. هر گل یه بویی میده الهی فدات بشم. اصلا تو کل بندت عسله. تو خیلی ماهی
س. حالا اجازه میدی منم یه تستی از بدنم شما داشته باشم یا نه بانو
ر. راستش را بخوای اصلا دلم نمیاد ولت کنم ولی اگه تو دوست داری باشه
س. پس بده من پاهام را بسته دیگه

پاهام را به زور از دستش در اوردم رفتم سمتش و تاپش را در اوردم و صورتم را چسبوندم به وسط سینه هاش چون اصلا سوتین نبسته بود . سینه هاش بدون پروتز سایز ۸۵ واقعی بود و من حسابی سینه هاش را لیسیدم و خوردم دقیقا مثل یه دختر بچه که از سینه های مادرش شیر میخوره و رز وسطش هی میگفت جوووون دختر گلم را دارم شیر میدم.
بعد به کمک خودش لگش را هم در اوردیم کفش های پاشنه بلندش را هام در اوردم . موقعی که کفش هاش را در میاوردم بهم گفت نمیخوای حالا حس فوت فتیشی خودت را هم تست کنی که راستش ترسیدم خوشم نیاد و ضد حال بشه و حسم بپره بهش گفتم بعدا عشقم وگرنه پاهاش خیلی خوش فرم و نرم بودند نسبت به سنش.
حالا بانو رز با یه کص خوشگل و تر و تمیز با رنگ جگری و لبه های بیرون زده جلوی من نشسته بود و منتظر بود تا بهش حمله کنم. موهام را با کش مو که دور مچ دستم انداخته بودم بستم و نشستم رو زمین و رز خودش را یکم داد جلو و کصش را قشنگ روبه رو صورتم تنظیم کرد و من شروع کردم اول بو کردن کصش. بوی عرق و بوی همون اب کصی که قبلا لیس زده بودم و بوی شهوت ترکیبش باهم دیوونه کننده شده بود . کصش خیس خیس و پر از اب بود ولی من برام مهم نبود چون من این اب را قبلا خشک شده اش را هم خورده بود این که تازه و دست نخورده بود. لبم را نزدیک کصش بردم اول با چندتا لیس اب کصش را لیس زدم و کشیدم تو دهانم و و بعد هرچی تو فیلم ها دیده بودم را رو کصش اجرا میکردم. هنوز ۲ دقیقه نشده بود که رز ارضا شد ولی موقع ارضا چند بار گفت ادامه بده ادامه بده و منم از خدا خواسته به کارم ادامه میدادم. هیچ وقت فکر نمیکردم کص لیسی اینقدر برام لذت بخش باشه البته بگم کص رز هم بی نظیر بود. یکم دیگه کصش را لیسیدم و مک زدم که بهم گفت انگشتت را بکن توش و منم انگشت اشاره ام را میکردم تو کصش و در میاوردم و اون تو اوج بود داشت لذت میبرد. بعد چند دقیقه انگشتم را در اوردم و دماغ و لبم را کامل چسبوندم به کصش و میچرخوندم و انگار رز منتظر این حرکت من بود و سریع جفت پاهاش را پشت سر من حلقه کرد و با تمام قدرت سر من را به کصش فشار میداد. یه لحظه جا خوردم از حرکتش ولی یه حسی درونم از تعرضی که داشت بهم میکرد راضی بود. بهم میگفت لیس بزن توله سگ تندتند لیس بزن تا ابم بپاشه دهنت و این حرف هاش باعث شد من تند تند تو همون شرایط براش لیس بزنم تا ارضا شد و موقع ارضا شروع کرد داد زدن و وای وای کردن و صورت من هنوز چسبیده به کص عشقم بود و نبض زدن ها و بیرون اومدن ابش را با تمام وجود حس میکردم. پاهاش را از دور گردنم ازاد کرد و کشیدم بالا و شروع کرد بوس کردن و معذرت خواهی
ر. عشقم ببخشید . چیزیت که نشد
س. نه عزیزم خیلی خوب بود
ر. دردت که نگرفت
س. نه اصلا چیزی نمیفهمیدم. اصلا زوری که بهم اوردی و حرف هایی که میزدی را خیلی دوست داشتم رز. نمیدونم چرا ولی وقت هایی که باهام دستوری حرف میزنی خیلی به دلم میشینه و حشری میشم
ر. واقعا راست میگی یا جو گیر شدی؟
س. نه باور کن راست میگم
ر. ای جااااان پس برات برنامه ها دارم عشقم

پرید تو بغلم و سفت هم دیگه را فشار دادیم…

ادامه…

نوشته: نور تاریک

بازدید 15,640

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

12 پاسخ به “بانو رز (۳)”

  1. ای جان قشنگ بود ادامه بده ولی قد وزن هردوتونو بگو که تجسمون راحتر باشه

  2. تو ساعت پنج تت هشت خونه نگار بودیساعت 9 تا 11 رو اولا از کجا فهمیدی دوما چطور اون تایم اونجا بودی که با رز بریفقط تو این چیزا دقت کنی داستانت قشنگه

  3. قشنگه ولی دخترونه تر بنویس داستان داره از زبون یه دختر 17 ساله امروزی روایت میشه مثلا اینقد نگو “را” حس اینکه ی مرد سن بالا نوشترو میدهو در کل عالی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید