فردای اون روز، طرفای غروب بود که صدای آیفون خونه بلند شد. خودش بود. اومد بالا و گرم باهاش سلام و احوال پرسی کردم. اون دیگه میدونست کیه و چیه. منم که خب خود همیشگیام بودم. نشستیم و با نوشیدنی ازش پذیرایی کردم. بعد از یکم حرفزدن دیگه وقت اصل مطلب رسیده بود. همون اول مثل همیشه باهاش حساب کردم.
-به به آقای خوشحساب.
-میدونی که چیکار کنی؟
یه چشمک بهم زد و رفت داخل اتاق و منم از بیرون داشتم نگاش میکردم. آروم آروم تمام لباساشو درآورد و یه جوراب مشكی ساق بلند پوشید و کفشای پاشنهبلند قرمزش رو پاش کرد. به سمت من وایساد و اشاره کرد برم سمتش و داشت دلبری میکرد. رفتم و نشستم رو صندلی. اونم نشست روی پاهام. عاشق این پوزیشن بودم. متوجه کبودی پشتش شدم. آروم دست کشیدم روش و گفتم: «درد میکنه؟»
نفس عمیقی کشید و گفت: «بیخیال. واسه من عادیه.»
یکم حالم گرفته شد. با دستام شروع کردم به لمسکردن بدنش. دستاش، سینههاش، پاهاش… . خودش رو کامل به من سپرده بود و با صداش داشت دیوونهام میکرد. منتظر بود برم سراغ اصل کاری. دستم رو بردم رو کُسش و آروم شروع کردم به مالیدنش. یکم خیس شده بود. از این که داشت لذت میبرد منم لذت میبردم، هرچند که اون فقط یه جنده بود. انگشتام رو با دهنم خیس کردم و دوباره بردم سمت کُسش. اندام ظریفی داشت، سفید، بدون مو. از همه مهمتر این بود که عملی نبود و خودش رو با آرایش خفه نکرده نبود، واسه همینم بود که دفعه اولش، دفعه آخرش نشد. سرعت دستم رو بیشتر کرده بودم و اونم خودش رو محکم بهم فشار میداد. انگشت وسطم رو کردم تو کُسش و دیگه وقت ارضا شدنش بود. یکم دیگه ادامه دادم و ارضا شد.
چند لحظه گذشت. سرحال که شد بلند شد و شلوارک و شورتم رو درآورد. تیشرتم رو هم خودم درآوردم. با دستش کیرمو گرفت و یکم مالید که سفتتر بشه. شروع کرد به خوردن. سرمو تکیه دادم عقب و چشمام رو بستم. کارش عالی بود. نمیدونم بار چندمش بود و راستش خیلی هم مهم نبود، چون اون فقط یه جنده بود.
کیرمو از دهنش درآورد و داشت با دستاش باهاش بازی میکرد: «آبتو بیارم یا نه؟»
چشمام رو باز کردم و بهش نگاه کردم و گفتم: «نه. بخواب رو تخت.»
به پهلو خوابید رو تخت و منم خوابیدم پشتش. اهل پوزیشن عوضکردن نبودم زیاد. احتمالا همین کارم رو راه میانداخت. یه کاندوم برداشتم باز کردم و کشیدم رو کیرم. هیچوقت این چیزا رو نمیتونم نادیده بگیرم. آروم فرو کردم تو کُسش. عجلهای نداشتم و قرار نبود مثه سگ بکنمش چون فقط یه جندهست. شروع کردم تلمبهزدن. موقع سکس، دائم بدنش رو لمس میکردم و اونم داشت لذت میبرد. شایدم فقط ادا اصول بود که من خوشم بیاد. بعد چند دقیقه یکم خسته شدم و گفتم: «بیا روم.»
رو به من شد و نشست رو کیرم. با همون سرعتی که تلمبه میزدم، بالا پایین میکرد و من با دیدن چهره شهوتیش لذتم بیشتر میشد. بعد از چند دقیقه آبم اومد و خودش هم یکم قبلش ارضا شده بود. خوابید روم. بعد چند لحظه خواستم پاشم برم دستشویی که…
-میشه یکم همینجوری بمونیم؟
با بردن سرم رو بالش و دستم رو کمرش موافقتم رو اعلام کردم.
-تو چرا اینجوریای؟
-چجوری؟
-باهام خوبی.
-نباشم؟
-بقیه نیستن. جوری باهام رفتار میکنن انگار دارن با یه سگ رفتار میکنن. آره من جندهام ولی نمیشه شما یکم آدم باشین؟ فکر کنم فقط وقتی از پیش تو میرم میتونم راحت راه برم و جای کبودی تو تنم نیست.
-چون من ازت بدی ندیدم.
-من نمیخواستم اینی باشم که هستم.
صداش پر از درد بود و معلوم بود که بغض کرده.
-مادرم مرد. من حتی ندیدمش. بابامم یکی بود مثه بقیه مشتریام. الکلی بود، معتاد بود. وقتی مست میکرد… وقتی مست میکرد…
بغضش نذاشت حرفش رو کامل کنه و من تا آخر داستان رو خوندم.
-فرار کردم. موقع گرسنگی دزدی کردم، ولی بیشتر از دو سه شب نمیتونی تو پارک بخوابی. یکی پیدام کرد که الآن بهش میگیم خاله. چیزی برام نمونده بود که بخوام ازش دفاع کنم. آدم گرسنه دین و ایمون نداره.
چیزی واسه گفتن نداشتم و فقط داشتم گوش میکردم. نمیدونستم به خاطر اینکه باهاش خوب بودم باید خوشحال باشم یا از اینکه اون یه آدم بدشانسه، ناراحت.
یکم ساکت شد بعد پاشد تندتند لباساش رو پوشید. رفت کیفش رو آورد و پولی که بهش داده بودم رو درآورد و گذاشت رو میز.
خواست از در بره بیرون که وایساد و بدون اینکه بهم نگاه کنه گفت: «این دفعه به خاطر خودم اومده بودم نه پول. لطفا دیگه هم نگو من بیام. هر وقت از پیش تو میرم یادم میره که من فقط یه جندهام و فکر میکنم آدمم و چندتا از مشتریام رو میپرونم. کاش یجور دیگه باهم آشنا میشدیم، یه جای دیگه. خدافظ.
پایان
نوشته: SexyMind
70 پاسخ به “اون فقط یه جنده بود؟”
هردفعه که اون جمله،اون فقط یه جندس،رو میخوندم خیلی حرصم درمیومد،اگه توی واقعیت یکی جلوم این جملرو به یکی بگه بجور میزنم توی چیزاش که صدای اردک بده😁هرچی هست که هست دلیل نمیشه چون میده انسان و ادم نباشه…
👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻
انگار یه کاسه آبدوغ خیار خوردم،فقط شکمم پر شد هیچ مزه ای نداشت😐
لحن صمیمانهی روایت، کشش خوبی رو ایجاد میکنه. پرهیز از زیاده گویی، خلاصه امّا مفید، از امتیازات داستانته. تصویرسازیهای ساده امّا عمیق، گفتوگوهای به شدّت خوب و جوندار، از دیگر امتیازاتشه ولی شاید نداشتنگره(دارم چهرهت رو تصوّر میکنم که میگی باز این دنبال گره، اومد. 🤪) یا کلیشهای بودن پایانبندی، خیلی ناامید کننده باشه. کاش اینطور تموم نمیشد.
داستان قشنگی بود، رده هایی از واقعیت تلخ جوامع پول محور سرمایه داری داشت. شما هم خسته نباشی، فکر می کنم استعداد بهتر نوشتن را هم داری.
قشنگ بود فرزانهجون.
تلخ😔
6black6boy6بله تنفروشی معضلی شده الآن
با این که تکراری بود ولی دوباره خوندمش ، سخته که ببینی اینقدر آدم بد بخت دارن دور و برت زندگی میکنن و هیچ کاری نمیتونی بکنی
nima_rahnamaبله خیلی 🙏 🙏
با انکه تراژدی بود ولی عالی بود لایک.
داستان تلخی بود.این دنیا با خیلیا بد تا کرد.خیلی تا بدنیا اومدن تو پر قو بودن و همچی برای خوشگذرونشون یا گورشون فراهم بود.خیلی ها هم بودن تا هنوز به این دنیا چشم باز نکردن یا برای بیپولی باید سقط میشدم یا فروخته میشدن. حالا وارد چاله چوله این زندگی بشن دیگه بماند.حالا هستن کسایی برای خوشگذرونی زیر این و اون میرن، ولی خیلیا از بدبختی و نداریه.بدی داستان به اینه که نمیتونیم به هم کمک کنیم.
قبلش یه معرفی از خودتون کنید
داستانت عالی بود. اصلا مهم نیست واقعی بود یا خیالی مهم اینه که تو جامعه به راحتی میشه مشابهش رو دید.کاش شرایط طوری باشه که هیچ کس به خاطر فقر تن فروشی نکنهموفق باشی
دردناک بود
از اينكه ي كوني اينو نوشته بود بيخيال اره ي كوني هستش ديگ كاش جوري ديگ كونت گذاشته بودن جاي ديگ
درد داشت، دردش از اون وقتی زجر سک س میکشیده بیشتر بود چون با تمام وجود به این موضوع فکر کنی میبینی هر دو درد داره اون بخاطر فقر و زیر س ک س شکنجه شدن، ما ((من خودمو میگم جسارت نمیخوام کنم از ما یعنی همه استفاده کنم خودم را عنوان کردم))) بخاطر دلمون بخاطر مهربونیم بخاطر ایرانی بودن و حس … ولش ، عالی بود و خدایی خیلی فشار اومد به من دلم درد گرفت بمولا نفسم بالا بزور میاد(((این متن واقعا شکنجه داد من یکنفرو)))
سلام خوبی ممنونم از داستانت لطفا اگه میشه ادرس پیج بکن توت روبده یه حرف مهم دارم باهات
داستان خطی بود ولی دوسش داشتم .به معضل بزرگی اشاره کردی که خیلی دردناکه. یادم اومد خونده بودم. خوشحالم تصمیم گرفتی دوباره داستاناتو احیاء کنی 🙏🎈
سلام و درود به SexyMind عزیز ❤️
Jamesdaneخوشحالم خوشتون اومده 🌹
دمت گرم
تو عمق نگاه داستان سادیسم موج میزنه !
عالی بود
خلاصه و مفیدخوشمان آمد ، لایک برای جناب یا سرکار؟ 😂
SexyMind عزیز…
saman.32قربانت 🌹
خیلی قشنگ بود
لعنت به هرچی موجود عمامه به سره
چرا من فكر ميكنم اين داستان و چند سال پيش خوندم
من کلا نظر نمیزارم معمولاً میخونم فقط ولی نمیدونم چرا این داستان عجیب به دلم نشست و خیلی خوب بود مرسی که با ما به اشتراک گذاشتی
توهم جنده ای فقط شانست زده که یخورده پول پله و خانواده و کار دور و برت هست
Soft.manممنون از شما 🌹 🌹
داستان قوی و جذابی بود ولی خلا بزرگی داشتخلا ای ک اگه پر میشد میتونس داستانتو ببره ب عرش اعلاشاید ب قوله استاد راهش گره بود شاید یکم بالو پر بیشترمگه داستان نبود؟ مثه روده سگ کشش میدادی کی ب کیه
Lor-Boy سلام بزرگوار سال نو مبارک .شما استاد و نقد کننده هستید و من هیچ چیز در مورد نقد و حتی داستان نویسی،همیشه گفتم نمیدونم پس جسارت نباشه.در مورد اون قسمت که گفتید باور پذیر نیست پول رو پس بده، برعکس باور کن بعضی از این (دوست ندارم از کلمه ج استفاده کنم واقعا.) … اونقدر نیاز به محبت عشق و چیزهایی که در واقع کوچک و با یک دوستی میشه به اونها رسید رو و دارنند که زمانی به اون خواسته از طرف شخصی که مشتری او بودنند می رسند و مطمئن میشن که واقعی محبت میبینند پول که هیچ باور کن با چشم خودم دیدم جون هم پاش برسه میدن، زن جماعت اعتماد پیدا کردنش سخته اما حس کنه اعتماد پیدا کرد، و اون شخص چند فاکتور اصلی رو داره صداقت،عدم سواستفاده، متظاهر نبودن، و اگر یک مقدار غیرت نصبت به اون داره، دنیا رو رها میکنه پول که هیچ، گفتم با چشم خودم دیدم طرف بخاطر سه بچه و شوهر جاکش و معتادش اینکارو میکرده از کسی خوشش اومده بود و اون پسر هم خدایی بد نبود خلاصه پسره بنا به دلایلی وارد بیمارستان میشه پدرو مادر خواهر و برادرش اون اندازه که این خانم خراب … کمک مالی با وجودیکه به هر ریال از اون پول نیاز داشته بیشتر کمک کرده بود و تا آخرین لحظه قبل از مرخص شدن و خوب شدن اون پسر از بیمارستان اونجا میمونه و بعد برای همیشه میره، آخرین اس ام اس اون ، آرزو خوشبختی در زندگیت میکنم سخته بفهمی عاشق بودن ربطی به شغل و کارهای طرف مقابل نداره تو اگر فهمیدی خانواده تو نمی فهمند و اگر همه اینا هم درست بشه من زندگی ترو دوست ندارم خراب کنم با سه بچه و گذشته من.…این جریان واقعی و فیلم هندی نیست بمولا . بهر حال عزیز هستید دوست داشتم این مورد را گفته باشم قصد یا جسارتی نکردم .
جنده جنده میکنی ک چی مثلا توخودت تنتونفروختیتوام دادی ب یکی اونم مجانی
چه داستان قشنگ و رئالی…اصلاً با خواندنش احساس شهوت نکردم،اگرچه خیلی واقعی به نظر می رسید…آفرین…
میدونی خیلی ها برای خود ارضایی میان اینجا اما دریغ ازینکه وقتی میخوای بیای تو این سایت باید ذهنت خالی باشه و ارامش کافی رو داشته باشی.دقیقا سکس با یک فاحشه هم همینجوریه. هیچ حسی بهش نداری و همینطور اونم هیچ حسی بهت نداره. تو برای خالی کردن خودت داری باهاش سکس میکنی و اون از سر نداری و ناچاری داره تن به این کار میده.داستانت زیبا بود اما کوتاه ولی بهر حال کار خودشو کرد. تو این وضعیت که سایت پر از داستانهای بی غیرتی و سکس با محارم و خیانت پر شده تو به نظر من تنها کسی هستی که میتونم روی نوشته هاش حساب باز کنم و نوشته هات بتونه ذهنمو باز کنه و روحمو اروم.واقعا مرسی ازت.
خیلی ساده بود اما از خوندنش حس خوبی گرفتم.
عالی بود👌👏
تازه میخواستم برم تو کار جکو جنده ک نظرم عوض شد🙂😁ولی درکل بازم عالی بود
منم این اتفاق برام افتادو متاسفانه نتونستم براش کاری بکنم
عالی بود این
Ahmad_AVممنونم از شما دوست عزیز. من خودم میخواستم این داستان ساده باشه 😇
AJAB_ عزیز،دوست گرامی.
ای دهن سرویس تکراری بود کپی کرده بودی😁😁😁
aliabadanای ناقلا، خوب مچمو گرفتیا 😀
قبلا خونده بودم ولی لایکت میکنم
تن فروشی یک شغل چندین هزار ساله بشریت است . درست یا نادرست بودن تن فروشی ، یک مسئله نسبی به عرف اجتماعی آن جامعه است.مثلا در ونزوئلا یا کلمبیا، تن فروشی یک شغل بسیار پذیرفته شده در جامعه است.متاسفانه حتی در کشورهای مدرن مثل آمریکا هم با غیر قانونی اعلام کردن این شغل، فقط این زنان را در معرض بیشتر اسیب قرار می دهنددر حالیکه خیلی از کشورها ، مثل آلمان با قانون مندی و حمایت درست از این قشر، هم میزان جرم رو در کشورشون کمتر کردند و هم از اسیب به این زنان جلوگیری کردند
تکراری بود عبدالله
Sasan shahممنون از شما 🌹
om1d00خیلی ممنون از کامنت انرژیبخش شما دوست عزیز. این اولین داستان من بود که حدود دو سال پیش اینجا گذاشته بودم ولی بعد از هک سایت پاک شد و من خواستم دوباره منتشر بشه.با تشکر 🌹 🌹 🌹
Dany_1993با تشکر از شما 🌹 🌹 🌹
Unknown Mistressمرسی دوست عزیز 😇 😇
ساده و دوست داشتنی
تویی هم که با هر کس رابطه داری جنده ای. تا حالا این رو میدونستی. تو هم فقط یه جاده ای.
mhmp04880مرسی عزیز 🌹
لعنت به فقر،لعنت به کسانی که فقر رو رواج دادند توی این کشور عزیز،لعنت به اون بیشرف هایی که فقر رو غنیمت میدونند،،امشب با یک پیرخر//ببخشید از لحنم بدجور شاکیم ازش//بحث میکردیم در شده میگه ماها هم خیلی توقعمون بالا رفته وگرنه اینجا همه چی خوبه فلانی یه پراید داره چرا دیگه دوست داره فلان ماشین سوار بشه،چنین کثافت هایی هستند که باعث شدندامروزه چنین داستانهایی که اکثرا واقعیت محض جامعه هستند بوجود بیادبرای تک تک زنان سرزمینم آرزوی موفقیت و تندرستی دارم با اینکه خودم زخم خورده از زن هستم
ببرش امام رضا آب توبه بریز سرش فردین خان🤠
قسنگ بود
Snik20 😇 🙏
من حاضرم با اون دختر عروسی کنم،بیا خصوصی شماره خاله و اسم دختره رو بگو بهم
من معمولا نظر نمیدم.اما این نوشته شما من رو مجاب کرد نظر بدم.افرین عالی بود.کوتاه و تکان دهنده.
nimavanahifخوشحالم که راضی بودین 😇 😇
فکر کنم همه مثل من دوست داشتن آخر داستان به ازدواج ختم بشه اما نشد…آخه رسم جذاب کردن داستان همینه…توو کف میذاره قضیه لوس نشه و جذابیتشو حفظ کنه.شماهم اگه میخواید جذاب بمونید،باید همه رو کف بذارید.اینه رمز موفقیت.
Marshaall_Bossممنونم بابت نکتهای که گفتین و وقتی که گذاشتین 🌹 🌹
روسپی را خدا روسپی نکرد آنان که در شهر نان قسمت میکردند او را لنگ نانی گذاشتند تا هرگاه لنگ همآغوشی ماندند اورا به نانی بخرند👣
ناراحت کننده بود ولی خوشم اومد مر30
قشنگ بود . . .مرسی
samanmahooممنونم دوست عزیز