خانمم جنده شدنت مبارک . . .

«داستانی که براتون نوشتم فقط فانتزیه و واقعی نمی باشد »
داستان از شبی هست که سالگرد ازدواج من و مرتضی بود .
مرتضی، شوهرم تنها کسی بود که توی زندگیم داشتم و نمیخواستم هیچ جوره از دستش بدم.
همه کاری می کردم که ازم راضی باشه و ترکم نکنه چون جز اون توی زندگیم هیچ کسی رو نداشتم ، زندگی جنسی خیلی عالی ای با هم داشتیم ، همه فانتزی هارو با هم امتحان کرده بودیم و نمیذاشتیم رابطه هامون یکنواخت بشه
جوری شده بود که دیگه شب ها بدون کیرش خوابم نمیبرد
همیشه با شوخی بهم میگفت کاری میکنم که همیشه هوس کیرمو بکنی ، یا کیرم توی سوراخات باشه یا لای لبات و الان دقیقا همونی شده بود که میگفت
حتی وقتی پیشم نبود با یاد کیرش با کصم ور می رفتم

مرتضی امشب خیلی سرخوش شده بود همش میخندید و بشکن میزد
تا حالا اینقدر شاد ندیده بودمش
هرچی من حرص میخوردم که چرا امشب به مناسبت سالگرد ازدواجمون بهم هدیه ندادی بهم چشمک میزد میگفت غصه نخور به وقتش بهت هدیه میدم

نشسته بود جلوی تی وی و سرش تو گوشی بود ، زیرچشمی نگاهم میکرد و الکی میخندید ، دیگه طاقت نیاوردم
خم شدم کنترل تلویزیون رو‌برداشتم و خاموشش کردم ، جلوش وایسادم و اروم شروع کردم لباسامو در اوردم،
دلم میخواست حداقل الان که جشن نگرفتیم یه رابطه ی پرشور داشته باشیم و بیش از این هم نمیتونستم بی محلیاشو به خودم تحمل کنم
لباسامو کامل در اوردم و لخت رفتم لای پاهاش، از روی شورت آروم کیرشو میمالیدم
انگار مرتضی هم تا حالا منتظر همین کارم بود،
کیرشو از روی شورت مالیدم که دیدم داره سفت میشه زیر دستام
شورتش رو کشیدم پایین ، کیرش مثل فنر از شورتش پرید تو صورتم ، مرتضی گوشیو گذاشت کنار و موهامو از پشت جمع کرد تو دستاش ، دهنمو چسبوند به کلاه کیرش
+مهسا کیرم دهنتو میخواد بخورش برامم ااه
لبامو دور کلاه کیرش حلقه کردم و اروم مکیدم ، مثل یه بچه که سینه ی مامانشو بهش دادن کیرشو مک میزدم
مرتضی بیقرار شده بود کیرشو بیشتر فشار داد توی دهنم
+مهسا لباتو از هم باز کن میخوام دهنتو بگاام جنده ی من
تا لبامو از دور کلاه کیرش باز کردم ، یه دفعه کیرشو فشار داد توی دهنم
تند تند توی دهنم ضربه میزد ، اینقدر توی دهنم تلمبه زد که دیگه حلقم درد گرفته بود و از چشمام اشک میومد
کیرشو از دهنم در آورد که خودم مث قحطی زده ها دوباره کیرشو کردم توی دهنم و تا اخر جا دادم توی حلقم
دهنم کامل باز بود و‌ کیرش تا ته توی حلقم بود و زبونمو در اورده بودمو خایه هاشو لیس می زدم مرتضی بیقرار شد یه دفعه کیرشو از دهنم کشیدم بیرون و بلندم کرد
مرتضی : +بشین روی کیرم ، میخوام خوب روش سواری کنی
رفتم توی بغلش
کیرشو با کصم تنظیم کرد و منو نشوند روی کیرش
از درد لبامو گاز میگرفتم
چون نشسته بودم توی بغلش کیرش تا ته رفته بود توی کصم
مرتضی گفت اروم خودتو روش بالا پایین کن ، دختر خوبی باشی برات سوپرایز دارم
کاری که مرتضی گفت رو کردم ،اروم خودمو بالا پایین کردم روی کیرش ، دردم از بین رفته بود و اینقدر حشری شده بودم که دیگه نمی فهمیدم چیکار میکنم حتی کیرش که تا ته توی اعماق کصم میرفت انگار برام کم بود
گفتم مرتضیی منو بگاا ، دیگه نمیتونمم ببشتر میخوام واایی
مرتضی:+جونم عشقم ، کیر من برات کافی نیست ، مهسا جنده خانمم
نمیفهمیدم چی میگم ، گفتم نه من بیشتر میخوااام تند تررر اااه

مرتضی منو سفت تر بغل کرد ، جوری دستاشو دورم پیچیده بود انگار میخوام فرار کنم ، تلمبه هاشو اروم تر کرد و دم گوشم گفت مهسا اگه درد اومد تحمل کن زود دردش تموم میشه عشقم باشه ؟
تا اومدم بگم مرتضی چی میگیی یه دفعه یه چیزی رو دم سوراخ کونم حس کردم
مرتضی منو سمت گرفته بود نمیذاشت تکون بخورم
همونطور که تو بغل مرتضی بودم یه نفر از عقب با سوراخ کونم ور میرفت
ترسیده بودم ولی مرتضی بهم اجازه ی تکون خوردن نمیداد حتی نمیذاشت برگردم ببینم کیه که داره از عقب کیرشو به سوراخ کونم فشار میده
گفتم : مرتضیی توراخدا ولم کن این کیه ؟ قرارمون نبو. . . . وااای ااااخ
یه دفعه حس کردم سوراخم پاره شد ، فرد ناشناس کیر کلفتشو تا آخر فشار داد توی سوراخ کونم
من تاحالا قبول نکرده بودم به مرتضی کون بدم و الان اولین بارم بود که کیر توی کونم می رفت

مرتضی تلمبه زدناشو توی کصم شروع کرد و زیر گوشم قربون صدقم میرفت
میگفت اروم باش مهسا خانم دیگه الان جنده خانم من شدی ، دیگه میتونی از جفت سوراخات لذت ببری ، تحمل کن تا لذت ببری و ببینی چه هدیه ای بهت دادم
از حرفاش آروم شدم دیگه تقلا میکردم فقط آروم توی بغل مرتضی به خاطر دردی که داشتم هق میزدم
مرتضی و اون فرد ناشناس ضربه هاشونو با هم هماهنگ کرده بودن ، وقتی اروم تر شدم تلمبه هاشون تند تر شد ، خایه های اونی که کونمو میگایید محکم میخورد به کصم و صداش بیشتر حشریم میکرد

یه دفعه کصم داغ شد ، مرتضی این دفعه خیلی زود ارضا شد و خودشو توی کصم خالی کرد ، بغل شقیقمو بوسید و گفت خانمم جنده شدنت مبارک
انقدر حشری بودم که نمی فهمیدم دارم چی میگم
صدام گرفته بود ،گفتم مرتضی تورو خدا بهش بگو محکم تر کونمو بکنهه واایی چقدر کیرش کلفتههه ااه دلم میخواد اب داغشو تو کونم حس کنم
مرتضی با خنده به فرد ناشناس گفت شنیدی که خانمم چی گفت به ارزوش برسونش
فرد ناشناس اینقدر توی کونم تلمبه زد که داغی آبشو توی کونم حس کردم و اب کصم یه دفعه پاچید روی شکم مرتضی
بدنم بی حس شده بود
مرتضی حلقه ی دستاشو دورم شل کرد ، آروم تو بغلش برگشتم عقب که ببینم اون کیر کلفت متعلق به کی بوده
وقتی برگشتم دیدم سجاد دوست صمیمی شوهرمه بغض کردم دلم میخواست محو بشم
از خجالت صورتمو توی بغل مرتضی قایم کردم
سجاد گفت: انگار نه انکار تا الان بهم التماس میکردی کونتو پاره کنم
اومده جلو لپامو با دستاش گفت و فشار داد جوری که لبام زد بیرون ، لبامو اروم بوسید و گفت دیگه کونت مال من شد ، مرتضی خیلی وقت بود که قولشو بهم داده بود
پلمپ کونتو من باز کردم به کسی جز من حق نداری کون بدی فهمیدی
سرم گنگ شده بود نمیفهمیدم چ خبره و کلی سوال داشتم تو ذهنم که ازشون راجب امشب بپرسم
یه نگاه به مرتضی کردم که دیدم با خوشحالی داره نگام میکنه
مرتضی گفت داداش خیالت تخت دیگه کونش سایز کیر خودت شده ، کیر من و بقیه بچه ها براش کوچیکه
و جفتشون زدن زیر خنده
و از اون روز به بعد کونم به نام بهترین دوست شوهرم ، سجاد خورد
کسی که هیچ وقت فکرشو نمیکردم . . .

نوشته: مهــ☽ــسا

بازدید 6,669

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

10 پاسخ به “خانمم جنده شدنت مبارک . . .”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید