سلام اسم من سروشه الان18سال دارم (داستان کاملا واقعیه)2سال پیش قرار شد من ودختر خالم یعنی كه دختري14 ساله و بسيار زيباست ازدواج کنیم. و او اين را مي داند.بالاخره به پيشنهاد پدرش كه مرا خيلي دوست دارد قرار شد با هم ازدواج كنيم با هم با اطلاع خانواده تلفني ارتباط داشتيم و همديگر را در خانه خودشان مي ديديم ما كاملا مودبانه و رسمي با هم ارتباط داشتيم.پس از مدت كوتاهي متوجه شدم اخلاق او مورد پسند من نيست به همه اعلام كردم از ازدواج با سارا منصرف شدم كه با ناراحتي خانواده اش همراه بود ارتباط ما كاملا قطع شد.و روزهاي آخر با بد بيراه گفتن به هم از هم جدا شديم.من كه با دخترهاي زيادي دور و برم بودند موضوع را كاملا فراموش كردم .يك روز تلفنم زنگ زد او سارا بود گفت:من می خواهم با تو باز هم ارتباط داشته باشم گفتم من از اين به بعد مثل یه دختر غريبه با تو خواهم بود و فاميلي ما برايم مهم نيست از او خواستم به آپارتمانی كه در آن زندگي مي كنم بياد سه روز بعد به بهانه سفر زيارتي از طرف مدرسه شب آمد پيش من ميدانستم شب لذت بخشی را با اين دختر عاشق با قد 165 موهای لخت، سينه هايي به اندازه يك سيب ،لبهای گوشتی ،بدن سفيد و بی مو وچهره ای زيبا خواهم داشت. آمد بعد از در آوردن كاپشن كوتاه و روسری در كنار من نشست اندام قشنگش زيرشلوار وتی شرت تنگ آدم را يه جور ديگر می كرد راستش كيرم بلند شده بود دستم را روی شانه اش گذاشتم بدون درنگ خود را به طرف من كشيد و با سينه هايش بازی كردم احساس كردم بدنش می لرزد می خواستم كاملا” او را حشری كنم او را رها كردم و بلند شدم برای كردن وقت زياد بود او شب پيش من است به او گفتم بريم روی تخت در همين حال گفتم لباست را در بيار گفت: خودت! (منظورش این بود که خودت اینکار رو برام بکن)هم خجالت می كشيد هم دوست داشت او را بكنم درحالی كه روی تخت دراز كشيده بوديم در حين لب گرفتن تی شرتش را در آوردم سوتين سفيد با سينه های برجسته كه هنوز آويزان نشده قرارم را گرفته بود ولی با تمام نيرو خودم را كنترل می كردم تا كاری نكم در اولين سكس زندگيش بيشترين لذت را ببرد آرام بالای سينه اش را می بوسيدم و دستم را به زير گردن و باسنش كه هنوز با شلوار تنگ و ناز بود می مالیدم كم كم رفتم پايين و شلوار را در اوردم از روی شورت سفید و گيپورش كسش را می بوسيدم شورت را هم در آوردم لبه های كس تمیز و بی مو را با زبانم لیس می زدم تمام بدنش ميلرزيد در يك لحظه بلند شدم و تمام لباسهايم را در آوردم روش دراز كشيدم حالا هر دو كاملا” لخت بوديم كير من مثل آهن سفت شده بود در حالی كه تمام بدنش را ميبوسيدم كيرم را لای پايش گذاشتم به نحوی كه كيرم به كسش برخورد مي كرد سينه اش را كه نه خيلي سفت و نه خيلي نرم بود را می بوسيدم و ليس ميزدم پاهايش را بلند كردم سركيرم را روی كسش گذاشتم با صدای آرام گفت: مطمئنی؟گفتم: نترس. ارام كیرم را وارد ك ردم كس تنگی داشت درد شديدي را تحمل می كرد كم كم عقب می رفت ولی صدایش در نمی آمد كم كم نصف كيرم را وارد كسش كردم چون برای اولين بار بود بیشتر از اين تحمل نداشت و شروع به عقب جلو كردن كردم(از توی فیلما این چیزا رو یاد گرفتم) رويش دراز كشيدم همينطور كه تلمبه می زدم تمام گردن لب و سينه اش را می بوسيدم با تمام قدرت مرا بغل كرده بود و مدام می گفت دوستت دارم(توی دلم گفتم ارواح عمه منم دوست نــــــدارم) رفت و برگشتم را سريع تر كردم تمام كيرم را وارد كردم بدنش سرخ شده بود كيرم را در آوردم و به طرف دهانش بردم چشمش را بست و دهانش را باز كرد می كيرم را ليسيد و گفت بكن تو كسم مزش بيشتره دوباره كيردم تو كسش و تلمبه زدم احساس كردم آبم دارد می آيد كيرم را درآوردم وآبم را روی صورتش ريختم كمی هم وارد دهانش شد گفتم مزه اش چطوره گفت خوبه ! می روی تخت دراز كشيدم او را بغل كرده و ميبوسيدم دستم را گرفت و روی سينه اش گذاشت گفت اینجوری بهم آرامش ميده بعد بلند شديم و رفتيم حمام زير دوش او را محكم بقل كرده بودم و صورتم را به صورتش می ماليدم و صورت خیسش را می ببوسيدم می دانستم بعد از كردن دخترها از اين جور كارها خوششان می آيد. كمی عقب رفتم تاصابون را بردارم و من او را بشورم وقتی چشمم به پايش افتاد ديدم از كسش خون همينطور جاريست گفتم كامليا نگاه كن خود را به آغوشم انداخت و حرفی نزد. بعد از آن تا صبح دو بار ديگر او را كردم طوری كه صبح فردا كه می رفت هيچ كدام نا نداشتيم
پــــــــــــــــــــــــــــــــــایـــــــــــــــــــــــــــــان
پــــــــــــــــــــــــــــــــــایـــــــــــــــــــــــــــــان
دلیل اینکه یه ذره کتابی نوشتم این بود که راحت تره وازتون میخوام اگه خوشتون نیومد نظر ندید برید بقیه داستان های دروغ که از تو ذهن نویسنده ها در اومده بخونید(صرفا همشون دروغ نیست توهین نشه به بعضیا)مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاچ
نوشته: سروش
22 پاسخ به “اولین سکس چه حس عجیبه داره”
الکی الکی بکارتشو بگا دادمن خودم یه بار ازدواج کردم الانم طلاقش دادم دختری که واس اولین سکس بکارتش از بین میره نمی تونه بعدش درست و حسابی دخول داشته باشه
عقب رفتم تاصابون را بردارم و من او را بشورم وقتی چشمم به پايش افتاد ديدم از كسش خون همينطور جاريست…
یاده نامه صمد افتادم که واسه نناقا نوشته بودصمد آقارو میگمlol
اقا جون چه اجباریه بگی که واقعیه حد اقل میخوای بگی پرده زدی دوتا فیلم ببین که اینطوری نرینی تو هم مثل صدا سیما شدی به این (مستند واقعی) توجه کنین
کاملیا ازکجا اومد سارا داد شد کاملیا
دوست عزیز کتاب را بر زمین بگذار برو خود ارضاییت را بکن دیگر هم ننویس لطفا
لاشی انگار داره نامه میخونه
کسخدوس دم کن بخور شاید حالت بهتر شد
شما گوه خوردی که دختر تو دست و بالت زیاده بعد اولین سکست پرده زده ای و انگاه برایمان کتابی گپ میزنی.غاره کونت گسیخته شود
***پس از مدت كوتاهي متوجه شدم اخلاق او مورد پسند من نيست***
گل گفتی دمت گرم،،،،
ارادتgive_roseزئوس 69ببخشید زیاده روی کردم.این کثافت با داستانش اعصابمو بهم ریخت.
کشته مردتم جمشید مانکن…من همیشه فقط میومدم و داستان میخوندمو عکس میدیدم ولی تنها دلیلی که باعث شد عضو بشم انتقادات عزیزان به خصوص جمشید بود…give_rosegive_roseبگزریم برگردیم سر داستانت…ازتون میخوام اگه خوشتون نیومد نظر ندید(عشقم خودتو خسته نکن تو پرده کونت هم بزنی باز هم از لطف و عنایت دوستان بی نصیب نیستی پس گوزگوز نکن عن در گوز عن مخ چس مغز…) برید بقیه داستان های دروغ که از تو ذهن نویسنده ها در اومده بخونید(کس کش لاشی جنده دیوث پفیوووووووووووس چرا خودتو از بقیه جدا میکنی؟ تو هم از همونایی دیوووووووث کس ناخاله) ریدم به نگارش تخمیت شاشیدم تو اون دختر 14 ساله ای که تا حالا سکس نداشته ولی موقعی تو میکردیش از جنده های ترکمن هم وارد تر بوده و ریدم به اون فیلمایی که از روشون کردن یاد گرفتی تخم سگ ننویس دیووووووووووث
خیلی خیلی بد بودداستانش بد نبود طرز نوشتنت بد بودتو داری داستانو برای ما مینویسی نباید چون راحت تری کتابی بنویسی باید جوری بنویسی که خواننده ها بپسندنلطفا تو داستانای دیگت اینو رعایت کنبا تشکر
ریدم در داستانت
آقایون کسباف, تو رو جون ننه جنده تون اینقدر کسشعر بنجل ننویسین بزارین تو بکن تو.اقلاً میخواین کسباف بشین از نوع درجه یک باشین و کسشعر مرغوب تحویل ملت بدین.
Shahin.noheadمن مخلصتم داداشیشما لطف داری به من
کسخل مالیاتی فکر کردی خون شر شر ازش میاد ؟!!! کسخل فوقش چند قطره میاد همچین کسشرای نوشتی بچه 2 ساله بخونه میرینه تو کونت تا سیراب شیlol
شلام عجیجانم اشم من سروشه 18 سالمه .هههههههههههه وای یه دخم عمه دالم خیلی ژیباس دوشش داشتم نه بابام گفت دوشش داشته باش یه لوز گفتن بیاد بگیلیش اما من دوزدش نداشتم دودولمو گژاشتم پشتم واسه دختل عمم خوشش اومد یهو کف پاش رفت تو کونم خون اومد 4لیتر باول کنید عجیجانمکس نگو چاییتو خوردی واسه اینکه شب نشاشی برو بشاش بعدم برو کپه مرگتو بزار بخواب فردا باید بری مهد کس کششششششششش
رضای خدا نظر دوستان از داستان واقعی تو خیلی خوندنیترو جالبتر بود …بازم از این داستانا بفرست تا نظر دوستانو بخونم
کسشعر نوشتن تاکی؟با این خزعبلات ارزش بکن تو رو هم پایین میارید .بزغاله یکم بیشتر فیلم ببینو بعد چرت وپرت تحویل ملت بده داستان هم خواستی بفرستی بعد تایپش یه بار بخون بعد بفرست کسمیخ طرفت اول سارا بودوبعد کیر خوردن شد کاملیا؟سکس اولش بودوبعدکردن توکسش گذاشتی تو دهنش از خون خبری نبودبعد تو حموم مثل اینکه پترس فداکار انگشتشو از سوراخ سد برداشته باشه داشت از کسش خون میومد ؟خودتی بسه دیگه ننویس…!
بچه ریقو، آخه هدفت از کسشعر بلقور کردن چیه؟! مثل بچه آدم صادقانه بگو من مازوخیستم میخوام فحش بخورم اونوقت ما هم از خجالتت درمیایم.ضمنا از نگارش تخماتیکت هویداست در مقطع ابتدایی تحصیل مینمایی!من نمیدونم چرا اینجا کنتور نداره هر بچه کون نشوری که هنوز نمیدونه نخود لاپاش اسمش دوله میاد تو.ولی انصافا همه نظرا یه طرف؛ نظر گارد سلطنتی یه طرفlolROFLlolROFLlolROFL