اولین تجربه از فمبوی بودن

سلام به همگی
این داستانی که میخوام بگم اولین رابطه من بود که برای ۵ سال پیشه که من 13 سالم بود من اون موقع 1 سال اینا بود که با سکس و این داستانا آشنا شده بودم توی مدرسه کلاس های بالاتر شده بود انگشت کنن یا بمالن بهم ولی سکس واقعی رو تجربه نکرده بودم و اون موقع خودارضایی ام نمیکردم یعنی میخواستم ولی این بچه اکثر پسرا وسط اش خسته میشدم و ول میکردم
و از خودم بگم بدن کامل سفید و بی مو دارم موهامم بوره سوراخم همیشه صورتیه و الان که 18 سالمم شده تازه پرز داره میشه موهام
بریم سراغ داستان:
ما خانوادگی قرار بود بریم مشهد و قرار بود از شرکت بابام آپارتمان بدن که بریم اونجا ساعت 8,9 شب بود گوشی بابام زنگ خورد و گفتن نوبت یه نفر بود که بره مشهد ولی شرایط شون جور نیست اگه میخواین شما جای اونا برین فقط باید فردا برین ما ام که از خدا خواسته قبول کردیم من و خواهرم اصرار کردیم که با یکی از فامیلامون بریم تا بیشتر خوش بگذره مامانم به خالم گفت و اون گفت نه شرایط ما جور نیست بابامم زنگ زد به عموم که مامانم زیاد ازشون خوشش نمیاد گفتیم احتمالا اونا ام نمیام ولی از شانس اونا گفتن آره بریم پسر عمومم از من ۳ سال بزرگ تر بود و ما باهم ی جورایی رفیق بودیم ولی بخاطر اینکه رفت و آمد با عموم کم بود زیاد نمیدمش خلاصه با ناراحتی مادر و غر هایی که زد راه افتادیم تا به پمپ بنزین رسیدیم که دیگه راه بیوفتیم به دل جاده گفتم منم بخاطر پسر عموم و اینکه جا کم بود خواهرم غر میزد رفتم ماشین عموم که وسط های راه دیگه بابام و عموم همو گم کردن ینی ماشین ما زیاد توقف داشته ماشین عموم که منم توش بودم خیلی جلوتر بودیم که دیگه بابام گفت شما برین من ماشینو یه چکاپ کنم که وسط های راه نمونم ما تو راه بودیم خیلی ام داشت خوش می‌گذشت اینم بگم که عمو راننده شهری بود که ماشینشم سمند بود
دیگه ساعت 10 شب اینا شده بود که زن عموم تو ماشین خوابید برا همینم کلا حرف نمیزدیم پسر عموم ام دستشو انداخته بود گردن من منم دستمو انداخته بودم گردنش که حس کردم دستشو هی داره میاره پایین تر منم خوپ گفتم اصلا کامل کامل با سکس آشنا نبودم فقط چنتا فیلم دیده بودم که دلم میخواست جای پورن استار زن باشم برا همون هیچی نگفتم و دستشو گذاشت رو لپ و کونم منم دقیقا همین کارو کردم ینی نه اینکه بگم فقط اون بود دیگه ایندفعه من دستمو آروم بردم تو شرتش اونم همین کارو کرد من همین که دستم به کونش خورد اصلا معلوم بود پر مو بود منم اولین بار بود می‌فهمیدم کون ام مو در میاره اصلا هنگ کردم ولی همینجوری داشتم فقط لپ باسنشو بازی میدادم ولی اون حرفه ای بود انگشت شو خیس میکرد آروم دور سوراخ م میچرخوند تا کامل کامل حشری شدم همانجوری خوابمون برد تا رسیدیم به مشهد ی آپارتمان تقریبا کوچیک بود ۲ تا اتاق داشت که تخت داشتن پذیرایی ام دوتا مبل تخت شو داشتن که روبرو شون تلویزیون بود منو پسر خالم تو پذیرایی می‌خواستیم بخوابیم مامان و زن عموم و خواهرم تو ۱ اتاق بابام و عمو تو یکی از اتاقا اولین شب گذشت و هیچی نشد فرداش برای نماز ظهر رفتیم حرم و برگشتیم که همه برگشتیم و نوبتی رفتیم حموم که خستگیه راه بره پسر عموم که رفت حموم بعدش میخواستم من برم اون در اومد منم که رفتم در اومدم دیدم خوابیده شب ام میخاستیم بریم حرم ولی منم گفتم خوابم میاد خستم پسر عموم که اسمشو تو این خاطره میزارم محمد.تو خونه خوابه منم باهاش میمونم شما برین و بیاین اونا رفتن منم حوصله م کامل سر رفته بود دیدم گوشی عموم تو شارژه رفتم برش داشتم رمز نداشت همینجوری داشتم می‌چرخیدم تو گوشی که تو گالریش فیلمه پورن دیدم چند بار گفتم چون زیاد آشنا نبودم باهاش کامل مغزم داشت سوت میکشید پسر عموم و از خواب بیدار کردم گفتم ببین تو گوشی بابات چی هست اونم پاشد و نگاه کرد داشتیم فیلم و میدیدیم که پسر عموم حشری شد گفت خوپ خوبه که بیا دوباره نگاه کنیم هرکاری میکنن ما ام بکنیم لاشی بچه بودم راحت خرم کرد منم قبول کردم اولش گفتش بیا اول یکم انگشتمو بکنم توش که دردت نگیره با روغن زیتون که بابام برای گردن دردش آورده بود انگشت اشاره شو کامل روغنی کرد آروم دستشو کرد تو واقعیت نمیدونم چرا هنوزم نمیدونم من خیلی کم دردم گرفت اصلا در حدی نبود که جلوشو بگیرم خیلی حس تازه ای برام داشت کامل پاهام سست شدن بعد اینکه چند دقیقه انگشت کرد گفتش حالا بیا این اونا بکنیم منم نمیدونم چم شده بود مغزم آروم شده بود پاهام سست شده بود دستامم سرد قبول کردم کیرشو کامل روغنی کرد و به سوراخمم کامل مالید که دردی حس نکنم کیرشم اون موقع شایع 16,17 سانت بود سرشو کرد تو من دردم گرفت ولی بازم در حدی نبود که نخام انجامش بدم یکم که بیشتر فرو کرد کامل پاهام سست شد و دراز کشیدم اونم دراز کشید روم و با یه دستش کونمو باز کرد با اونیکی دستشم کیرشو دوباره فرو برد حدود ۲ دقیقه که شد داشت تلمبه میزد من یه حس عجیبی بهم دست داد چشمام سیاهی رفت رون پاهام داشت می‌لرزید که یهو ارضا شدم که ریختم رو زمین که موزاییک بود اولش خیلی ترسیدم نمیدونستم چیه گفتم بسه دیگه اجازه ندادم بکنه ولی گفت حداقل بیا حداقل بخور برام گفتم کلی روغن مالیدی برو بشور بعد رفت و شست اومد واقعا الآنم به اون لحظه فکر میکنم پشمام می‌ریزه که چطوری کامل حرفه ای بودم توش طوری که حتی یه لحظه ام دندون نزدم و آبشو خالی کرد تو دستمال و رفتیم دوباره حموم اون موقع کامل یادمه ترسیده بودم سوراخم موقع خواب گز گز میکرد بلاخره خوابم برد و فردای اون روز از مشهد برگشتیم شهر خودمون که زنجانه
امیدوارم خوشتون اومده باشه دروغ و واقعیت داستان کاملا معلومه هیچ چیزی از خودم اضافه نکردم ممنونم که خوندین
اگه بخواین از رابطه های دیگمم براتون می‌نویسم🤍

نوشته: پارسا

بازدید 15,318

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

9 پاسخ به “اولین تجربه از فمبوی بودن”

  1. هیچ کدومتون متوجه نشدیم تو ماشین با پسر عموش بود موقع خواب با پسر خالش🤔

  2. ارزش خوندن و نقد ندارهپسر عمو شد پسرخالهکلی سوتیکلی غلط املایینگارش صفر

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید