اتفاقی منو آبجیم

من معمولا با خواهرم خیلی خوبیم شوخی می کردیم خوش بودیم .خلاصه گاهی تو نت جک میدیدم براش می فرستادم اونم همین طور گاهی وقتا هم جک سکسی براش می فرستادم اونم بدش نمی اومد و می خندید اما اینا همش تو نت بود .چند شب پیش داشتیم با هم تو اتاق حرف میزدیم یکم باش شوخی کردم .من رو تختم بودم .بالششو برداشت و اومد سمت من همینجور که من خوابیده بودم زد تو سرمو افتاد تو سرم به شوخی منم گرفتمشو چرخودندمشیه دفه صورتش قشنگ افتاد رو کیرم.قشنگ کیرمو حس کرد یه لحظه کیرمو گاز گرفت از روی شلوارک .بهش گفت هوی گشنته کندیش .خندید.منم پرور شدم گفت اه درد گرفت بزار ببینم چی شد و کیرمو در اوردم یه دفه زل زد بهش گفت خیلی پررویی منم گفتم نه تو بدت میاد.گفت حالا چی شد مگه گفتم هیچی درد م گرفت گفت بزار ببینمش گفتم نمی خاد تو وحشی یه دفه می بینی باز گاز میگیری و خندیدم .اومد نشتست کنارمو گرفتش دستاش داغ بود گفتم چقدر دستات داغه گفت هیچی .بزار بوسش کنم خوب شه.سرشو بوس کرد گفتم بکن تو دهنت بوسش کن.یه نگام کردو اروم سر کیرمو کرد تو دهنش لب تخت نشسته بودم اونم نشسته بود جلوم کیرمو شروع کرد خوردن گفتم خنگه نکن ابم داره میاد گفت به این زودی گفتم نمی دونم چرا اینجوری شد .گفت خب بزار بیاد تند تند می خورد یه دفه ابم پاشید همزمان هم صدای در اتاق اومد . مامانم بخاد بیاد اتاقمون اول در میزنه تقریبا 10 ثانیه بعد درو باز می کنه .دیگه راهی نبود ابم تو دهنش خالی شده فوری سرشو اورد بالاو کیرم رفت تو شلوارم.در اتاق که باز شد مامانم بود گفت بیاید شام ابجیم دهنش پر اب کیر بود مجبور شد قورتش بده تا بتونه جواب بده.قورتش دادو گفت باشه .در اتاق که بسته شد گفت حالمو بهم زدی بی شعور گفتم خب خودت گفتی و خودت خاستی.وقتی برگشت سمتم دیدم یکم اب زیر چونش مونده بهش گفتم خره شانست گفت وگه نه به گا رفته بودیم.این اولین اتفاق من بود.
نوشته: رضا

بازدید 18,554

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

23 پاسخ به “اتفاقی منو آبجیم”

  1. یه فانتزی هرچقدر هم جالب باشه یه نویسنده بد میتونه به بدترین شکل نشونش بده و بالعکس این دفعه هم ریدی

  2. خواهرت کیرتو گاز زد تو هم کردی دهنش بعد ریختی اونم خورد . به همین سادگی به همین خوشمزگی! شماره ساقیتو بده ببینم کسکش

  3. ایشالا دفعه بعد خودم دره اتاقتو باز یکنم و میام هردوتاتونو خشک خشک به روش های مختلف همونجامیکنم تا دیگه یاد بگیری چرت و پرت ننویسی…کیرم تو فرق سرت کونی

  4. مهران کجاییییییییییییی…نویسندهی محترم رسوایی بیغیرتی نسبت به خواهرم لطفا بیا بقیشا بزار بابا تو کف موندیم اخرش چی میشه …

  5. اگه بگم،کوس آبجیت،از بیغیرتی ککتم نمیگزه.پس ریدم به هوایی که اکسیژنشو مصرف میکنی.

  6. جون هرکی دوست داری شماره ساقیتو بده یه مدته بدجور بهم ریختم شمارشو بده یکم بریم تو فاز دیگه

  7. من نمیدونم این تخیلات ذهن چرا داره به سمت خواهر و مادر میره.یا واقعا داره این اتفاقها میوفته.

  8. چطور اینا اینقدر راحت میکنن آبجیشونو و اینقدر راحت تر میگن برای دیگران موندم

  9. دیسلایک ۵۴ رو هم من تقدیم حضورتون کردمجیییییییغ یه نگاه به دیسلایکها بنداز وببین چه شاهکار ادبی خلق کردیخدا وکلیلی تا اونجا خوندم که خواهرت التت رو گاز گرفت ظاهرا خواهر شما جنده تشریف دارن و گرنه بعید میدونم هیچ دختری هرچند هم جلف و سبک سر باشه همچین کاری بکنه و اصلا بخودش اجازه چنین کاری رو با برادرش بدهبله گفتی یهو صورتش به الت شما خورد خب این ممکن هست پیش بیاد ناخواسته ولی بقیه اش دروغ محض بود و‌ سرکاری

  10. خدایی داستان آقا مهران رو همون بیغیرتی به خواهرم و عواقبش رو بذارین کنار این چرت و پرتها تا ببینین چقدر اقا مهران قلم زیبا و خلاقی داره

  11. کُسُ شِر تر از این نخونده بودیم که به لطف آقا رضا “آبجی کُن” خوندیم! مرحبا

  12. داستان باحالی بود بخصوص ک زرتی رفتی سر اصل مطلب، اگ کمی تو نگارشت دقت میکردی و کمیم با آب و تاب کشش میدادی جواب میداد ولی این خعلی چش گیر نبود، هرچن ده بار خوندمش 😄😁

  13. یچیز خعلی مهمتردختر خونگی مث ابجی تو محال اولا ب این راحتیا بساکه و دومن خودخواسته آبتم بخوره…اینو دقت نکرده بودم کاملن::” تر+مال”😃😄

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید