اتفاقات باعث اولین سکسم و ادامه ماجراها (۲)

در قسمت قبلی بطور کامل شروع ارتباط آنال سکسم با نسرین را توضیح دادم، باید بگم تمام چیزی که نوشتم دقیقا همون شکل اتفاق افتاد و نسرین بعدها که کاملا رومون باز شده بود و هیچ خجالتی از هم نداشتیم واسم گفت که قبلش هیچ اطلاع دقیقی از ارتباط جنسی و حاشیه هایش نداشته و همه را بعد از اون ارتباط اول و ادامه ش یاد گرفته.

گفتم که بعدش مرتب سر به سرش میذاشتم و این شوخی و سر به سر گذاشتن به معنی تمایل به ادامه سکس با نسرین حداقل از سمت من بود، اونم کم نمی‌آورد و متلک می‌نداخت و شیرینش می کرد، مثلا ازش می‌پرسیدم نسرین جون زیاد که دردت نیومد؟ جواب میداد لوله پولیکا تو اونجای تو بکنند چه حسی داری؟ و می‌خندید!

سال آخر دبیرستان بود دانش آموز خوبی هم بود و تلاش زیادی می کرد وارد دانشگاه بشه، خیلی کمکش میکردم و با هم درس می‌خوندیم، منم درگیر واحد‌های درسیم بودم مامان نسرین مشغولیتش فقط گاهی رفتن پیش اقوام و خریدهای کوتاه مدت بود، بیشتر خونه بود و درد کمر و پا اجازه نمی‌داد زیاد بیاد طبقه بالا با اون راه پله قدیمی و سخت، چند بار وسط درس ماچش کردم هیچ مخالفتی نمی کرد، همو می‌خواستیم اگه اون محرمیت نصفه و نیمه بینمون نبود حتی ممکن بود نسبت بهش علنا اعلام عشق کنم!

یه روز وسط استراحت بین درسهامون لپشو بوسیدم گفتم نسرین تو چقدر خوشگلی واقعا هم زیبا بود، صدای بسته شدن در حیاط خونه اومد نسرین گفت مامانه داره می‌ره خونه فلانی که عصری مراسم مذهبی دارن، دلم لرزید حس عشق و شهوت و تمایل به تکرار اولین ارتباط درونم بدجور بیدار شده بود کشیدمش تو بغلم و از لباش بوسیدم، همراهی خاصی نکرد اما پسم نزد و آروم گفت: ما داریم کار خوبی میکنیم…؟

نیم ساعت بعد هردومون کاملا لخت بودیم عرق از سر و صورت مون می‌چکید تلافی دفعه اول که فقط من حال کرده بودم اون متحمل کمی درد کون دادن شده بود رفته بودم لای پاهاش و کسشو بدجور میلیسیدم سیاهی چشماش رفته بود و تو عالم حشر و لذت شهوت داشت آروم آروم ناله میکرد و هی میگفت وای یی… آی یی… آرررره، چه مزه ای میده…
صداش دورگه شده بود انگار می‌خواسته گریه کنه اما گریه شو خورده، سینه هاشو چنگ میزدم و کسشو میخوردم تا اینکه یهو ولو شد، کرخت و سست و مست از اولین ارضا زیر دست یه پسر، لرزش بدنش آروم گرفته بود بهم گفت شهرام این چی بود؟ تو هم اون روز منو کردی اینقدر خوش به حالت شد؟ سرمو تکون دادم به نشانه ی تایید…

بازم کونشو بهم داده بود اما اینبار با جزییات و همکاری بیشتر و منم تا نصف کیرم توش کرده بودم و آبمو کامل داخل کونش خالی کرده بودم، موقع کردنش با پستونهاش و کسش هم حسابی بازی کرده بودم و آخرش هم که با زبونم حسابی ارضاش کرده بودم دیگه مال هم بودیم، میدونستیم که این راه ادامه داره و مزه سکس و عشق به هم از بین رفتنی نیست حالا حالا ها…

بعد از اون روز با هر فرصتی که گیرمون میومد پریده بودیم روهم و سکس میکردیم همه مدل هایی که به ذهنمون می‌رسید برای حال کردن اما فقط آنال و نه از کس پیاده کرده بودم، جوری میکردم که دردش نیاد چون عاشقش شده بودم اونم همینطور، چند بار خواستم پرده شو بزنم دلم نمیومد میترسیدم شاید از اینکه بعدها پشیمون بشه و ازم بدش بیاد، موقعی که به اوج شهوت میرسوندمش می‌گفت شهرام ترا خدا بکن تو کسم، حتی ناله میکرد و قسم میخورد بکنمش اما همیشه با مالیدن و کس لیسی ارضاش میکردم و کار به کس کردن نمیکشید.

تا اینکه یه روز بد جور پیله کرد بهانه آوردم یه وقت حامله میشه آبروریزی و دعوا و …مرغش یه پا داشت می‌خوام مزه شو بچشم! می‌گفت تو بلدی کاندوم بذار تا خیالت راحت بشه، دیگه نمی‌تونستم مقاومت کنم خودم هم خیلی دلم میخواست اون کس کوچولو و توپولی رو بکنم، صداش حالت گریه یه کودک و داشت که خواستش اجرا نشده، اون روز کاملا یادمه، درونم با خودم کنار اومدم به خودم گفتم شهرام می‌کنی فقط مراقب حاملگی باش، از مدتها و ماه‌های قبلتر روزهای پریودش رو در تقویمی علامت می‌زدیم و هفته خطرناکی که بیشترین امکان حاملگی را یه زن داره را هر ماه حساب میکردم، طبق حساب و کتاب اون روز از زمان تخمک گذاری رد شده بود اما بازم خیلی باید مراقب میبودم.

نسرین جان! بخواب عشقم پاهاتو بده بالا جیگرم، بالش کوچولو را زیر کمرش جابجا کرد کسش اومد بالا پاهاشو به نرمی رو شونه هام انداخت شروع کردم به نوازش و لیسیدن کسش وسطاش ازش لب می‌گرفتم لباش مثل همیشه شیرین و عسلی بود اما اینبار خیلی نرمتر و ریلکس و شل تر، یواش بیخ گوشش زمزمه کردم، آماده ای؟ با تکون سرش تایید کرد، سر کیرمو برای اولین بار آروم گذاشتم درست دم سوراخ واژن، فشار کمی آوردم کله کیرم کمی رفت داخل اما گیر کرد، سر کیرم معلوم نبود، خوشی و لذت و استرس و شهوت و غرور این که یه مردم و دارم پرده عشقمو میزنم و احساسات مختلف باهم قاطی شده بود، نسرین صداش درنمیومد تکون هم نمی‌خورد خودشو سپرده فقط به من، همینم جریترم کرد یه ذره دیگه فشار آوردم حس کردم کیرم با فشار از لای چیزی عبور کرد و بعدش دیگه اختیارش دست من نیست و سر خورد و هی داره بیشتر می‌ره توش، حتی صدای آخ درد هم از نسرینم درنیومد، تا جاییکه بشه کرد کیرمو اما با ملایمت فرو کردم فقط خایه هامو بیرونش می‌دیدم و یه کمی از ته کیرم، کیرم داغ داغ شده بود کشیدمش بیرون و با دستمالی که از قبلش آماده کرده بودم سرشو پاک کردم لکه خون خفیفی روی دستمال سفید باقی موند لابیای کسشو پاک کردم دستمال بیشتر خونی شد بهش نشونش دادم، اولش تعجب کرد و بعدش اما خندید و پرید کلی ماچم کرد، دختر عجیبی بود انتظار داشتم دردش بیاد یا بره تو خودش اما خیلی ریلکس و آروم بهم گفت ممنون عشقم که منو زن خودت کردی، چند دقیقه بعد داشتم تو کسش تلمبه میزدم و هر دو مون داشتیم از شهوت ناله میکردیم جلوی خودمو گرفته بودم اول نسرین ارضا بشه نمی‌خواستم یه مرد خودخواه باشم، وقتی که لرزید و لباش شل شل شد تلمبه هامو سریعتر کردم و دم اومدن آبم، کیرمو کشیدم بیرون و از ناف به بالا تا روی پستونای قشنگش آبمو پاشیدم.

اون روز فیزیکی و ذهنی ما با هم ازدواج کردیم فقط جایی ثبت نشده بود، نسرین هر وقت تنها می‌شدیم آروم بهم می‌گفت شوهرم، منم زنم صداش میکردم.

نوشته: شهرام

ادامه…

بازدید 2,884

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

2 پاسخ به “اتفاقات باعث اولین سکسم و ادامه ماجراها (۲)”

  1. درقسمت اول تاونجا رسید که با کون دادن تجربه کسب کرده بودی وحالا بقیه چوستان

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید