زنم یک شبه تبدیل به جنده شد (۱)

سلام .

اول میخوام خودم و زنمو معرفی کنم خودم آرش 29 سالمه و 75 کیلو وزنمه و زنم الاهه خانومه خشکلمونم 22 سالشه وزنشم 60 کیلو سینه هایه 85 واقعی و کون گردو خشکلی داره قده شم 161 ثانته از زیبایش بخوام بگم مثل همه خانوما خیلی ب خودش میرسه همیشه کاشت ناخون و پا انجام میده خیلی هم حشری و هات هستش خوشبختانه .

ما 4 سال میشه که ازدواج کردیم

الانم میخوام داستان اینکه این 4 سال رو چطوری گذروندیم تا اینجا رو براتون بازگو کنم …

چونکه من قبل ازدواج چند باری دستمالی شده بودم و حتی ب مرحله دادن هم رفته بودم ولی نتونستم دردشو تحمل کنم و ب همون ساک زدن و لاپایی کارم راه افتاد چند نفری بودن که خیلی دورو برم بودن شاید بگم تا قبل ازدواج واسه بیشتر از 20 نفر ساک زدم و کیرشونو لاپایه خودم کردم خیلی هم لذتشو بردم عاشق ساک زدن بودم کلا هرجا فرصت میشد کیر یکی رو میخوردم البته فقط تا سن 15 سالگی بود بعدش خیلی کم پیش اومد فقط با دو سه تاشون پایه بودن ادامه داشت به همین دلیلم کم کم ب سمت بی غیرتی رفتم و داستان های کیرتوکص رو همیشه میخوندم پیش خودم میگفتم حتما وقتی زن بگیرم آزادش میزارم و میگم دوست پسر بگیره تا اینکه ب سن 25 سالگی رسیدم که خیلی اتفاقی یکی از آشناها دوست یه دختر بهم معرفی کرد و ما هم با خانواده بدون هیچ رابطه قبلی که داشته باشیم رفتیم واسه دیدن از همون اول چشمم گرفتش و کار ب خواستگاری ازدواج رسید خیلی هم زود ازدواج کردیم تو یه مراسم خیلی ساده …

چون هیچ شناختی ازش نداستم کم کم جلو رفتم اعتمادشو جلب کنم و از همون اول این فکرایه بیغیرتی تو ذهنم بود ولی گفتم ب وقتش جلو برم تا اینکه فهمیدم قبل من دوست پسر مجازی داشته وه واسشون عکس و فیلم لختی فرستاده بوده ولی در همین حد ن دستمالی ن اینکه رابطه ای داشته باشه که ایکاش داشته بود تو رابطه بهش میگفتم اگه رابطه ای هم داشته بودی من مشکلی نداشتم ولی بهش برمیخورد یا هرچی میگف ن اصلا اینجوری نیست تا کم کم وقتی که رابطه شروع میشد حرفامو بهش میزدمو اونو ب سمتش میبردم تو رابطه مشکلی نداشتو همراهمیم میکرد میگفت آره منم دوستدارم آزاد باشمو دوست پسر داسته باشم میگفتم جون تا اینکه بعد 6 ماه یه بار بعد از تموم شدن رابطه مون اینبار خودم حرفو پیش کشیدمو گفتم واقعا این حرفارو که گفتی واقعیه یا اینکه الکیه میگفت ن واسه تو گفتم منم گفتم منکه مشکلی ندارم حتی دوست دارم که آزاد باشی لباسایه باز بپوشی به چشم بیای گفت یعنی تو مشکلی نداری که تو بازارو اینجور جاها من لباس باز بپوشم گفتم نه اصلا دوستم دارم که اینقد آزاد باشی که حتی علاقه هم دارم که بیشتراز بقیه انجام بدی دستشو آورد کیرمو گرفتو داشت ماساژش میداد که گفت خوب شاید یکی بیاد اذیتم کنه که کم کم کیرم راست شد با حرفاش گفتم خوب تا هرجایی که خودت دوست داشته باشیو مشکلی پیش نیاد آبروریزی نشه چه اشکالی داره آدم باید لذتشو ببره که دیگه کیرم به حد سیخ شدن رسیدو رفت یه ساک واسم زد که دستشو گرفتم ب سمت کونم بردم که انگشتم کنه دیگه واداده بودمو اونم خوب داشت جلو میرفت گفت یعنی بفهمی که من با یکی رابطه داشته باشم تو مشکلی نداری گفتم نه بهت گفتم که علاقه هم دارم که دیگه کم کم به ارضا رسیدمو جلوشو گرفتم ولی اون گفت دوستدادم انگشتم تو کونت باشه درش نمیارم ولی ساک نمیزنم که ارضا نشی منم مشتاقانه ب حرفاش گوش میدام گفت حالا ببینم فک کن من با یکی از دوستات وارد رابطه بشم چجوری شروع کنم چجوری بهش بگم گفتم فک کنم یکیشونو مد نظر داری که گفت آره از اون دوستت که مجرده و رفیقه همیشگیته میاد خونمونو قلیون میکشید خوشم میاد ولی تا حالا نفهمیده بودم که تو هم علاقه داری گفتم خوب کاری نداره هر وخت میاد اینجا لباس باز بپوش و بیشتر باهاش شوخی کن دیگه خودش کم کم راه میاد میفهمه جریانو گفت میخوام الان باهاش تماس بگیری واسه فردا بگی بیاد اینجا ببینم راست میگی گفتم باشه گوشی رو آوردم باهاش تماس گرفتم تو همین حین الهه داشت انگشتشو تکون میداد واسم ساک میزد بهرام امون دوستم جواب داد و بعد سلام احوال پرسی گفتم کجایی گفت تو بازارم دارم دور میزنم الکی حوصله م سر رفته گفتم بیا اینجا خوب یه قلیون بکشیم کیرم به آخرین حدش رسیده بود که کم کم داشتم به آرزوم میرسیدم گفت باشه الان میامو گوشیرو قط کرد یه هو الاهه راخوردو گفت الان من چیکار کنم گفتم سریع برو حموم مثلا تو نمیدونی اون که اومد من میگم الاهه حموم بوده وقتی باهات تماس گرفتم اون حموم بوده بعدشم به بهمونه زغال میرم بیرون مثلا میام ب تو میگم تو هم با حوله بیا بیرون بگو ببخشید لباس نبرده بودم نفهمیدم میای اینجا دیگه بقیه ش با خودت گفت باشه اون رفتو بعد ده دقیقه دوستم زنگ زد که گفتم بیا بالا اومد گفت الاهه کو گفتم حمومه وقتی باهات تماس گرفته بودم تازه رفته بود از تو چه پنهون امشب شبمون توپ توپ گذشته بود ماهم حوصله مون سر رفته بود گفت که آره دیگه خوشیاشو رفتید واسه سرگرمی با من تماس گرفتی بیام گفتم آره تا چشت دراد…

با صدای بلند گفتم الاهه بهرام اومده اینجا زود تموم کن بیا گفت باشه الان میام من گفتم تا الاهه میاد بیرون برم یه قلیون بچاقم رفتمو گفتم ای وای اینقدر سرگرم بودم که نفهمیدم بگم زغال بیار تموم کردم که گفت اشکال نداره نمیخواد بیا بشین که گفتم نه قلیون بعد رابطه یه چیز دیگه س الان میرم زغال میگیرم تا الاهه بیاد بیرون تو هم قلیونو آماده کن که گفت ن من میرم که گفتم ن اصلا برم یه بادی به سرو کله م بخوره زود میام بهرام گفت خو منم میام گفتم نه الهه میترسه تنها باشه نکنه بیاد بیرون توباش تا من میام من رفتم به الهه گفتم که گفت وای بخدا پشیمون شدم میترسم گفتم ن دیگه … جلو در حموم دستمو بردم کسشو گرفتم که خیس خیس بود گفتم معلومه که پشیمونی برو ببینم چیکار میکنی من رفتم بیرونو بعد یه ربع که شد الاهه زنگ زد گفت چرا نگفتی میرم بیرون لباس نبرده بودم جلو بهرام زشت شد با حوله اومدم بیرون که شنیدم بهرام گفت من که گفتم خودم میرم اون نذاشته منم ب الاهه گفتم گوشیرو قطع نکن بزار نزدیکت میخوام گوش کنم گفت باشه خداحافظ الکی گفت یه خورده میوه هم بیار گفتم باشه اون مثلا گوشیرو که قطع کرد الاهه گفت من عادت ندارم بعد حموم باید حتما خشک بشم بعد لباس بپوشم که بهرام گفت ن راحت باش که الاهه شیطونی کردو گفت آره دیگه به توام که بد نمیگذره بهرام گفت آره تا حالا اینجوری ندیده بودمت فک کنم دیگه راست کرده بود برا الاهه گفت من که مشکلی ندارم راحتم بعدم گفت این تنباکو کجاست پیداش نمیکنم خودم الکی تنباکو رو گذاشته بودم یه جا که سخت پیدا کنه که الاهه گفت اونجاس بغل قلیون گفت نه نیست میشه بیای بگی کجاست که اومدو گفت همینجا بود کیرم به آخرین حد خودش رسیده بود فکر اینکه زنم الان تو خونم با یه حوله دور بدنش الان ساق پاشو موهایه لختش جلو دوستمه دیونه کرده بود که یه هو الاهه گفت ای وای ببخشید بخدا نمیدونم چیشد که گفت اشکال نداره خوب چیزی نشده اول خوب ندیدم الان دیدمت خیلی خوبی تو هم خوب چیزی هستی ها که الاهه گفت آرش نفهمه توروخدا زشت شد داشتم گوش میدادم که بهرام گفت چه زشتی بابا راحت باش که فک کنم رفت پیش الاهه گفت آها اینم تنباکو خوب شد پیدا شد ولی ایکاش یه کم دیگه باهم میگشتیم شاید یه بار دیگم اون اتفاق افتاد منم چشمام بیشتر بعضی جاهارو میدید که الاهه گفت بی ادبی نکن اون یه بارم شانسی بود حوله ام افتاد ای وای یعنی الاهه جلو بهرام حوله ش افتاده و بهرام همه جاشو دیده داشتم دیونه میشدم که بهرام گفت حالا نمیشه یه بار دیگه شانسی بشه تا آرش نیومده ببینم واقعا سینه هات محشر بودن فک نمیکردم اینقد بزرگ باشه که الاهه خندیدو گفت پررو نشی یه وقت آرش بفهمه میکشه هردومونو اونم گفت حالا آرش که نیست بیا یه بار دیگه بخدا دست نمیزنم فقط ببینمشون که الاهه گفت ن زشته برم ببینم آرش کجاست نیومده که اومد با من مثلا تماس بگیره گفت کجایی گفتم مغازه ها بسته س زغال نیست دارم میگردم گفت باشه کی میای قبلش تماس بگیر دیگه فهمیدم که میخواد اونم بره تو کار با این حرفش گفتم باشه ولی قط نکن گوشیتو بزار رو اپن بزارش رو ساعت بیست دیقه دیگه مثلا زنگ بخوره که مثلا من زدم دارم میام من نیم ساعت دیگه میام که بفهمم چیکار میکنی که گفت باشه زود بیا یادت نره قبلش تماس بگیری ها حتما گفتم باشه جنده یه خودمی برو که رفتو بهرام گفت چرا گفتی قبل برگشتنی تماس بگیره که الاهه گفت نمیخوام وقتی اومد با حوله ببینه که جلو تو بودم فکر بد بکنه که همون موقه بهرام فک کنم نزدیکش شده بود گفت حالا الاهه خانوم نمیخواد زیبایاشو نشون بده که الاهه گفت چیکار میکنی زشته نکن نکن که دیگه فک کنم حوله شو بهرام برداشته بود گفت وایی چه سینه هایی خیلی زیبان منم شانس بیارم مثه آرش از این سینه ها گیرم بیاد عالی میشه که الاهه گفت نکن زشته مگه نگفتی دست نمیزنی که صدایه ملچ ملوج اومد الاهه گفت نکن دارم حشری میشم توروخدا نکن بهرام گفت ناز نکن از اون موقع اومدی بیرون با حوله دیدمت بدجور تو کفتم الاهه گفت زود باش توروخدا الان آرش میاد بهرامم گفت مگه نگفتی قبلش زنگ میزنه وقتی اینو گفتی خیالم راحت شد که خودتم دوستداری پس ناز نکن بزار منم یه حالی ببرم دیگه که الاهه گفت وایی توروخدا زودباش نخور کارتو زود تموم کن مثلا میخواد بگه زود منو بکن اینو گفته بود اونم سریع گفت ای به چشم دیگه من همش صدایه آهو ناله الاهه و بهرامو میشنیدم که داشت فک کنم سینه یا کسشو میخورد فقط صدایه آهو ناله میومد که یه دفعه الاهه گفت زود لباساتاو درار بزار توش الان میاد آرش اونم گفت چشم ولی گفت دلم نمیاد از این کلوچه بگزرم ال حق که خوب کسی داری دوسدارم فقط لیسش بزنم الاهه هم شیطون شد گفت حالا وقت نداریم بزار یه بار به وقتش میدم بخوریش که فک کنم اینجوری چراغ سبز رابطه هایه دیگشو بهش نشون داده بود بهرام گفت یعنی بازم میزاری باهم رابطه داشته باشیم الاهه گفت تا وقتی آرش نفهمه و خودم بخوام آره ولی باید سیرم کنی آرش نمیتونه منو خوب سیر کنه ای کلک زنم جنده شد رفت نگاه گوشی کردم که داشت نزدیک بیس دیقه میشد که یکی دو دیقه بعدش صدا قطع شدو الاهه اومد تماس گرفت گفت آرش کجای گفتم نزدیکم ده دیقه دیگه میام الاهه گفت برو میوه بگیر که گفتم الان از کجا میوه بیارم گفت نمیدونم بهرام که این جاس یه خورده وسایل بگیر تا نیم ساعت دیگه حتما بیا ای کلکدقیقا یعنی گفت تا نیم ساعت دیگه نیا فک کنم کیرش ب دهنش نشسته بود که دوست نداشت زود تموم شه گفتم باشه گوشیو قط نکن فقط که گفت خداحافظ ولی داشتم میشنیدم که بهرام گفت خوب کاری کردی ایکاش میگفتی امشبو اصلا نیاد الاهه خندید گفت ببینم ارزششو داشتی یا نه بببنم اون کیرتوکه گفت چشم فک کنم بهرام کیرشو بیرون آورده بود و الاهه گفت وای این چرا اینقد کلفته سرش اینجوریه من که نمیتوتم اینو تو خودم جا بدم که بهرام گفت اونش با من تو فعلا بخور برام که صدا ساک زدن الاهه اومد داشت میخورد واسش وه هی اوق میزد یکی دو بار صدا سیلی اومد دیگه نفهمیدم کی به کی میزد ولی الاهه گفت نکن خفه شدم بزار خودم بخورم فک کنم بهرام تو دهنش داشت تلمبه میزد داشتم دیونه میشدم دوستداشتم یه هو برم خونه و تو اون حالت ببینمشون ولی نمیشد الاهه گفت زود باش بکن که دارم دیونه میشم بهرام گفت دهنت که خوب بود بزار ببینم کستم مثه دهنت خوبه که فک کنم داشت کیرشو مینداخت تو کسش الاهه گفت یواش بکن تا جا باز کنه ولی هی آهو ناله میکرد دیگه فک کنم کم کیرشو جا داده بود تو زن ما این بهتیرین اتفاق زندگیم بود خیلی تو حسش رفته بودم تو خیالاتم الان داشت انجام میشد بهرام گفت وای دختر تو چرا کست اینقد آب انداخته خیلی داغه ایکاش میشد بیشتر میکردم ولی الان آرش میاد الاهه گفت زود آبتو بیار واسه سری بعد هماهنگ میکنم بیشتر کیرتو تو خودم نگه دارم الان نمیشه که بهرام گفت چشم دیگه صدایه تق تقو آهو ناله هردوتاشون میومد الاهه میگفت جون جون بکن کیرتو بزن تو کسم بزار خوب حال بیاد آرشو فرستادم نخود سیاه بهرام زود بکن منو جر بده زود باش بهرام گفت جون میکنمت دارم زن آرشو جر میدم گشادش میکنم براش کجاست ببینه دارم زنشو میکنم از اول هم میدونستم این کونی زن بگیره زنشو میکنم که الاهه گفت چرا گفتی کونی که بهرام نامرد گفت مگه نگفته بهت کل محل کیرشونو گذاشتن تو دهنش عاشق ساک زدن بود فقط نمیدونم چرا با من راحت نبود همه محل میدونستن که کونیه ولی خوب شد آرش نصیب اونا شد زنش نصیب من که الاهه گفت نگفته بود بهم یکی دو دیقه صدایه الاهه نیومد فک کنم شوکه شده بود ولی بعدش صدا آهو ناله هاش اومد دیگه میکفت بکن از ابن به بعد دیگه باید همیشه بکنی یه کاری میکنم جلو خودش بکنی منو اون کونی نگفته بود به من فک کنم امروزم خودش رفت بیرون منو با تو تنها بزاره که اینجوری بشه خوب شد حوله مو باز کردم منم خودم از قسد حوله رو باز کرده بودم که یه کیر دیگه داشته باشم بکن منو جر بده این کسو وقتی اومد جلوت لباسه باز میپوشم بفهمه که دیگه زنش کم کم باید کیر تو رو راست کنه میدونم که دوست داره بکن منو که بهرام گفت آره اصلا چرا نمیزاری بیاد جلو خودش همینجوری ببینه که دارم تو رو میکنم که الهه گفت ن بذار کم کم تو موقعیتش پیش بریم که بهرام گفت جون پس قراره بیشتر لذت ببرم من … خوش ب حال من الهه دیگه آه و ناله ش با جیغ و فریاد رسیده بود فک کنم ارضا شده بود که بهرام گفت جون چه خوب میلرزی ارضا شدی زیر کیرم زن آرش زیرم ارضا شد الهه گفت اوففف خیلی حال داد زود باش آبتو بیار بهرام گفت دارم میام کجا بریزم الاهه گفت بریز دهنم میخوام وقتی برگشت دهنم بویه آب کیرتو بده جلویه تو بدم لب بگیرم ازش تا کم کم راه بیاد که پیشت راحتم زنم دیگه رسما جنده شده بود داشت جندگیشو نشون میداد فک کنم بعد از اینکه بهرام گفته بود آرش واسه همه ساک زده اینطوری شده بود که آرش فک کنم از کسش کشید بیرو گفت بیا جلو کیرم بخورش آبمو جنده از این ب بعد جنده خودمی الهه…

چون الاهه گفت آره بیار آبتو بریز تو دهنم که بویه آبکیرتو بگیرم عرق کردم زیرت میخوام بفهمه که کلی عرق کردم زیرت اون کونی باید زودتر کیرتو جور میکرد واسم بهرام گفت زودباش اومد که دیگه صدایه بهرام میومد که میگفت آه جون بخور جنده همشو بزار تو دهنت باشه بزارش لا دندونات بویه کیرمو بگیره بعد برو اون شوهر کونیت لب بگیره ازت آب کیرمو تو دهنتون حس کنین اوففف چقد خوب بود الاهه گفت واقعا عالی بود کلی عرق کردم ولی هنوز آب کیرت تو دهنمه نگاه کن که بهرام گفت وایی بزار باشه خوب بو بگیره دهنت واسه شوهر کونیت الاهه گفت آره بیا دیگه جم کنیم منم زنگ بزنم کونی خان زود بیاد تو هم قلیونو زود آماده کن دیگه اومد گوشیرو برداشت بهرام گفت لباس نپوش همونجوری لخت بگرد جلوم تا اون میاد میخوام ببینم چه زنه سکسیو جذابیرو کردم الاهه هم خندیدو گفت چشم از این بعد باید بیشتر به خودت برسی کلی میخوام اذیتت کنم بهرام گفت تا باشه از این اذیتا که الاهه گفت الو آرش کجایی چرا نمیای نمیتونم سوتینمو ببندم زشته جلو بهرام اینقد با حوله گشتم منم فهمیدم منظورشو که گفتم خوب یا بگو اون ببنده برات یا اصلا نبند که گفت خوب زشته نبندم نوکشون میزنه بیرون پیدا میشه جلو بهرام گفتم باشه جنده الان میام نمیخواد ببندی یه لباس سکسی بپوش که دارم میام گفت باشه ده دیقه دیگه میرسی که گفتم آره بعد قط کرد مثلا که گفت دیدی بهرام گفت بگم بهت یا تو سوتینمو ببندی یا اصلا نبندم بدون سوتین باشم که بهرام گفت اوففف اون سینه هات محشر میشه اصلا نبند بزار ببینم کلی حال کنم شرتم پات نکن اون پا بندی هم که میشه میبستی به پات ببند که ساق پاتو خوشکل میکنه برام بزار کمکم عادت کنه اونکونی که زنشو دید بزنم جلو خودش بعدش خندیدن با هم دیگه من کیرم که تا حالا آبم یکی دوبار اومده بودو تو ماشین درست کردمو شرتمو از پام کندم پرتش کردم بیرون ساعتو نگاه کردم نزدیک یک ساعت بود که من اومده بودم بیرون دیگه داشت خیلی تابلو میشد برگشم خونه دیدم الاهه با یه تیپ خیلی خفن یه تیشرت تنگ تنش کرده بود بدون سوتین یه ساپورت سفیدم پاش کرده بود که تا زانوهاش بود میدونستم شرتم نپوشیده پابندشم بسته بود به پاش سکسیش کرده بود باز داشت حس بی غیرتی میومد سراغم که زنم همین یه ساعت پیش چی بوده الان چی شده تا همین چن دیقه پیش زیر کیر بهترین دوستم بوده الانم با این تیپش میخواد به بهرام بفهمونه که من چیزی نمیتونم بگمو راحتم با کارایه الهه خونه بویه عرق میومد بویه شهوت میومد اومدم گفتم الهه چرا سرو وضعت اینجوریه عرق کردی خونه بویه عرق میده الهه گفت اینقدر اومدمو رفتم خونه هم گرم بود کلی کارهای خونه رو انجام دادم تا تو بیای بشینم باهاتون عرق کردم منم تو دلم گفتم آره جون عمه هردوتاتون میدونم این بوها واسه عشق و حالتونه بهرامم گفت آره تو رفتی تا الان الهه داشت کار میکرد پذیرای میکرد منم گفتم مغازه ها بسته بود یه زغالو چند تا چیپس و فک آوردم که امشب با هم بخوریم که هردوشون خندیدن گفتن یه ساعت رفتی اینارو بیاری کجا بودی … که گفتم پنچر شدم رفتم پنچری بگیرم دیر شد ببخشید بهرام جون امشب اینطوری شد که بهرام یه نیش خند زدو گفت نه اتفاقا الاهه جون کلی پذیرای کرد ازمو لازم نبود که منظورشو فهمیدمو الاهه هم یه خنده کردو گفت دیگه چیکار کنم تو دیر اومدی مجبور شدم از همین چیزای که داشتیم تو خونه از بهرام چون پذیرای کنم من که منظورشونو فهمیده بودم گفتم خوب کاری کردی بهرام بهترین دوستمه نباید واسش کم بزاری اوناهم خندیدن بهرام گفت مرسی واقعا سنگ تموم گذاشت من رفتم زغال بیارم که الاهه اومد پیشم گفت باید جلو بهرام ازم لب بگیری دهنم هنوز بویه آب کیرشو میده گفتم جون بیا ازت لب بگیرم که گفت نه جلو اون باید بگیری منم زغالو آماده کردم رفتیم نشستیم که الاهه اومد پیش ما نشست رو مبل پیش من روبرد بهرام منم گفتن این الاهه جون خیلی دوسداشتنیه میزاره با دوست خوبم رفت آمد کنم مثه بعضی زنا نیست از رفیق بازیم بدش بیاد که الاهه اومد نزدیکمو یه لب ازش گرفتم که بهرام خندید گفت اوه اوه خوبه مراعات منو نمیکنید منم گفتم زنمه دوسشدارم تو هم رفیقمی بهت اعتماد دارم که الاهه گفت آرش جون از اون آدامسی که خریده بودی خوردم بوش خیلی خوبه منم گفتم آره اتفاقا طعم لبت محشر بودو یه لب دیگه ازش گرفتم که بهرام گفت بابا بس کنین منم آدمم دیگه نکنین یه هو منم دلم میخواد منم گفتم خودت وقتی زن گرفتی لباشو بخور الاهه مال خودمه اونم خندید فک کنم به این میخندید که آره جون خودت چن دیقه پیش آبمو تو دهن زنت خالی کردم اون طعمه لبه زنتم طعم آب کیر من بوده دوست داشتی دیگه اون شب کلی خوش گذشتو الاهه کلی خودشو به نمایش میزاشت چنباری هم قلیونو از دست بهرام گرفت کشید میگفت دیگه بهرام از خودمونه راحتم جلوش مگه نه آرش منم گفتم آره عشقم الاهه هم گفت من با کسایه دیگه اینجوری نیستم لباس راحت بپوشم بهرامم گفت آره راحت باش منم راحتم منم خندیدم گفتم تو بهترین دوستمی اشکال نداره بهت اعتماد دارم اون شب کلی خوشگذشتو بعد رفتن بهرام الاهه اومد و کلی با هم حرف زدیمو از حسو حالش گفت که ادامه داره حتما تو قسمتایه بعدی مینویسم اگه خوشتون اومد ببخشید که خیلی طولانی شد مرسی ممنون …

نوشته: آرش و الهه

بازدید 4,540

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

18 پاسخ به “زنم یک شبه تبدیل به جنده شد (۱)”

  1. اقا کسکش عن اقا تو هنوز معلومه ادبیات فارسیت رو قبول نشدی و انشا رو افتادی و تو مدرسه ام کونی کلاس بودی تهش با عکس دختر بردنت کردنت تو رو به چه داستان نوشتن جقی . حیف اون اکسیژنی که حروم تو عن مغز میشه که حتی نوشتن ساده ام بلد نیست و با یه دست تو شورت این چرندیات رو نوشته خط اول رو خوندم فهمیدم با یه تینیجر کونی خیالباف طرفم که نهایتا سکس مادرش با همسایه ها رو دیده و تصمیم گرفته راه پدرانش رو ادامه بده . برو مشقتو بنویس عن اقا نیا اینجا عن تفت بده

  2. اقا کسکش عن اقا تو هنوز معلومه ادبیات فارسیت رو قبول نشدی و انشا رو افتادی و تو مدرسه ام کونی کلاس بودی تهش با عکس دختر بردنت کردنت تو رو به چه داستان نوشتن جقی . حیف اون اکسیژنی که حروم تو عن مغز میشه که حتی نوشتن ساده ام بلد نیست و با یه دست تو شورت این چرندیات رو نوشته خط اول رو خوندم فهمیدم با یه تینیجر کونی خیالباف طرفم که نهایتا سکس مادرش با همسایه ها رو دیده و تصمیم گرفته راه پدرانش رو ادامه بده . برو مشقتو بنویس عن اقا نیا اینجا عن تفت بده

  3. آقای کونی فهمیدیم دوست داری در آینده خودت بدی و زن 161 ثانتی نداشتت جای خالی تو رو با دیگران پر کنه ولی سعی کن اول و آخر ننویسی اگرم نوشتی زیادی بچگانه ننویسی. ننویسی بهتر .

  4. خوب بود لذت بردیم قربون سینـه ها و ڪوس الهه جونت زودتر ادامه شو بنویس…

  5. بی شرف دیگه بیشتر از این نمیشد تو یه جمله غلط املایی و نگارشی جا داد.

  6. یه بکن سایز خوب ک تایم بالا بتونه سکس کنه براتریسام بیاد خصوصی از لرستان

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...