زن زباله گرد

یه شب مثل همیشه کارم که تعطیل شد با ماشین حرکت کردم سمت خونه ساعت تازه شده بود ۱:۳۰

یه سمت خیابون که یه طرفه هست نمیشه البته تو این تایم هیچکس نمیاد میشد وارد ورود ممنوع بشی ولی خب به دردسرش نمیارزه خلاصه مثل همیشه از فرعی میرفتم که یه خیابون باریکست همینطور که داشتم میرفتم چشمم خورد به یه خانمی که داره گاری جا به جا میکنه روی گاری هم یه گونی بود که فکر کنم پلاستیک اینا داخلش بود خلاصه وایسادم گفتم یه لحظه بیا صورتشو که ماسک داشت آورد نزدیک گفت بله گفتم یه شماره کارت میدی در حد وسع خودم کمکت کنم گفت کارت ندارم گفتم میخوای همینجا وایسی برم عابر بانک برات پول بگیرم چقد نیاز داری یه اهی کشید گفت فکر نکنم بتونی گفتم خب تو بگو گفت هرچی خواستی بده خلاصه نزدیک عابربانک بود یه مقدار پول نقد کردم وقتی برگشتم دیدم داره حرکت میکنه گفتم بیا داخل ماشین یکم گرم بشی نشست ماسکشو در آورد دیدم چهرش خیلی ناز معصومه یه غمی تو چهرش دیدم درددل کرد وسط حرفاش گفت مطلقست منم کمال میل گوش دادم پای حرفاش نشستم گفتم میتونی گاریتو بزاری همینجا یه سر بریم جگرکی مهمونت کنم اولش ناز کرد ولی خب قبول کرد خلاصه گاریشو به یه درخت قفل کرد دوتایی رفتیم چگرکی میدون عدالت گفتم همیشه اینطرفا هستی گفت یوقتایی بعد گفتم تا حالا کسی بهت گفته چشمات خیلی قشنگه ؟ یه لحظه لبخندش جای صورت ناراحتشو گرفت خلاصه دوتا سیخ جیگر باهم زدیمو سوار ماشین شدیم تو راه گفتم حالا که اوکی شدیم میتونم یه خواهشی ازت بکنم گفت آره گفتم یه حال کنیم گفت وسط خیابون گفتم نه همونجا که گاریتو بستی اونطرف یه زمین خالیه ماشین میبرم داخل کسی هم نمیبینه خلاصه قبول کرد رفتم سمت یه سوپری کاندوم تکی خریدم ماشین تو اون زمین خالیه پارک کردم کاندوم گذاشتم از بس شق کرده بودم حسابی باد کرده بود صندلی شاگرد خم کردم دختره پشتش کرد به من شلوارشو کشید پایین کونش میگرفتیش می‌لرزید دوتا تف لای کونش کردم کیرم حسابی مالیدم که خوب لیز بشه آروم آروم فشار دادم با دستش دهنشو گرفت صداش در نیاد گفتم راحت باش گفتم خودتو یکم بیار بالا سینتو بگیرم حسابی استقبال کرد دکمه لباسشو باز کرد سنیشو با دستام چنگ میزدم بس که حشری شده بودم کار به جای رسیده بود پشتی صندلی محکم فشار میداد گفتم خیلی وقته کیر ندیدی نه با ناله گفت نه محکم تر بزن فقط دیر ارضاشو خواهش میکنم از بس داغ کرده بود دست لای کصش میزاشتی داغیشو حس میکردی ، بعد کلی تلمبه زدن دیگه نتونستم جلوی اب کیرم بگیرم تقه آخری محکم زدم تو کصش آبم اومد روی دختره ولو شدم کارمون تموم شد خودمون جم جور کردیم تو راه شمارمو دادم گفتم کاری داشتی حتما تماس بگیر … از این ماجرا ۱ سال میگذره و اون تجربه با اون دختر سکسی که داشتم هیچوقت یادم نمیره به شمارم تماس نگرفت ولی خب بهترین شبی که گذروندم همون شب بود

نوشته: ناشناس

بازدید 7,031

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

4 پاسخ به “زن زباله گرد”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...