زن عموی حشری بیوه

سلام، من تازه با این سایت آشنا شدم. چون وقتی رابطه رو انجام دادم احساس کردم، به طور اتفاقی سرچ کردم و این سایت رو دیدم. پیشاپیش به دلیل املا ضعیفم عذر خواهم.

نمیدونم تا چه حد براتون جذاب هست ولی میگم. ضمنا اسم ها رو تغییر میدم. من محمد هستم. متولد ۸۱ هستم و بعد از دیپلم دیگه درسم رو ادامه ندارم و وارد بازار شدم، توی شهر خودمون یه مغازه لباس فروشی باز کردم. این داستان مربوط تابستان ۴۰۳ هست. سال ۴۰۱ عموم فوت کرد. به دلیل سکته قلبی، و ۳ تا بچه یتیم شدن. زن عموم هم (مریم) تا یکسال لباس سیاهش در نیاورد. از مریم بگم متولد ۵۸ یه زن سفید مهربون چادری با بدنی خوب(نمیگم مثل پورن استار ها) قد حدودا ۱۷۰، وزن ۷۵ کیلو و سینه های ۸۵. چون اهل ورزش و باشگاه هست بدن رو فرمی داره. دوتا از بچه هاش تو دانشگاه درس میخونن، کوچیکه هم کلاس یازدهمه هست.

قبل از اینکه عموم فوت کنه، مریم خیلی مذهبی بود ولی بعدش همش میگه خدا مارو دوست نداره و اینا، چادرش رو هم گذاشته کنار، اولین بار حدود ۳ ماه بعد اون اتفاق، رفتم خونه مامانبزرگم. همه عمه هام و مامانم و مریم نشسته بودن حرف می‌زدند، دیدم مریم از من حجاب نگرفت. رفتم نشستم. اولین بار حس کردم بهش حس پیدا کردم. مو هاش هم دور گردنش و یه بلوز شلوار مشکی تنش بود. رون هاش میخواستن شلوار رو پاره کنن. حتی با این مصیبت اینقدر سکسی بود. چن بار دیگه هم دید زدمش و حسابی جق زدم به یادش.

بابام بهم گفت هوای زن عمو تو داشته باش. خرید میکردم براشون می‌بردم. از میوه و گوشت گرفته تا حبوبات و… اوایل خرداد پارسال که یکم میوه براشون گرفته بودم و بردم زنگ زدم و رفتم بالا، رسیدم به در واحد. اومد در رو باز کرد. دیدم یه تیشرت و شلوارک پوشیده که کل ممه هاش از زیر سوتین معلومه، گفتم براتون خرید کردم. گفت بیار تو. آوردم تو گذاشتم روی میز آشپز خونه گذاشتم. گفت خیلی گرمه عموت هر سال کولر رو درست میکرد، باید به یه سرویس کار زنگ بزنم. گفتم نمیخواد خودم جمعه میام درست میکنم. (با من خیلی راحت شده بود مثلا باهام دست میداد گاهی هم روبوسی می کرد البته نه تو جمع)

جمعه عصری رفتم خونشون، کولرشون رو درست کردم بعد اومدم پایین، گفت بیا تو یه شربت بهت بدم. رفتم تو نشستم بعد گفتم کو یگانه(دختر کوچیکه مریم)گفت فردا امتحان داره رفته کلاس خصوصی، بعد اومد کنارم نشست، گفت من خیلی تنهام و حرفای همیشگی. بعد گفتم میدونم من و بقیه سعی کردین کنارتون باشیم و نزاریم که جای خالی عمو رو حس کنین. بعد مریم گفت تنهاییم رو تخت چی، من دو ساله تنهام، با اینکه مردم هزار تا حرف پشت سرم زدن ولی … گفتم چه کاری از دست من برمیاد. گفت کنارم باش. گفتم مریم من جای بچه تو ام بعدم مگه تو نمیگفتی این کار ها گناهه. بعد مریم گفت یه صیغه محرمیت بخونم حله. گفتم الان شوخی میکنی دیگه میخوای منو امتحان کنی، داشتم همینو میگفتم که تی شرتش رو درآورد. سوتینش رو هم باز کرد. باورم نمیشد، مریم یه جفت ممه رسیده داشته با این حجم و رنگ مرمری من تا الان اقدام نکردم‌. کیرم شق شده بود ولی بازم خجالت میکشیدم نگاه کنم. گفت من که میدونم توی این ۲ سال چه قدر پر و پاچه منو دید زدی، هر وقت میخوام باهات روبوسی کنم خودتو به ممه هام می‌چسبونی، گفتم واقعا منظوری نداشتم، گفت حالا نمیخوای شروع کنی خیلی حالم بده، دستش رو گذاشت رو کیرم که شق شقه بود عین سنگ. بعد گفتم پاشو بریم تو اتاق. کاملا لخت شد، منم لباسامو در آوردم بجز پیرهنم. اومد دو زامو جلوم برام ساک زد. با یه ملچ و ملوچی. خیلی کار بلد بود. بعد گفت من امروز مال تو ام، گفتم دراز شو رو تخت اومدم، میخواستم کاندوم بزارم گفت اونجوری حال نمیده، نذاشتم، پاهاشو دادم بالا دیدم عجب کصی داره این میلف حشری، از بس هول بودم کیرمو تا ته کردم توکصش.نالش رفتم هوا. اینم بگم اولین بار بود که داشتم سکس میدم. ولی از بس فیلم دیده بودم سنگین تلمبه میزدم ناله میکرد و جیغ میزد، ممه هاشو محکم فشار میدادم و چندتا اسپنک به کونش ، بعد از حدود ۱۰ دقیقه آبم اومد، میخواستم بکشم بیرون که داد زد گفت بریززززززز توششششش. منم توش ریختم. جفتمون خیس عرق بودیم. بعد یکم کنارش دراز شدم و ممه هاشو مالیدم و لب و لوچشو میخوردم. بعد دیگه گفت پاشو یه دوش بگیر برو که الان یگانه میاد از کلاس. منم دوش گرفتم و رفتم. حدودا تا شیش ماه هر دو روز یبار میگفت بیا پیشم منم خوب بهش حال دادم، تا اینکه شب یلدا از نامزدش رو نمایی کرد و ازدواج کرد، با اینکه الان شوهر کرده ولی بازم گاهی بهم پیام میده و عکس میفرسته و حرف های سکسی میزنه. همین دو هفته پیش بهش گفتم خیلی نامردی کلی من بهت حال دادم رفتی با یکی دیگه بعد گفت الانم هر وقت بخوای وقت خالی برات دارم. اینو که گفت دوباره شیر شدم نمیدونم چیکار کنم. بازم برم سمتش یا نه

نوشته: محمد

بازدید 6,141

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

14 پاسخ به “زن عموی حشری بیوه”

  1. آخه کون بچه، تو اگه ۲۱سالت بود به سینه نمیگفتی ممه، انقد جق نزن کسخول، زن بگیر شاید ما بچه‌هامونو دیدیم.

  2. تا اسم شربت اومد فهمیدم از اون داستانهای کیری شربتیه ، آرزوی کردن زن غموت رو داری چرا عموی بدبختت رو میکشی ؟

  3. ما که اولین بار تو نوجوانی از روی لباس ی زن لمس کردم آبم اومد از حشر زیاد بعد تو چطور اولین بار ی میلف با حال چند دقیقه ساک زد واست و ده دقیقه هم تلمبه زدی تو کوسش،چلغوز خالی بند

  4. داستانت قشنگ بود و کمی باور پذیر اما برای بار اول 10 دقیقه تلمبه زدی این برام درکش سخته

  5. این جمله رو باید اینجوری می نوشتی :«اینم بگم اولین بار بود که داشتم سکس میدم»اینم بگم اولین بار بود که داشتم میدادم.

  6. فکر میکردی به جای ی جفت ممه دو جفت داشته باشه؟یا مثلاً یدونه فقط باشه؟چیه فازتون خدایی

  7. کار به راست دروغش ندارم،ولیخب حداقل اگ واقعی هم بود یه جور مینوشتی که مخاطب حس بگیره، انگار انشا میخوندم

  8. ای بابا بنده خدا رو چکارش دارید تو فکر و خیالاتش یه چیزی نوشت و حال کرد دیگه نزنید تو ذوقش

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید