داستان و مطالعه

سکس با پری قبل از شب هفت شوهرش

چهارشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۴ 3 دقیقه مطالعه
سلام دوستان حتما تمام شمایی که این متن رو میخونید از دوست دختر یا دوست پسر های خود در برهه ای از زمان نارو خورده اید ولی تا حالا شنید یدکه یه مرده از زنده نارو بخوره؟!!پری بچه محل ما بود که با پسری به اسم امیر ازدواج کرد هنوز شش ماه از ازدواجشون نگذشته بود که یه روز تو خیابون وقتی امیر و پری داشتن راه میرفتن که یه نفر به پری نگاه بدی میکنه امیر از اونجایی که خیلی غیرتی بوده (خدا بیامرز!) با اون طرف درگیر میشه و با ضربات چاقو از پا در میاد…حالا این چه ربطی به من داره؟ من فروشنده ی لباس زنانه بودم وقتی که بچه خواهر های پری اومدن تو مغازه اصلا فهمیدم اومدن برای خرید لباس مشکی خریدشونو کردن یه پیرهنم برای پری خریدن و رفتن ولی گفتن اگر بهش نخورد(یعنی پری) میان عوض میکنن. که همینم شد! فرداش پری اومد تو مغازه برای تعویض لباسه منم بلند شدم و بهش تسلیت گفتم . حالا شیطونی من از این جا شروع شد دیدم زن بیوه 19 ساله خشگل خوش هیکل اصلا راه نداره ازش بگذرم یه جورایی راهم نداشت بهش پیشنهاد بدم خلاصه به بهانه ی لباس یعنی به عنوان یه مشتری شمارشو ازش گرفتم. … شب با خودم هزار جور کلنجار رفتم بالاخره بهش اس دادم : سلام پری جان خوبی؟ جواب نداد . میدونستم جواب نمیده. ولی در اوج نا امیدی بعد از دو ساعت خودش زنگ زد و خلاصه کلی باهام درد دل کرد و از تنها شدنش گفت آخر صحبتمون موقع خدافظی ازم پرسید فردا صبح ساعت چند در مغازرو باز میکنی؟منم گفتم ده .گفت :میشه هشت صبح باز کنی؟ گفتم باشه . ازش پرسدم چطور مگه؟ گفت صبح یه جا کار دارم برگشتنه بهت یه سر میزنم . فرداش ساعت هشت صبح در مغازه رو باز کردم ولی تا هشت و نیم نیومد بهش زنگ زدم با صدای خواب آلو گفت :ببخشید الان میام گلم!!! ساعت نه بود که اومد تو مغازه و منم یه صندلی گذاشتم نشست و در مغازه رو هم بستم . منم یه صندلی گذاشتم بغل هم نشستیم باور کنید تو این مورد خاص خیلی دودل بودم بعد از ده دقیقه صحبت دست انداختم دور گردنش وقتی دیدم هیچی نمیگه لبمو گذاشتم رو لباش اونم شروع کرد لبای منو خوردن آروم آروم دکمه های مانتوشو باز کردم اونم دست برد به دکمه ی شلوار من جوری که دیگه جفتمون لخت مادر زاد شده بودیم. کف مغازه یه موکت پهن کردمو وااااای نمیدونید چه ساکی میزد جوری میک میزد که دردم میگرفت بعد کیرمو گرفت میمالوند به کسش سرشو میکرد تو کسش دوباره در میاوورد منم بهش گفتم برگرده از پشت بذارم اول با انگشت کردم تو کونش یه خورده بازی بازی کردم بعد کیرمو آروم فرو کردم تو کونش وقتی داشتم از کون میکردم دستشو دراز میکرد خایه هامو بگیره دوباره برگشت گفت بذار جلوم وقتی گذاشتم جلوش خیلی تنگ بود دستامو فشار میداد میگفت بزن بزن محکم بزن تند بزن پاره ام کن جرم بده! یادم نمیره بچه ها تا حالا انقد حال نکرده بودم اونم انقد غیر منتظره و یهویییییی! . وقتی داشت آبم میومد ریختم رو سینه هاش اونم با دستاش آبمو مالید روی سینه هاش. ساعت 11 کارمون تموم شد و رفت.(ساعت 3 هم مراسم شب هفت شوهر خدا بیامرزش بود!!)

نوشته: علیرضا

اطلاعات داستان

تاریخ انتشارچهارشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۴
زمان مطالعه3 دقیقه
دسته‌بندیداستان‌های سکسی

اشتراک‌گذاری داستان

پسندیدن و بازدید

تعداد بازدید9,746

دیدگاه‌ها (35)

  1. Aliiiii6985

    كير تو مغزت

  2. hadi.mikhamet.1

    حلالت باشه خدا نصیب منم بکنه

  3. NA

    يعنى ادم براى گوريل ساك بزنه ولى چرت وپرت ننويسه گوش مخملى بچه هاى سايتو چى ديدى كه مفت نوشتى بچه ها تحويل بگيرينش

  4. NA

    خوبه تخيل ادم كار كنه ولي نه ديگه تا اين حد.ك فك كني كسخوليم.در حالي ك خودتي

  5. NA

    بچه ها واقعا فک کرده بود ما کسخلیم آخه چه قدر دروغ

  6. NA

    بی غیرتی

  7. agit

    خارتو گاییدم با این داستانت آخه کس مغز تو ما رو چی فرض کردی برو جقتو بزن تصویر ذهنیتم همون همسایتون باشه که میخوای بکنیش ولی به کسشم حسابت نمیکنه کیر رستم دستان تو کونت با این داستان تخمیت

  8. abolfazl1367

    یعنی زنه تا شب هفت شوهرش لباس سیاه نداشته و میرفته مغازه عوض کنهاونم لباس سیاه که معمولا چون خیلی تنگ انتخاب نمیشه معمولا نیازی به عوض کردن نداره.برو عمو یکی دیگه رو سیاه کن

  9. NA

    باورکنین من ازتعجب شاخ درآوردمحتما اون خانم مسلمون نبوده،چون زن مسلمون که شوهرش میمیره،باید4ماه عده بشینه وبامردنامحرم روبرونشهریدی بااین دروغت؛جلقووووووووو

  10. pesare shad

    متفاوت ترین داستانی بود که خوندم. اخر هندی بازی بود خواستم هر چی به نظرم میاد بهت بگم ولی دلم به حالت سوخت چون اولا از سر حقارت خواستی خودی نشون بدیو داستان نوشتی دوما همه نظرها رو خوندم همه مسخرت کرده بودن. به خاطر نظرات جالبی که داده بودن خیلی خندیدم.ادامه بده کیر نخوری حتما یه چیزی میشی.

  11. NA

    هوش عوضي تا حالا داستان اينقدر تابلو نخواندم

  12. NA

    پینوکیو :^o :^o :^o

  13. gallows

    پروردگارا اين جلقيهاى جاهل دروغگو را از روى زمين بردار

  14. NA

    اگه این کار رو کردی خاک برسرت اگه هم دورغ گفتی بازم خاک بر سرت علی جقی.

  15. NA

    خدا بیامرزدتش 😀

  16. NA

    کس کش , جنده هم اینقد سریع پا نمیده که اون زن کس مشنگ(پری ) بهت پا داد.برو کس شعراتو یه جای دیگه تلاوت کنبه قول یکی ازدوستانم که الان کنارم نشسته, کیرمون تو اول تا آخرت کله کیری

  17. NA

    ریدم به روحه پدرت بااین داستانت

  18. NA

    كيرم تو دهنت !!! جغول بدبخت

  19. NA

    کیرم ودهنت و دیگر هیچ…

  20. NA

    هههه پسر تو کفی ها!! 😀

ثبت دیدگاه برای این داستان بسته است.

داستان‌های مشابه و پیشنهادی

دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی