اول بگم این داستان فتیشه (ارباب و برده) اگه خوشتون نمیاد نخونید و لطفا فحش هم ندین
و حالا داستان:
و حالا داستان:
از سر کار اومدم خونه، بهاره از توی هال صدام زد، رفتم جلوش ایستادم، یه لباس آستین بلند صورتی و بنفش با یه شلوار بلند از همون پارچه تنش بود، روی مبل نشسته بود و پاهاش رو روی هم انداخته بود، سلام کردم و
گفتم: ارباب امری داشتین؟
گفت: میخوام باهات سرگرم شم، حرفی داری؟
- من غلط بکنم رو حرف شما حرفی بزنم ارباب
- خوبه پس شروع میکنیم.
تو همون حالت که پای راستش روی پای چپش بود با پای راستش میزد به کیرم، با این کارش خیلی تحریک شدم، پاش رو آورد بالا و منم کف پاش رو با تمام وجودم بوسیدم، جفت پاهاش رو گذاشت رو شکمم و پرتم کرد عقب، با باسن افتادم روی زمین، بلند شد و آروم اومد سمتم، روبروم ایستاد و یه پوزخند تحقیر آمیز زد و پای راستش رو بلند کرد و نوک انگشتاش رو گذاشت روی سینهم، یه کم به عقب هولم داد و کف پاش رو بین پاهام گذاشت، پاش روی بیضههام و بیخ کیرم بود، شروع کرد به له کردن، دردش خیلی وحشتناک بود، با دستام زانوش رو گرفتم و گریه میکردم، دو سه تا مشت کوبید تو صورتم و گفت: دستت رو بکش سگ کثیف وگرنه تا 2 ساعت دیگه لهشون میکنم، پاش رو ول کردم ولی به له کردن ادامه داد، درد و تحقیر یه لذت وصف ناشدنی بهم داده بود ولی تحملش خیلی سخت بود، مثل یه ته سیگار داشت له میکرد و منم گریه میکردم، تحمل نشستن رو نداشتم و ولو شدم رو زمین و بهاره همچنان به کارش ادامه میداد، بعد 5 دقیقه عربده کشیدن و زجر بالاخره پاش رو برداشت، دستم رو گذاشتم بین پاهام و به پهلو افتادم، اومد جلو و پاش رو گذاشت جلوی صورتم، واقعا زیبا و پرستیدنی بودن، مخصوصا با اون شلوار بلندش که دهنهش روی زمین پهن شده بود زیباییش صد چندان شده بود، بی اختیار سرم رو جلو آوردم و پای پرستیدنیش رو با تمام وجودم بوسیدم، پاش رو برد عقب و با روی پاش محکم کوبید تو صورتم، پرت شدم عقب و سر و صورتم غرق خون شد، اومد جلو و پاش رو گذاشت بیخ گلوم، گلوم رو فشار میداد و من داشتم زیر اون پاهای زیبا و خوشتراشش خفه میشدم، کیرم از شدت شهوت داشت میترکید و هر لحظه بیشتر خفه میشدم و به مرگ نزدیکتر میشدم، از شدت کمبود هوا صورتم کبود شده بود و زبونم از دهنم بیرون افتاده بود، داشتم جون میکندم که خدا بهم رحم کرد و بهاره پاش رو برداشت، شانس آوردم گردنم نشکسته بود، تمام زورم رو جمع کردم و نشستم و شروع کردم به سرفه کردن، بعد چند دقیقه حالم بهتر شد، اومد جلو و هرچی تنم بود رو پاره کرد، لخت لخت جلوش زانو زدم، اومد و یه ظرف رو برعکس گذاشت بین پاهام و کیرم رو گذاشت روش، پاش رو گذاشت رو کیرم و شلوار و شرتش رو تا زانوهاش پایین کشید، یه کس تپل و صورتی خوشگل که حتی یه مو هم نداشت جلوی صورتم بود، دستاش رو تو موهام مشت کرد و سرم رو برد طرف کسش، شروع کردم به لیسیدن، از این کار خیلی خوشش میاد و وحشتناک تحریکش میکنه، کسش خیلی خوشبو و خوش طعم بود، مست مست بودم، هرچی بیشتر لیس میزدم صدای نفس زدنش تندتر میشد و با پاش بیشتر کیرم رو فشار میداد، پاشنهی پاش رو بلند کرده بود و با سینهی پاش کیرم رو له میکرد، زبونم رو داخل کسش کردم و میچرخوندم که شروع کرد به جیغای کوتاه زدن، بعد چند ثانیه پای چپشم گذاشت رو ظرف و من رو محکم به خودش فشار میداد و لرزید و ارضا شد، تمام آبش رو قورت دادم و بعد چند ثانیه کیرم دیگه دووم نیاورد و ترکید و شروع کرد به پمپاژ، به اندازه یه هفته ازم منی خارج شد، دوتامون بی حال کنار هم دراز کشیدیم، دستم رو انداختم گردنش و اونم همینطور و لبای داغ و آتیشیش رو با ولع بوسیدم.
خیلی دوسش دارم و تو این 4 سال که با هم ازدواج کردیم از گل نازک تر بهش نگفتم، این کارا هم فقط واسه مواقعی هستش که میخوایم سکس کنیم، بالاخره هر آدمی یه جوریه و ما هم اینجوری سکس میکنیم، گناه که نکردیم، بهاره هم همیشه بهم احترام میذاره و هیچوقت جلوی جمع تحقیرم نمیکنه و بالعکس یه جوری رفتار میکنه که همه فکر میکنن کاملا مطیعمه ولی تو سکس حسابی از خجالتم در میاد که نمونهش رو بالاتر خوندین.
نوشته: ؟
39 پاسخ به “یک روز معمولی”
خوب میشی بدترازتوهم بودن شفاگرفتن قرصاتو سرساعت بخور
درباره داستان بگم خیلی مزخرف بوداومدی اسمی بنویسی کونت جرررر خوردننویس دیگه,تخیلات یک مغز کیریاب منی جای مغز تو کلته
جدا كه حالمونو بهم زدي!به تو هم ميشه گفت مرد!با اين افكار و توهمات جقيستيت!بخدا موندم چي بهت بگم كه لايقش باشي و ناعادلانه نباشه!ادمين خان هم كه مثلا حالا تخم ٢زرده گذاشته و چند داستان جديد آپ كرده كه تا اينجا كه ٢تا شو خوندم يكي بدتر از ديگري بوده و مطمئنم اگه پژمان يا پريچهر و يا محسن داستان نذاشته باشن بقيه اش هم مثل اين دوتا چنگي به دل نميزنه
Massssskhareee
چی بگم والا…اینم یه جورشه دیگه.باز خوبه توی جمع کاریت نداره :)من که حتی از تصور یه همچین چیزی هم خونم عین آب 100 درجه شروع میکنه به جوشیدن.ولی از طرف من به خانومت بگو خایه هات حیفن.:(اینجوری که تو تعریف کردی انگار دارن بصورت دستی آبلیمو میگیرن.اوخخدرد داره.
دیگه ننویس…کیرم تو ریخت کیریت دیگه ننویس کسکش دیگه ننویس عوضی دیگه ننویس زیاد فحشت ندادم برو حال کن دیوس فقط دیگه داستان کیری ننویس
خیلی برام جالب بود من که تا به حال تجربه نداشتم ولی کلی خندیدم بااین داستانت ولی توصیه میکنم بهش بگی یکم آروم تر رفتار کنه و گرنه مریض میشی ولی از این نظر که همسرته و این سکس تواقفی هست به نظرم خوبه به هر حال هرکسی یه مدل سکس دوست داره.
محض اطلاع…
من موندم این مافیا چی گفت همینداستان که ریده بود به اعصابمجان من اون کسی که بهت گفته بیای داستان بنویسی رو پیدا کن بکشبدجوری بهت خیانت کردهبعدش این مراسم شوهر آزاری رو میگی سکس ؟دیوانه زنت رو از مازوخیستیا دودره کردی ؟من کسی به خایه هام چپ نگاه کنه می کشمش128 میلیون دیه میدونی چقدرش سهمه خایه هاته ؟ای بابا شنگول میرزا چطوری زیر درد خایه شهوت اومده سراغت
من بودم همون آب خودتم که ریخت تو کاسه میدادم بخوری!چنــــــــدش
منکه از سکسهای اینجوری بدم میاد البته اگه مازوخیست به معنی خودازاری باشه و دیگر ازاری هم بشه سادیسم بنابراین نتیجه میگیریم که طرف خودش مازوخیست بوده و زنش هم سادیسیمی. چه شود اونوقت ما این پایین نشستیم و سانتی مانتالیسم رو تبلیغ میکنیم. قلبم از این همه ایسم دچار ایست شد ای بزبزقندی…
واقعا جملات و کلمات گه ر بارت فضای اغلت رو معطر کرده و بع بع های خشمگینانه ت که از ماتحت نشسته و سوخته ت بلند میشه گوش هر بنی بشر دلسوخته ای رو نوازش میکنه. نمیدونم چرا حس می کنم که این اوازهای غمگینت خیلی شبیه کسیه که دهانش بسان ماتحت الاغی که در بهار شبدر تازه خورده صداهای ناموزون از خودش در میکنه.بیخیال داداش گوش اگر گوش منو ناله اگر ناله ی توست، البته انچه به جایی نرسد فریاد است…
man kheyli ounjaei k partet kard yade charli chaplin oftadam.avalan k dastanet mozakhraf bud dg nanevis malume kheyli b maghzet feshar avordi k nesbat b dastanaye dg ebtekari b kharj bedi afarin b talashet va 100afarin b takhayolate t…it va inke zane kheyli haaaaaar bude,labod dafe dg mikhay bardeye yeki az in faati komandohaye gashte ershad beshi baaah che shavad pas dg nanevis k bishtar az in halemon b ham nakhore
سیلور… بیخیال…بیا جان من و دوستات داداسعید و کفتار و میرزا جوابشو نده.بزار همونطور که خودت گفتی فضای دوستانه ای که ایجاد شده خراب نشه و اینجور احمقایی نرینن توش.ولش کن.اما…فقط میتونم بگم کیر بوفالوی هزارساله تو شیوه ی سکستون.ننویس داداش من، ننویس.خب چرا دوست داری فحش بخوری؟ولی خداییش نویسنده ها باید برن خدا رو شکر کنن که تو سایت فضایی ایجاد شده که بچه ها فقط به خودشون فحش میدن و مثل تو ورزشگاه ها به خانوادشون کاری ندارن.وگر نه …
سیلور جان بقول طاها بیخیال…کس گفتن و کس شعر تفت دادن مثل این دوستمون کار سختی نیست اما باید طرفت حداقل ارزش داشته باشه که کس شعراتو خرجش کنی.سکوت الان قشنگ ترین چیزه.
:quest: بنویس.بنویس.تو یکی از بهترین کس تلاوت کن های خوب میشی شاید در آینده
بنویس.بنویس.تو یکی از کس تلاوت کن های درجه کیری میشی در آینده شاید
تکمن هرجا میرم این تکاورجون نظر من رو میگه… به حق که درست هم میگه… قطار باتمام واگنهاش توکونت دیگه ننویس… ناوبر ایزن هاور تو حلقت دیگه ننویس… هواپیمای کنکور تو کس زنت دیگه ننویس… افتضاح بود دیگه ننویس… حتی زنها هم بدشون میاد مردها برده باشن… چیه کس شعر نوشتی…؟؟سپاسگذاری میکنم از اقا تکاور. انصافا جوابشون رو عالی میدی خیلی مردی. بزرگمنش. درود برتو.
خیلی الکی بود ننویس. . . . . . . . . . . . . .راستش من سواد درست و حسابی ندارم ولی تا جایی که میدونم به این نمیگن فتیش. یعنی منظورم اینه که نویسنده دانشمند ما گفته این داستان فتیشه و تو پرانتز هم ذکر کرده ارباب و برده. حد اقل فقط مینوشتی “ارباب و برده” درست تر میشد. حالا اینکه از این جور سکس خوشتون میاد هم نوش جونت ولی کله کیری فکر میکنی من یک تلنگر کوچیک با انگشتم به تخمت بزنم میتونی از جات بلند شی یا تا ده دقیقه کون گیجه میگیری؟ آخه کون کش اگه تخماتو 5 دقیقه له میکرد که در جا میمردی. یه چیزی بگو که بگنجه بچه کونی. رفتی تو سایت های سکسی چهار تا عکس BDSM دیدی حالا اومدی واسه ما داستان درست کردی آشغال کله؟!!! تو به این میگی فتیش؟ سواد نداری مزخرف نگو و اظهار فضل هم نکن. ارباب حلقهها تو کونت دیگه ننویس. کیر هرچی برده سیاه تو کونت دیگه ننویس. خب بگو دست و پاتو ببنده سیخ داغ بکنه تو کونت تا ارضا بشی. کوس مغز آدم با تخم لهیده که آبش نمیاد از مردی ساقط میشه. چرا اینقدر الاغ هستی. کیر الاغ تو کونت. سگ برینه تو حلقت. نمیدونم چرا از اسب آبی خوشم اومده که دوست دارم تو کونت عطسه کنه. کون کش دیگه ننویس. بچه کونی دیگه ننویس
من نرسيدم كامنتها رو كامل بخونم و تجزيه و تحليل كنم،يكي بگه جريان چي بوده و اين آقا يا خانم مافيايي چي ميگه و داش سيلور خودمون كه اصلا عصباني بودن بهش نمياد سر چه مسئله اي داغ كرده؟نميدونم فقط اينو ميدونم كه يه مدت بود كه اين مسائل يعني اختلاف بين كاربران كمتر در شهواني پيش اومده بود،حالا داستان چي بوده كه اين قضيه پيش اومده نميدونم و نميخامم بدونم فقط به دوست عزيزم سيلور فاك گرامي درود ميفرستم و از ايشون بعنوان يه رفيق كوچك ميخوام به اين بحث بيحاصل ادامه نده :ممنون و سپاسگزارم
بعلهداریم در تصویر چهره های شاخص اعضای محترم مجمع تشخیص مصلحت بکن تو رو که بخاطر این نقره داغ شدن چگونه به هم دلداری از نوع کالندولایی میدن :Dبنده خدا حق داره جواب نده چون حرف حساب که جواب ندارهاما پیری عزیز امیدمو به یأس تبدیل کردی ازت انتظار نداشتم آخه فک میکردم یه چیزایی حالیته ;)حالا میگیم اینجا حرفت درست ولی آیا تو داستان اولین سکس با معلم هم بخاطر قشنگیه سکوت اونو اختیار کردین یا چون طرفت حرف حساب زده بود جواب نداشتین؟؟ در پیوست اینکه آیا بهتر نبود به این رفیقه تون توی خصوصی توصیه میکردین سکوت پیشه کنه نه در صحن علنی مجمع؟! آیا فک نمیکنین اینجا گفتنش باعث دامن زدن به این تنش بشه؟! اومدین زیر ابرو بردارین زدین چشه طرفو کور کردین! خو مومن هرکی جای طرف مقابلت باشه این برداشتو میکنه که شماها تنتون میخاره. عقده کامنت دادن که نداشتین داداش میرفتین تو خصوصی بهش میگفتین قیچی کنه.آقای مافیا آیا شما به کشتن گربه دم حجله معتقد نیستی؟ گمونم نیستی چون اگه معتقد بودی این یارو رو زیر همون داستان شب زفاف پریچهر باید به فاک میدادی تا اینجا پاشو از گلیمش درازتر نکنه بهت بگه دایی دایی کلاهت پشم داره یا نه! اتفاقا به اسم اون داستانم میخورد چون شب حجله پری خانم قصه ما بود 😛
کدخدای ده بالا هم مشرف شده جلوس اجلاس فرمودن!تکبیر… 😀
خاندایی کلاهت خیلی پشم داره به مولا ولی حرف از مردونگی نزن که هیچ خوشم نمیاد… کی واسه ما قد یه نخود مردونگی رو کرد که واسش یه خروار رو کنیم؟ این دنیا واسه ما همیشه کلک بوده و نامردی. به هرکی هم که گفتیم نوکرتیم با خنجر گذاشت توی این جیگرمون.خیال میکنی از جواب ندادن ما کسی ناراحت میشه؟ هرچند از اول هم قصد نداشتم چیزی به این بع بعی وسط میدون برره بگم ولی وقتی میبینم یه سیخ بهش میزنی یه خروار بع بعهای بی سرو تهی میکنه که واسه رفیقهای هم قماشش حرف حساب محسوب میشه، خیلی حال میکنم. هر دم ازین باغ بری میرسد ، تازه تر از تازه تری میرسد. نمیدونم چرا همه ی این پرت و پلاهای بی سر و ته که فقط قطاریه از جملات و کلمات قصار همه شبیه هم میمونه. انگاری یکی نوشته و واسه بقیه شون کپی پست کرده و واسه اینکه از دهن یکی گفته نشه اماده باش نظامی دادن و همه رو بسیج کردن که بیان و جواب بدن. اگه خیلی ادعای نویسندگی و دست به نوشتنتون میشه یه داستان بنویسین که ما بیام پایینش سانتیمانتالیسم رو تبلیغ کنیم وگرنه ورور زدن بیمورد رو که هر ننه قمرخانومی بلده…
عجب…!!! بعد اونوقت تو تواین 4 سال خایه هات نترکیده؟ از شدت درد گریه کردی ناله کردی ضجه زدی صورتت غرق خون شد داشت خفت میکرد و کبود شده بودی و زبونت اومده بود بیرون بعد این همه با ارضا شدن اون تو همن ارضاع شدی؟واسه یه هفته هم از آب منی خالی شدی؟عجب…!!! اینجاست که به شعور ما توهین میشه وباید بگم کیر نوری مالکی تو حلقت.
گفتي فحش ندين ولي من ميدمكوني
آقای آزتکچوب تر را آنچنان که خواهی پیچنشود خشک جز به آتش راست ;)این قاطران چموش دیگه با هی هی و هوش هوش رام نمیشن رفیق باید با ترکه بیفتی به جونشون تا اهلیشون کنی :Dمرسی از راهنمایی کردنت ولی من کارمو خوب بلدم داداش 😛
میگم سیلوی جوجه فوکولی تو نقش کریم آق منگل بیشتر بهت میاد مونگل :Pمث اینکه رو گوه اینو اون اسکی رفتن عادته اتیکت بز برره رو که طرف چسبوند رو پیشونیت دیگه چرا دزدی ادبی میکنی آق مونگل:bigsmile:میگم حرف حساب زده چون زده وگرنه بجای این گوه خوریای اضافه عین آدم جوابشو میدادی چورمنگزیر داستان شب زفافو اولین سکس با معلم دیدم چجوری جهیدی رو تخمش اونم گذاشتت بین پاهاش چنان با تخماش کوبید تو کله پوکت که هشتبلکو شدی تا خرخره تو زمین فرو رفتی آق مونگول :Dنه انگاری دایی جان ناپلئونم نیگا میکنی که سیاست اونو داری تا یکی کونت میذاره میگی کار کاره انگلیساس :Pدروغ چرا…تا قبر آ آ آ، به سر مبارکت به کله قضیبم سوگند میخورم من از کسی ابلاغیه دریافت نکردم حالا هی بشین تلاوت کن ;)سلاممو به ننه قمرت برسون بگو فاطی و فرمون جاشون تو بهشته:bigsmile: J)
Baradar mafiaAllho maal saberinKhon sardito hefz kon shabe amaliat bax omideshun be toeTa zendeim razmandeim
سیلور جان حرف طاها رو کیرت حساب نکنکس گفتن و کس شعر تفت دادن مثل این دوستمون کار سختی هست و کار تو نیست حالا تو سعیتو بکن سکوت الان احمقانه ترین کاره برو جلو پهلوون ما پشتتیم.
اصلا از این سبک سکس خوشم نمیادب نظرم خیلی توش اغراق دارهدیگه ننویس :Sp
هههههههههههههههپس بگو چرا این سیلور عین سگ پاسوخته هرجا رفته سانتی مانتالیسم سانتی مانتالیسم کردههههههههههههههههخیلی باحال بود مافیا کلی خندیدم خوشمان آمد آورین آورین :Dکفتار جوان تو هم خیلی شیطونیا کلک 😉
کفتار جوان تو رو جون اون همپالکیهات مارو هوایی نکن ماکه از اسممون پیداست سیمینبرانه فاک میدیم کسایی مثل سگ پاسوخته پاچه میگیرن که مثل قاشق نشسته توی همه چی سرک میکشن و از خودشون بع بعهای ادیبانه سر میدن. ایراندخت اقا سیبیلات رو زدی که امروز بزک نکرده حرف میزنی؟ نکنه کیر هم سلفات بدجوری بهت مزه کرده که خوشتان امده و چشماتو بستی و روشون بالاپایین میکنی. میترسم یه وقت به خودت بیای و ببینی چهارتا کفتار جوان دیگه هم پس انداختی…
سیمین به فاک رفته :Dخعلی باحال بود مافیا :Pمیگم سیلور بوزینه ی حمال تو که باز سگ پاسوخته رو دزدی ادبی کردی کسمغز 😉 خو یه کم ازون پهن و پشکلایی که تو جمجمت تلمبار شده کار بکش یه چی جدید بگو کس مشنگ تا کی میخوای گوه خوریه اینو اونو بکنی نسناس :Dمیگم پیری تو با اون بروبچ اپوزوسیون بکن تو همت به خرج بدین بیاین این رفیقتونو از زیر دستو پا جمش کنین دیگه داره تو عن ملت غرق میشه ;)هرچند حرفتونو به کیرمونم حساب نمیکنه ولی خو خدا رو چه دیدی شاید ایندفه از کرسی خریت پایین اومد و عین بچه آدم لالمونی گرفت 😀
دوستان ممنونم که فحشم دادین ولی ماها که برده هستیم کلا حال میکنیم فحشمون بدنو تحقیرمون کنندر ضمن مجبورتون نکرده بودم بخونینو در آخر اینکه نوشتم «داستان» نه خاطره… من تا حالا دختر از نزدیک ندیدم چه برسه…دیگه به بزرگواری خودتون ببخشید اگه خوشتون نیومده
سیلور شما لطفا به کس ننجونت نخند عزیزماینکه من سیبیلامو زدم یا بزک کردم فضولیش به تو نیومده گوسالهتو که چشمات بازه شب و روزتو داری تو مجازی کون میدی آمار آبجیو بیبیتو داری که چه بکن بکنی تو محل راه انداختن؟من نمیترسم جونم چون تو مجازی کسی کسی رو نکرده و نمیکنه واسه اینکه با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشه برو تو واقعی هوای ناموستو داشته باش البته اگه ناموس داشته باشیحالا تو نمیترسی که ناموس نداشتت روی کیر در و همسایه پشتک بالانس و آفتاب مهتاب میزنن؟ آخه تورم زیاد شده خرج زندگی بالاس سیر کردن شکم بچه مردمو که آبجیو ننت میزان سخته ها ;)برو عموجون برو من چوب دهن سگ نمیدم اونم طوله سگی مث تو 😀
جناب آزتکببخشید یه سوال!:)میشه بگید این شکلکارو چطوری گذاشتید!؟
فقط میتونم بگم که خیلی احمقی، بیشتر ارزش نظر دادن نداری…
خیلی باحال بود…کامنت ها رو گفتم نه داستانو,چون اصلا نخوندمش.بچه ها دمتون هات کلی خندیدیم.
کونی کیرم دهندجقییییییییی