سلام من علیم
قضیه از اونجا شروع میشه که توی یه گپی تو تلگرام داشتم چت میکردم دیدم یکی نوشته نمیدونید چی دیدم ریپلایش کردم بهش گفتم چی دیدی تعریف کن گفت بیا پیوی رفتم ازش پرسیدم گفت خالهم اومده بود خونمون و با مامانم نشسته بودن بعدش من رفتم بیرون و یادم افتاد گوشیم خونه مونده رفتم بالا دیدم در اتاقو بستن و صدا میاد از تو اتاق از لای در نگاه کردم دیدم دوتایی با بیکینی وایسادن روبه روی همو همدیگرو نگاه میکنن و به کون هم سیلی میزنن اینو که تعریف کرد پشمام ریخت بعدش هی میگفت نمیتونم صحنهه رو فراموش کنمو این حرفا انقدم جزئیات گفت که کیرم شق شد وسط چت بودیم گفت کیر توعم بلند شده؟ گفتم لعنت بهت اره گفت منم از اون موقع شق دردم گفتم آقا من برم جق بزنم گفت وایسا شب بیا کارت دارم گفت خب باشه شب دوباره بهش پیام دادم گفتم چیه گفت میای باهم بزنیم گفتم روی مامانتو خالت گفت اره منم گفتم باشه خب شروع کن تعریف کن و نشست کل اتفاقا رو جز به جز گفت تا حتی سایز ممه خاله و مامانش یا رنگ شورتو سوتینشون بعدش گفت چقد خوب میشد اگه باهم فامیل بودیم فکر کن میشد میرفتیم تو اتاقو دوتایی میکردیمشون همینجور ادامه داد بعدش گفت هنوز داری میزنی گفتم اره گفت عکس کیرتو میدی؟ منم داغ بودم براش فرستادم کیرمم 18 سانته اولش گفت قرار نبود فیک بدی گفتم چیکار کنم قبول کنی مال خودمه گفت یه لایک بگیر بغلشو عکس بده منم فرستادم اونم گفت میدونی چیه جای این کیر لای پای مامانمه گفتم اوفف ببینمش اونم یه عکس از مامانش داد مامانش یه میلف جا افتاده بود توی عکسه به درخت تکیه داده بود کونشو داده بود بالا اسمشم شهره بود و سینه هاشم برجسته بود بعدش ازم خواست ابم که اومد عکسشو بفرستم براش ابم اومدو عکسشو فرستادم براشو حسابی کیف کرد بعد این داستان اسمشو پرسیدم که کیارش بود از مشهدم بود گفتم خب کصکش منم مشهدم گفت پس واجب صد مامانمو بکنی
هرشب دیگه بساط من شده بود جق زدن با مامان کیارش که یروز گفت برم خونشون منم خوشتیپ کردمو رفتم خونشون شهره م خونه بود به خوبی عکساش نبود ولی باز خیلی کردنی بود رفتم سلامو حال و احوال
خودمو معرفی کردم و یعنی قرار بود برم به کیارش درس یاد بدمو باهم درس بخونیم چون سال کنکورمونه
رفتم تو اتاقش و شروع کردیم راجب مامانش حرف زدنو این چیزا هی چند سری رفتم خونشون هر سریم مامانش باهام خوب رفتار میکرد ولی نه اونجوری که بخواد بهم بده عادی بود ولی خانواده مذهبی نبودن یعنی توی خونه لباس راحتی میپوشید منم نامردی نمیکردم حسابی دیدش میزدم تا اینکه یه بار وقتی رفتم خونشون شهره بهم دست داد و گفت از وقتی تو با کیارش کار میکنی نمره اش خیلی بهتر شده دستت درد نکنه منم که یک دقیقه با کیارش بحث درسی نکرده بودم گفتم خواهش میکنم کاری نکردم بعدش رفتیم تو اتاقشو فهمیدم اینا امروز میخوان برن خونه فامیل و شهره رفت حموم کیارش گفت بریم سراغ کشوش رفتیم بالا سر کشوش که پر ست های رنگی رنگی و سکسی بود یه ست بنفش که جلوش توری بود رو درآورد و نشون داد گفت اون روز با خالم این تن مامانم بود از دستش گرفتمو یکمو با دستم مالیدمش و از رو شلوار گذاشتم رو کیرمو میمالیدمش نگاهای کیارش بیغیرت اون موقع خیلی دیدن داشت قشنگ داشت دیوونه میشد
سری بعد که رفتم خونشونو رفتیم تو اتاق بهش گفتم اینجوری نمیشه تو باید مارو تو خونه چند باری تنها بزاری تا بشه حرکتایی زد اونم گفت باشه و به بهونه اینکه ماشین فلان دوستش خراب شده از خونه زد بیرون و به مامانش گفت سریع برمیگردم علی میمونه من رفتم تو پذیرایی رو مبل نشستم که مامانشم بود و داشت فیلم میدید یکم گذشت و چایی بهم تعارف کرد منم گفتم ممنون و رفت برام چایی بیاره منم تا پشت کرد که بره تو آشپزخونه نگاهم رفت به کون خوشگلش که تو شلوار زردش داشت دلبری میکرد. فقط تصورم این بود که کیرمو ببرم اون لا رفت چایی رو برام اورد و خم شد بذاره جلوم که ممهاش از تو یقش مشخص شد خیلی ناز بودن دقیقا همونجوری که کیارش تعریف کرده بود رفتو نشست منم سر صحبتو باز کردمو پرسیدم راستی بابای کیارش کجاست هر سری میام نیستش گفت اونکه صب میره شب میاد همش سرکاره فقط مایه کلافگیه وقتاییم که میاد نمیدونم چرا یهو گفتم یعنی ازش راضی نیستی؟ خیلی تابلو بود شهره هم چشاش گرد شد فک کنم همون موقع قصد منو فهمید و جواب داد دیگه کاره خوب نمیشه کاریش کرد یکمی حرف زدیم و بعدش کیارش اومد
چند روز بعد دوباره رفتم خونشون این بار شهره یه تیشرت سفید با یه شلوار نسبتا تنگ قرمز پوشیده بود خوش خنده تر بود و میخواست وقتی درس کار میکنیم اونم باشه پس اومد تو اتاق ماهم برای اولین بار بحث درسی کردیم معلوم بود شهره قبلا خر خون بوده خیلی از سوالای شیمی رو از منم بهتر بلد بود. شهره خواست جاشو رو صندلی درست کنه و یه پاشو اورد بالای صندلی و لای پاش معلوم شد و خط کصش معلوم نبود ولی رد شورتش کامل معلوم شد منم هی نگاهم میپرید به لای پاش و آروم آروم کیرم راست شد منم برا جلوگیری از آبروریزی دفتر گذاشتم روی پامو مینوشتم شهره هی به دفتر روی پام نگاه میکرد سرشو عقب و جلو میکرد کاملا فهمیده بود چی شده ولی باز پاشو پایین نیورد منم تحت فشار فکرمو میبردم پی داشبورد پیکان و کوچه علی چپ تا کیرم بخوابه و بالاخره با تلاش های فراوان کیرم خوابید رفتم
سری بعد که رفتم خونشون به کیارش گفتم این بارم مارو تنها بزار، کیارش رفتو من موندمو شهره رفتم تو پذیرایی نشستم و شهره روبه روم بود یکمی گذشت دوباره شهره پاشو بلند کرد و گذاشت روی مبل منم دیدش میزدم و حال میکردم که شهره نگام کردو گفت داری چیو دید میزنی منم هول شدم و گفتم هیچی منظورتون چیه گفته اره جون بابات بار اولتم نیست که گفتم شاید اشتباه متوجه شدید گفتش اها که اشتباه متوجه شدم پس اونروز چرا دفتر گذاشتی روی پات ؟ساکت شدمو سرمو انداختم پایین بعدش گفت اشکال نداره بلخره هر مردی وقتی یه زن خوشگل جلوش باشه اینجوری میشه. یکمی مکث کردو گفت منم وقتی یه مرد غریبه اینهمه توی خونه باشه طبیعیه چیزایی بخوام اینو که گفت توی دلم خالی شد نگاهش کردم که خیلی سکسی داره لبشو گاز میگیره گفتم ینی چی گفت ینی همون که فکر میکنی و اومد نزدیکو اروم دستامو گرفت بعدش نشست روی پام کیرم حسابی سفت شده بود اونم خودشو تکون میداد پیشونیشو گذاشت روی لبام منم بوسش کردم و دستامو بردم روی کونشو چنگ میزدم سرمو بردم پایین و گردنشو خوردم بعدش از روم بلد شدو لباسشو در اورد و ممهای خوشگلشو بهم نشون دادو باهاشون بازی میکرد شلوارشو در اورد و زیرش یه شورت سبز توری پوشیده بود که کصش معلوم بود منم پیرهن و شلوارمو در اوردم و شهره دستشو گذاشت رو کیرم و از رو شورت باهاش بازی میکرد شورتمو در اوردو کیرمو مالید به صورتش و لیسش میزد ولی نخوردش بلند شد و روی مبل نشست منم کشیدمش عقبو پاهاشو انداختم روی شونه هام و کیرم کردم تو کصش که انقد دست نخورده بود حسابی تنگ شده بود و خیلی وحشی کردمش و اونم چشماشو بسته بودو ناله میکرد یکم که گذاشت گفتم بیا داگی بکنمت اونم تابید منم موهای قهوه ای خوشگلشو گرفتمو کیرمو دوباره کردم توش و گوشیمو برداشتم و صدا ضبط کردم گفتم حیفه کیارش از گاییده شدن مامانجونش بی نصیب بمونه یکم دیگه تلمبه زدم و کیرمو در اوردمو گفتم بتاب میخوام کیرم لای ممه های خوشگلت بره اونم کیرمو گرفت و لای ممهاش فشار داد و بالا و پایین میکرد منم داشت آبم میومد و بهم گفت بپاشم روی شکمش منم پاشیدم روش و بعدش یه لب ازش گرفتم و تشکر کردم و دستمال اوردم و آب کیرمو از روی شکمش پاک کردم شبش صدا های سکسمون رو برای کیارش فرستادم و اینکه دیگه جقد باهاش جق زدو نمیدونم
قضیه از اونجا شروع میشه که توی یه گپی تو تلگرام داشتم چت میکردم دیدم یکی نوشته نمیدونید چی دیدم ریپلایش کردم بهش گفتم چی دیدی تعریف کن گفت بیا پیوی رفتم ازش پرسیدم گفت خالهم اومده بود خونمون و با مامانم نشسته بودن بعدش من رفتم بیرون و یادم افتاد گوشیم خونه مونده رفتم بالا دیدم در اتاقو بستن و صدا میاد از تو اتاق از لای در نگاه کردم دیدم دوتایی با بیکینی وایسادن روبه روی همو همدیگرو نگاه میکنن و به کون هم سیلی میزنن اینو که تعریف کرد پشمام ریخت بعدش هی میگفت نمیتونم صحنهه رو فراموش کنمو این حرفا انقدم جزئیات گفت که کیرم شق شد وسط چت بودیم گفت کیر توعم بلند شده؟ گفتم لعنت بهت اره گفت منم از اون موقع شق دردم گفتم آقا من برم جق بزنم گفت وایسا شب بیا کارت دارم گفت خب باشه شب دوباره بهش پیام دادم گفتم چیه گفت میای باهم بزنیم گفتم روی مامانتو خالت گفت اره منم گفتم باشه خب شروع کن تعریف کن و نشست کل اتفاقا رو جز به جز گفت تا حتی سایز ممه خاله و مامانش یا رنگ شورتو سوتینشون بعدش گفت چقد خوب میشد اگه باهم فامیل بودیم فکر کن میشد میرفتیم تو اتاقو دوتایی میکردیمشون همینجور ادامه داد بعدش گفت هنوز داری میزنی گفتم اره گفت عکس کیرتو میدی؟ منم داغ بودم براش فرستادم کیرمم 18 سانته اولش گفت قرار نبود فیک بدی گفتم چیکار کنم قبول کنی مال خودمه گفت یه لایک بگیر بغلشو عکس بده منم فرستادم اونم گفت میدونی چیه جای این کیر لای پای مامانمه گفتم اوفف ببینمش اونم یه عکس از مامانش داد مامانش یه میلف جا افتاده بود توی عکسه به درخت تکیه داده بود کونشو داده بود بالا اسمشم شهره بود و سینه هاشم برجسته بود بعدش ازم خواست ابم که اومد عکسشو بفرستم براش ابم اومدو عکسشو فرستادم براشو حسابی کیف کرد بعد این داستان اسمشو پرسیدم که کیارش بود از مشهدم بود گفتم خب کصکش منم مشهدم گفت پس واجب صد مامانمو بکنی
هرشب دیگه بساط من شده بود جق زدن با مامان کیارش که یروز گفت برم خونشون منم خوشتیپ کردمو رفتم خونشون شهره م خونه بود به خوبی عکساش نبود ولی باز خیلی کردنی بود رفتم سلامو حال و احوال
خودمو معرفی کردم و یعنی قرار بود برم به کیارش درس یاد بدمو باهم درس بخونیم چون سال کنکورمونه
رفتم تو اتاقش و شروع کردیم راجب مامانش حرف زدنو این چیزا هی چند سری رفتم خونشون هر سریم مامانش باهام خوب رفتار میکرد ولی نه اونجوری که بخواد بهم بده عادی بود ولی خانواده مذهبی نبودن یعنی توی خونه لباس راحتی میپوشید منم نامردی نمیکردم حسابی دیدش میزدم تا اینکه یه بار وقتی رفتم خونشون شهره بهم دست داد و گفت از وقتی تو با کیارش کار میکنی نمره اش خیلی بهتر شده دستت درد نکنه منم که یک دقیقه با کیارش بحث درسی نکرده بودم گفتم خواهش میکنم کاری نکردم بعدش رفتیم تو اتاقشو فهمیدم اینا امروز میخوان برن خونه فامیل و شهره رفت حموم کیارش گفت بریم سراغ کشوش رفتیم بالا سر کشوش که پر ست های رنگی رنگی و سکسی بود یه ست بنفش که جلوش توری بود رو درآورد و نشون داد گفت اون روز با خالم این تن مامانم بود از دستش گرفتمو یکمو با دستم مالیدمش و از رو شلوار گذاشتم رو کیرمو میمالیدمش نگاهای کیارش بیغیرت اون موقع خیلی دیدن داشت قشنگ داشت دیوونه میشد
سری بعد که رفتم خونشونو رفتیم تو اتاق بهش گفتم اینجوری نمیشه تو باید مارو تو خونه چند باری تنها بزاری تا بشه حرکتایی زد اونم گفت باشه و به بهونه اینکه ماشین فلان دوستش خراب شده از خونه زد بیرون و به مامانش گفت سریع برمیگردم علی میمونه من رفتم تو پذیرایی رو مبل نشستم که مامانشم بود و داشت فیلم میدید یکم گذشت و چایی بهم تعارف کرد منم گفتم ممنون و رفت برام چایی بیاره منم تا پشت کرد که بره تو آشپزخونه نگاهم رفت به کون خوشگلش که تو شلوار زردش داشت دلبری میکرد. فقط تصورم این بود که کیرمو ببرم اون لا رفت چایی رو برام اورد و خم شد بذاره جلوم که ممهاش از تو یقش مشخص شد خیلی ناز بودن دقیقا همونجوری که کیارش تعریف کرده بود رفتو نشست منم سر صحبتو باز کردمو پرسیدم راستی بابای کیارش کجاست هر سری میام نیستش گفت اونکه صب میره شب میاد همش سرکاره فقط مایه کلافگیه وقتاییم که میاد نمیدونم چرا یهو گفتم یعنی ازش راضی نیستی؟ خیلی تابلو بود شهره هم چشاش گرد شد فک کنم همون موقع قصد منو فهمید و جواب داد دیگه کاره خوب نمیشه کاریش کرد یکمی حرف زدیم و بعدش کیارش اومد
چند روز بعد دوباره رفتم خونشون این بار شهره یه تیشرت سفید با یه شلوار نسبتا تنگ قرمز پوشیده بود خوش خنده تر بود و میخواست وقتی درس کار میکنیم اونم باشه پس اومد تو اتاق ماهم برای اولین بار بحث درسی کردیم معلوم بود شهره قبلا خر خون بوده خیلی از سوالای شیمی رو از منم بهتر بلد بود. شهره خواست جاشو رو صندلی درست کنه و یه پاشو اورد بالای صندلی و لای پاش معلوم شد و خط کصش معلوم نبود ولی رد شورتش کامل معلوم شد منم هی نگاهم میپرید به لای پاش و آروم آروم کیرم راست شد منم برا جلوگیری از آبروریزی دفتر گذاشتم روی پامو مینوشتم شهره هی به دفتر روی پام نگاه میکرد سرشو عقب و جلو میکرد کاملا فهمیده بود چی شده ولی باز پاشو پایین نیورد منم تحت فشار فکرمو میبردم پی داشبورد پیکان و کوچه علی چپ تا کیرم بخوابه و بالاخره با تلاش های فراوان کیرم خوابید رفتم
سری بعد که رفتم خونشون به کیارش گفتم این بارم مارو تنها بزار، کیارش رفتو من موندمو شهره رفتم تو پذیرایی نشستم و شهره روبه روم بود یکمی گذشت دوباره شهره پاشو بلند کرد و گذاشت روی مبل منم دیدش میزدم و حال میکردم که شهره نگام کردو گفت داری چیو دید میزنی منم هول شدم و گفتم هیچی منظورتون چیه گفته اره جون بابات بار اولتم نیست که گفتم شاید اشتباه متوجه شدید گفتش اها که اشتباه متوجه شدم پس اونروز چرا دفتر گذاشتی روی پات ؟ساکت شدمو سرمو انداختم پایین بعدش گفت اشکال نداره بلخره هر مردی وقتی یه زن خوشگل جلوش باشه اینجوری میشه. یکمی مکث کردو گفت منم وقتی یه مرد غریبه اینهمه توی خونه باشه طبیعیه چیزایی بخوام اینو که گفت توی دلم خالی شد نگاهش کردم که خیلی سکسی داره لبشو گاز میگیره گفتم ینی چی گفت ینی همون که فکر میکنی و اومد نزدیکو اروم دستامو گرفت بعدش نشست روی پام کیرم حسابی سفت شده بود اونم خودشو تکون میداد پیشونیشو گذاشت روی لبام منم بوسش کردم و دستامو بردم روی کونشو چنگ میزدم سرمو بردم پایین و گردنشو خوردم بعدش از روم بلد شدو لباسشو در اورد و ممهای خوشگلشو بهم نشون دادو باهاشون بازی میکرد شلوارشو در اورد و زیرش یه شورت سبز توری پوشیده بود که کصش معلوم بود منم پیرهن و شلوارمو در اوردم و شهره دستشو گذاشت رو کیرم و از رو شورت باهاش بازی میکرد شورتمو در اوردو کیرمو مالید به صورتش و لیسش میزد ولی نخوردش بلند شد و روی مبل نشست منم کشیدمش عقبو پاهاشو انداختم روی شونه هام و کیرم کردم تو کصش که انقد دست نخورده بود حسابی تنگ شده بود و خیلی وحشی کردمش و اونم چشماشو بسته بودو ناله میکرد یکم که گذاشت گفتم بیا داگی بکنمت اونم تابید منم موهای قهوه ای خوشگلشو گرفتمو کیرمو دوباره کردم توش و گوشیمو برداشتم و صدا ضبط کردم گفتم حیفه کیارش از گاییده شدن مامانجونش بی نصیب بمونه یکم دیگه تلمبه زدم و کیرمو در اوردمو گفتم بتاب میخوام کیرم لای ممه های خوشگلت بره اونم کیرمو گرفت و لای ممهاش فشار داد و بالا و پایین میکرد منم داشت آبم میومد و بهم گفت بپاشم روی شکمش منم پاشیدم روش و بعدش یه لب ازش گرفتم و تشکر کردم و دستمال اوردم و آب کیرمو از روی شکمش پاک کردم شبش صدا های سکسمون رو برای کیارش فرستادم و اینکه دیگه جقد باهاش جق زدو نمیدونم
نوشته: علی
13 پاسخ به “گاییدن مامان یک کاکولد”
حماسه ای دیگر از شیخ کسخل الکساخیل علی ابن المجلوق ابن کیرخواریان
حس میکنم تو خود کیارشی ک تو کف مامانت موندی و انقدر بیادش مق زدی مغزت از کار افتاده و اوندی واسه ما کس و شعر تفت میدی
نوش جونت بازم بکنش
حتما ادامه داره بنویس 😘
صابون مصرفیت خیلی مرغوبهاسمشو به ما هم بگو
گمونم دیگه وقتشه نیایم بکن تو🤔از همه داستانهای هر شب فقط یکیش سر و ته دارهو باقیش یا تکراریهیا چرندیات و توهمات
کیر باباش تو کون آدم دروغگو 😂😂😂
توهمات یه ملجوق!!!
جالب بود نویسنده خوبی هستی لطفا ادامه بده
داستانت زیاد جالب نبود خیلی سریع همه چیز رو شروع کردی
فاعلم سایز بزرگ از بندر عباس
فاعلم سایز بزرگ از بندر عباس
عالی