کون کردن تو اولین قرار

با سلام‌خدمت اساتید محترم.حوصله ندارم‌ بگم داستان واقعیه واین حرفا تو حالتون بود لایک بگین.
بریم سر اصل مطلب.من علی هستم‌با اندام و صورتی کاملا عادی.تازه با نرم‌افزار لاین اشنا شده بودم و خیلی باهاش حال میکردم که یکی از رفقا اومد و یه شماره داد گفت ببینم با این‌ چیکار میکنی.اسم طرف فاطمه بود و من بعد تقریبا بیستا پی ام مخشو زدم و کلی حرف و صحبت و کسوشر راضی شد باهم اخر شب سکس چت کنیم و همین کارم کردیم و ی عکس از کسش و منم ی عکس از کیرم واسش فرستادم.خودمونیم خیلی خوب سکس چت میکرد و معلوم‌بود باره اولش نیس.
چند روزی گذشت هی میگفت بیا همو ببینیم.گفتم‌کجا همو ببینیم که میخواسم‌مزه دهنشو بدونم گف ی جا بیرون میریم.گفتم نه خطر داره و اینا گف پس کجا گفتم خونمون.گف من‌ میترسم و ادا تنگا.خلاصه اوکی داد و قرار شد تو خونه همو ببینیم.
در ضمن اینم بگم‌من‌حتی عکسی هم ازش ندیده بودم.دقیقا مث ی ریسک بود اما تلفنی حرف زده بودیم.ساعتای ۹ بود که زنگ زد گف من دارم میام‌سمت تو امروز مدرسمو پیچوندم کلا وقتم ازاده تا عصر.منم ادرس خونرو واسش فرستادم و تقریبا نیم ساعتی گذشت که دیدم گوشیم‌زنگ‌میخوره.برداشتم گفت من‌مشت درم.درو باز کردم و پشت در اپارتمان منتظر ورودش شدم.پاگرد اخرو پیچید و صورتو اندامشو دیدم خواستم درو ببندم اما دیگه کار از کار گذشته بود.فقط با خودم میگفتم کیر عالم تو شانست علی با این مخ زدنت.اومد داخل و سلام و علیک کردیم و رسید تو حال من پشت سرش بودم.تو چت بم‌گفته بود دوس دارم
از پشت یهویی بغلم‌کنی و از این‌چرندیات.منم دیگه با خودم گفتم ی بارو میشه کرد دیگه و دلمو راضی میکردم.از پشت بغلش کردم صورتمو چسبوندم بغل گردنش که دیدم هنو چیزی نشده داره از حال میره.بر گردوندمش و لب گرفتم ازش که تازه فهمیدم شانسم کیری تر از این حرفاس و طرف ارتودنسیه.خلاصه همینطور که مزه تیر اهن تو دهنم بود کلی لب گرفتیم.اومدم ببرمش تو اتاق که گف‌من‌امادگی‌سکس و امروز ندارم.گفتم مگه مسابقات واتر پلوعه که امادگی نداری.گف خلاصه ی امادگیایی میخواد دیگه.گفتم‌مثلا چی.گف مث اپلاسیون و این حرفا که گفتم کیر من این‌چیزا حالیش نی بردمش تو اتاق خواب.عطر کا
پیتان بکی که زده بود کل اتاقو گرفته بود.با لباس رو هم خوابیدیم و یکم دیگه لب گرفتیم.ی شلوار مشکی چرمی پاش بود که نمیزاشت چیزی حس کنی.مانتوشو به کمک خودش دراوردم و تاپشم خودم در اوردم.ی سوتین سفید داشت و سینه تقریبا تپل و سفید.یکم سینشو خوردم و مالوندم واسش که صدای اخو اوفش در اومده بود.رفتم‌پایین شلوارشو در اوردم البته با کمک خودش ی شرت ست با سوتین داشت که فهمیدم بله خودشم اومده که بده دیگه.شرتو در اوردم ی کص سفید با کمی مو جلوم ظاهر شد.گفتم‌بخورم گفت هرکار دوس داری بکن.یکمی خوردم و زبون زدم که خودش گف بسه و نوبت منه.تیشرتمو در اوردم و بند شلوار راحتیمو باز کردم.گف شلوارو میخوام خودم درارم.اومد جلوم نشست شلوارمو تا نصف داد پایین و شروع به خوردن کرد.اما دندون میزد و ارتودنسیش نمیزاشت راحت بخوره.گفتم بیخیالش شو و بلند شد.رو به سقف خوابید و یکم کرم به کیرم و سوراخ کونش زدم اروم اروم سرشو گذاشتم که شرو به دادو بیداد کرد.اتاق خواب منم پشت به پشت با اتاق خواب همسایمونه و اون‌میگوزه من‌بیدار میشم چه برسه به این دادو بیداد.با ی دستم دهنشو گرفته بودم و با ی دستم اروم میکروم تو.تا نصف تو بود که دیدم‌چشاش بستس و صدایی هم‌نداره.فک‌کردم‌ بیهوش شده بعد که دستم برداشتم دیدم داره لباشو گاز میگیره و حال میکنه. منم
�م نصف دیگه کیرمو کردم‌ و اروم تلمبه میزدم.ی ۵ مین همینجوری کردم و اونم با کصش بازی میکرد و تو حال خودش بود.کشیدم‌بیرون و یکم لب گرفتیم و کصشو خوردم .گفتم برگرد.به مشت خوابید و اروم کیرم‌کردم تو و تلمبه میزدم.خیلی سایلنت شده بود که اصن خوشایند نبود واسم.ی ربعی تلمبه زدم که داشتم ارضا میدم.گفتم بریزم‌تو با ناله میگف تو که جرم دادی توشم‌بریز.ابم خالی کردم‌تو کونش و سریع بلند شد بره خالی کنه.تا عصر ی بار دیگه هم فقط ساک زد و ارضام کرد.بعد اون شاید ۲۰ بار دیگه سکس کردیم و بعدش دانشگاه قبول شدو رفت ی شهر دیگه.ممنون که خوندین نظراتونم همه رو میخونم.
نوشته: علی

بازدید 10,984

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

10 پاسخ به “کون کردن تو اولین قرار”

  1. لایکو نمی گن، لایکومی زنن ?بعدش شما فازت از نوشتن این داستان چی بود این برای من بگی ممنون می شمو در آخر کم خوشمزه بازی در بیار ✋ چون اصن بهت نمیاد،حالا دیگه خود دانی

  2. ادبیاتش خیلی کوچه بازاری بود ولی بد نبود همینکه از اندامت تعریف نکردی خوبه ولی کاش اندام فاطمه رو توضیح میدادی

  3. تازه بعد از اینکه اومد خونه خالی و شرتشو دیدی فهمیدی اومده بده؟؟؟ خسته نباشی دلاور ? . خوب شد فهمیدم شرت و سوتین ست نشونه دادنه والا نصف عمرم بر فنا بود :(داستانت حرفی واسه گفتن نداشت ننویس دیگه

  4. خدایی کاری به راستو دروغش ندارم ولی کلی خندیدم هم به اون تیکه تیر آهنش هم همسایه گوزوتون خخخمازیار توام دمت گرم کامنته توپی گذاشتی خخخ

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید