خوب راستش من اهل دادن وکون دادن نبودم در کل ولی چند وقت حس گرفتم ولی با خودم ور رفتم بیشتر از اون ور دانشجوم و بخاطر خرج هام رفتم سرکار پیش کسی چند ماه کار کردم و کم کم شروع شد
تایم استراحت میرفت تو ایسنا و … دنبال عکس گی و پسر خوشگل منم اهمیت نمیدادم هر روز صبح و بعدازظهر حتی شده نت ساعتی بگیره باید نشون میداد
خلاصه بعد چند وقت دیگه نه رفتم خسته شده بودم از کارش سخت بود برام
بعد چند وقت هعی زنگ و پیام کجایی بیاه بریم جای حرف بزنیم
من هعی جواب ندادم و … خاستم نرم چون شهر کوچک و خوب نبود هیچی بعد مجبور شدم برم
رفتم صبحت و… درباره کار و درس باز فیلم گی و پسر آورد من نفهمیدم این قصدی داره بعدن فهمیدم
۳ باز رفتم و خبری نبود منم بدم نمیاومد از تنهایی و محیط درس و سختی هایش چند ساعت آزاد باشم
رفتم
بار چهارم شروع شد بگم طرف ۳۰ سالش و صورت جوون و مثلا اهل خدا و پیامبر اون ها ولش
و واقعا برام اتفاق افتاده داستان روی هوس نیست و سرش آسیب دیدم
رفتم فیلم گذاشت و گفت میشه بخورم برات گفتم چه گفت بببنمش و مزه کنم منم چون هعی مالید بیخود شدم خاستم برم گفت بمون بیشتر مالید شوارم در اورد و کرد دهنش گفت چه کوچک همش همین
داشت میخورد گفتم بلندشم برم بد نشه خیس عرق شده بودم و بگم من کلان از بچگی مورد این آزار ها بودم ولی هعی …
بعد لخت شد منم رفته بودم تو حس بیدار شده بود منم نمیدونم چرا لخت شدم خوابیدیم روی هم لب و مالید کیر هم گفت میخوری منم 😔🥲نفهمیدم چرا هرچه میگفت انجام میدادم حشری شده بودم و کلان آدم حشریم هیچی برایش خوردم یه کیر ۱۷ سانتی کلفت خیلی حتی تو دهنم جا نمیشد و ترش بود
بعد خوردن گفت بخواب به شکم
منم باز انجام دادم ☹️🥲
خوابید روم و با تف داخلم کرد یه دفعه و کونم باز کرده بود یه دفعه زد تویش جوری سوزش گرفت و درد داشت هرکاری کردم از زیرش در بیام نشد اشکم در اورد ولی کیرش جا داد تا ته جوری میسوخت که نگم 🥲
چند بار جلو وعقب کرد و در اورد دوباره تف زد و باز فرو کرد
گفت داخلش بریزم طوری نیست منم تا اومدم بگم نه خالیش کرد🥲☹️پر کرد سوارخم بعد در اورد
و کلی التماس به کسی نگو راز بیاه همیشه حال کنیم منم هرچه بخاه میدت
منم از ترس فقط رفتم خونه سوزش داشتم تا شب حتی خون اومده بود و پر آب کیرش
راستش همین یبار نبود ولی اگه خاستین بگین همش بگم براتون وچه آسیب بهم رسیدن
خودم راضی نبودم نگین کونی خودش خاسته بگم بدن صغیف دارم و زور ندارم اهل دعوا نبودم در کل تو حشریت آدم خیلی غلط میکنه هعی
دوست داشتین لایک کنید
داستان رابطه دردناک خودم گفتم براتون
تایم استراحت میرفت تو ایسنا و … دنبال عکس گی و پسر خوشگل منم اهمیت نمیدادم هر روز صبح و بعدازظهر حتی شده نت ساعتی بگیره باید نشون میداد
خلاصه بعد چند وقت دیگه نه رفتم خسته شده بودم از کارش سخت بود برام
بعد چند وقت هعی زنگ و پیام کجایی بیاه بریم جای حرف بزنیم
من هعی جواب ندادم و … خاستم نرم چون شهر کوچک و خوب نبود هیچی بعد مجبور شدم برم
رفتم صبحت و… درباره کار و درس باز فیلم گی و پسر آورد من نفهمیدم این قصدی داره بعدن فهمیدم
۳ باز رفتم و خبری نبود منم بدم نمیاومد از تنهایی و محیط درس و سختی هایش چند ساعت آزاد باشم
رفتم
بار چهارم شروع شد بگم طرف ۳۰ سالش و صورت جوون و مثلا اهل خدا و پیامبر اون ها ولش
و واقعا برام اتفاق افتاده داستان روی هوس نیست و سرش آسیب دیدم
رفتم فیلم گذاشت و گفت میشه بخورم برات گفتم چه گفت بببنمش و مزه کنم منم چون هعی مالید بیخود شدم خاستم برم گفت بمون بیشتر مالید شوارم در اورد و کرد دهنش گفت چه کوچک همش همین
داشت میخورد گفتم بلندشم برم بد نشه خیس عرق شده بودم و بگم من کلان از بچگی مورد این آزار ها بودم ولی هعی …
بعد لخت شد منم رفته بودم تو حس بیدار شده بود منم نمیدونم چرا لخت شدم خوابیدیم روی هم لب و مالید کیر هم گفت میخوری منم 😔🥲نفهمیدم چرا هرچه میگفت انجام میدادم حشری شده بودم و کلان آدم حشریم هیچی برایش خوردم یه کیر ۱۷ سانتی کلفت خیلی حتی تو دهنم جا نمیشد و ترش بود
بعد خوردن گفت بخواب به شکم
منم باز انجام دادم ☹️🥲
خوابید روم و با تف داخلم کرد یه دفعه و کونم باز کرده بود یه دفعه زد تویش جوری سوزش گرفت و درد داشت هرکاری کردم از زیرش در بیام نشد اشکم در اورد ولی کیرش جا داد تا ته جوری میسوخت که نگم 🥲
چند بار جلو وعقب کرد و در اورد دوباره تف زد و باز فرو کرد
گفت داخلش بریزم طوری نیست منم تا اومدم بگم نه خالیش کرد🥲☹️پر کرد سوارخم بعد در اورد
و کلی التماس به کسی نگو راز بیاه همیشه حال کنیم منم هرچه بخاه میدت
منم از ترس فقط رفتم خونه سوزش داشتم تا شب حتی خون اومده بود و پر آب کیرش
راستش همین یبار نبود ولی اگه خاستین بگین همش بگم براتون وچه آسیب بهم رسیدن
خودم راضی نبودم نگین کونی خودش خاسته بگم بدن صغیف دارم و زور ندارم اهل دعوا نبودم در کل تو حشریت آدم خیلی غلط میکنه هعی
دوست داشتین لایک کنید
داستان رابطه دردناک خودم گفتم براتون
نوشته: ارتام
4 پاسخ به “کردن کونم توسط صاحب کار قدیمیم”
مجبوری داستان تعریف کنی ؟ این چیه آخه
در کل کونت ک ی ر میخواست ولی می ترسیدی به کسی بگی🤣
خب حالا خوشحالی یا ناراحت از اینکه کون دادی ؟
کاملا میفهممت و موقعیتتو درک میکنمیجورایی حس تجاوز داره، یا عروسک جنسی شدن، انگار میخواسته ازت سو استفاده کنهناراحتی بعدش رو میفهمم چی کشیدیامیدوارم از این به بعد اتفاقای خوبی برات بی افته و اونی ک واقعا خودت دوس داری بیاد سمتت ❤️ ❤️