سلام دوستان سکسی
داستانی که میخوام تعریف کنم مربوط میشه به کردن دختر خالم از خودم نمیگم که میرم فلان اندازشه یا تعریفای الکی کیرم متوسط مثل همتون اسمم فقط میگم حامد. اسم دختر خالم زهرا دوسال از من کوچیکتره متولد ۷۲ یکم تپل سینه هاشو ۷۵ قدش حدود ۱۶۵ کون خوب و تپل داره خلاصه بگم من سال ۹۰ رفتم دانشگاه و کم کم این حس شهوت زیاد داشت میشد رو هر کسی فکر کنید تو فامیل کراش میزدم دنبال راهی بودم بتونم یه کیسی جور کنم از دختر خاله هام تا زندایی ها و…یه گفتم بزار به زهرا پیام بدم قبل اون ما در حد سلام و اینا بودیم فقط زهرا یه شهر دیگه بیرون از استان خودمون که اصفهان باشه درس میخوند. من پیام دادم و بعد یکی دو هفته از نقطه ضعفش که تنها بود ی شهر دیگه استفاده کردم و رفتم فاز احساس که بهت عادت کردم و بیشتر از ی دختر خاله باهات حس دارم بهت اونم انگار منتظر همین بود دیگه وقتایی که میومد اصفهان باهم میرفتیم بیرون میگشتیم کم کم عکس میفرستادیم نه لختی خیلی همه چی آروم آروم پیش رفت تا حدود یکسال همینجوری رفتیم جلو کم کم رومون باز شده بود بهم دیگه طبیعیه ی روزم دعوتش کردم خونه و یکم رقصیدیم و بغلش کردم و اولین بار تو اون تایم که شهوت و احساست قاطی شده بود لب تو لب شدیم ولی جلوتر نرفتم میخواستم خودش بیاد برا سکس جلو اون روز تموم شد و ما دیگه میومدیم هر چند وقت یکبار خونه ما کم کم از لب گرفتن رسیدم به سینه هاش که میخوردم و بازی میکردم ولی هنوز برا سکس راضی نبود منم صبور گفتم همه چی به وقتش تا اینکه رسید روز موعود یعنی ۳ـ۴ سال گذشته بود داشت برا کنکور ارشد میخوند خانواده اش رفته بودن مسافرت این دختر خالم نرفته بود تا گفته نماند که ما رابطمون قطع کرده بودیم و قهر بودیم چند ماهی دیدم پیام داد بهم میتونی بیای خونه ما من درس دارم یکم خرید میخوام برام بکنی گفتم باشه و فکرش نمیکردم امروز همون روز سکس باشه آرزوم برسم خریداشو پیام داد خریدم و رفتم ساعت ۴ اینا بود رفتم تو خونه و دیدم با یه ست شلوار و گرم کن بود سینه هاش قشنگ فرمش مشخص خط شرتش تو اون شلوار تنگش معلوم بود کیرم یه تکونی خورد گفتم یه دو ساعت بمون اینجا هوا تاریک شد من میرم خونه دایی اینا الان میترسم که فهمیدم بهانه اش بوده بعداً اون رفت درس بخونه منم تلویزیون بعد دو ساعت اومد بیرون از اتاقش منم دراز کشیده بودم اومدم نشست پیشم یکم حرف زدیم هین حرف زدن دیگه شهوتم زیاد دست گذاشتم رو رونش دستمو پس زد که نه و خوشم نمیاد رو من چه فکری کردی از این چسی ها گفتم باشه ببخشید پاشدیم که بریم گفت بزار از پنجره ببینم کسی نباشه تو کوچه داشت از پنجره میدید من رفتم از پشت چسبیدم بهش حرفی نزد یه دقیقه همین حالت بودم قشنگ کیرم حس میکرد قطعاً ولی حرفی نمیزند معلوم بود دو دله میخواد ولی چسی هم میومد خلاصه تموم شد و رفتیم فرداش باز پیام داد که بیا من باز میترسم یکم بمون رفتم و همون تیپ دیروز بود نشسم تو گوشیم میگشتم دیدم اومدش گفت یکم بخوابم چند متر اون طرف تر من دراز کشید و پتو کشید رو خودش بعد چند دقیقه دیدم میگه چقد گرمه و دیدم گرم کنش در آورد زیر پتو و زیر پتو با ی تاپ شد بازم عکس الهام نشون ندادم بعد چند دقیقه گفت دیدم اومد بدون مقدمه پیش من پشت به من خوابید دیگه گفتم وقتشه باید شروع کنی از پشت بغلش کردم و هیچی نمی گفت آروم بازو هاش اول لمس میکردم و آروم آروم سینه هاش مالش دادم دیدم نفس هاش تو سکوت داره عوض میشه کیرمم کامل بیدار شد سفت از پشت چسبوندم بهش کیرم تو شیار کونش میکشیدم دیگه رفته بودیم تو فاز سکس برش گردوندم و لباش بوس کردم اونم همراهی کرد یه ده دقیقه ای همین حال بودیم و گفتم اجازه هست لباست در بیارم تأیید کرد اولین بار میخواستم بدنش سفیدش کامل ببینم یکی یکی در آوردم یه ست قرمز پوشیده بود تو اون بدن تپل سفید فوق العاده بود در گوشم گفت توام در بیار منم لباسام در آوردم و مثل مار دیگه میچرخیدم بهم دیگه صداش در اومده بود ناله ریز میکرد ده دقیقه ای سینه هاشو همه حالتی خوردم لیس زدن آروم رفتم سمت کسش که قشنگ معلوم بود بخاطر امروز تازه سفید سفیدش کرده بود باور کنید کس صورتی وجود داره خخخ زبونم گذاشتم شروع کردم خوردن کسش خیس شده بود و آبش یکم اومده بود ولی بهترین طعم میده کس دختر تازه جوون انقدی کیش خوردم که بدجور لرزید و ارضا شد یکم بغلش کردم و گفتم توام میخوری گفت بلد نیستم گفتم یاد میگیری خوشت میاد بهش گفتم چیکار کن آروم سر کیرم نزدیک لباش کرد یکم بوسش کرد آروم کرد دهنش گفتم تا هرجا دوس داشتی ببر تو دهنت شروع کرد آروم ساک زدن منم داشتم با سینه هاش بازی میکردم بی نهایت اوج لذت بودم کم کم خوشش اومد و بهتر ساک میزد دیگه گفتم کافیه و به پشت خوابوندمش و داشتم از این صحنه کون سفید و تپل نرمش لذت میبردم و به صبوریم افتخار کردم بعد چند سال کیرمو خیس کردم آب دهنم انداختم وسط خط کونش یه ده دقیقه لاپایی کردمش و گفتم برگرد کیرمو گذاشتم جلو کسش ترسید گفتم نگران نباش پرده ات کاری ندارم فقط اعتماد کن بهم رو شیار کسش میکشیدم کیرمو انقد این کار کردم کیش آب افتاد و ارضا شد برا دومین بار باز برش گردوندم گفتم ی کرم بهم بده آورد و کم کم با سوراخش بازی کردم خیلی درد داشت دیگه با حرف و مالش و همه چی دو انگشتی میکردم که جا باز کنه کیرمو گذاشتم رو سوراخ کونش که حسابی قرمز شده بود آروم فشار دادن سرش رفت تو کونش خیلی درد میکشید مشخص بود یه چند دقیقه فقط سرش میکردم توش بیشتر نبردم چون واقعا داشت درد میکشید گفتم بسه دیگه کم کم آبم داشت میومد لاپایی کردمش و آبم اومد سریع برش گردوندم و ریختم رو سینه هاش آبم تموم شد کیرمو گذاشتم لایه سینه هاشو یکم دیگه حال کردم و تموم شد دیگه کارم خسته شدم
دیگه بغلش کردم و یکم حرفای احساسی الکی زدم بهش و سکس دو ساعته ما تموم شد دیگه شرایط مهیا سکس نشد و رابطه ما قطع شد به مرور ولی خوب ارزشش صبر کردن داشت تا یبار این کون و بدن دختر خاله رو فتح کنم.
یه چیزی ام بگم دختر اگه شهوتش گل کنه واقعاً بدتر از ما پسرا میشه
امیدوارم لذت برده باشید ببخشید طولانی بود اولین بار بود داستان مینوشتم
خوشتون باشه و به هر کس و کونی که دوست دارید تو ذهنتون با صبوری برسید
داستانی که میخوام تعریف کنم مربوط میشه به کردن دختر خالم از خودم نمیگم که میرم فلان اندازشه یا تعریفای الکی کیرم متوسط مثل همتون اسمم فقط میگم حامد. اسم دختر خالم زهرا دوسال از من کوچیکتره متولد ۷۲ یکم تپل سینه هاشو ۷۵ قدش حدود ۱۶۵ کون خوب و تپل داره خلاصه بگم من سال ۹۰ رفتم دانشگاه و کم کم این حس شهوت زیاد داشت میشد رو هر کسی فکر کنید تو فامیل کراش میزدم دنبال راهی بودم بتونم یه کیسی جور کنم از دختر خاله هام تا زندایی ها و…یه گفتم بزار به زهرا پیام بدم قبل اون ما در حد سلام و اینا بودیم فقط زهرا یه شهر دیگه بیرون از استان خودمون که اصفهان باشه درس میخوند. من پیام دادم و بعد یکی دو هفته از نقطه ضعفش که تنها بود ی شهر دیگه استفاده کردم و رفتم فاز احساس که بهت عادت کردم و بیشتر از ی دختر خاله باهات حس دارم بهت اونم انگار منتظر همین بود دیگه وقتایی که میومد اصفهان باهم میرفتیم بیرون میگشتیم کم کم عکس میفرستادیم نه لختی خیلی همه چی آروم آروم پیش رفت تا حدود یکسال همینجوری رفتیم جلو کم کم رومون باز شده بود بهم دیگه طبیعیه ی روزم دعوتش کردم خونه و یکم رقصیدیم و بغلش کردم و اولین بار تو اون تایم که شهوت و احساست قاطی شده بود لب تو لب شدیم ولی جلوتر نرفتم میخواستم خودش بیاد برا سکس جلو اون روز تموم شد و ما دیگه میومدیم هر چند وقت یکبار خونه ما کم کم از لب گرفتن رسیدم به سینه هاش که میخوردم و بازی میکردم ولی هنوز برا سکس راضی نبود منم صبور گفتم همه چی به وقتش تا اینکه رسید روز موعود یعنی ۳ـ۴ سال گذشته بود داشت برا کنکور ارشد میخوند خانواده اش رفته بودن مسافرت این دختر خالم نرفته بود تا گفته نماند که ما رابطمون قطع کرده بودیم و قهر بودیم چند ماهی دیدم پیام داد بهم میتونی بیای خونه ما من درس دارم یکم خرید میخوام برام بکنی گفتم باشه و فکرش نمیکردم امروز همون روز سکس باشه آرزوم برسم خریداشو پیام داد خریدم و رفتم ساعت ۴ اینا بود رفتم تو خونه و دیدم با یه ست شلوار و گرم کن بود سینه هاش قشنگ فرمش مشخص خط شرتش تو اون شلوار تنگش معلوم بود کیرم یه تکونی خورد گفتم یه دو ساعت بمون اینجا هوا تاریک شد من میرم خونه دایی اینا الان میترسم که فهمیدم بهانه اش بوده بعداً اون رفت درس بخونه منم تلویزیون بعد دو ساعت اومد بیرون از اتاقش منم دراز کشیده بودم اومدم نشست پیشم یکم حرف زدیم هین حرف زدن دیگه شهوتم زیاد دست گذاشتم رو رونش دستمو پس زد که نه و خوشم نمیاد رو من چه فکری کردی از این چسی ها گفتم باشه ببخشید پاشدیم که بریم گفت بزار از پنجره ببینم کسی نباشه تو کوچه داشت از پنجره میدید من رفتم از پشت چسبیدم بهش حرفی نزد یه دقیقه همین حالت بودم قشنگ کیرم حس میکرد قطعاً ولی حرفی نمیزند معلوم بود دو دله میخواد ولی چسی هم میومد خلاصه تموم شد و رفتیم فرداش باز پیام داد که بیا من باز میترسم یکم بمون رفتم و همون تیپ دیروز بود نشسم تو گوشیم میگشتم دیدم اومدش گفت یکم بخوابم چند متر اون طرف تر من دراز کشید و پتو کشید رو خودش بعد چند دقیقه دیدم میگه چقد گرمه و دیدم گرم کنش در آورد زیر پتو و زیر پتو با ی تاپ شد بازم عکس الهام نشون ندادم بعد چند دقیقه گفت دیدم اومد بدون مقدمه پیش من پشت به من خوابید دیگه گفتم وقتشه باید شروع کنی از پشت بغلش کردم و هیچی نمی گفت آروم بازو هاش اول لمس میکردم و آروم آروم سینه هاش مالش دادم دیدم نفس هاش تو سکوت داره عوض میشه کیرمم کامل بیدار شد سفت از پشت چسبوندم بهش کیرم تو شیار کونش میکشیدم دیگه رفته بودیم تو فاز سکس برش گردوندم و لباش بوس کردم اونم همراهی کرد یه ده دقیقه ای همین حال بودیم و گفتم اجازه هست لباست در بیارم تأیید کرد اولین بار میخواستم بدنش سفیدش کامل ببینم یکی یکی در آوردم یه ست قرمز پوشیده بود تو اون بدن تپل سفید فوق العاده بود در گوشم گفت توام در بیار منم لباسام در آوردم و مثل مار دیگه میچرخیدم بهم دیگه صداش در اومده بود ناله ریز میکرد ده دقیقه ای سینه هاشو همه حالتی خوردم لیس زدن آروم رفتم سمت کسش که قشنگ معلوم بود بخاطر امروز تازه سفید سفیدش کرده بود باور کنید کس صورتی وجود داره خخخ زبونم گذاشتم شروع کردم خوردن کسش خیس شده بود و آبش یکم اومده بود ولی بهترین طعم میده کس دختر تازه جوون انقدی کیش خوردم که بدجور لرزید و ارضا شد یکم بغلش کردم و گفتم توام میخوری گفت بلد نیستم گفتم یاد میگیری خوشت میاد بهش گفتم چیکار کن آروم سر کیرم نزدیک لباش کرد یکم بوسش کرد آروم کرد دهنش گفتم تا هرجا دوس داشتی ببر تو دهنت شروع کرد آروم ساک زدن منم داشتم با سینه هاش بازی میکردم بی نهایت اوج لذت بودم کم کم خوشش اومد و بهتر ساک میزد دیگه گفتم کافیه و به پشت خوابوندمش و داشتم از این صحنه کون سفید و تپل نرمش لذت میبردم و به صبوریم افتخار کردم بعد چند سال کیرمو خیس کردم آب دهنم انداختم وسط خط کونش یه ده دقیقه لاپایی کردمش و گفتم برگرد کیرمو گذاشتم جلو کسش ترسید گفتم نگران نباش پرده ات کاری ندارم فقط اعتماد کن بهم رو شیار کسش میکشیدم کیرمو انقد این کار کردم کیش آب افتاد و ارضا شد برا دومین بار باز برش گردوندم گفتم ی کرم بهم بده آورد و کم کم با سوراخش بازی کردم خیلی درد داشت دیگه با حرف و مالش و همه چی دو انگشتی میکردم که جا باز کنه کیرمو گذاشتم رو سوراخ کونش که حسابی قرمز شده بود آروم فشار دادن سرش رفت تو کونش خیلی درد میکشید مشخص بود یه چند دقیقه فقط سرش میکردم توش بیشتر نبردم چون واقعا داشت درد میکشید گفتم بسه دیگه کم کم آبم داشت میومد لاپایی کردمش و آبم اومد سریع برش گردوندم و ریختم رو سینه هاش آبم تموم شد کیرمو گذاشتم لایه سینه هاشو یکم دیگه حال کردم و تموم شد دیگه کارم خسته شدم
دیگه بغلش کردم و یکم حرفای احساسی الکی زدم بهش و سکس دو ساعته ما تموم شد دیگه شرایط مهیا سکس نشد و رابطه ما قطع شد به مرور ولی خوب ارزشش صبر کردن داشت تا یبار این کون و بدن دختر خاله رو فتح کنم.
یه چیزی ام بگم دختر اگه شهوتش گل کنه واقعاً بدتر از ما پسرا میشه
امیدوارم لذت برده باشید ببخشید طولانی بود اولین بار بود داستان مینوشتم
خوشتون باشه و به هر کس و کونی که دوست دارید تو ذهنتون با صبوری برسید
نوشته: حامد
8 پاسخ به “کردن دخترخاله بعد ۴ سال”
وقتی یه بی سواد گاگول تو کف دخترخاله ی تحصیل کرده شهبدبخت تو حرف نمیتونی بزنی چهارتا جمله مثل آدم نمیتونی بنویسیمطمئنم که پشم کسشم حسابت نمیکنهلااقل برو دنبال یه کی که مثل خودت کم سواد باشه
صبوری؟ نه تو کسخلیاینو همه میدونن دختری که لب بده تا تهش میاد تو سکسکافیه همون یکی دو هفته اول میزدی تو کار لب بازیاینقدر کسخلی که یارو اومده جلوت به پشت خوابیده بزنی توش عین این مرغها که میخوابن خروس بزنه توش گاگول
فک کنم دوبار دیگه دختر خاله ت رو بکنی کیش رو آب برده و سیل میادکیش آب افتاد دیگه چ صیغه ایه کسمغز ؟
صورتی هست پسرجان منتهی به تونمی رسه ،ان قدر دو دستی نزن پوست کیرت کنده میشه 😁
لذت که نبردیم هیچکلی هم به کسخل بودن و دست و پا چلفتیت خندیدیم
اسم داستانت اشتباه شد که 🤔
دقیقا دختر حشری بشه هر جوری بشه میخواد بده همین سه روز پیش رفتم خونه کسی تعمیرات دختره اسباب کشی داشت تنها بود تو جمع کردن وسایل کمکش کردم.یکی دوبار تیکه انداخت من جرات شروع نداشتم می ترسیدم اشتباه کرده باشم و طرف اهلش نباشه تا یجا گفت خیلی زحمت کشیدی میشه یک لحظه بغلت کنم بغل کرد. نیم ساعت بعد گفت خیلی زورت زیاده منم میتونی بغل کنی گفتم امتحانش مجانیه بلندش کردم ولم نکرد منم رفت تو لب و بقیه ماجرا آخرش تشکر کردگفت حالم خیلی بد بود ۴ تومن هم دستمزد برام
نوش جونت داداشزودتر از اینا میتونستی بکنیش ولی خب همین که بی نصیب نبودی از کردنش خودش خوبه