کردن خواهر باجناقم

سلام، خواستم یه داستان واقعی رو براتون بنویسم تا اینجا کم کص بخونین، اسم من جاوید هستش ۲۹ سالمه قدم ۱۸۰ و پوستم تقریبا سبزه و قیافمم جذابه. همسر من شهرستانیه و خودم اهل تبریزم من یه باجناق دارم که واقعا پسر خوبیه و یه آبجی داره که تو کرج زندگی میکنن این خواهر باجناقم خیلی گندس کونش خیلی بزرگه قیافشم خوشگله و ازاین بچه قرتیا نیس خلاصه،ما هر سال عید میریم خونه پدرزنم اینا،بعد ازاونجا کلی دعوتمون میکنن اینجا و اونجا چون همه فامیلای زنم شهرستان هستن بخاطر همون وقتی میریم اونجا هرشب خونه یکی دعوتیم خلاصه یکی از این شبا خونه باجناقم دعوت بودیم معمولا تا ساعت ۲،۳ اینا بیدار میموندیم و پاسور و دبرنا بازی میکردیم یه شب که داشتیم پاسور بازی میکردیم اینم بگم رابطم با خواهر باجناقم خیلی خوبه و راحت هستیم قبل بازی گفتیم اقا این دست رو قمار میکنیم البته همیشه قمار میکردیم ولی فرقش این بود که اینبار با پول قمار خوراکی میگیریم خلاصه منو باجناقم بودیم و اونو شوهرش اینم بگم شوهرش واقعا مرد خوبی بود ولی لاغر بود چند بارم شنیده بودم که راضی نبوده از شوهرش و از رابطه شون ناراضیه خلاصه اقا ما بازی رو بردیم ولی چون دیر وقت بود قرار شد بمونه واسه فردا خلاصه من رفتم پیش زنم و داشتم لباسامو عوض میکردم شنیدم که خواهر باجناقم میگه من برم دوش بگیرم بیام من لباس خونه پوشیدم و رفتم دم در سیگار بکشم اونایی که دیدن تو شهرستانا اکثرا حمام و دستشویی تو حیاطه خلاصه سیگارمو کشیدم و رفتم دستشویی،دستشویی و حمام کنار هم بودن و کلید چراغا هم کنار هم بودن وقتی اومدم بیرون اشتباهی دوتاشونم زدم که دیدم داد زد کییییییی بود چراغارو خاموش کرد که گفتم ببخشید دستم خورد چراغارو روشن کردم داشتم میرفتم که دیدم صدام زد شاید ازاینجا بگین که دارم کص میگم ولی واقعیت داره مهم نیس باور کنین یا نه برگشتم دیدم فقط سرشو اورده بیرون و میخنده بم گفت مگه کرم داری گفتم که اشتباه شد بازم ببخشید گفت بیا اینجا رفتم جلوتر اونم بارفتن من هی خودشو میکشید عقب خلاصه رسیدم که روبه روش گفت پس اشتباه شده گفتم اره گفت یعنی نمیدونستی من اینجام گفتم میدونستم ولی خب چه ربطی داره یکم شکم و سینه و روناش معلوم بود منم دیگه سیخ کرده بودم اخه خیلی وقت بود رو کونش زوم میکردم و خلاصه اونم متوجه سیخ شدن کیرم شده بود گفت ولی فکر نکنم اشتباه شده باشه گفتم چطور گفت بیا تو کارت دارم درسته هوس یه کص تپل کرده بودم ولی خیییلی میترسیدم و تپش قلب گرفته بودم خلاصه دستمو گرفت و کشید تو دیدم واااااای چقدر سفید و خوش فرمه بدنش گفت فقط نباید حرف بزنیم چون میشنوم و به چوخ میریم خلاصه لباسامو دراوردم و شروع کردم به خوردن لباش تقریبا قدش با من یکی بود موهاش که خیس بود یجور دیگه ای خوشگل شده بود ولی سینه هاش خوش فرم و کوچیک بود رفتم سراغشونو یکی دو دقیقه خوردمشون یکم شکم داشت اونم با ولع خاصی لیس میزدم بوی کصش داشت دیوونم میکرد همونجور سرپا کصشو داشتم لیس میزدم دیدم داره اروم اخ اخ میکنه گفتم اروم تر میشنوم انگار اصن من اونجا نبودم صدامو نمیشنید خلاصه اومد سرکیرم خورد و ۵ دقیقه ای خورد دیدم داره ابم میاد زود کشیدم بیرون برش گردوندم سمت شیر اب و گفتم خم شه وقتی خم شد قشنگ کصش از عقب زد بیرون گفتم باید کونتم بکنم گفت هرکاری دوس داری بکن فقط بکن تو کصم دارم میمیرم بعد اروم اروم کردم تو کصش،خیلی داغ بود اینم بگم یه پسر داره ۱۷،۱۸ ساله اینو گفتم چون کصش خیلی تنگ بود فکر نمیکردم خلاصه یکم که تلمبه زدم دیدم ابم داره میاد شنیده بودم وقتی به کیر چیز سردی بخوره شهوت کم میشه منم با اب سرد شستم دیدم بله جواب داد خلاصه نیم ساعتی کصشو جر دادم اونم تو این نیم ساعت خودش گفت دو بار ارضا شده ولی من نفهمیدم خلاصه دوس داشتم ابمو بریزم تو کونش،گفتم میخوام کونتم بکنم گفت درد داره گفتم قول دادی گفت فقط اروم داگی نشست و اروم گذاشتم دم سوراخش یکم که هل دادم فقط سرش رفت تو یه جیغ اروم کشید دستمو گذاشتم تو دهنش و کردم ۵ دقیقه زدم دیدم ابم میاد همشو ریختم تو کونش و باهم یکم لب بازی کردیم و من رفتم تو اتاق خواب دیدم خانمم خوابیده منم اروم کنارش خوابیدم
اگه حمایت بشه سری بعد که رفتم خونشون به بهونه کار بهتون میگم اون جذاب تر و سکسی تر بود💜

نوشته: جاوید

بازدید 17,490

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

50 پاسخ به “کردن خواهر باجناقم”

  1. یعنی هر کس بگه این داستان خالی بندیه هزارتا فحش نثارش میکنم.دقیق و کامل این اتفاقات توی حموم رخ داده اما موقع جق زدن و در فکر نویسنده…

  2. رفته بود حموم کسشم شسته بود بازم بو میداد🤢🤢🤢🤢بعدشم عزیزم اگه راس باشه اونور باجناقت داشته ترتیب زنتو میداده

  3. اره دیگه نیم ساعت داشتی زن یارو رو میکردی یارو نگفت زنم حمومش چقد طول کشید؟زنت نگفت ای شوهر قرمساق من رفت سیگار بکشه یا سیگار بسازه؟

  4. کم پیش میاد نظر بدمولی این واقعا چرت و وپرت بودتوخونه ادم بودو تو جرات کردی بری توحموم لخت بشی نیم ساعت بکنی ؟؟؟؟

  5. کیرم تو کستانت اون جدا کاری بهش ندارم چون ارزش نداره ولی کسکش یجوری میگی شهرستانی انگار خودت از مریخ اومدی خوارکسه تو ازونایی که آرزو دارین شهرتون پایتخت باشه بهتون بگن بچه تهرون بعد اومدی اینجا هی شهرستانی شهرستانی راه انداختی

  6. جوکشو شنیده بودیم به ترکه میگه آرزوت چیه میگه تبریز پایتخت بشه به منم بگن بچه تهرون!! ولی فکر میکردیم فقط جوکه هیچ نمیتونه راست راستی اینقدر خر باشه!! آخه اسکل مگه اونجا پایتخته که میگی زنت شهرستانی بود!! حالا اینش به کنار دستت خورد چراغ خاموش شد بهت کس داد؟ اون کلید برق بوده یا چراغ جادو؟ هرکی فکر میکنه باجناقش نصفه شبی گرفته کونش گذاشته دستش بالا!!

  7. تا اون شرط‌بندی درسته، منتها نگفت که بافرمون سگ‌دستوعزّت بی‌مخوعزیز آپاراتیبازی می‌کرده و باخته، بردنش توی حموم و گشادش کردن. حتی شریکِ هم‌دستش هم بهش رحم نکرده.تمام شیر و دوش و علَم حموم‌های عمومی، خصوصی، نمره و خونگی حواله‌ت بادا ابله متوهّم خالی‌بند شاشوی الدنگ!!

  8. معلوم نیست مال کدوم ده کوره ای که هنوز حموم دستشوییاتون تو حیاطه، عنتر برقی دیگه خونه کی حموم دستشوییش تو حیاطه،راستی نکشیمون بچه تهرون

  9. جاوید باز فیلم گی نگاه کردی نگفتم کور میشی کم جق بزن چاقال سرپا کس لیسی میکردی مگه یارو زرافه بود شنگول بعد نیم ساعت نه کسی هوس ریدن کرد نه شاشیدن دهن تو

  10. یه بار کف حموم داگی شودو دقیقه حالتشو بگیر بعد فکر کن یه نفر داره می کنتتنمیگم خودم چون سگ نمیکنم

  11. تنها نو ٱوری این کسشعر نامه اینه که از زن دایی، زن عمو، خاله عمه و مامان کشیده بیرون موجود جدید تحت عنوان خواهر باجناق رو وارد میدان کرده. از فردا جماعت جلقیان شروع به قلم فرسایی در مورد خواهران باجناقان خواهند نمود. ( نویسنده اینجا تعمدا از روابط برادر باجناق با همسر و خواهر خودشان چشم پوشی فرمودند.)

  12. میشنوم ؟؟؟؟!!!کی میشنوه خودش یا اونائی که مثلا تو خونه بودنواقعا که ریدی با این داستان واقعیت . اینطوری که تو از زنه تعریف کردی باید یه ناقص الخلقه باشه با قدی 180 سانتی و گنده ولی سینه های کوچیک و شکم دار دیگه خودت اینارو بچسبون به همدیگه ببین چی از توش درمیاد

  13. اخه ننه خراب مجبوری دروغ بنویسی؟بگو داستان تخیلی تا فحش نخوری. پنچ دقیقه سیگار سه دقیقه مخ زدن پنچ دقیقه لب پنچ دقیقه کوس خوردن پنچ دقیقه ساک زدن نیم ساعت کوس کردن پنچ دقیقه کون کردن. دو دقیقه لباس پوشیدن…اخه جاکش تو این یک ساعت هیچ دیوسی نگفت این رفته سیگار بکشه کجا مونده یا مگه حموم تو خونه کس دیگری یک ساعت طول میکشه… هیچکس نیومده بیرون دنبال شماها. زن تو شوهراون.داداشش.زن داداشش…خواهر زنت… کیر عالم تو تک تک اعضای خاندانت

  14. از همون دو خط اول معلومه کل زندگیت مزخرف و کس شر بوده چه برسه به این داستانت. در کل خودکار بیک آبی تو کونت

  15. از همون دو خط اول معلومه کل زندگیت مزخرف و کس شر بوده چه برسه به این داستانت. در کل خودکار بیک آبی تو کونت

  16. اول داستان که گفتی یه داستان واقعی بخونین و کم کص بشنوین باورم نشدولی بعد از خوند چند سطر از داستانتسور پرایز شدم؛خون در رگهام منجمد شددیدم طاقت ندارم این حجم از هیجان رو تحمل کنمفقط هرچند که داستان رو نتونستم بخونم کاملفقط میتونم بگم مطمئنا تو راست میگی،فقط کیرم تو ناموس آدم دروغگو

  17. من موندم این همه داستان کسشر مینویسید و میگید واقعیهولی من میگم همش دروغ همش هرچی داستان تو این سایت هستهمش دروغ

  18. اول نویسندگی یاد بگیر بعد بیا بنویس“ستاد مبارزه با انتشار کصشعر”

  19. باجناقت داشنه زنت رو از کون میکرده که هیچکدوم متوجه غیبت تو نشده بودن و زنت هم با کون پاره بدون اینکه سراغی از تو بگیره خوابیده.طور دیگه ای نمیشه این کسشعر و تفصیر و باور کرد.

  20. دیدم صدام زد شاید ازاینجا بگین که دارم کص میگم ولی…از همون اولش داشتی کص میگفتی

  21. کیرم تو داستانت که فقط کس شعره.شوهرش اونجا بوده چطور تو جرآت کردی بری تو حموم و اون زنه چطور تونسته تو رو صدا بزنه همش کس شعر خالی بود

  22. احمق تو چطور بکنی هستی ندونستی طرفت ارضا شده یانه اونم دوبار.اینو می رسونهکوس ندیده جقی

  23. از انجایی که ذهنت ملجوقی هست و به جای دختر باجناقت خود باجناق تو حموم بود و کونت گذاشت من حرفی ندارم

  24. خداییش یکی همین خاطره روواست تعریف کنه باور میکنی؟ میسپارمت به دوستان بکن تو

  25. اخه یه اب سرد زدی ب کیرت نیم ساعت کردیش واقعا اسپری تاخییری ده بیست دقیقه میکشع تاثییر بذاره مرد خوشتیپ

  26. اخه مرتیکه مجلوق تو خونه ای که هزار نفر ریختن اونم کیااااباجناقت و شوهر خود یارو اوه اوه ترس همینا اندازه هزارنفرهبعد تو به دور از هیایوی جهان رفتی کیون تپل کردی و ابشم ریختی داخلکیر دو سانتی ادمین تو کونت

  27. داداش منم کرجماگه پا میده یه سر سمت ماهم بفرستش زمانی که نیستی پرش کنیم 😁

  28. بیشتر از داستان ها با کامنتها حال میکنممنم به نوبت خودم کیرم نسار مغز نداشتت میکنم کونی جقی،خواهر با جناقت اونم متاهل چرا دم عیدی خونه پدر زنت باشه،پدرزنتو گایدم با باجناقت

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید