سلام
قضیه منو خواهر زنم که 4 سال از من بزرگتره از اینجا شروع شد که یه روز زنم داشت از بدختی خواهرش میگفت بهم که شوهرش یعنی باجناقم یه ادم کون گشاده که سر کار نمیره و …
میگفت به خواهرش گفته طلاق بگیر بعد از 8 سال که کار نمی کنه این مرد دیگه کاری نیست ولش کن … خلاصه من گفتم مگه الکیه بهمین راحتی طلاق ؟
نمیده زنم گفت چرا میشه اخه پریسا (خواهرش ) گفته که الان 3 ساله بیشتر منو نمیکنه !!!
منو بگی یه مرتبه جا خوردم دیدم راست میگه هیکل پریسا روز به روز کوچیک تر شده ها؟
خلاصه اونا فردا رفتن پزشکی قانونی و نکردن شوهرش بعد از چند وقت ثابت شد منم دورا دور شاهد قضیه بودم تا اینکه تو یکی از همین روزا خواهر زنم اومد خونمون هنوز زنم از سر کار نیومده بودنیم ساعت دیگه میومد …
من دیگه داشتم دیووونه میشدم که می دوونستم یه کس توپ 3 سال نگاییده داره زیره شلوارش بال بال کیر میزنه
براش بعد از اوردن شربت نشستم رو مبل هی کیرم میومد بالا هی من میکردمش تو اون پایین
تا اینکه خودش صداش در اومد مثل اینکه حالت زیاد خوب نیست گفتم نه زیاد گفت چیزی شده چیزی میخوای ؟
فهمیدم کسش میخاره گفتم میشه؟ گفت چی؟
گفتم هیچی گفت بگو نترس میخوام از دهنه خودت بشنوم دهنم قرص بگو؟
تا اینو کفت دیگه طاقت نیاوردم گفتم دوست داری طعم یه سکسه توپ رو بچشی؟
گفت چرا که نه زنت که خیلی تعریف میکنه ؟
دیگه شروع کردم به کردنش ولی از کون چون کس برای دادگاه میخواست شاید 2باره میخواستن آزمایش کنن
الان 1 سال از اون ماجرا میگذره
وخواهر زنم هم با شوهرش آشتی کرد
ولی هر وقت میبینیم همدیگرو از هم خجالت میکشیم
و من شب 2باره بیاد اون روز جق میزنم
قضیه منو خواهر زنم که 4 سال از من بزرگتره از اینجا شروع شد که یه روز زنم داشت از بدختی خواهرش میگفت بهم که شوهرش یعنی باجناقم یه ادم کون گشاده که سر کار نمیره و …
میگفت به خواهرش گفته طلاق بگیر بعد از 8 سال که کار نمی کنه این مرد دیگه کاری نیست ولش کن … خلاصه من گفتم مگه الکیه بهمین راحتی طلاق ؟
نمیده زنم گفت چرا میشه اخه پریسا (خواهرش ) گفته که الان 3 ساله بیشتر منو نمیکنه !!!
منو بگی یه مرتبه جا خوردم دیدم راست میگه هیکل پریسا روز به روز کوچیک تر شده ها؟
خلاصه اونا فردا رفتن پزشکی قانونی و نکردن شوهرش بعد از چند وقت ثابت شد منم دورا دور شاهد قضیه بودم تا اینکه تو یکی از همین روزا خواهر زنم اومد خونمون هنوز زنم از سر کار نیومده بودنیم ساعت دیگه میومد …
من دیگه داشتم دیووونه میشدم که می دوونستم یه کس توپ 3 سال نگاییده داره زیره شلوارش بال بال کیر میزنه
براش بعد از اوردن شربت نشستم رو مبل هی کیرم میومد بالا هی من میکردمش تو اون پایین
تا اینکه خودش صداش در اومد مثل اینکه حالت زیاد خوب نیست گفتم نه زیاد گفت چیزی شده چیزی میخوای ؟
فهمیدم کسش میخاره گفتم میشه؟ گفت چی؟
گفتم هیچی گفت بگو نترس میخوام از دهنه خودت بشنوم دهنم قرص بگو؟
تا اینو کفت دیگه طاقت نیاوردم گفتم دوست داری طعم یه سکسه توپ رو بچشی؟
گفت چرا که نه زنت که خیلی تعریف میکنه ؟
دیگه شروع کردم به کردنش ولی از کون چون کس برای دادگاه میخواست شاید 2باره میخواستن آزمایش کنن
الان 1 سال از اون ماجرا میگذره
وخواهر زنم هم با شوهرش آشتی کرد
ولی هر وقت میبینیم همدیگرو از هم خجالت میکشیم
و من شب 2باره بیاد اون روز جق میزنم
نوشته: امیر
20 پاسخ به “شیطونی با خواهرزن در کف”
آخه کس کش این کس شعرا چیه نوشتی ؟؟؟؟؟؟؟نمیدونم چرا مد شده همه اول میکنن بعد میگن شرمنده ایمبرو جلقی . برو
اس ام اس بود این ؟
یا نکن یا شرمنده نشوبرو…فقط بپا چشت گود نیفته تابلو شی
برو عمو…برو جقتو بزن کس کش…با این موضوع تخمی و این داستان کیری چیو خواستی ثابت کنی؟این که کونی هستی و تمام قوم و خویشتم جندن؟؟؟موفق بودی کونی…به من که ثابت شد یه کونی بیش نیستی…(نمی دونم چرا فقط کونی رو شایستت می دونم!!!)
شرمندگیت برای چیه
جدا خسته نباشی ،خودت خندت نگرفت
maxmahony خیلی نظرت باحال بود کلی خندیدم
توهم زدي
به نظر من تو يه آدم عقده اي هستي كه مغزت هم اندازه خايه مورچه هست!خودت خجالت نكشيدي با اين داستان مزخرفت؟فكر كنم بري همون جلقت رو بزني خيلي بهتر از اينه كه وقت مردم رو بگيري با اين اراجيفت…!!!
کیرم تو شرمندگیت
حیف که زنم وگرنه میگفتم کیر تو مخت ولی حالا که کیر ندارم میگم شاشیدم تو مخت بااین داستانت
آخه دادگاه کس رو آزمایش می کنه واسه طلاق؟ چرا کس می گی آخه؟ زنت تعریف می کنه؟
ای شفته کس برو جق بزن تا بتونی دوخط اضافه کنی شاید بهتر خندمون بگیره!
ببین احمق جان وقتی میخوای چیزی بنویسی اول بررسی کن که بدونی اینجا جای نوشتنش هست یا نه. دوم اینکه در حال جلق زدن داستان ننویس چون مخت پر از آب منی میشه و نمیتونی فکر کنی که چه مزخرفاتی داری مینویسی. سوم اینکه بعد از نوشتن خودت یک بار بخون ببین داستانت مثلا سکسی از آب در اومده یا شبیه جوک شده؟ چهارم هم بدون که داستانت باید قابل تصور برای خواننده باشه اینجا سرزمین عجایب که نیست. هست؟ پنجم اینکه هر کسی در حد فهم و شعور خودش داستان مینویسه و بقیه هم متوجه میشن مثل همین داستان تو که همه فهمیدن کله کیری و چولمنگ هستی. ششم اینکه توی داستانت بیشتر از جریان دادگاه و آزمایش کوس خواهر زنت نوشتی تا اینکه راجع به سکس با اون چیزی نوشته باشی پس نتیجه میگیریم که باید برای مجله خانواده پست میکردیش نه اینجا. هفتم اینکه نیم ساعت وقت داشتید و هم شربت خوردید و هم صحبت کردید و هم از کون کردیش؟ هشتم اینکه خودتو در نظر بگیر که حالا همه بچه های بکن تو میدونیم یک بچه کونی هستی وقتی میخوای کون بدی با اینکه خیلی گشاد هستی ولی نیم ساعت به کونت وازلین میزنن و باهاش ور میرن تا آماده گاییدن بشه و نیم ساعت هم که میکننت تا تموم بشه چطور شد اون زن رو در عرض یک ربع کردیش؟ اون هم از کون؟ نهم اینکه تو پزشکی قانونی کوسشو برسی کردن ولی کونشو نگاه ننداختن؟ آخه کجای دنیا کوس رو آزمایش میکنن و حکم میدن؟ دهم اینکه پس چرا حکم به طلاق ندادن؟ یازدهم هم اینکه خیلی کوس خلی برو جلقتو بزن و دیگه اینجا آفتابی نشو. دوازدهم اینکه میبینی من بیشتر از تو بچه کونی مطلب نوشتم برو یاد بگیر.سیزدهم که امیدوارم برات نحسی بیاره اینکه کیر بچه های بکن تو تو کون گشادت.
ریدم تو اون مغز پوکت با این داستانت
سقف اتاقم ترک خورد
آخی ؛ بیچاره کلی زحمت کشید خواهرزنشو از خماری در آورد و بهش ثابت کرد که شوهرش خوب و عالیه ؛ بعدش هم اومده و چشاش در اومده تا برای شما توضیح بده که خواسته ثواب کنه ولی از ثوابی که کرده پشیمونه ؛ حقشه که اینهمه فحش بخوره آیا ؟
داستانامونم شدن عین جغ.همه آخرش پشیمونن.ندامتگاهی اینجا ولسه خودش
بروووووو گوزووووجقی تخمه سگ حالمو بهم زدی
خواهرزن نونه زیر کبابه پس دیگه تعریف کردن نداره خوردنشهر کی از این نون قسمتش شده میدونه چی میگم