سلام به همه علاقه مندان به فتیش کتونی و کفش زنونه و دخترونه اگه فتیش نداری نخون چون بدردت نمیخوره
آرش هستم ۳۳ ساله علاقمند به کتونی دخترا از خودم بگم که پسر تمیز و شیک پوش و سکسی هستم و قیافم به سنم نمیخوره دو داستان دیگه با عنوان، کتونی صاحبکارم عاطفه و کتونی من و دوتا زن داداشم گذاشتم و تموم داستان هام واقعیه و من ازشون واقعا لذت بردم اونایی که فتیش هستن میدونن چی میگم
بریم سر داستان ی دو ماهی بیکار شده بودم تیر تا مرداد همین ۱۴۰۳ و تصمیم گرفتم که با موتور پیک کار کنم یک روز سرویس گرفتم که از یک محضر تو جنت اباد ی نامه بگیرم بدم به دارالترجمه رسیدم به ساختمون محضر که دفترش طبقه سوم بود رفتم از پله ها بالا اون روز هم ی تیشرت مشکی و شلوار جین سرمه ای لوله تفنگی جذب با کتونی نیوبالانس ۵۳۰ سفید پوشیده بودم در زدم ی خانم هم قد خودم تقریبا ۳۵ ساله تپل که قیافه نداشت اما بدن گوشتی داشت و مانتو کرم و شلوار جذب مشکی و کتونی آدیداس رانینگ مشکی پوشیده بود در رو باز کرد گفتم پیک هستم گفت بفرمایید داخل الان حاضرش میکنم رفتم تو و ی دختر بیبی و ناز با کتونی نایک سفید که نمیدونم مدلش چی بود و رون تپل و کون گنده با بدن لاغر و و چهار انگشت از ساق پاش که معلوم بود مثل برف سفید بود داشت پرونده هارو رو میز نگاه میکرد من که دیدم این دو تنهان و هیچ مردی نیست یهو کیرم راست شد و در کونم عروسی بود که بهشون پیشنهاد اینکه کفشاتون راحته و میشه امتحانشون کنم بدم و کتونی هاشونو بپوشم و برم دستشویی و توشون ابمو بریزم به اولی گفتم ببخشید کتونی شما اصل هست جسارت نباشه چون من میخوام ی رانینگ بگیرم اگه اصله بدید من ی امتحان کنم ببینم چجوری از شانس خوبم گفت های کپی هست احتمالا و اومد جلو و نشونم داد گفتم میشه بدید بپوشم و از اونجایی که پسر تمیز و شیکی هستم پیشنهادم رو رد نکرد و لنگه چپش رو در آورد و جوراب پارزین نیم ساق پوشیده بود داغ کرده بودم و خوشحا ل سریع بلا معطلی پای چپم رو از کتونی در آوردم و کردم تو کتونی اش وای گرمای سکسی داشت و گشاد بود به پام گفتم اون یکی هم بدید میخوام باهاش راه برم ، گفت خوب اینجوری خودم چی بپوشم گفتم شما برای من رو بپوش چند لحظه تا امتحان کنم و نیوبالانس خودم دادم بهش براش کوچیک بود چون پاهای من لاغره اون دختر خوشگله هم بهش میگفت خوب اگه برات کوچیکه ی کم بنداشو شل کن و خلاصه کرد تو پاش و منم بندای کتونی اش رو سفت کردم در حالی که پاهام تو کتونی گرم و نمناک و گشادش حسابی خیس شده بود ی چند قدم راه رفتم و گفتم های کپی هست ولی خوبه و به بهونه دستشویی که ابمو بریزم توش گفتم وای سرویس کجاست ببخشید و گفت بغل راهرو و رفتم دستشویی و لنگه راستش رو در آوردم و بو کردم بوی پا ملایمی میداد کیرمو کردم توش و تکون دادم ی جلق حسابی زدم توش و پخشش کردم تو کل کفش تا ی جا جمع نشه ضایع بشه و پوشیدم اومدم بیرون گفتم خوبه جنسش میشه کتونی ام رو بدید برم دیرم شده و سریع باهاش عوض کردم وقتی پوشید گفت چقدر خیسه گفتم شرمنده گرمه خیلی عرق کردم و گویا ناراحت شد و بنداشو بست و منم از ترس که در نیاره و بو نکنه و بفهمه اب کیره تشکر کردم و هیچی نگفت سریع نامه رو گرفتم فلنگ رو بستم داشتم در راهرو رو میبستم شنیدم به اون خوشگله گفتی لنگش لزج هست و منم بدو بدو رفتم سوار موتور شدم از شانس خوبم کرایه رو آنلاین زده بود و دیگه جای نگرانی نبود که ی موقع لو برم و لج کنه پول نده و خوشحال از اینکه ی تجربه دیگه و ی عالم اب ریختم تو کتونی اش و کیر زدم کلی به خودم میبالیدم
پایان
آرش هستم ۳۳ ساله علاقمند به کتونی دخترا از خودم بگم که پسر تمیز و شیک پوش و سکسی هستم و قیافم به سنم نمیخوره دو داستان دیگه با عنوان، کتونی صاحبکارم عاطفه و کتونی من و دوتا زن داداشم گذاشتم و تموم داستان هام واقعیه و من ازشون واقعا لذت بردم اونایی که فتیش هستن میدونن چی میگم
بریم سر داستان ی دو ماهی بیکار شده بودم تیر تا مرداد همین ۱۴۰۳ و تصمیم گرفتم که با موتور پیک کار کنم یک روز سرویس گرفتم که از یک محضر تو جنت اباد ی نامه بگیرم بدم به دارالترجمه رسیدم به ساختمون محضر که دفترش طبقه سوم بود رفتم از پله ها بالا اون روز هم ی تیشرت مشکی و شلوار جین سرمه ای لوله تفنگی جذب با کتونی نیوبالانس ۵۳۰ سفید پوشیده بودم در زدم ی خانم هم قد خودم تقریبا ۳۵ ساله تپل که قیافه نداشت اما بدن گوشتی داشت و مانتو کرم و شلوار جذب مشکی و کتونی آدیداس رانینگ مشکی پوشیده بود در رو باز کرد گفتم پیک هستم گفت بفرمایید داخل الان حاضرش میکنم رفتم تو و ی دختر بیبی و ناز با کتونی نایک سفید که نمیدونم مدلش چی بود و رون تپل و کون گنده با بدن لاغر و و چهار انگشت از ساق پاش که معلوم بود مثل برف سفید بود داشت پرونده هارو رو میز نگاه میکرد من که دیدم این دو تنهان و هیچ مردی نیست یهو کیرم راست شد و در کونم عروسی بود که بهشون پیشنهاد اینکه کفشاتون راحته و میشه امتحانشون کنم بدم و کتونی هاشونو بپوشم و برم دستشویی و توشون ابمو بریزم به اولی گفتم ببخشید کتونی شما اصل هست جسارت نباشه چون من میخوام ی رانینگ بگیرم اگه اصله بدید من ی امتحان کنم ببینم چجوری از شانس خوبم گفت های کپی هست احتمالا و اومد جلو و نشونم داد گفتم میشه بدید بپوشم و از اونجایی که پسر تمیز و شیکی هستم پیشنهادم رو رد نکرد و لنگه چپش رو در آورد و جوراب پارزین نیم ساق پوشیده بود داغ کرده بودم و خوشحا ل سریع بلا معطلی پای چپم رو از کتونی در آوردم و کردم تو کتونی اش وای گرمای سکسی داشت و گشاد بود به پام گفتم اون یکی هم بدید میخوام باهاش راه برم ، گفت خوب اینجوری خودم چی بپوشم گفتم شما برای من رو بپوش چند لحظه تا امتحان کنم و نیوبالانس خودم دادم بهش براش کوچیک بود چون پاهای من لاغره اون دختر خوشگله هم بهش میگفت خوب اگه برات کوچیکه ی کم بنداشو شل کن و خلاصه کرد تو پاش و منم بندای کتونی اش رو سفت کردم در حالی که پاهام تو کتونی گرم و نمناک و گشادش حسابی خیس شده بود ی چند قدم راه رفتم و گفتم های کپی هست ولی خوبه و به بهونه دستشویی که ابمو بریزم توش گفتم وای سرویس کجاست ببخشید و گفت بغل راهرو و رفتم دستشویی و لنگه راستش رو در آوردم و بو کردم بوی پا ملایمی میداد کیرمو کردم توش و تکون دادم ی جلق حسابی زدم توش و پخشش کردم تو کل کفش تا ی جا جمع نشه ضایع بشه و پوشیدم اومدم بیرون گفتم خوبه جنسش میشه کتونی ام رو بدید برم دیرم شده و سریع باهاش عوض کردم وقتی پوشید گفت چقدر خیسه گفتم شرمنده گرمه خیلی عرق کردم و گویا ناراحت شد و بنداشو بست و منم از ترس که در نیاره و بو نکنه و بفهمه اب کیره تشکر کردم و هیچی نگفت سریع نامه رو گرفتم فلنگ رو بستم داشتم در راهرو رو میبستم شنیدم به اون خوشگله گفتی لنگش لزج هست و منم بدو بدو رفتم سوار موتور شدم از شانس خوبم کرایه رو آنلاین زده بود و دیگه جای نگرانی نبود که ی موقع لو برم و لج کنه پول نده و خوشحال از اینکه ی تجربه دیگه و ی عالم اب ریختم تو کتونی اش و کیر زدم کلی به خودم میبالیدم
پایان
نوشته: آرش
7 پاسخ به “پوشیدن کتونی مشتری هام”
فتح الفتوح کردی،خوشبحالت که به آرزوت رسیدی کون گشاد
چه سمیییییی بود
خاک دو عالم به سرت. رفتم اون دو تا داستان دیگه که نوشتی را نگاه کردم. همه اونجا بهت فحش و بد و بیراه گفته بودن. اینجا هم همینطور. داستانت که اگه دروغ نباشه که اون منشی ها راحت پیدات میکنند و ازت شکایت میکنند و پدرت رو در میارن. مرتیکه لجن.
اصلا چطوری کتونی دختر پای تو رفته اخه احمق
یه کتونی دارم سایزش بزرگه ،فکر کنم تو کونت جا شه کونی خان چرت و پرت تحویل میدی جقی
کیرم؛توکوس وکونتون.
عجب !