سلام
یه اتفاق عجیبی افتاد برام افتاده گفتم اینجا بگم ببینم نظرتون چیه
کلاسمون سیم کشیاش خراب شده بود قرار شد زنگ تفریح که میریم کلاس تعمیر کنن
من لباس ورزشی نبرده بودم گفتن اونایی که نمیرن ورزش برن نمازخانه(چون داشتن کلاس رو درست میکردن)
آقا من از شانس بدم اون روز یه جوراب پوشیده بودم از سه جهت پاره بود نشسته بودمش بو هم میداد.
بعد دیدم خودم فقط نمیرم ورزش و تنهام تو نماز خونه پس با خوشحالی رفتم جورابامم در اوردم گذاشتم یجا بوش بلند نشه و خشک شه که اخرش بپوشم بعد تو نماز خونه دراز کشیدم.
یکم به سقف خیره شدم تو سکوت خودم بودم یهو یکی دیگه هم اومد نماز خونه چون گفت هوا سرد بود.
منم پابرهنه بودم. همونطور که دراز کشیده بودم دیدم این عن زل زده به پاهام.منم دیدم خیلی داره زل میزنه گفتم شروع کنم به صحبت چون خجالت میکشیدم.
بعد دیدم ول کن نیست.
یکم که گذشت گفت به پاهات کرم میزنی. منو میگی یهو موندم که یعنی چی این چیه میپرسه😐از خجالت قلبم میزد نمیدونم چرا.گفتم نه چطور؟ گفت که کف پات خیلی خوبه برا من خشک و پوست پوسته.
بعد گفت میشه دست بزنم ببینم پوستش چجوره؟😐
منم دیدم این دیوث ضایعس حشری شده گفتم نه🤣 بعد این خودش جوراباش در آورد🤨گفت بیا برا من ببین بعدشم تو بذار من دست بزنم🤣حالمو بهم زد بعدش گفتم فتیش داری؟ گفت نه فتیش چیه من فقط کرم نیاز دارم میخوام بهم بگی چی بزنم ببین برا من خشکه و اینا.
این شق کرده بود با لباس ورزشی هم بود ضایع بود.
بعد من رفتم یکم سر کیفم یکم هم چشام بستم تا مثلا زنگ بخوره دیدم نزدیک زنگ شد رفتم جوراب بپوشم کم کم برم. بعد جورابم گذاشته بودم رو شوفاز نمازخانه که خشک شه رفتم که بردارم دیدم داره بو میکنه خودشو میماله سرش داد زدم که چه گوهی میخوری مریض یهو شروع کرد التماس به کسی نگو تورو خدا رنگش هم عین گچ شده بود.
اخر دیدم حاجی این همه کاری برا پا میکنه گفتم میذارم به پام دست بزنی به شرط اینکه برام جق بزنی گفت نه.گفتم خب بذار سوراخ باسنتو ببینم حداقل گفت باشه.آقا این پامو هی دستمالی میکرد حال میکرد بعد بوس کرد پامو و آخر شروع کرد به ساک زدن شصت پام که سریع گفتم بس کنه که پام تفی نشه بعد که دستمالی می کرد بدون اینکه حتی بخواد خودشو بمالونه شلوارش خیس شده بود آبش اومده بود😐کلا ۲۰ ثانیه این قضیه طول کشید.نفسش گرفته بود گوشاش سرخ شده بود بعد زنگ خورد دیگه دیدم الان یهو میان برا نماز سریع جورابام پوشیدم اومدم بیرون اونم سریع رفت شروع کرد لباس ورزشیاش در بیاره لباس فرم بپوشه.اخر باسنشم ندیدم همینطوری رایگان پامو دادم بهش.یعنی خداییش یه فوت فتیش پای پسر هم دوست داره😑؟
یادش میفتم اعصابم خورد میشه حالمو بد کرد
ولی وقتی چشم تو چشم میشیم خندمون میگیره🤣🤣
یه اتفاق عجیبی افتاد برام افتاده گفتم اینجا بگم ببینم نظرتون چیه
کلاسمون سیم کشیاش خراب شده بود قرار شد زنگ تفریح که میریم کلاس تعمیر کنن
من لباس ورزشی نبرده بودم گفتن اونایی که نمیرن ورزش برن نمازخانه(چون داشتن کلاس رو درست میکردن)
آقا من از شانس بدم اون روز یه جوراب پوشیده بودم از سه جهت پاره بود نشسته بودمش بو هم میداد.
بعد دیدم خودم فقط نمیرم ورزش و تنهام تو نماز خونه پس با خوشحالی رفتم جورابامم در اوردم گذاشتم یجا بوش بلند نشه و خشک شه که اخرش بپوشم بعد تو نماز خونه دراز کشیدم.
یکم به سقف خیره شدم تو سکوت خودم بودم یهو یکی دیگه هم اومد نماز خونه چون گفت هوا سرد بود.
منم پابرهنه بودم. همونطور که دراز کشیده بودم دیدم این عن زل زده به پاهام.منم دیدم خیلی داره زل میزنه گفتم شروع کنم به صحبت چون خجالت میکشیدم.
بعد دیدم ول کن نیست.
یکم که گذشت گفت به پاهات کرم میزنی. منو میگی یهو موندم که یعنی چی این چیه میپرسه😐از خجالت قلبم میزد نمیدونم چرا.گفتم نه چطور؟ گفت که کف پات خیلی خوبه برا من خشک و پوست پوسته.
بعد گفت میشه دست بزنم ببینم پوستش چجوره؟😐
منم دیدم این دیوث ضایعس حشری شده گفتم نه🤣 بعد این خودش جوراباش در آورد🤨گفت بیا برا من ببین بعدشم تو بذار من دست بزنم🤣حالمو بهم زد بعدش گفتم فتیش داری؟ گفت نه فتیش چیه من فقط کرم نیاز دارم میخوام بهم بگی چی بزنم ببین برا من خشکه و اینا.
این شق کرده بود با لباس ورزشی هم بود ضایع بود.
بعد من رفتم یکم سر کیفم یکم هم چشام بستم تا مثلا زنگ بخوره دیدم نزدیک زنگ شد رفتم جوراب بپوشم کم کم برم. بعد جورابم گذاشته بودم رو شوفاز نمازخانه که خشک شه رفتم که بردارم دیدم داره بو میکنه خودشو میماله سرش داد زدم که چه گوهی میخوری مریض یهو شروع کرد التماس به کسی نگو تورو خدا رنگش هم عین گچ شده بود.
اخر دیدم حاجی این همه کاری برا پا میکنه گفتم میذارم به پام دست بزنی به شرط اینکه برام جق بزنی گفت نه.گفتم خب بذار سوراخ باسنتو ببینم حداقل گفت باشه.آقا این پامو هی دستمالی میکرد حال میکرد بعد بوس کرد پامو و آخر شروع کرد به ساک زدن شصت پام که سریع گفتم بس کنه که پام تفی نشه بعد که دستمالی می کرد بدون اینکه حتی بخواد خودشو بمالونه شلوارش خیس شده بود آبش اومده بود😐کلا ۲۰ ثانیه این قضیه طول کشید.نفسش گرفته بود گوشاش سرخ شده بود بعد زنگ خورد دیگه دیدم الان یهو میان برا نماز سریع جورابام پوشیدم اومدم بیرون اونم سریع رفت شروع کرد لباس ورزشیاش در بیاره لباس فرم بپوشه.اخر باسنشم ندیدم همینطوری رایگان پامو دادم بهش.یعنی خداییش یه فوت فتیش پای پسر هم دوست داره😑؟
یادش میفتم اعصابم خورد میشه حالمو بد کرد
ولی وقتی چشم تو چشم میشیم خندمون میگیره🤣🤣
نوشته: محمد
4 پاسخ به “پامو بوس کرد”
تعجبی هم نداره…یعنی وقتی اونهمه چرندیات آپ میشه چرا این یکی نشه،نه؟اصلا کی به کیه تو این خرتوخری مملکت،اصلا…هیچی بابا ولمون کن حوصله ندارم
اینم یه فتیشه دیگه دوستان زیاد شنیدیماشکالی نداره آقا
قابل توجه مخاطبین عزیز، بنده پیج قبلیم با حدود ۱۰ سال سابقه بخاطر اعتراض به ادمین که اقا چرا داستانایی کاپلود میکنی را خودت نمیخونی که اوناییشون که چرت و پرتن را نذاری توسایت،جناب ادمین بهشون بر خورد و اکانتمو بست، ولی واقعا بعضی داستانا بی احترامی به مخاطبه، اول اینکه اکانتمو برگردون،دوم اینکه هر چرت و پرتی رو نذارین تو سایت
عزیزم چرا فوت فتیش ها، پای پسر دوس ندارن، من خودم پاهای پسرای کمسن رو می پرستم. اینقده دوس دارم جوراباشونو بو کنم و ببوسم و بعدش جوراباشونو در بیارم و با پاهاشون ور برم و بلیسمشون خیلی خوبه خدایی🤤🤤🤤🤤 تا حالا موفق شدم ۷ تا از پاهای پسرای کمسن رو بپرستم. بخدا بیشتر پسرای سن پایین دوس دارن پاهاشون پرستیده بشه