این خاطره محتوای گی داره، پس اگر دوست ندارید لطفا نخونید که زحمت کامنت گذاشتن هم نکشید، نویسنده خوبی نیستم ولی سعی میکنم درست بنویسم،
قبلش یه چیزی بگم: اون این هست که حس همجنسگرایی کم (1%) تا زیاد (99%) در همه وجود داره، و سن و سال هم نمیشناسه، تو هر سنی هم ممکنه ظهور کنه، حتی برای یک بار یا کوتاه مدت یا بلند مدت،
از روی کنجکاوی یا تحریک یا هر دلیل دیگه، فانتزی های ذهنی آدمها هم که سقف نداره. پس اونایی که وقتی جوان هستن به افراد مسن تر توهین میکنن هم یه روزی به اون سن میرسن و تجربه میکنن.
همه باید یاد بگیریم و تمرین کنیم که در دنیای واقعی (پارک-استخر-ساحل-هتل-سفر طبیعت-مهمانی-کافه-…) چه میخوایم پیشنهاد بدیم به کسی یا پیشنهاد میگیریم از کسی روش درست رو انتخاب کنیم. هر کس یه خوراکی دوست داره یا دوست نداره، اگر بهش تعارف کردن و نخواست دیگه داد و بیداد و فحش کاری نداره، یا جواب نده یا بگه نه نمیخوام یا بگه نه مرسی و بره،. این رو تو فضای واقعی و مجازی زیاد دیدیم. و یه مطلب دیگه اینکه یه عده ای هم به هر حال هستن که انگار حتما باید زیر همه مطلب ها یه نظری بنویسن 😂 یا فحش بدن و خودشون رو معرفی کنن، اون هم اشکال نداره.
بعدا اگر شد یه مطلب هم میفرستم در این مورد که ادمین ها اگر لازم دونستن منتشر کنن،
روضه طولانی شد، بریم سراغ خاطره پارسال تابستون، 1403
اسم متن رو پارک لاله گذاشتم چون چند تا خاطره اونجا دارم که اگر بتونم یکی یکی مینویسم، از قدیم چند وقت یک بار پارک لاله میرفتیم با دوستان برای پیاده روی یا بدمينتون بازی، ولی شهریور دو سال پیش بود که اولین بار اونجا یک شب یه تجربه سکسی داشتم، این باعث شد چند وقت یک بار هوس کنم باز هم برم، شاید ماهی یک بار یا دو ماه یک بار اگر بتونم و وقت بشه، چون باید آخر شب باشه 😁 تاریک و خلوت، ولی لزوما هر دفعه هم اتفاقی نمی افته، گاه گاهی پیش میاد،. داستان اولین بار رو یه زمان دیگه مینویسم، این رو هم بگم که همه جای دنیا تو پارک ها از این اتفاقا ممکنه زیاد بیوفته،
پارسال اوائل تابستون یه جمعه شبی حدود ساعت 11 با دوستم از استخر زدیم بیرون، رفتیم نزدیک میدون فاطمی یه مرغ سوخاری خوردیم و رسوندمش خونش، مسیر برگشت از فاطمی به سمت غرب میرفتم که دیدم دم پارک از این ون ها هست و مردم دارن جیگر میخورن، هوس دوغ خنک کردم زدم بغل رفتم اونور خیابون یه دوغ خریدم در حال خوردن قدم زنان رفتم داخل پارک، یه عده پسر فوتبال بازی میکردن، تعدادی پینگ پنگ و چند نفر هم بدمينتون، البته جلوتر تعداد زیادی هم با سر و صدا سرگرم والیبال بودن، ساعت از 12 شب گذشته بود، قدم زنان رفتم پایینتر دیدم یه قسمت تاریکی هست که درخت زیاد داره، پسرا دو تایی یا چندتایی میرفتن بین درختا و تو تاریکی دیده نمیشدن، صدای فندک هم که از همه جا میومد، با احتیاط رفتم داخل تاریکی بین درختا، چشمام که عادت کرد دیدم کلی آدم اونجا تو تاریکی نشستن گروه گروه جدا، یکی عرق میخوره یکی سیگاری میکشه، هر چی وسط تر میرفتم خلوت تر میشد، یه صندلی بود دو نفر نشسته بودن به سختی دیده میشدن، یواش رفتم جلو دیدم دارن حسابی از هم لب میگیرن، رسیدم نزدیکشون یهو از جا پریدن دیدم یکیشون شلوارش پایینه و کیرش دستشه، بنده خدا ترسید زود کشید بالا و در رفت، اون یکی هم پسر بود ولی فرار نکرد، وایساده بود که بهش گفتم ببخشید من حواسم نبود مزاحم شدم، گفت نه اشکال نداره ولی ضد حال شد تازه داشتیم حس میگرفتیم 😂 من رو میگی مونده بودم چه راحته این، حشری هم شده بودم از دیدن صحنه و پسره هم جوون و سکسی بود گفتم اگر اوکی باشی جبران میکنم، خندید و گفت بیا بشین صحبت کنیم، واقعا جالب بود برام راحت بودنش، نشستم کنارش، پرسید چند سالته؟ گفتم 49 یه نگا کرد و گفت ایول بهت کمتر میخوره، من 25، گفت با پسر حال میکنی؟ گفتم اگر خوب باشه چرا که نه، پرسید خوب یعنی چی، گفتم یعنی جوان، لاغر، مودب و حشری، که فکر کنم تو همش رو هستی، خندید و گفت خوبه سر زبون دار هم که هستی، ببینیم اون پایین چی داری 😂 کیر من هم راست شده بود حسابی، گفتم بیا خودت ببین، دست زد به خشتکم و گفت به به آماده س گفتم تو رو دید آماده شد 🤓 اومد جلوتر لب گرفت ازم، خواست زبونشون بکنه تو دهنم که گفتم نه فقط لب خشک چون نمیشناسیم همو، زیپ شلوارو کشید پایین و دست کرد تو شورتم کیرم رو در آورد بعد نشست شروع کرد ساک زدن، اولش گذاشتم خودش هر کار میخواد بکنه ولی یواش یواش شروع کردم دهنشو گاییدن و تلمبه میزدم ته حلقش، اولش یک کم مقاومت کرد ولی گفتم بکنش ته حلقت که خودش هم همکاری کرد و میرفت ته حلقش، البته سر کیرم یک کم گنده س به زور میرفت تو حلقش ولی معلوم بود خودش هم دلش میخواد، بلند شد ایستاد تقریبا هم قد خودم بود و لاغر، (همونی که دوست دارم)، بغلم کرد و لب گرفت دوباره، من هم کیرش و کونش رو میمالیدم، در عین حال همش حواسم به اطراف بود کسی نیاد و دیده نشیم، هر چند خیلی نور اون قسمت کم بود، دست کردم تو شورتش کونش رو مالیدم گفت سوراخم تمیزه خیالت راحت 😁 من هم انگشت کردم و بو کردم دیدم راست میگه بو نمیده، کمر شلوارش رو باز کرد و با شورت با هم کشید پایین، کیرش یه هوا کوچیکتر از من بود، ولی کونش خیلی خوش فرم بود، شلوار من رو هم باز کرد و یک کم کشید پایین، نوک سینه هامو خورد من هم نوک سینه ها و گوشش رو میخوردم حسابی آه و ناله میکرد، یک کم براش ساک زدم گفت نزن آبم زود میاد دیگه نمیتونم بدم تا نیم ساعت، گفتم ای جااان پس میخوای بدی، گفت آره یک کیرو پروندی خودت باید جبران کنی 😂 یه دفعه صدا اومد دو نفر داشتن نزدیک میشدن که اون همونجوری نشست رو صندلی پاشو انداخت رو پاش من هم سریع کشیدم بالا و نشستم، دو تا پسر از جلومون رد شدن یه جوری هم نگاه کردن یکیشون با لهجه شیرین کردی گفت داداشا خسته نباشین ما هم گفتیم قربانت، رفتن و ما دوباره مشغول شدیم، خوشم اومد که هم خوب حال میداد هم خودش حال میکرد، برام ساک زد تا کیرم سفت شد، بلند شد از جیبش کاندوم در آورد و گفت بکش رو کیرت، بعد برگشت و قمبل کرد، خنده م گرفت گفتم حسابی آماده و مجهزی، گفت خب برای کون دادن اومدم دیگه، کاندوم کشیدم سر کیرم و خودش تف زد به سوراخش و کیر من گفت اولش آروم بکن لطفا، گفتم چشم، یک کم با انگشت با سوراخش ور رفتم بعد کیرم رو گذاشتم دم سوراخش، آرووم فشار میدادم خودش هم سوراخش رو باز و بسته میکرد، گفت زیاد تنگ نیستم ولی اولش باید باز بشه، خلاصه سر کیرم که رفت تو اولش گفت آخ بلافاصله گفت جوون 🤓 یواش یواش سوراخش کیرم رو بلعید، من هم آروم در میآوردم و میکردم تو که جا باز کنه، اون هم میگفت چه کیرت خوبه، من هم گفتم کون تو هم خوبه پسر، دستش رو گرفت به درخت کونش رو داد عقب من هم تلمبه زدن رو شروع کردم، من کلا آبم زود نمیاد، یک کم اون مدلی کردمش بعد دستش رو گذاشت رو صندلی و دولا شد پاهاش رو باز کرد و زانوهاش رو خم کرد، این مدلی هم کون باز میشه هم قمبل، خیلی خوب بود، من هم محکم تلمبه میزدم تو کونش، گاهی در میآوردم کیرمو و دوباره میکردم تو که حال کنه، همزمان با کیرش هم بازی میکردم ولی میگفت زیاد بازی نکن آبم نیاد، یهو یه صدای مردونه ای برق از کله مون پروند که گفت ما هم بازی 😱 آنقدر گرم کار بودیم نفهمیدیم یکی از پشت بهمون نزدیک شده بود، حالا یا مثل من تو تاریکی اومده بود جلو یا صدامون رو شنیده بود، یه پسر قد بلند با موهای کوتاه و ته ریش، عینکی با تی شرت یقه هفت و شلوار ورزشی، حالا همونطوری که اون قمبل کرده و کیر من تو کونشه داریم نگاه طرف میکنیم، چند ثانیه هنگ بودیم که پسره کشید پایین گفت ادامه بدین دیگه، کیرش رو درآورد نیه راست بود گذاشت دهن طرف، دست زدم دیدم کیرش از مال من بزرگتره، هوس کردم بخورم براش، با اینکه هنوز تپش قلب داشتم ولی خندم گرفته بود، خیلی سریع اتفاق افتاد، بعد نشست رو صندلی و اون براش میخورد و من هم میکردم حسابی که کون قشنگ گفت آبم داره میاد و همونطوری که کیرم تو کونش بود آبش اومد، یک کم صبر کردم و کیرم رو در آوردم، گفت ببخشید دیگه نمیتونم، و با دستمال خودشو تمیز کرد و پوشید و تشکر کرد و رفت، حالا من موندم و این پسر قد بلنده، گفت آبت نیومد؟ گفتم نه، گفت من هم میخوام آبم بیاد برام میخوری؟ گفتم آره، رفت رو صندلی وایساد کاندوم رو در آوردم انداختم کنار براش ساک میزدم و برای خودم جلق، تی شرتش رو زدم بالا دیدم چه سینه های خوبی داره گفتم بیا پایین سینه هاتو بخورم، گفت اونطوری آبم زود میاد، معلوم بود ورزشکار، اومد پایین یک کم سینه هاشو خوردم که گفت ساک بزن برام، هی جون جون میکرد میگفت از دوست دخترم بهتر میخوری 😂 که گفت آبم داره میاد کشیدم بیرون رفتم کنار، آبش چند بار پاشید، خیلی صحنه سکسی بود یک کم زدم آب خودم هم اومد، با دستمال تمیز کردیم و ایول دمت گرم و خداحافظی.
چند بار دیگه هم برام پیش اومد این جریانات تو پارک، هر دفعه یه مدل، باید سعی کنم کمتر برم، هر چند اگر کاری هم نکنی یه پیاده روی کردی دیگه، ولی گاهی هوس و هیجانش غالب میشه. بدی ه قضیه اینه که گاهی فکر میکنی همه اونجا این کاره ن 😂😁😎 و اینکه ریسک خودش رو هم داره که یه وقت با آدم عوضی روبرو نشی، و اینکه تشخیص بدی کسی اهلش هست یا نه. به هر حال باید مراقب بود و حال کرد.
گویا خیلی طولانی شد، ببخشید،
امیر 😬
نوشته: امیر
7 پاسخ به “پارک لاله (۱)”
کصشعری بیش نبود
این پارک بود یا کونده بازار🤣🤣🤣
باید مواضب بود اونجا اکثرا این کاره اند چند باری گذرم افتاده
خوب نوشتیبیشتر و بهتر بنویسحاشیه ها رو کم کنقسمتهای سکسش رو بیشتر کن
سکس خوبه سکس سن و سال هم نمی شناسه اما سکس در اماکن عمومی مثل پارک و دستشویی سینما و بیمارستان بنظرم درست نیست چون محیط آرامی نیست و با ترس و دلهره و استرس و عجله انجام میشه و کیفیت سکس پائین مباد مضافا خطر به دام افتادن بدست نیروهای امنیتی هم وجود دارد و به دردسر و هزینه اش نمی ارزه خصوصا برای افراد سن بالا یا جوان دانشگاهی یا کارمند دولت
جون من واقعی بود یا کیک؟
قشنگ معلومه شغل مادرت چیه که بچش یه همچین گوه نجسی شده