نیکی

سلام به دوستان بکن تو
من فرهاد هستم میخواستم داستان سکس خودمو با نیکی براتون بگم ، من 40 سالمه و متاهل هستم و تو کار خرید و فروش فرش هستم و وضع مالیم خوبه و تو مرکز شهر مغازه دارم و قدم حدود 185 و سایز کیرم هم 17سانته و تو زندگی به واسطه شغلم با دخترها و زنهای زیادی سکس داشتم که یکی از این زنها نیکی هست که من تو زمان قبلا از ازدواج و زمانی که اونا تو رودهن زندگی میکردن ، من خواهرش سارا رو تو طبقه بالا خونشون از کون کردم که بعد از چند سال ازدواج کرد و رفت انگلیس و از این ماجرا کسی هم خبردار نشد .
بریم سراغ نیکی که الان یه دختر 28 ساله بود و من 40 سالم و داشت ازدواج میکرد که یک روز به همراه شوهرش علی اومدن مغازه برای خرید فرش و کلی سلام احوال پرسی و گپ و گفت ، چند تا فرش برای پرو برداشتن بردن که تو دکور خونه تست کنن.
فردا اون روز ، صبح شوهرش زنگ زد و گفت یه فرش رو انتخاب کردن و برای اطمینان روی یه طرح دیگه که نبرده بودن شک داشتن و قرار شد براشون بفرستیم و من هم با ماشین هماهنگ کردم که برای ظهر بیاد ببره ، خرداد ماه بود و هوا گرم که ظهر دوباره شوهرش زنگ زد که نیکی تنها خونه هست و اگر میشه به یه نفر مطمئن بگین فرش رو بیاره و من هم چون کسی رو نداشتم ،گفتم خودم میبرم و خودم با ماشین خودم براش بردم که سمت غرب بود .
نیکی بچه آخر بود و خیلی خوش هیکل ، قدش حدود 180 و ترکه ای و وزن 55 کیلو و آرایشگر بود والبته ورزشکار هم بود صدای خیلی نازکی داشت که با حرف زدن آبتو می آورد و در ضمن یه دختر شیطون و مرموز. حدود ساعت 1 بود که رسیدم خونشون و نیکی در رو باز کرد و من فرش رو با آسانسور بردم طبقه هفتم و وارد آپارتمان شدم و نیکی با یه لگ سفید رنگ و تی شرت صورتی و موهابی بلند فر اومد به استقبال و دست دادیم ، تی شورتش چسبون بود و سینه های 75 قشنگ نمایان بود و منم تو گرما تشنگیم بیشتر شده بود با این صحنه ، فرش رو پهن کردیم و نیکی گفت میرم شربت بیارم و وقتی میرفت سمت آشپزخونه ، شورت قرمزش از زیر لگ سفیدش مشخص بود ، منم رفتم دستشویی که دست و رومو بشورم و کیر شق شدمو که نیکی هم متوجه شده بود و به روم نیاورد جمع کنم ، تو دستشویی متوجه کاندوم شدم و فهمیدم که تازه با علی جون برنامه داشته .
رفتم تو پذیرایی و گفتم یه مقدار رو مخش سوار شم ، شروع کردم از دکور خونه و اینا صحبت کردن و مبل و فرش رو گفتم کجا بذارن و کیرمم دوباره شده بود مثل سنگ و دنبال فرصت بودم که نیکی گفت شما خیلی خوش سلیقه اید و چقدر خوب دکور رو کمک کردین و منم گفتم البته نه به اندازه آقا علی که تو رو انتخاب کرده ، یه لبخند شیطنت آمیز زد و گفت سارا به من گفته بود که شما خوش زبونی و چه جوری مخشو زدی ، گفتم اینم یه نعمت که خدا به من داده و منم کفران نعمت نمیکنم ، شربتو آورد برام و خم شد و گفت سارا همیشه از درد اون شب برام تعریف میکنه و میگه ی شب به یاد موندنی بود ، منم جواب دادم برای منم عالی بود و البته یه جورایی اشتباه شد . نیکی با تعجب پرسید چه اشتباهی ، گفتم من میخواستم مخ تو رو بزنم که مخ خواهرت زده شد ، نیکی یه خنده بلندی کرد و گفت شانس آوردم ، چون من طاقت و تجربه سارا رو ندارم ، با خنده گفتم الان که راحتر شدی ، گفت چطور مگه ، گفتم مدرکش تو دستشویی افتاده ، اومد بره سمت دستشویی که دستشو گرفتم و آوردمش تو بغلم و صورتشو آوردم جلوی صورتم و اون یه آه کشید و خیلی با ناز وصدای نازکش گفت نکن ، منم بهش گفتم تا مرحله کردن خیلی مونده و یه لب اساسی ازش گرفتم و اونم خیلی خوب همراهی کرد ، نیکی گفت میخوای تفاوت دو تا خواهر رو ببینی؟ ، گفتم از اولش مشخص شده تفاوت و تو شاید طاقتشو نداشته باشی ولی خیلی حشری تری و رفتم سراغ شلوارش و از پاش درآوردم و خیلی آروم روی شورت کسشو خوردم و اون فقط آه میکشید و کم کم شورتشو در اوردم و شروع به خوردن کسش کردم و کامل در اختیارم بود و کسش کامل خیس شده بود و شروع به درآوردن تی شرتش کردمو و سینه هاشو مالوندم و گفت بخور برام و شروع به خوردن سینه هاش کردم اون با کیرم بازی میکرد و ناله میکرد ، گفتم میخوای تو هم مثل سارا مشغول باشی ، گفت آره ، گفتم بیا ببینم تو بهتر ساک میزنی یا خواهرت و انصاقا هردو خواهر آموزش دیده ساک میزدن ، تو حالت 69 شدیم و اون شروع به ساک زدن کرد و منم کسشو میخوردم ، یه تار مو تو کسش نبود و رو هوا بودم ، نیکی گفت میخوام کیرت لای سینه هام باشه و کیرمو گذاشتم لای سینه هاشو وشروع به تلمبه زدن کردم و چند دقیقه ای که از تلمبه زدن گذشت روی مبل راحتی نشستم و روبروم آیینه بود و اونم اومد پشت به من و نشست روی کیرم و من از پشت کمرشو گرفتم و آروم شروع کرد روی کیرم بالا و پایین رفتن . ناله میکرد و موهای بلندش تا چاک کونش پایین اومده بود و من سرعت کار رو بیشتر میکردم و اون سرو صداش بیشتر میشد و جفتمون خیس عرق بودیم ، نیکی رو کامل آوردم تو بغلم و همونجور که کیرم تو کسش بود ، سینه هاشو میمالیدم و شروع به خوردن گردن و گوشش کردم و توگوشش میگفتم 22 سانت کیر تو کسته ، چه حسی داری ، نیکی گفت فرهاد دارم کیرتو تو کل وجودم حس میکنم ، میخوام کیرتو طوری بکنی که از دهنم بزنه بیرون ، منو سریعتر بکن ، بلندش کردم و بردمش تو اتاق رو تخت روکمر خوابوندمش و پای چپش و گذاشتم رو شونم وکیرمو به کسش میمالیدم و اونم فقط نگاه میکرد و اروم میگفت بزن تو بی شرف و منم دوباره کیرمو کردم تو کسش وشروع کردم به تلمبه زدن و سرعتمو بیشتر میکردم و هی ازش لب میگرفتم و نیکی همش میگفت منو جای سارا هم بکن و تا میتونی جرم بده و من با حرفاش دیوونه میشدم و وحشی تر ، تلمبه هام تندتر شده بود و صدای جفتمون رو هوا و آبم داشت میومد و نیکی میگفت بریز رو سینه هام آبتو و منم نگاهم به سینه هاش بود که با تلمبه های منم روبدنش میلرزید و با فشار تموم هرچی آب داشتم ریختم رو سینه هاش و خوابیدم روش و شروع به لب گرفتن ازش کردم و با بدنم تموم آب رو رو تنش مالوندم و چند دقیقه تو بغل هم بودیم ، همین جور که تو بغل هم بودیم گوشیشو از کنار تخت برداشت و یه اس ام اس نشون داد به من که از سارا بود ودیشب بهش پیغام داده بود که به فرهاد بگو ماهی یکبار از سهمیه من به تو بده .
از اون به بعد تا الان 3 سال گذشته و منم نیکی رو هر 2،3 هفته یکبار میکنم و سهمیه سارا رو هم بهش میدم
امیدوارم که خوشتون اومده باشه

نوشته: فرهاد

بازدید 17,115

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

11 پاسخ به “نیکی”

  1. اوف تو چند دقیقه کیر 17 سانتی شد 22 سانت یکم طول میکشید از تو داستان کون ما هم میزاشتی😂😂کسخلی یا ملت رو کصخل فرض کردی چاقال

  2. تایپ این داستان حداکثر 10 دقیقه بود توی ده دقیقه 5سانت رشد کرد 10دقیقه دیگه فرصت بدید کیرشو میذاره تو فرقون دنبالمون میکنه

  3. واویلای من،بازم از این مثلا داستانا،بابا ببینین میتونین یه شب،فقط یه شب از قد دو متری و فلان چهل متری و ماشین و مغازه و پولدار بودن و رو و زیر ابرا بودن ننویسین تو داستاناتون؟جای دوری نمیره‌ها…ضمنا،خائن!..ها نه،خائنین!

  4. پارکینگت مسقف بود که با۱۷ سانت بیخود بردی بردی ۲۲سانتی نحویل گرفتی نیمه مسقفش کردی

  5. ایول از مرکز شهر تا غرب یدفه کیرت از 17شد 22خوب شد نرفتی تا کرج وگرنه یه ۶۰ سانتی میشد کیرت یا اگه یه شهر دیگه بری باید با کمرشکن کیرت رو حمل کن ریدم تو یالتهمون 22تو کون آدم دروغگو

  6. کس‌کش‌یه دسته نوشته داشته جق‌میزده دیوث، کیرش از ۱۷ رسید به ۲۲خدایا هموطنان جقی منو شفا بدهالهی آمین

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید