دمتون گرم رفقا. ممنونم بابت بازخورد خوبی که قصه ی اولین سکس نصف و نیمه ی من و مریم تو ماشین ازتون گرفت.
اون شب بعد از اینکه خودمون رو جمع و جور کردیم تا نزدیک خونه مریم رو رسوندم و خودم برگشتم خونه.
تا 3-4 روز روزانه اس ام اس بازی میکردیم و کم کم یخ مریم هم حسابی باز شده بود و با این که با توجه به ریتم پیشرفت ارتباطمون ته ذهن من این بود که 1-2 ماه دیگه دوباره میبینمش و یه معاشقه ای داریم طوری از اشتیاقش به ارتباط بیشتر و دیدار هرچه زودتر می گفت که عادی ترین کار این بود که مکانو زمانو جور کنم و این شد که برای یه 3شنبه از یکی از این پلتفرم خوشگلای رزرو اقامتگاه یه آپارتمان اجاره کردم. با شرکت هماهنگ کردم و از 12 رفتم جا رو تحویل گرفتم اما به مریم گفته بودم ساعت 2 بیاد. احتیاط شرط عقله و یه نگاه به همه سوراخ سنبه های سوییته انداختم که دوربین و بگایی و … نباشه. ملحفه 1بار مصرف ها رو هم کشیدم و تا قبل 2 دستمال و آبمعدنی و یه سری هله هوله خریدم و منتظر خانم شدم.
کمی زودتر زنگ زد که رسیده به آدرس و درو باز کردم و اومد داخل. دم در یه بغل و بوسه ی کوتاه و بلند شدن کیر منتظر من…میخواستم وقتی اومد یه کم بنشینیم و حرف بزنیم و نم نم برم تو کارش اما اینجا دیگه فرمانده کیره و عقل فرمانبر. کفشش رو درآورد و من دست انداختم دور کمرش و هدایتش کردم سمت تخت. خودم نشستم روی تخت و پاهامو باز کردم و مریم رو نشوندم لبه ی تخت طوری که پاهام دو طرفش بود و از پشت چسبیده بودم بهش…شالشو از رو سرش سُر دادم تا روی شونه ش و پشت گوش و گردنشو شروع کردم به بوسیدن و بو کشیدن. دستامم برده بودم جلو و انگشتای هر دستمون تو دست همدیگه گره خورده بود. فشارش میدادم به خودم و گردنشو میبوسیدم. کیر سفت شده م رو هم از روی لباس به پشتش فشار میدادم. خودشو میداد عقب طوری که بیشتر اشتیاقشو نشون میداد به داشتن هرچه زودترش. کنار گردنشو که بوسیدم سرشو داد عقب و لبا به هم گره خورد…دستامو آزاد کردم و دکمه های مانتوشو باز کردم در حالی که روی زانوی راستم بلند شده بودم و داشتم از طعم لباش هر آن حشری تر می شدم. خودش کمک کرد تا دکمه ها زودتر باز بشن و از پایین تی شرتش گرفتم و همزمان که دستاشو میاورد بالا از شرش کشیدمش بیرون…
چی میدیدم. یه تن سفید توپر و لاو هندل هایی که تو چشم میزد و قبل پایین آوردن دست هاش، رخ نمایی زیربغل های تمیزی که جون میداد وقتی خودت عرقشونو در میاره بچشی و بو بکشیشون. پیراهن خودمو در آورد م و دستشو گرفتم و کشیدم سمت تخت. خودم دراز کشیدم و اونم خزید و اومد تو بغلم. دست بردم بینمون که دکمه شلوارشو باز کنم که دیدم خانم خودش زحمتشو کشیده، پامو خم کردم و شصتمو رسوندم به بالای شلوار و هلش دادم پایین. خودش هم یه پیچ و تاب به بدنش داد م شلوار و شرت تا مچش رفت پایین. زبونمو دادم تو دهنش و دستو رسوندم به لپ کون نرم و تپلش. چشماش خمار شده بود و حسابی داشت لذت می برد. رونشو انداخت روی پای من و کسشو میمالید به برجستگی کیرم.
دستمو از پشت رسوندم به کسش که حسابی خیس شده بود و داغ. آهی کشید و نیم خیز شد. کمربند و باز کرد و تو چشم بر هم زدنی به کیر رسید.
منتظر بودم که شروع کنه به ساک زدن اما گرفت تو دستشو شروع کرد به مالیدن و رسوندش به شیار کسش. ناله ای کرد که آب هر بنی بشری رو از کمرش به حرکت در میاورد. دوباره تو هم گره خوردیم. خیسی کسش حسابی یه مسیر حشری کننده ساخته بود برای رفت و آمد کیرم روی شیار کسش. هردو به نفس نفس افتاده بودیم.
یکم مکث کرد و این فرصت خوبی بود برای این که هم جلوی اومدن آب کیرمو بگیرم و هم اول سوتینشو باز کنم و هم کمی پیشونی و چشماشو ببوسم و موهاشو نوازش کنم.
بوسه ها رو ادامه دادم تا روی گردنش و کم کم خودمو رسوندم روش و پستونشو به دندون گرفتم. نوکشو میمکیدم و همزمان زبون میزدم.
بالاتنه شو از تخت بلند می کرد و دوباره می کوبید روی تخت و قربون صدقه م می رفت.
از هیجان کیرم حسابی حساس شده بود و برای همین سعی می کردم از تنش فاصله داشته باشه.
یه ممه رو می خوردم و اون یکی رو ماساژ میدادم. ریز ریز گاز می گرفتم نوکشونو و نوبتی می خوردمشون. موقع جابجایی از این ممه به اون یکی لای ممه هاشو بو کشیدم. یه عرق مختصر و کمی لیزی …انگار که یه اثری از کرم باشه اون وسط ولی عطر کرم نداشت و بوی تن زن بود. زنی که صبح دوش گرفته و تا الان ممه هاشو زیر مانتو و سوتین و تی شرت زندونی کرده. دستمو رسوندم به چوچولش و همزمان با ممه خوری با لیزی آب کسش میمالیدمش. ناله ای کرد و چنگ زد توی موهام و سرمو هول داد به سمت پایین. همزمان با حرکت زبونم روی شکمش و بالای کسش چرخیدم و کیرمو رسوندم به جلوی صورتش. دستامو از دو طرف بردم زیر رونای درشتش و پاهاشو بازتر کردم و چوچولشو به دهن گرفتم. محکم میمکیدم و تند تند میلیسیدم همزمان.
مریم شروع کرد به ناله کردن و نفس نفس زدن و کیرمو گرفت و کشید تو دهنش…گرما و رطوبت دهنش دیوونه کننده بود. انگشتمو کردم تو کسش و رسوندم به نقطه جی. میمکید و میلیسید و نقطه جی رو فشار میدادم. پیچ و تاب می خورد و تنشو از تخت جدا می کرد و کسشو میداد بالا. سعی می کردم تمرکزم روی لذت بردن مریم باشه که آبم نیاد و شانسی که آوردم اون زودتر رسید به جایی که نتونه ادامه بده. گفت بسه مسعود میخوام توم باشی تا بیام نه با انگشت.
برگشتم و اومدم جلوش رو زانوهام نشستم. سیاهی به چشمش نمونده بود و لبخند روی لباش بود. بین پاهاش بودم و زانوهام زیر روناش بود. بهشتی که قرار بود واردش بشم جلوم بود و داشت دل دل میزد.
تو چشماش زل زدم و کیرمو تو دست گرفتم و باهاش چوچولشو میمالیدم. یه دستمم به ممه ی خانم بود و خم شدم لب تو لب شدیم. تناسب قد اینجا خیلی کمک می کنه که بیشتر و بهتر لذت ببرم. معمولا قدِ کوتاه تر کیس هایی که باهاشون بودم این فرصتو که وقتی لب تو لبیم بکنمشون می گرفت ازم اما مریم از این بابت بهترین بود. لباشو میمکیدم و تو چشماش نگاه می کردم و کمرو دادم پایین و کسشو با کیری که خودش آماده کرده بود باز کردم و با ناله ی اون و داد خفیف من تا نصفه دادمش تو.
کس داغ و خیس مریم بعد با یکی دو بار عقب و جلو کردن پذیرای همه ی کیر من شده بود و تخمام به تنش می خورد.
کمی که تلمبه زدم دوباره رو زانو شدم و پستونشو شروع کردم به مالیدن و عمیق و با ریتمی که میدیدم حشری تر و مست ترش می کنه می کردمش. . . دستشو رسوند به لای پاش و همزمان با تلمبه های من چوچولشو می مالید. تند تر کردم حرکتمو و مستی کردن این میلف تشنه، اختیارمو گرفته بود و ضربه های شدید میزدم توش. کمی که ادامه دادم تند تر مالید و چشماشو بست و میگفت آره…همینو ادامه بده. میخوام…
انقباض همه ی تنش، فشار کسش به کیرم و روناش برای بسته شدن ناخوداگاه پاهاش خبر از ارگاسمش میداد منم چند تا تلمبه ی آخرو زدم و خالی شدم توش.
آروم تر اما بدون مکث تلمبه میزدم تو کسی که از آب من و مریم پر بود…تا اینکه گفت دیگه نمی تونم…بکش بیرون مسعود. بکش بیرون
خوابیدم روش و در حالیکه لباشو می بوسیدم آروم کیرمو کشیدم بیرون. لغزید از زیرم و کنارش خوابیدم. پاشو دوباره انداخت روی تنم و به پهلو شد و من در حالی که سرش روی بازوم بود از بازوهاش تا کمرشو نوازش می کردم.
چشماشو بست و گفت عزیزم میخوام کمی تو بغلت بخوابم.
حدود ساعت 4 و نیم از خواب بیدار شدم و دیدم بیداره و داره با موهای سینه م بازی می کنه.
گفتم به بچه ها گفتی دیر میای؟
با ناراحتی گفت نه، فکر نمیکردم که دلم بخواد امروز هیچ وقت تموم نشه. مجبورم برم.
این شد که بعد کمی حرف زدن و نوازش و شیطنت پوشیدیم و بردم رسوندمش.
اون شب بعد از اینکه خودمون رو جمع و جور کردیم تا نزدیک خونه مریم رو رسوندم و خودم برگشتم خونه.
تا 3-4 روز روزانه اس ام اس بازی میکردیم و کم کم یخ مریم هم حسابی باز شده بود و با این که با توجه به ریتم پیشرفت ارتباطمون ته ذهن من این بود که 1-2 ماه دیگه دوباره میبینمش و یه معاشقه ای داریم طوری از اشتیاقش به ارتباط بیشتر و دیدار هرچه زودتر می گفت که عادی ترین کار این بود که مکانو زمانو جور کنم و این شد که برای یه 3شنبه از یکی از این پلتفرم خوشگلای رزرو اقامتگاه یه آپارتمان اجاره کردم. با شرکت هماهنگ کردم و از 12 رفتم جا رو تحویل گرفتم اما به مریم گفته بودم ساعت 2 بیاد. احتیاط شرط عقله و یه نگاه به همه سوراخ سنبه های سوییته انداختم که دوربین و بگایی و … نباشه. ملحفه 1بار مصرف ها رو هم کشیدم و تا قبل 2 دستمال و آبمعدنی و یه سری هله هوله خریدم و منتظر خانم شدم.
کمی زودتر زنگ زد که رسیده به آدرس و درو باز کردم و اومد داخل. دم در یه بغل و بوسه ی کوتاه و بلند شدن کیر منتظر من…میخواستم وقتی اومد یه کم بنشینیم و حرف بزنیم و نم نم برم تو کارش اما اینجا دیگه فرمانده کیره و عقل فرمانبر. کفشش رو درآورد و من دست انداختم دور کمرش و هدایتش کردم سمت تخت. خودم نشستم روی تخت و پاهامو باز کردم و مریم رو نشوندم لبه ی تخت طوری که پاهام دو طرفش بود و از پشت چسبیده بودم بهش…شالشو از رو سرش سُر دادم تا روی شونه ش و پشت گوش و گردنشو شروع کردم به بوسیدن و بو کشیدن. دستامم برده بودم جلو و انگشتای هر دستمون تو دست همدیگه گره خورده بود. فشارش میدادم به خودم و گردنشو میبوسیدم. کیر سفت شده م رو هم از روی لباس به پشتش فشار میدادم. خودشو میداد عقب طوری که بیشتر اشتیاقشو نشون میداد به داشتن هرچه زودترش. کنار گردنشو که بوسیدم سرشو داد عقب و لبا به هم گره خورد…دستامو آزاد کردم و دکمه های مانتوشو باز کردم در حالی که روی زانوی راستم بلند شده بودم و داشتم از طعم لباش هر آن حشری تر می شدم. خودش کمک کرد تا دکمه ها زودتر باز بشن و از پایین تی شرتش گرفتم و همزمان که دستاشو میاورد بالا از شرش کشیدمش بیرون…
چی میدیدم. یه تن سفید توپر و لاو هندل هایی که تو چشم میزد و قبل پایین آوردن دست هاش، رخ نمایی زیربغل های تمیزی که جون میداد وقتی خودت عرقشونو در میاره بچشی و بو بکشیشون. پیراهن خودمو در آورد م و دستشو گرفتم و کشیدم سمت تخت. خودم دراز کشیدم و اونم خزید و اومد تو بغلم. دست بردم بینمون که دکمه شلوارشو باز کنم که دیدم خانم خودش زحمتشو کشیده، پامو خم کردم و شصتمو رسوندم به بالای شلوار و هلش دادم پایین. خودش هم یه پیچ و تاب به بدنش داد م شلوار و شرت تا مچش رفت پایین. زبونمو دادم تو دهنش و دستو رسوندم به لپ کون نرم و تپلش. چشماش خمار شده بود و حسابی داشت لذت می برد. رونشو انداخت روی پای من و کسشو میمالید به برجستگی کیرم.
دستمو از پشت رسوندم به کسش که حسابی خیس شده بود و داغ. آهی کشید و نیم خیز شد. کمربند و باز کرد و تو چشم بر هم زدنی به کیر رسید.
منتظر بودم که شروع کنه به ساک زدن اما گرفت تو دستشو شروع کرد به مالیدن و رسوندش به شیار کسش. ناله ای کرد که آب هر بنی بشری رو از کمرش به حرکت در میاورد. دوباره تو هم گره خوردیم. خیسی کسش حسابی یه مسیر حشری کننده ساخته بود برای رفت و آمد کیرم روی شیار کسش. هردو به نفس نفس افتاده بودیم.
یکم مکث کرد و این فرصت خوبی بود برای این که هم جلوی اومدن آب کیرمو بگیرم و هم اول سوتینشو باز کنم و هم کمی پیشونی و چشماشو ببوسم و موهاشو نوازش کنم.
بوسه ها رو ادامه دادم تا روی گردنش و کم کم خودمو رسوندم روش و پستونشو به دندون گرفتم. نوکشو میمکیدم و همزمان زبون میزدم.
بالاتنه شو از تخت بلند می کرد و دوباره می کوبید روی تخت و قربون صدقه م می رفت.
از هیجان کیرم حسابی حساس شده بود و برای همین سعی می کردم از تنش فاصله داشته باشه.
یه ممه رو می خوردم و اون یکی رو ماساژ میدادم. ریز ریز گاز می گرفتم نوکشونو و نوبتی می خوردمشون. موقع جابجایی از این ممه به اون یکی لای ممه هاشو بو کشیدم. یه عرق مختصر و کمی لیزی …انگار که یه اثری از کرم باشه اون وسط ولی عطر کرم نداشت و بوی تن زن بود. زنی که صبح دوش گرفته و تا الان ممه هاشو زیر مانتو و سوتین و تی شرت زندونی کرده. دستمو رسوندم به چوچولش و همزمان با ممه خوری با لیزی آب کسش میمالیدمش. ناله ای کرد و چنگ زد توی موهام و سرمو هول داد به سمت پایین. همزمان با حرکت زبونم روی شکمش و بالای کسش چرخیدم و کیرمو رسوندم به جلوی صورتش. دستامو از دو طرف بردم زیر رونای درشتش و پاهاشو بازتر کردم و چوچولشو به دهن گرفتم. محکم میمکیدم و تند تند میلیسیدم همزمان.
مریم شروع کرد به ناله کردن و نفس نفس زدن و کیرمو گرفت و کشید تو دهنش…گرما و رطوبت دهنش دیوونه کننده بود. انگشتمو کردم تو کسش و رسوندم به نقطه جی. میمکید و میلیسید و نقطه جی رو فشار میدادم. پیچ و تاب می خورد و تنشو از تخت جدا می کرد و کسشو میداد بالا. سعی می کردم تمرکزم روی لذت بردن مریم باشه که آبم نیاد و شانسی که آوردم اون زودتر رسید به جایی که نتونه ادامه بده. گفت بسه مسعود میخوام توم باشی تا بیام نه با انگشت.
برگشتم و اومدم جلوش رو زانوهام نشستم. سیاهی به چشمش نمونده بود و لبخند روی لباش بود. بین پاهاش بودم و زانوهام زیر روناش بود. بهشتی که قرار بود واردش بشم جلوم بود و داشت دل دل میزد.
تو چشماش زل زدم و کیرمو تو دست گرفتم و باهاش چوچولشو میمالیدم. یه دستمم به ممه ی خانم بود و خم شدم لب تو لب شدیم. تناسب قد اینجا خیلی کمک می کنه که بیشتر و بهتر لذت ببرم. معمولا قدِ کوتاه تر کیس هایی که باهاشون بودم این فرصتو که وقتی لب تو لبیم بکنمشون می گرفت ازم اما مریم از این بابت بهترین بود. لباشو میمکیدم و تو چشماش نگاه می کردم و کمرو دادم پایین و کسشو با کیری که خودش آماده کرده بود باز کردم و با ناله ی اون و داد خفیف من تا نصفه دادمش تو.
کس داغ و خیس مریم بعد با یکی دو بار عقب و جلو کردن پذیرای همه ی کیر من شده بود و تخمام به تنش می خورد.
کمی که تلمبه زدم دوباره رو زانو شدم و پستونشو شروع کردم به مالیدن و عمیق و با ریتمی که میدیدم حشری تر و مست ترش می کنه می کردمش. . . دستشو رسوند به لای پاش و همزمان با تلمبه های من چوچولشو می مالید. تند تر کردم حرکتمو و مستی کردن این میلف تشنه، اختیارمو گرفته بود و ضربه های شدید میزدم توش. کمی که ادامه دادم تند تر مالید و چشماشو بست و میگفت آره…همینو ادامه بده. میخوام…
انقباض همه ی تنش، فشار کسش به کیرم و روناش برای بسته شدن ناخوداگاه پاهاش خبر از ارگاسمش میداد منم چند تا تلمبه ی آخرو زدم و خالی شدم توش.
آروم تر اما بدون مکث تلمبه میزدم تو کسی که از آب من و مریم پر بود…تا اینکه گفت دیگه نمی تونم…بکش بیرون مسعود. بکش بیرون
خوابیدم روش و در حالیکه لباشو می بوسیدم آروم کیرمو کشیدم بیرون. لغزید از زیرم و کنارش خوابیدم. پاشو دوباره انداخت روی تنم و به پهلو شد و من در حالی که سرش روی بازوم بود از بازوهاش تا کمرشو نوازش می کردم.
چشماشو بست و گفت عزیزم میخوام کمی تو بغلت بخوابم.
حدود ساعت 4 و نیم از خواب بیدار شدم و دیدم بیداره و داره با موهای سینه م بازی می کنه.
گفتم به بچه ها گفتی دیر میای؟
با ناراحتی گفت نه، فکر نمیکردم که دلم بخواد امروز هیچ وقت تموم نشه. مجبورم برم.
این شد که بعد کمی حرف زدن و نوازش و شیطنت پوشیدیم و بردم رسوندمش.
نوشته: مسعود
4 پاسخ به “مستاجر زحمتکش من (۲)”
واقعا خیلی زحمت کشید😅😅عرقش دراومد😂😂😂
یک داستان زیبا و عامیانهبرای هر کسی ممکن است پیش بیاد
عالی بودمیشه لینک داستانهای جدیدتو برام بفرستی؟
كاملا واقعي و درست