سلام خدمت همه دوستان عزیزم اول از همه عذر خواهی میکنم بخاطر تاخیر و اینکه چون خیلی از دوستان اصرار کردن که ادامه داستان خودمو با رامین توی کیش به اشتراک بزارم براتون مینویسم در ضمن خدمت اون دوستانی که میگن توهمات یک جقی باید بگم شما میتونی نخونی و در ضمن کسی از شما نظر نمیخواد ولی دوستای عزیزم که حمایت کردن با کامل میل بقیه ماجرارو براتون مینویسم
قسمت اول تا اون جا گفتم که صبح وقتی از خواب بیدار شدم و دیدم رامین توی تخت نیست تازه یادم اومد دیشب چه اتفاقی افتاد و گفتم چه گندی زدم و الان کلی منو قضوت کرده گوشیمو برداشتم ببینم ساعت چنده دیدم یک پیام از رامین اومده من رفتم رستوران صبحانه بیدار شدی بیا رستوران یکم خیالت راحت شدم پا شدم رفتم دستشویی دیدم وایی چقدر کونم میسوزه عوضی پارم کرده بود البته بماند که خودم واقعا دوس داشتم حاضر شدم رفتم رستوران با رامین چشم تو چشم شدم خندید گفت صبح بخیر سالار خندیدم گفتم صبح توام بخیر رفتم صبحانه برا خودم اووردم نشستم سر میز و مشغول شدم رامین یک مرتبه گفت با خنده گفت کونی من دوس دخترتم اینطوری میزنی خندیدم گفتم مست بودم توام که تلافی کردی دیدم یک لایک نشون داد گفت دمت گرم صبحانش تموم شده بود گفت میرم اتاق صبحانه بخور بیا بالا حاضر شیم بریم بیرون گفتم اوکی صبحانه خوردم توی فکرم گفتم حالا که رامینو پیدا کردم و دوست صمیمی هستیم اونم مثل منه این چند روز مسافرت حسابی با هم حال کنیم همینطور توی خیالم چندین مدلی که دوس داشتم بهش بدم و بکنم توی ذهنم مرور میگردم رفتم بالا دیدم توی حمامه منم گفتم برم باهاش یک حالی بکنم لخت شدم رفتم داخل زیر دوش بود منو دید خندید کیرم راست بود اونم منو دید کیرش بلند شد بدون هیچ حرفی رفتم جلوش زانو زدم کیرشو کردم دهنم ساک زدم آب و بست کیرشو میگردم توی حلقم و در میآوردم اونم آه اوه میکرد میگفت بخور کیرم دهنت بهش گفتم برگرد خودش فورا برگشت فکر کرد میخام بکنم قمبل کرد لای کونشو باز کرد سرمو کردم لای کونش شروع کردم سوراخشو خوردن و لیس زدن انگشتمم میکردم داخل کونش یک خوردم پا شدم تف زدم سر کیرم کردم توی کونش از پشت بقلش کردم شروع کردم تلمبه زدن یک اهههه بلند کشید گفت بزن محکم بزن منم محکم داشتم تلمبه میزدم از جلو سینه هاش چنگ میزدم همینطور خودشم محکم کونشو میداد عقب جلو میزد به شکمم واقعا هر دو داشتیم حال میگردیم کونش داغ داغ بود خسته شدم گفتم نوبت توعه کف حمام قمبل کردم گفتم بزن توش همینطور روی پاهاش خم شد کیرشو تف زد یک ضرب کرد توی کونم یکم درد داشت ولی سوزش داشت گفتم رامین میسوزه بذار برم کرم بیارم خودش گفت میرم میارم رفت اوورد حسابی مالید دم کونم دوباره کرد توی کونم سوزشش کمتر شد پاهامو بیشتر باز کردم گفتم بزن اونم رگباری تلمبه میزد منم واقعا حال میکردم بهترین لذت بود آب لذت از سر کیرم میریخت رامینم رحم نمیکرد با سرعت توی کونم تلمبه میزد یک مرتبه با یک صدای بلند آه کشید و همه آبشو توی کونم خالی کرد گفتم چرا شدی؟ من بازم میخوام گفت پاشو برات بخورم ایستادم شروع کردم برام ساک زدن گفتم انگشتتو بکن توی سوراخم یک انگشتتو کرد توی سوراخم عقب جلو میکرد و برام میخورد گفتم دو انگشت بکن دوتا انگشتت کرد خودم یکم رو زانوهام خم شدم انگشتاش بیشتر بره توش اونم میکرد داخل دستشو خودم گرفتم عقب جلو کردم اونم ساک میزد چشمامو بستم و آه و اوه میکردم آبم نزدیک بود گفتم دارم میام رامین هم محکم ساک زد آبم با فشار اومد دهنش دیدم کیرمو در نیاورد همه آبمو تا آخر خورد گفتم شاید بدش اومده پا شد گفت دمت گرم عالی بود یک لب ازش گرفتم دوش گرفتیم اومدیم لباس پوشیدیم رفتیم گردش
ادامه دارد
قسمت اول تا اون جا گفتم که صبح وقتی از خواب بیدار شدم و دیدم رامین توی تخت نیست تازه یادم اومد دیشب چه اتفاقی افتاد و گفتم چه گندی زدم و الان کلی منو قضوت کرده گوشیمو برداشتم ببینم ساعت چنده دیدم یک پیام از رامین اومده من رفتم رستوران صبحانه بیدار شدی بیا رستوران یکم خیالت راحت شدم پا شدم رفتم دستشویی دیدم وایی چقدر کونم میسوزه عوضی پارم کرده بود البته بماند که خودم واقعا دوس داشتم حاضر شدم رفتم رستوران با رامین چشم تو چشم شدم خندید گفت صبح بخیر سالار خندیدم گفتم صبح توام بخیر رفتم صبحانه برا خودم اووردم نشستم سر میز و مشغول شدم رامین یک مرتبه گفت با خنده گفت کونی من دوس دخترتم اینطوری میزنی خندیدم گفتم مست بودم توام که تلافی کردی دیدم یک لایک نشون داد گفت دمت گرم صبحانش تموم شده بود گفت میرم اتاق صبحانه بخور بیا بالا حاضر شیم بریم بیرون گفتم اوکی صبحانه خوردم توی فکرم گفتم حالا که رامینو پیدا کردم و دوست صمیمی هستیم اونم مثل منه این چند روز مسافرت حسابی با هم حال کنیم همینطور توی خیالم چندین مدلی که دوس داشتم بهش بدم و بکنم توی ذهنم مرور میگردم رفتم بالا دیدم توی حمامه منم گفتم برم باهاش یک حالی بکنم لخت شدم رفتم داخل زیر دوش بود منو دید خندید کیرم راست بود اونم منو دید کیرش بلند شد بدون هیچ حرفی رفتم جلوش زانو زدم کیرشو کردم دهنم ساک زدم آب و بست کیرشو میگردم توی حلقم و در میآوردم اونم آه اوه میکرد میگفت بخور کیرم دهنت بهش گفتم برگرد خودش فورا برگشت فکر کرد میخام بکنم قمبل کرد لای کونشو باز کرد سرمو کردم لای کونش شروع کردم سوراخشو خوردن و لیس زدن انگشتمم میکردم داخل کونش یک خوردم پا شدم تف زدم سر کیرم کردم توی کونش از پشت بقلش کردم شروع کردم تلمبه زدن یک اهههه بلند کشید گفت بزن محکم بزن منم محکم داشتم تلمبه میزدم از جلو سینه هاش چنگ میزدم همینطور خودشم محکم کونشو میداد عقب جلو میزد به شکمم واقعا هر دو داشتیم حال میگردیم کونش داغ داغ بود خسته شدم گفتم نوبت توعه کف حمام قمبل کردم گفتم بزن توش همینطور روی پاهاش خم شد کیرشو تف زد یک ضرب کرد توی کونم یکم درد داشت ولی سوزش داشت گفتم رامین میسوزه بذار برم کرم بیارم خودش گفت میرم میارم رفت اوورد حسابی مالید دم کونم دوباره کرد توی کونم سوزشش کمتر شد پاهامو بیشتر باز کردم گفتم بزن اونم رگباری تلمبه میزد منم واقعا حال میکردم بهترین لذت بود آب لذت از سر کیرم میریخت رامینم رحم نمیکرد با سرعت توی کونم تلمبه میزد یک مرتبه با یک صدای بلند آه کشید و همه آبشو توی کونم خالی کرد گفتم چرا شدی؟ من بازم میخوام گفت پاشو برات بخورم ایستادم شروع کردم برام ساک زدن گفتم انگشتتو بکن توی سوراخم یک انگشتتو کرد توی سوراخم عقب جلو میکرد و برام میخورد گفتم دو انگشت بکن دوتا انگشتت کرد خودم یکم رو زانوهام خم شدم انگشتاش بیشتر بره توش اونم میکرد داخل دستشو خودم گرفتم عقب جلو کردم اونم ساک میزد چشمامو بستم و آه و اوه میکردم آبم نزدیک بود گفتم دارم میام رامین هم محکم ساک زد آبم با فشار اومد دهنش دیدم کیرمو در نیاورد همه آبمو تا آخر خورد گفتم شاید بدش اومده پا شد گفت دمت گرم عالی بود یک لب ازش گرفتم دوش گرفتیم اومدیم لباس پوشیدیم رفتیم گردش
ادامه دارد
نوشته: پارسا
4 پاسخ به “مسافرت گی (۲)”
جون دو طرفه خیلی حال میده کسی بود بیاد
خوب بود اماااااانذار یکنواخت بشه نوشته هات
حال کردم با داستانت بیا بیشتر آشنا بشیم شاید اوکی شدیم
ادامه بدههه