لباشو داشت عوض میکرد یه نگاه به پنجره کرد که سریع سرمو کشیدم وامدم تو حال بعد چند دقیقه امد تو حال تا دیدم چشمام داشت از حدقه در میامد یک تپ قرمز و یک شلوار استرج تنگ پوشیده بود کون کپلش بزرگتر نشان میداد دید دارم نگاش میکنم لبخندی زد وگفت چیه خوشگل شدم . اولین بار بود که زن داداشم با من اینوری حرف میزد هم ترسیم هم خجالت کشیدم دوباره لبخندی زد و رفت تواشپزخانه ظرفهی شام و شست و با ظرف میوه امد تو هال که خیار و شلیل بود اورد منم زیر چشمی نگام با کوس خوش ترکیبش بود که داشت شلوارشو پاره میکرد امد پیشم نشست یه شلیل برداشت منم یه خیار که تقریبا بزگ بود برداشتم خنده کرد گفت چشم بازارو کور کردی رفتی چه خیارای کلفتی گرفتی باب پیر زنهاهه اول متوجه منظورش نشدم ولی بعد فهمیدم امد جلو روبروی تلوزیون به پشت دراز کشید و با پاهاش به باسن بزرگش میزد منم هی نگا ه به کفلاش میکردم که میلرزید برگشت یه نگاه معنی دار بهم کرد و گفت برام یه خیار گنده پوست بگیر من خیار خیلی دوست دارم من دل تو دلم نبود هی قصد کردم برم بخوابم روش ترسیم براش خیار چوت کندم نمک زدم بهش دادم با حالت شهوت انگیز گاز میزد نمدانستم چکار کنم فقط جرات کردم موقع دادن خیار دستمو مالیدم به کنار کونش وای چقدر نرم بود کیرم دیگه از شق بودن درد گرفته بود هر جوری بود میوه رو خوردیم منم پیش دستی و ظرف میوه رو جمع کردم تا زن داداشم تکان نخوره چون داشتم دید میزدم. امدم دیدم هنوز دراز کشیده بعضی اوقات هم دست مینازه و کونشو میخارونه من دیگه شکم تبدیل به یقین شدم اما باز جرات نمیکردم ارام رفتم پهلوش دراز کشیدم و یواش پاهمو زدم به پاهاش چه گرمای داشت یکم تلوزیون نگاه کرد گفت پشتمو بخارون منم از خدا خواسته شروع کردم به دست کشین پشتش وای چه پشت لطیف و داغی داشت یکم خواروندم گفت یکم پایین تر منم امدم پایین تر تا گودی کمرش دیگه داشتم حال میکردم
ارام شروع کردن به دست کشیدن پشت زن داداشم از روی تاپ انگار داشت حال میکرد منم داشتم حال میکردم واقعا داشتم به اوج لذت میرسیدم تا به حال پشت هیچ زنی رو دست نکشیده بودمواقعا خیلی لذت داشت همیجوری پشتش به من بود با شهوت گفت چقدر خوب دست میکشی همه پشتمو دست بکش منم که جرات پیدا کرده بودم یکم نیم خیز شدم و شروع کردم به دست کشیدن همه جای پشتش از بالا شروع کردم و گودی کمرش رو دست میکشیدم خیلی حال میداد یکم دست کشیدم ا یکم تاپش رفت بالا پست بلورش نمایان شد یکم تکان خورد بیشتر رفت بالا منم ارام رفتم همنجا رو دست کشیدم البته با ترس و لرز وای چقدر نرم و لطیف بود چه حالی داشت خودش ارام تاپش رو تا نصفه های کمرش داد بالا وای چی میدیدم بدن بلوری و سفیدش الن جلوم بود ارام دست میکشیدم ضربان قلبم تند تند میزد هم از ترس هم از هیجان یکم که دست کشیدم گفت بی زحمت یکم تاپمو بده بالا تر منم از خدا خواسته دادم بالا دیگه ترسم ریخت همیخور ارام دست میکشیدم لحطه به لحظه بالا تر میرفتم اون هی میگفت جان چقدر خوب دست میکشی و صداش پر از شهوت بود منم ارام خودم رو انداختم روش گرمای بدش منو به وجد میاورد انگار تویک دنیای دیگه بودم تا بالی گردنش رو دست میکشیدم بندکرست سفید رنگش هی به دستم میخورد من از بغل بند هم ارام تا پهلوش دست میکشیدم با حالی زیبا گفت میتونیسوتینمو باز کنی منم به ارامی بند سوتینشو باز کردم حالا دیگه پشتش کامل در اختار من بود با انگشتانم ارام شروع کردم به نیشگون گرفتن و دست گشیدن که به ارامی شروع کرد به ناله کردن . دلمو زدم به دریا گفتم بیام پشتت بشینم گفت هر جور راحتی ارام بلند شدم و روی باسن بزرگ توپولش نشستم و شروع کردم به ماساز پشتش و گاهی اوقات خودمو خم میکردم تا کیرم پشتشو لمس کنه
یکم که ماساژ دادم دستمو بردم بغلهاش تا یکم سینه های مرمرش رو دست بکشم اون یکم خودشو بلند میکرد تا دستم به سینه هاش بخوره بعضی اوقات هم کونشو هم بلند میکرد وای که چه حالی داشت ارام دستم به قصد مالیدن کونش با احتیاط اوردم پایین و دستمو تا گودی کورش بردم یکم هم دست زدم به شلوارش که خودش با تکانهای که به کونش میداد یکم شلوارش امد پایین و کمی از چاک کونش نمایان شد تابه باسنش رسیم خودش کونشو بلند میکرد و قنبل میکرد منم پایین تر میرتم نفسهاش کمی تند شده بود منم حالم بهتر از اون نبود با حال شهوتی گفت یکم کمپلام هم ماساز بده منم ارام دستمو بردم روی کفلاش وای که داغ و نرم وبلور بود خودش به ارامی یکم شلوارشو کشید پایین که کش شورتش معلوش شد دیگه دست خودم نبود ارام دست انداختم از روی شورت به باسنش و شلوارشو تا زیر باسن کشیدم پایین که لای پای سفیدش افتاد بیرون دیگه طاقتم طاق شد و شروع به مالین باسنش کردم که صدای زن داداشم بلند تر شد حالا تو ناله هاش اخ جان هم اضافه شد دیگه دست خودم نبود ارام چرخیدم و خودمو انداختم رو زن داداش و کیرمو مالیم به کونش اونم خودش میمالید به کیرم خ حرکت مواج انجام میداد و نفس نفس میزد ارام خودم رو خم کردم و لبم رو چسباندم به پشت گردنش اونم کونشو بلند میکرد میزد به کیرم دوباره ایبار محکمتر پشت گردنش رو بوسیدم و شروع کردم به زبان زدن در همین حال ارام بلند شد و به حالت چهار دست و پا شد به طوری که کونش قشنگ چسبید به کیرم و امن هی عقب جلم میکرد با دو دستم شروع به مالین باسنش کردم و ارام شورتش رو کشیدم پایین و شرو به بوسیدن ولیسیدن کونش کردم چقدر داغ و نرم بود ارام ارام شروع کردم مثل فیلمهای سوپر به خوردن چاک کون و رفتم سمت کونش و بعد زبان زدن سوراخ کون و بعد سوراخ خوش ترکیب و صاف کوسش وای چقدر طعم کوسش خوشمزه بود ارام برگشت و سینهاشو کرد تودهنم و من هم شرو کردم به خوردن سینه هاش دستش رو انداخت دور گردنم و هی سینه هاشو میداد تو دهنم منم ارام شلوارو کشیدم پایین و کیرم از زندان ازاد شد شروع کردم به لب گرفتن انقدر محکم لبمو محکم میگرفت که دور لبم احساس سوزش کردم من روی زمین دراز کشیدم و اون امد رویم نشست حالا کیرم جلوی سوراخ کوش بود و سینه هایش تودستم و مصدای ناله هایش بلند شده بود دیگه دست خودمان نبود کمی که کوسش رو به کیرم مالید ارام کیرم رو بردم دسوراخ کوسش که دیگه خیس خیس شده بود و تمام شکم و کیرم خیس بود خودش رو بلند کرد و بادستش کیرم رو گرفت و ارام کرد توکوسش وای چه جایی نرم گرم و چقدر لذت بخش بودکمی بال و پایین کرد دوبار به پشت شد ومن رفتم روش خودش کوسش رو به حالت موج میزد به کیرم و تا ته میرفت و میخورد به به چیزی که خیلی حال میداد دیگه اخ جان اخ جانش بلند شده بود یهو لرزشی در تنش احساس کردم اما ول کن نبود و همیجور هی خودش رو مکم میز به کیرم و تا ته میکرد تو کوسش که یهو احساس کردم داره ابم میاد که کیرمو در اوردرم ابم پرید پشتش و تا توی موهاش رفت و د رهمین حال برگشت و شروع به لب گرفتن کرد و من بیحس افتاد و اون افتاد روم توبغل هم تا صبح خوابیدیم پایان
نوشته: فرهاد
22 پاسخ به “ماساژ زن داداش”
😀 شیر جوان موافقم باهات .
با سلام و صبحبا نظر بیژن ززززز کاملا موافقمحرفی واسه گفتن نمی مونه
کم کم اینجا داریم اصطلاحات جدید اختراع میکنیم… داداش این دست زدن به پشت چه صیغه ای هست؟! کس مشنگ پفیوز مارو گرفتی؟! تو الانش هم بیشتر از 15 سال نداری چه برسه به سالها قبل… توهنوز مفهوم ماساژ که نه مالیدن را هم نمیدونی آنوقت اومدی داستان نوشتی؟! من حیران اون جسارت شما شدم…
تو بی همه چیز معلومه که قبلا ننه ت و خواهراتم از تو همون دریچه حموم دید زدی.از همون پیت 20 لیتری نفت که همونجاها جاساز کرده بودی مشخصه که بار اولت نبوده.به احتمال زیاد هم خواهرات میدونستن که داری از اونجا دید میزنی و جلق هم میزنی.چون خوانوادگی منحرف هستین بخاطر همین هم یه عروس جنده نصیبتون شده.قضیه در و تخته جور در اومدنه
خاك تو سرت كثافت جقو
یه مشت اسکل جلقیجمع شدن دور هم کس شعر به خورد مغز ما بدنحیف وقتمداداشت زن گرفت یا جنده سر چهار راه محلتونو؟منم یه خیار 23 سانتی کلفت دارمبه زن داداشت سلام برسون
خیلی خوب گفتیاینارو ول کن !اینا فقط میخوان فحش بدن ! همشون جقین !!!D:من خودم یه تجربه مثل این داشتم و دقیقاً میدونم چه حالیه …
به م.ضوع کاری ندارم . ولی خوب نوشتی
ما که داداش نداریم زن داداش شما رو عشقه
ای خاک بر سر ت با دو بیتی گفتنات بدبخت جغی
=)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) vaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaay khoda! akhe chera gholov mikoni enghad? kosesh dasht shalvaresho pare mikard?
من میگم چطوری بوده که تو به همه جا دسترسی داشتی و همه و میتونستی دید بزنیبه نظرم رفتی حرکت بزنی نتونستی طرف کیرت کرده تو هم تو خیال خودت این داستان رو نوشتیبعدشم کلمه ای به نام پدر برات مفهومی داره اگه اره پس بابات کو ؟!!اگه نه هم که هیچی دیگه
من اصلن به تراوشات ذهن معیوب تو (از نظر موضوع و محتوا ) کاری ندارم, باور کن اگه من نوشته ی تو اسگل ِ ازگَلِ کند ذهنِ بی سواد را نقد کنم , نه حتا اگه فقط فحشت بِدم !! فقط فحش و لیچار هم که بارت کنم ؛ اونوقت تو پیش خودت خیال می کنی شخص با اهمیتی شدی, فکر می کنی “آدم” شدی که من تحویلت گرفتم و … ولی یه چیزی رو دلم واستاده اگه نگم حناق می گیرم! آخه یابو علفی این جمله که نقل میکنم را برای همه معنی کن اگه تونستی من قول می دم توی کس شعرایی که ممکنه بعدن بنویسی انقدر “آدم” حسابت کنم که بیست عدد لیچار چارواداری از نوع “کش دار” بارت کنم!!باور کن!((منم زیر چشمی نگام با کوس خوش ترکیبش بود که داشت شلوارشو پاره میکرد))این جمله ات را معنی کن , بقیه پیش کشمثلن زر زر ادیبانه کردی ؟تشبیه کردی؟ چه صنعت ادبی به کار بردی استاد سخن؟!!!
راستی یک جمله ی ماندگار ! دیگه هم الان دیدم بد نیست یک شرح مبسوطی هم در این مورد بفرمائید و ما را مستفیض فرمائید استاد !!((من چون درس میخواندم همیشه خانه بودم ))زمان قدیم رسم بود واسه درس خوندن مدرسه ای ,مکتبی ,یا از اینجور جاها میرفتند ؛ نمی دونم شاید اخیرن برای درس خوندن می مونند خونه؟!!!
گناه داره بچه بغض کرده یجورایی بچه را کیر ترسش دادید میره دیگه نمیادها خوب عزیزم داستانت خوب بود فقط آدرستو بده بیام دررابطه با داستانت و قهرمان داستانت یسری صحنه ها رو باید باز سازی کنیم شاید این خانم را پشت ورو دیدی شاید …اصلا ولش کن آدرسو بده تا بیام کارشناسی کنم:)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)):D 😀 😀 😀 😀 😀 😀 😀 😀 😀 😀 😀 😀 😀 😀 😀 😀 😀 😀 😀 😀 :D>:) >:) >:) >:) >:) >:) >:) >:) >:) >:) >:) >:) >:) >:) > >:)
عزیزم درجه تبت چنده داری چرت میگی?آخه منگار مرغ این چرندیات چیه میگی دفعه بعد از بیست لیتری میافتی کونت پاره میشه.راستی خبر نداری ننتم تو روستا داشت به داییت میداد
بازهم تخیلاته یک جلقی و… این داستانهای کسشعری ادامه دارد
مخ چوبی این چرت و پرت ها چیه نوشتی اخهخودت خوندیش اصلاباور کن اگه بخونی از خودت خجالت میکشیواقعا برات متاسفم
من تازه واردم نمیدونم چی بگم
بیسسش
بنظر من که همیشه فحش میدم خوب بود ،منم تجربه اینجوری داشتم ولی الان اندازه کس خر شده دلم نمیخاد نیگاش کنم ولی داستانت خوب بود اینجا باید فحش بدی حالا کردی یا فقط جلق زدی بچه جون
فرهاد داستانت خیلی جذاب بود مرسیمنو یاد دختذ مستاجرمون انداخت که هی به بهانه های مختلف با من کشتی میگرفت و منم حالیم نبود که داره با من حال میکنه خخخخخخخ خوش باشید