هوا تاریک شده بود که رفتم خونه بابک اونجا نبود جلوی اینه به خودم نیگاه کردم حسابی به هم ریخته بودم رفتمو خوابیدم . فردا ساعتای ده از خواب پاشدم زدم بیرون رفتم سمت محل بابام اینا شاید چون رضا اونجا زندگی میکرد بیشتر ترغیب میشدم دلم میخواس ببینمش اما نشد رفتم خونه بابام منهای جزئیات وقتی با داداش کوچیکم تنها شدم سراغ رضا رو ازش گرفتم وگفتم شمارشو میخوام گفتم میخوام از دلش در بیاره بعد از کلی تریپ غیرتو اینکه غلط کرده و اینا بزور ازش گرفتم سریع زدم بیرون رفتم تو پارک جوان که تو همون محل بود. قلبم سه هزارتا میزد شمارشو گرفتم جواب داد صداش بیحال بود وقتی خودم رو معرفی کردم انگار به برق وصلش کردن به کلی لحنش عوض شد بهش گفتم باهاش کار دارم واز خواستم بیاد تو پارک . وقتی اومد هنوز باور نکرده بود پشت بوته ها یه نیمکت بود رفتیم اونجا نشستیم بهش گفتم که من بی تقصیرم و بابام همه کارس و گفتم که برا عذر خواهی اومدم پیشش اونم کلی ناز کرد کلی هم ابراز سرور وقتی خواستم برم گفت که خوشحال میشه بازم صدامو بشنوه وقتی رسیدم خونه کلی حس تازه داشتم داشتم به سمت اتاقم میرفتم که یاداشت روی اینه نگاهمو جلب کرد کار بابک بود نوشته بود فقط ببخش … خنده ای کردمو رفتم تو اتاقم کار اون روز بابک بهم بهونه داده بود اینکه هر کاری بکنم و به پای اون کار بابک بزارم تو فکر رضا بودم که یاد خونه پدر شوهرم تو کیش افتادم اگه میشد چند روز با رضا برم اونجا عالی بود سریع رفتم تو اتاق بابک و بعد 2 ساعت حرفای کلیشه ای گفتم میخوام با دوستام برم کیش و بهشون قول خونه یه هفته ای گذشتو بلاخره مخشو زدم تو این مدت چند بار با رضا قرار گذاشته بودم و غیر مستقیم یه چیزایی بهش گفته بودم شبه شنبه بود که به رضا زنگ زدمو جریانو کامل گفتم داشت ذوق مرگ میشد گوشیرو قطع کردمو خواستم بخوابم که در باز شد بابک بود اومد تو میدونستم شب اخری میخاد حسابی استفاده کنه اومد کنارم نشست دستش رو از جلوم اوردو گذاشت روی سینم چند بار سینه های نرممو تو دستش فشار داد منم فقط لب خند میزدم فکر فردا و رضا داغم کرده بود با اون دستش موهای بلند زاغم رو که تا پشت باسنم میومد رو گرفت عاشق اونا بود با کشیدن اونا منظورش رو فهمیدم لب میخواست لبامو رو لباش گذاشتم چشامو بستمو رضا رو جایگزین کردم طیق معمول سریع پاشد و لباسای خودشو در اورد از منم خواست لباسامو درارم منم لخت لخت شدم از سفیدی پوستمو کشیدگیه رونامو سفتی سینه هام قند تو دلم اب میشد یه جورایی با خودم بیشتر حال میکردم اون روم دراز کشید میدونست از خوردن کیر متنفرم کیر سفیدش رو اروم گذاشت دمه کسم اروم سر خورد وراحت رفت تو اما باز درش اورد با اب کسم خیسش کرد اروم بازم سرشو کرد تو کوچیک بود راحت تا اخر میرفت تو شروع به تلنبه زدن کرد خیلی زود ابش اومدو همونجا خالیش کرد بعدم خیلی راحت رفتو خوابید منم یه دوش گرفتمو خوابیدم فردا ساعت 6 سر قرار بودم رضا کلی تیپ زده بود سوار شد و حرکت کردیم منهای جزئیات راه ساعت 8 شب رسیدیم منزل حاج اصغر پدر شوهرم از حال که وارد شدیم دلم میخواست لخت لخت بشم اما زود بود … ادامه در قسمت بعد بابک الان میاد
نوشته: زهره
23 پاسخ به “ماجرای زهره و رضا (1)”
بدبخت شوهرت یه جقی زد تو رفتی یه هفته به آقا رضا تو کیش کس بدی؟! اگه یه خانوم میکرد حتما میرفتی پورن استار میشدی آره!؟ کیرم تو خودت و این جنده بازیات.
… ادامه در قسمت بعد بابک الان میاد
عزیزم میخواستی بری کس بدی چرا جق زدن شوهر بیچاره تو بهونه کردی؟!!!مردم هزار تا خیانت و کثآفت کاری از شوهراشون میبینن واسه نگه داشتن زندگی خانمی میکنن و صداشون درنمیاد!!!بعد تو،توپ دلت قند آب شده که بدنت چنین و چنان واسه مرد غریبه!!!در هر صورت خاک تو سرت!!!
وای این نظر پروازی خیلی باحال بود!!!blush
ey kiram dahanet :|jende khanom
تو از اولش جنده بودی…میخواستی یه بهونه پیدا کنی که بری دنبال کس دادن به این و اون که جور شد… جق زدن شوهرت…ای خاک تو اون سرت…ولی در هر صورت ادامه داستان رو بنویس ببینیم دیگه به کیا دادی…mosking
شماره بدم؟اگه دفعه ی دیگه شوهرت شولوق کاری کرد بیا ب خودم بده .مکانم هست لازم نی این همه راه بری برا دادنROFL
اولین چیزی که بعد از دیدن شوهرت تو اون وضعیت به ذهنت رسید خواستگار سابقت بود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟الان من باور کنم تو زنی دیگه ؟؟؟؟ حالمو بهم زدی . اصلا زن یا مردش مهم نیس اینکه چنین افکار کثیفی داری باعث تاسفه .لطفا ننویس و فکر بقیه رو هم مسموم نکن
ما با كيا شديم 70 ميليون !
دلم برا شوهرت كباب شد بد بخت يه جقي زد بعدم اومد عذر خواهي كرد ولي تو بهش خيانت كردي اگه فوش ناموسي نميخاي ادامش ننويس چون دوست ندارم فوش بدم جنده
Ay kiram be navamoosetHatman madaretam mese khodeteKe to injoory shodiKiram be navamooosetHeife darde zayemane nanat jende khanoom
Az in 70 melyoon 10 melyoonesh in jende ha hastan
کیرم تو کس تو و خواهر مادر بابک و رضا بی ناموس این هم شد داستان بی شرف.
کیرم توکس اول تا آخرت کسکش منهای جزئیات ینی چی ینی تو اون مدت ساک میزدی .اون شوهر کونی جقی بی قیرتتم گائیدم که گذاشت تنها بری کیش اگه من جای شوهرت بودم با داشتن زنی مثل تو کونی میشدم چه برسه به جق زدن
سریع دکمه ی سیکدیر رو فشار بده
شوهر خوشتیپ پولدار با کیر سفیدbiggrinدیگه نمیدونم چرا زنای این دور و زمونه اینجوری شدن والا ولی مردونه ننویس و اوقات ما رو تلخ نکن
جان خودم چند ساله این سایت را
قربون اون اندامت . توکه دهن مارو اب انداختی. من جونمو میدم واس خانومای سفیدپوست. ادامه بده عزیزم.
داستانت مثل خودت و رضا مزخرف یود
ادامه بده ببینیم جی میشه نظر اصلی رو تو قسمت بعدی میدم
اخه دیوث چرا از اول نمیگی قصدت خیانتهبدبخت
کس کش چونی گشاد اشغال کونی جلقی کس جاکش جاکش
ديگه ننويس ريدي بابا آب قطعهمخصوصا اين جمله اخرت كه گفتي بابك اومداخه لاشي مگه داري چت ميكنيالان انتظار داري ملت باور كنن تو زني؟ولي تو هر چي شك داشته باشم تو يه چيزي مطمئنم، اينكه اگه متاهلي مطمئن باش زنت جندست و اگه نيستي مطمئن باش زنت يه روزي ميره دوست پسر پيدا ميكنه و يا به دوست پسر سابقش كس ميدهچون افكارت مسمومه و بدت نمياد همچين چيزيو تجربه كني و ميخواي افكار تخميتو به همه منتقل كني زندگيت هم دقيقا مثله خودت به گند كشيده ميشهوقتي زنتو گرفتن كردن ميفهمي چي گفتم بهتببين كي بهت گفتم خواهر مادر جندتو گاييدم بچه كوني