من و زنم الهام می خواستیم تجربه سکس های بیشتری داشته باشیم هم من دوست داشتم با یه زن دیگه سکس کنم هم الهام دوست داشت به یه مرده دیگه بده و خیلی دوست داشت تریسام با دو مرد تجربه کنه واسه همین دنبال یه زوج بودیم واسه اینکار و قرار گذاشتیم 5 سال اول زندگیمون فقط عشق و حال کنیم بعدش مهاجرت کنیم و اونجا بچه دار بشیم هم من هم الهام پیشنهاد های زیادی دادیم که یا مرده خوب نبود یا من زنه رو نمی پسندیدم و سرش توافق نداشتیم حتی الهام داداشم سیاوش هم پیشنهاد داد که من دوست نداشتم با زن داداشم مرضیه سکس کنم که یه روز الهام چون پرستار بود گفت یه خواهر برادر هستن خیلی خوبن دختره طلاق گرفته و پسره هم تازه سربازیش تموم شده خیلی ازشون خوشم میاد خواهرش یه آمپول داره که ده هفته ای یه بار باید بزنه میای ببینیشون؟ در اصل خواهر برادر همکارم خانم ادیبی هستن من از پسره خیلی خوشم میاد بیا ببینشون اگر از دختره خوشت اومد همین دو تا رو اوکی کنیم گفتم باشه دو هفته بعد رفتم درمانگاه دیدمشون اسم پسره سروش بود اسم دختره ندا و خواهر بزرگشون که همکار الهام بود اسمش سحر بود واقعا خانواده خوبی بودن در زیبایی هم چیزی کم نداشتن اما ندا فکر کنم بخاطر طلاقش یکم افسرده بود چون به شوخی هام حتی لبخندم نمیزد اوکی رو به الهام دادم گفت بسپرش به من هفته دیگه میارمشون خونمون قول میدم گفتم عالیه توی این فرصت خونمون آماده کردیم توی هر اتاق یه تخت دونفره گذاشتیم کاندوم در انواع و اقسام روغن و کرم و عطر لباس های شب زنانه چند تا گرفت الهام گفتم می خوای کمر پسر مردوم بشکونی ؟گفت کمرش باید بشکنه که من حال بیام گفتم جووون برای خودمم دستگاه شیو خریدم و کل بدنم شیو کردم که ندا جون هم خوشش بیاد تا روز موعود رسید ساعت 5 عصر سروش و ندا اومدن حالا اینکه الهام چطور راضی شون کرد خودش یه داستانه که نمی خوام بهش الان بپردازم الهام یه سوتین زرد و دامن مشکی کوتاه پوشیده بود ندا هم بعد از اینکه لباساشو عوض کرد و اومد همین نوع لباسو پوشیده بود اما دامنش سفید بود و سوتینش مشکی الهام برامون قهوه آورد اول به ندا داد بعد به من و جلوی سروش که رسید سینی قهوه رو با یه دستش گرفت و با دست دیگش دامنشو داد بالا کوس تمیزشو نشون سروش داد گفت سروش جان کدومشو می خوری ؟ که همه خندیدیم به سروش گفتم زن من خیلی حشریه کمر برات نمیذاره گفت مشخصه الهام به سروش گفت چه بخوای چه نخوای هر دوتاشو میدم بخوری سروش کوس الهامو بوسید گفت با افتخار می خورمش ندا قهوه رو از دست الهام گرفت الهام اومد روی مبل پاهاش دو طرف بدن سروش گذاشت و کوسشو جلوی صورت سروش گرفت گفت مرده و حرفش بخور منم رفتم سراغ ندا سوتینش باز کردم و شروع کردم اون سینه های کوچولو خوشگلشو خوردن سروش هنوز داشت کوس الهام می خورد و انگشت می کرد ندا گفت زنت خیلی حشریه تو هم به اندازه اون حشری هستی ؟ گفتم بله ندا جونم گفت بریم توی اتاق رفتیم توی اتاق گفت من یه مرد حشری بکن می خوام هستی ؟گفتم پیش خوب کسی اومدی گفت خیلی بی غیرتی که زنتو میدی دست یه مرد دیگه گفتم غیرت قدیمی شده الان زمان عشق و حاله تازشم اگر زنمو دست داداشت نمیدادم به تو که نمیرسیدم تو چرا داداشت آوردتت کوس بدی به مردای دیگه گفت اشتباه نکن من داداشمو آوردم نه اون منو گفتم پس تو هم مثله الهام از اون زنای حشری هستی ؟گفت حشری هستم اما تا حالا مردی نتونسته ارضام کنه ببین آرش من دیر ارضا میشم وسطش ارضا بشی ولم کنی دیگه نمیدم بهت گفتم باشه ندا جونم خوابیدیم روی تخت منم کنارش خوابیدم سینه هاشو می خوردم و کوسشو میمالیدم صدای آه و ناله الهام و حرفای سکسی شون با سروش میومد ندا گفت واقعا این زن خیلی حشرش بالاست کجا پیداش کردی ؟ گفتم دوست بودیم توی دوستی هم پردشو زدم گفت چرا ولش نکردی ؟مجبور شدی بگیریش ؟گفتم چرا باید ولش می کردم زن حشری خیلی دوست دارم گفت ازت خوشم اومد آرش کاش بتونی منم ارضا کنی و ماله من بشی گفتم ارضات میکنم قول میدم گفت پس انگشت بزرگتو بده کردش توی دهنش گفت حالا بکنش توی کوسم کوسش داغ بود لب می گرفتم سینه می خوردم انگشتش توی کوسش بود گفتم چرا کوست مو داره گفت دوست دارم این مدلی گفتم چرا ؟ گفت وقتی اولین بار آبت بیاد دوست دارم بریزیش روی کوسم و توی این موهام گیر کنه گفتم آخ جون فکر کردم فقط دنبال ارضا خودتی گفت نترس جوری آبتو میارم که هر بار بعد از اومدن آبت بیهوش بشی گفتم خیلی دوست دارم ندا گفت تازه اولشه با من باشی چیزایی بدست میاری که حتی سروشم تجربش نکرده گفتم چی؟ چی ؟ گفت اول اثبات کن می تونی یه زنی مثله منو بکنی که حال بیاد بعدش بهت میگم نقشم چیه رفتم سراغ کوسش چوچولشو می خوردم و انگشتمم توی کوسش تلمبه میزدم کوس سفید و کوچولوش قرمز شده بود پاهاشو باز کردم گفتم چقدر خوشگله این کوست گفت همه همینو میگن خوشگلی مهم نیست باید بلد باشی بکنیش گفتم می کنمش برات نترس ندا جونم گفت دوست دارم جوری بکنی بیشتر از الهام آه و ناله کنم دوست دارم جیغ بزنم گفتم باشه جوری می کنمت جیغ بزنی گفت تو محشری آرش کاشکی تو شوهر من میشدی کاش زودتر از الهام من پیدات می کردم گفتم الانم بخوای من شوهرت میشم گفتم قبوله کیرمو به کوسش میمالیدم یهویی تا ته هول دادم توی کوسش جیغ زد گفتم این از اولیش گفت تو رو خدا تکون نخور بذار توش باشه گفتم بسه می خوام برام جیغ ممتد بزنی شروع کردم سریع تلمبه زدن توی کوسش گفتم داری جر می خوری ؟ کوست پاره شد ؟ جیغ بزن جیغ بزن کوسده ندا هم جیغ میزد واقعا داشت جر می خورد کوسش خیلی تنگ بود و کیر منم کلفت بود خودم احساس می کردم کیرم میرم داخل کوسش کوسشو می شکافه میره داخل چون تاخیری هم زده بودم تلمبه ها به دوتایمون حال میداد و اینکه سریع بود توی کوس تنگش واقعا لذت بخش بود خودمم باورم نمیشد که من تونستم این همه توی کوسش تلمبه بزنم انگار کیرم تازه داشت سفت تر میشد و شق و رق تر کوس ندا رو می شکافت میرفت داخل و بیرون میومد ندا داد میزد دارم میام دارم میام آرش گفتم به کیرم تا آبم نیاد از توش بیرون نمی کشم تلمبه میزدم و لذت میبردم که هم اون ارضا شد هم من آبم اومد و ریختم توی کوسش گفت خیلی خوب بود گفتم تاخیریش خوب بود گفت خیلی حال داد آرشم همدیگه رو بغل کردیم و بوسیدیم گفتم بیا یه سر به سروش و الهام بزنیم اون دو تا هم یه بار ارضا شده بودن و سروش داشت سینه های الهام می خورد تا دوباره راست کنه ندا به الهام گفت این ذرت بلالی شوهرت کوسمو پاره کرد گفت اما ماله داداشت درازه میره تا ته رحمم اون روز مجبور شدم کمک سروش کنم و دوتایی کوس الهام رو بکنیم تا الهام حال بیاد و بعدش دیگه جونی برام نمونده بود برم سراغ ندا وقتی هم که الهام ارضا شد سروش و ندا گفتن که ما باید بریم و با اعتراض ندا قرار شد سکس من و ندا توی خونه اونا باشه و سکس سروش و الهام توی خونه ما دو روز بعد من به خونه اونها رفتم که دیدم علاوه بر ندا سحر هم هست ندا گفت سحر جون همون سورپرایز منه اومده تا طعم اون ذرت مکزیکی توی شلوارتو بچشه و در ضمن شوهر سحر جون مهران هم رفته کمک سروش که الهام ارضا کنن با خیال راحت امشب فقط عشق و حال کنید رفتم سراغ سحر از خوردن کوسش و انگشت کردنش شروع کردم ندا گفت بر خلاف من سحر زود آبش میاد تا تو و سحر آبتون بیاد و ارضا بشید من یه دوش می گیرم و میام کوسش به سفیدی کوس ندا نبود و لبه های کوسش قهوه ای بود می گفت آرش بکن توش کردم توی کوسش گفت ندا راست میگه مثله ذرت مکزیکی میمونه کوسمو پر کردی گفتم تلمبه برنم بیشتر بهت حال میده توی کوسش تلمبه میزدم و خیلی خوشش اومده بود گفت تو رو خدا تندش نکن من زود ارضا میشم یواش یواش بزن تا بهم حال بده گفتم سحر از الان دیگه همیشه من با شما دوتا می خوابم گفت کمه ؟گفتم نه عالیه قول بده تو هم همیشه باشی خندید گفت چیه عاشقم شدی ؟ گفتم از اولین باری که توی درمانگاه دیدمت عاشقت شدم گفت خودم حس کردم نگاهت بهم یه جوریه گفت نترس عزیزم من همیشه هستم از الان تویی و من و ندا حسابی لذت ببر بی هیچ حرفی سریع تر تلمبه زدم و سحر ارضا شد گفت چرا اینکارو کردی ؟ گفتم نگران نباش امشب چندین بار می خوام آبتو بیارم سحر قشنگم گفت اینو هستم اما کارت با ندا خیلی سخته گفتم اونم ارضا میکنم گفت دیر ارضا میشه اما یه بار ارضاش کنی دیگه نمی خواد بعدش بیا تا صبح دوتایی با هم باشیم باشه ؟گفتم باشه قبول
نوشته: فضول
3 پاسخ به “لذت غیرت سرش نمیشه”
من تاحالا کامنت کسشعر نذاشتم ولی واقعا تخیلی فکر میکنی کسخل
دستگاه شیو برا خودت خریدی؟اپی لیدی ؟والله اپیلاتور و معمولا برای خانم ها میخرنمگر اینکه خودتم موهای در کونت بور باشه.
آورش جون گلابی صد بار نگفتم دقیقا اونی که تو فیلم بود رو باید تعریف کنی تو بجز کون دادن و کیر بکن های زنت رو خوردن غلطی کردی بی جوووون