اسم من علیه تقریبا 20 سالمه تو یه شرکت کار میکنم که بالا دستیم یه خانوم تقریبا 22 ساله به اسم ساحل هستشو همسایه روبرویی ما بود تو شرکت هر سوالی که داشتم اون بهم جواب میداد تو خونم با پیام جوابامو میداد کم کم این پیام بازیا بیشتر شدو درباره خودمونو دردو دلو این چیزا
چند وقتی گذشت من همیشه تو شرکت ساحلو با چادر می دیدم خیلیم خوشگل بود سوژه من شده بود هر شب به فکرش جق زدن گذشت و گذشت ما باهم گرمتر شدیمو منم میخواستم سر صحبتای سکسیو باهاش باز کنمو جرعت نمیکردم یه شب که دیگه شهوتم بالا زده بود تو پیام بهش گفتم میای بازی جرات حقیقت اونم گفت این بچه بازیارو ولش خلاصه با اصرار من که حوصلم سر رفته راضی شد منم یه لیست بازی داشتم چند تا از سوالات رو عوض کردم و به جاشون سوال سکسی نوشتم اولاش چند تا سوال عادی پرسیدمو جواب دادیم و شروع کردم به سکسی پرسیدم اونم با چندتا ناز جواب میداد یکی از سوالا این بود که تو حشری تر هستی یا شوهرت که گفت من و شوهرم دو سه ماه یه بار به زور میکنه ابش میاد میره اون رو من با دست خودمو ارضا میکنم همینو که گفت من تو کونم عروسی شد از خوشحالی پام به زمین نمیرسید و گفتم حتما اوکیه خلاصه چند تا دیگه سوالو اون شب گذشت
چند وقت گزشتو پدر بزرگم فوت کردو منم با مادرم تنها زندگی میکردم مادرم تو خونه پدرش اینا تو مراسم پدرش بود چند روزی رفتم تو برنامه شاد یهو اومد بالا که ساحل به شاد پیوست بهش پیام دادم جون به شاد پیوستی گفت برا بچمه یکم خندیدیم به شوخی گفتم خونه تنهامو مامانم تو مراسمه حوصلم سر رفته میای اینجا یکم بشینی گفت نه با ناز کردن گفت نه معلوم بود دلش میخاد بیاد میگفت نه شوهرم ممکنه بیادو وگرنه میومدم این حرفا یکم اصرار کردم گفت باش بزار به شوهرم چایی بدم میام یه ساعت دیگه من که کلا تو هنگ بودمو همش مضطرب بودمو همش تو خونه راه میرفتم یه جا بند نمیشدم همش میگفتم بیاد چطور بکنمش مخشو چطور بزنم نه سنش بیشتر از منه با من سکس نمیکنه هزارتا سوال از خودم میپرسیدمو جوابشم خودم میدادم یکی دوبارم جق زدمو تو جق زدنام تجسم میکردم اومده این مدلی میکنمشو این جور چیزا یهو گوشیم زنگ خورد گفت درو باز کن تو کوچرم نگا کن ببین کسی نیست رفتمو گفتم نه یهو اومد به حیاط خونه که رسید دیدمش کیرم سیخ شد تاحالا اینطور ندیده بودمش یه شلوار ورزشی چسبیده بایه مانتو جلو بازو یه تاپ که نصف شکمشو نامفشو چاک وسط سینش مشخص بود اومد نشست تو دلم دیگه نمیترسیدم گفتم این با این تیپ مطمعنا برا دادن اومده فوشقم دیگه شرکت نمیرمو فوقشم میده از خونه میره یا شانس یا اقبال تیر تو تاریکیه همین گه نشست سلام کردیم گفت ساحل خیلی اذیتم میکنی قسم خوردم گازت بگیرم با خنده گفت مرض غلت نکن منم گفتم پس میبوسمت وقت نکرد جواب بده لبامو گزاشتم رو لباش شروع کردم لب گرفتم اونم همراهی گرد کل ترسم ریخت وقتی دیدم همراهی میکنه شالشو پرت کردم تاحالا همچین دختر حشری ندیده بودم وقتی لبامو میخورد احساس میکردم لبم پاره شد انقد محگم میک میزد انگار لبم داشت کنده میشود همونطور در حال لب گرفتم درازش کردمو روش دراز کشیدم میخاسم مث تو فیلما برم از پاین شکمش لیس بزنمو بیام بالا سینشو بخورم درارم تابشو همین که رسیدم به نافش میخاستم لیس بزنم تو دلم گفتم وقت نیس الان میبینی رفتو من هنو نکردمش شلوارشو گرفتم بکشم پایین شلوارشو گرفتو همش میگت علی نه علی نه با یکم گیر دادن هنوزم زا اینکه میگفت علی نه ول کرد شلوارو کشیدم پایینو درش اوردم تا حالا کوص به این سفیدی ندیده بودم خیلی سفید بود لیزر گرده بدون مو خیس کردمو انگشت کردم توش یکم گشاد بود حال نمیداد انگشت شروع کردم لیس زدن همین که زبودنم به چاک کوصش خورد محکم موهامو گرفت سرمو فشار میداد به کوصش ده دیقه ایی خوردم براش ارضا شده بود ولی من نفهمیده بودم لباسا خودمو دراوردمو سر کیرمو یکم مالیدم به کوصش فشار دادم رفت تو با اینکه یکم گشاد بود اما خیلی داغ بود داشتم تند تند تلمپه میزدم سینه هامو با دستاش میگرفت بدنمو با چنگ میزد خیلی دردم میومد اما خجالت میکشیدم بگم نکن درد داره ناخون نزن ابم اومد همون داخل ریختمو ادامه دادم به زور تلمپه زدن بهش نگفتم ابم اومده نگه همید ده دیقه ایی ابت اومد یکی دودیقه گزشت باز عادی شد کردن همونطور روش دراز کشیدم بغلش کردم چرخیدم اونو انداختم رو خودم زیر خیلی حرفه ایی اروم شیک میزد بازم ابم اومد سینه ها 75همینطور بالا پایین کیشدن سرش رو به بالا موهاش بالا پایین میشد موقع شیگ زدن خیلی سکسی میشد شهوتمو چند برابر میکرد با دیدنش تو اوج لذت بودیم گه گوشیش زنگ خوردمو یهو بلند شد شوهرش بود زود پوشیدو رفتو اون شب یکم پیام بازی کردیم گفت اولین باره سه بار ارضا شدم منم گفتم دوبار ابم اومده ریختم داخلش قورص بخور گفت نه نگران نباش دستگاه دارم حامله نمیشم خلاصه من فک کردم این دیگه کلا برا همیشه میمونه این حالی گه من بهش دادم که فردا بیدار شدم دیدم نوشته ببخشید عذاب وجدان دارمو دیگه نمیتونم باهات حرف بزنمو به خاطر شوهرم من خیانت کردمو بدم میاد از خودمو این حرفا بلاک کرده منم دیگه پیگیر نشدم تو شرکت بالا دستیم نشد دیگه با یه نفر دیگه عوض شد
خب داستان ماهم تموم شد اگه خوشت اومد که داستانای بعدم بزارم
نوشته: علی جی اچ
13 پاسخ به “علی و زن همسایه”
علی اغا برو درستو بخون در آینده بتونی زن بگیری کس بکنی
مگه چاقو گذاشتن زیر گلوت که بیای اینجا کسشعر بنویسی…برو عمو جون دنبال تیله بازیتعجب گیری کردیما
نه خوشم نیومد
وقتی خودت و مادرت تنها زندگی میکردین برنامه ساد رو میخواستی شافت عمه ت کنی؟تو بیست سالگی شاد به چه درد تو میخوره ننه برعکس؟
کستانی از علی جی اچ؟مخفف جاکش هزار کیر
ببین آنقدر داغون نوشتی که من اصلا وارد نکته های طلایی کستانت نمیشم .برحسب وظیفه اجتماعی میخوام یه مطلب بهت بگم ،مفهوم گشادی و تنگی واژن ارتباط مستقیم با کلفتی و نازکی آلت شما داره.گفتم در جریان باشی
تا حالا کس به این سفیدی ندیدی؟؟؟؟؟کسمغز جقی کمتر بزنبرات آرزو میکنم روزی یک کس از نزدیک ببینی جتی اگه سفید نباشه
بلاخره شوهرش دو سه ماه یه بار دو دقیقه اینو مبکرد یا گشاد بود؟ کدومشو باور کنیم جقی جون
علی جی اچ ( جی اچ یعنی جنده حراجی ) تو توی شاد چه گوهی میخوردی ؟
https://www.bokon.to/forum/topic/پذیرایی-در-قشم
عالی بود ممنون
علی کونی کم جق بزن کور شدی بدبخت
داستان کسشعر ادم کسشعر متن کسشعر تماما کسشعر همیشه کسشعر تو ته تهش شرت رو طناب همسایه ببینی جق بزنی گوزپ