اسامی مستعاره
اسم من علی هست …
این داستان مربوط به چند وقت پیش هست
من بک مغازه ای خرید میکنم که یک خانم فروشنده است
این خانم خودشون متاهلند و اهل هیچ برنامه ای نیست اما خانم هایی که دوستاشن میان پیش ایشون همه جوره هستند…
نزدیک ۲ساله که این محل میشینیم و مستاجریم
یک خانم که بعدا فهمیدم ۲سال از خودم کوچیکتره وقتی میرفتم مغازه خیلی خوش زبون بود و گهگاهی بام حرف میزد البته اینو بگم با همه اینجوری بود کلا خوش مشرب بود…
مهر این خانم به دل گرفتیم و تصمیم گرفتم هرجور شده راضی شون کنم برای ارتباط
خدا شاهده اینی که میگم عین حقیقت هستش
مونده بودم چجوری شمارشو گیر بیارم
تا اینکه بعد ۷ یا ۸ماه شمارشو برای یک خانم خوندش منم حفظ کردم…اومدم اینور یادداشت کردم…
یک روز گفت سفته میخواد برای گرفتن وسیله قسطی از لوازم خانگی فروشی … منم گفتم دارم تو خونه واقعا هم داشتم…
اون روز سفته رو دادم بهش اندازه ۵۰ تومن …
ولی لحظه سفته دادن گفتم شمارتو بده یا شمارمو بگیر شاید کاری داشتی(با اینکه از قبل شمارشو داشتم ولی گفتم هم اونو بسنجم و هم اینکه طبیعی جلوه کنه
فکر نکنه از کسی گرفتم )
بعد چند روز به بهانه الکی زنگ زدم گفت شما گفتم فلانی ام
همسایتون سفته دادم خدمتتون
ترسید گفت شمارمو از کجا اوردی گفتم قضیه رو …
حقیقتش باور نکرد
چندبارديگه هم زنگ زدم به سختی جواب میداد تا به بهانه ی انجام کاری براشون (نمیگم چه کاری)
ایشون رو بیرون دیدم
بهش گفتم کارتو انجام میدم
ولی بیا خونمون تا انجام بدم وقتی تنهام
حقیقتا دو بار اومد خونه …سنگین رفتار کردم
بارسوم نتونستم جلو خودمو بگیرم دیگه…
عجب بدنی عجب بدنی بخدا اینجور تو عمرم ندیده بودم
باسن گرد
از جلو هم خیلی خوش فرم و صورتی بدون لابیا
و خیلی هم حشری بود …به منم میگفت چقدر داغی
خیس آب شد…با زبون دوبار ارضا شدن…وسط سکس از خوشحالی داد میزد …بعد هر بار ارضا انگار بیهوش شده باشه از شدت لذت… وقتی روی ۲۱ سانتی نشست از شدت پرآبی …آبش ریخت روی بدن من…منم چند باری هست ایشون میاد…خیلی هات هست وایشون دیگه ول کن نیست…
نوشته: علی
16 پاسخ به “علی و زن همسایه”
انگار دسشویی داشتی میخواستی تند تند یچیزی بنویسی بری . این چه طرز داستان نوشتنه؟
نه به اون خیال پردازی های جقی ها که رمان می نویسند و نه به تو احمق که معلوم نبود چکار کردی و چه گوهی خوردیهمش ۲ خط نوشتی
سلام دوستان من فهمیدم با یه خانومی آشنا شدم به بهانه سیگار کشیدن خرگوشم آوردمش خونه چند بار خیلی سنگین برخورد کردم نمیدونم این احمق بود یا کـــــــــ ی ـــــــــر ۲۱ سانتی منو دید دل نکند، دوباره اومد، بعدش لباسامون رو پوشیدیم و رفتعهههه ببخشید قسمت سکسش رو یادم رفت بنویسمولی وقتی گل میزدم از خوشحالی خیلی داد میزد.داداش تو رو خدا واقعیت رو طوری بنویس که خوانندگان عزیز لذت ببرن
ایشون تنها میاد یا شوهر ایشون با ایشون همراهه!! خداییش خودت فهمیدی چی نوشتی!؟ازش شماره شو خواستم تا طبیعی جلوه کنه!بعد بهش زنگ زدم گفتم فلانیم که سفته دادمدفعه بعد ترسید و …بعدشم بهش گفتم بیا خونه کارتو راه بندازماومد داد و جیغ زد از خوشحالی و …
اینارو ول کن تورو خدا بگو به بهانه انجام چه کاری برا ایشون 😏 اوردیش خونه.ما شب خوابمون نمی بره تا نگی
باز هم یه افغان تر زد 😂👉
کسکش دوسال برنامه داشتی واسش تو دو خط خلاصه ش کردی خو کیرم دهنت وقتی دستشویی داری داستان ننویس
بچه ده ساله بهتر از تو مینویسه کوسخول
کاری ندارم کل چیزی که نوشتی رو میتونستی پیامک کنی برا بچه هافقط موندم ادمین چرا این چرند رو آپلود کردهادمین جانخدایی اینو دیدی و آپلود کردی؟؟؟نت گرون شده ها نت ما رو حروم نکن
داستان مزخرف!!!ادمین چرا تایید میکنی اینها رو؟
خوب دیوث تو گفتی واسه اینکه شک نکنه موقع سفته دادن گفتم شمارتو بده ،بعد از چند روز زنگ زدی اون گفت شمارمو از کجا گیر آوردی ؟
ای کیرم تودهنت با نوشتنت
برای اینکه شمارشو بگیری هشت ماه اطراف مغازه و تو مغازه میچرخیدی که یه روز اگه خواست شمارشو به یکی بده و تو اونجا باشی تا یادداشت کنی…واقعا ارزش داره یه کوس کردن اینهمه دنگ و فنگ …هر چی هم حوری باشه ارزش ندارد بیشتر از یه ساعت نهایت بخوای زمان صرف کنی
دلم برات سوخت
اسکل
این مثلا داستان بود ؟