ببخشیدمیرم دنباله داستان بعدازیک ماه دوستی واقعأعاشق هم شده بودیم اینقدرشدیدبودکه منه احمق میخواستم برم خواستگاریش که چه بهترنشدمن تصمیم گرفتم به رضا این موضوع روبگم که اینکاروکردم رضا گفت میخوادببیندش منم گفتم باشه وبا مهشید(جنده حرومزاده) قرارگذاشتم ورفتیم سرقرارسلام وعلیک کردیم ورفتیم یک جا نشستیم بعداز۱۰دقیقه من رفتم سه تا شیرموز بخرم. وقتی خریدم داشتم میومدم دیدم مهشید بارضا گل میگن گل میشنون وخندشو ن همه جاروبرداشته. منم گفتم خوش میگذره؟ که دیدم ساکت شدن من اینقدر مهشیدرودوست داشتم که اصلأ فکرنمیکردم اونم به ظاهرهمین طوربود. خلاصه بعداز ۱ساعت نشستن خداحافظی کردیمو رفتیم خونه هامون. توراه رضا بهم گفت مهشیدخانم خیلی خوشگله! بابا دم توگرم چجوری مخشوزدی ازاین حرف رضا خوشم نیومد و ناراحت شدم.
رسیدم خونه که بعداز۱ساعت دیدم مهشید اس دادوگفت برای رضا یک جی اف پیداکرده منم که به رضا اطمینان داشتم (ای کاش نداشتم)شماره مهشید رو دادم که بهش بزنگه و بادوست مهشید قراربذارن و همدیگرو ببینن روز بعدش قرارو گذاشتن و همدیگرودیدن. بعداز یک هفته میخواستم برم تهران واسه خریدن چندتاوسایل برای استودیوم که دیدم مهشیدزنگ زدوگفت میخواد منو ببینه. منم آدرس استودیوموبهش دادم که دیدم بعداز۳۰دقیقه اومدگفتم خبری شده گفتش نه خبری نشده فقط میخواستم ببینمت بهش گفتم میخوام واسه استودیوم لوازم بخرم یک هفته تهرانم ازطرزنگاهش فهمیدم خوشحال شدش گفت به سلامتی مواظب خودت باشی وزودبیای که دلم واست تنگ میشه ۱ساعتی جام بود و خداحافظی کرد و رفت.
بعد از نیم ساعت رضا زنگ زدو گفت شنیدم میخوای بری تهران؟ گفتم از کی شنیدی گفت ازمهشید. همون جا فهمیدم رضا و مهشید با هم رابطه دارن. گفتم آره یک هفته دیگه میام مواظب خانم ما باشی. گفتش حتمأ. بعد رضا گفت اگه خواستی بری کلیدهای استودیوتو بده به من. منم گفتم برای چی گفت میخوام امشبو اونجا بخوابم. منم فهمیدم کاسه ای زیرنیم کاسه هست باکمال میل قبول کردم وسایلموبرداشتم وکلیدهارودادم به رضا وخداحافظی کردم ورفتم خونه. فکر تهران رفتنوازسرم بیرون کردم باخودم گفتم امشب حتماخبراییه.رضا هیچوقت کلیدهاروازم نمیگیره. امشب حتمأقضیه ای هست. ساعت های ۸الی هشت ونیم بود که رفتم کوچه بغل استودیوم قایم شدم بعداز۳۰دقیقه دیدم مهشید بادوستش دوست دختررضا رفتن تواستودیو منم از بالای پشت بوم یک راه مخفی داشتم بی سروصدارفتم تو دیدم رضا نشسته بودداشت بی مقدمه از مهشیدودوست دخترش لب میگیره. اینرو که دیدم دیوونه شدم باخودم گفتم بذار وسط کارمچشونوبگیرم.
بعداز۱۰دقیقه هرسه تاشون لخت شدن ورضا شروع کرد به لیسیدن کس مهشید.یک جوری شدم دیدم مهشیدداره واسه رفیقم ساک میزنه بعداز۵دقیقه رضا شروع کردبه تلمبه زدن تو کس مهشید اخخ وافشون همه جاروگرفته بود.بعدش شروع کرد از کون کرد. دوست دخترش جفتشونو به طرزفجیح میکرد.هیچوقت این حرف مهشید رو یادم نمیره. میگفت: ازاین حسین هیچ بخاری حرکت نمیکنه لااقل تو رضا جون بکن توکوسم کونموجربده بعداز۱۵دقیقه اب رضا اومدوهمشوریخت روصورت دختری که حاضربودم زندگیمو براش بدم. ببخشیداگه قسمت سکسش کم بود. ولی از این ماجرابه بعدحاظرنبودم هیچکدوم ازاون آشغالا روببینم. واسه همین اونجاروفروختم وبه اصرارمن باخونوادم رفتیم شمال جای مادربزرگم. دیگه هیچ چیزازاون قضیه واسم ارزش نداره. لطفأنظربدین ممنون
نوشته: Ho3ein3000
9 پاسخ به “عشق پوشالی و کثیف ترین دختر”
این جا که جای درد و دل کردن نیست مسخره ، بعدشم پاش بیافته پسرا از همه بدترنت پس هی از دخترا بد نگید
ye gf az tehran base ye pesare khobghade man 193 vaznamam 90 giafamam bad nist
Manam midonam in dard che dardi akh manam az rafigh fabam khordam. Vali hich dalili baraye afsorde shodan vojod nadare man ino bad az do sal fahmidam darzem dokhtari ki bato dost mish momkene ba baghe ham dos besh
خدا خيلي دوست داشته که کاري کرده زود بشناسيش و بدبخت نشي لياقت زندگي باتو نداشته لياقتش همينه که تا اخر عمر کير اين واونو بخوره عوضي-همه عين هم نميشن دختر پاک زياده ايشالا نصيبت بشه
dokhtare salem kam peida mishe hamashon khianat karan namarda
خب تقصیر خودتهواگه دوست دخترتتو جر ندی همین میشه دیگه کسخل 😀
طریقه نوشتن داستانت هم مثل تکسای رپرا بود . آفرین =D>
از نظر من نه عاشق بودی و نه هستی چون اگه دوسش داشتی حاضر نبودی حتی بعد از خیانت بهش بگی حروم زاده!و درضمن همه میتوانند گربه صفت باشن کاری به دختر و پسر نداره…
کار به کاستیها و نقصهای موضوعی داستان ندارم اما ذکر یه نکته خالی از فایده نیست که عشقت بنظر خیلی آبکی میومد. عشق باید یکم شناخت هم توش باشه. تو که اینقدر دوسش داشتی و باورش داشتی چطور بعد از کلی مدت که از عشق و عاشقیتون میگذشت تازه آدرس استدیوتو به مهشید دادی؟! معلومه که نه اون تورو میشناخت نه تو اونو. درضمن مال خودشه دوست داره به هرکی که خواست بده، توام که شوهرش نبودی که تعهدی نسبت بهت داشته باشه. همونجور که یه پسر مجرد آزاده باهرکسی که خواست باشه دوست دخترشم همین حقو داره.درضمن ببین چقد گاگول بودی که طرف اُپن بوده اما نکردیش!