سلام من اسمم سامانه 18 سالمه دو سه سالی هست که فهمیدم گی هستم.قیافه و تیریپم فشن و جذابه با یه استایل قلمی ( تعریف ا خودمم نی کسشعر نگید،حقیقته) اولین بار تابستون پارسال تو پارک محلمون نشسته بودیم که یه جوون تقریبا 19-20 ساله اومد نشست کنارم. تیپشم تقریبا مثل خودم فشن فقط یکم متعادلتر خوشگلم بود گفت اتیش داری ؟ تیپ منم تابلو گوشواره، پیرسینگ لبو … شروع کرد حرف زدنو طرح رفاقت ریختن.شماره دادیم قرار شد بیاد فردا با هم بریم بیرون. یه موتور داشت (آپاچی سفید) اومد رفتیم سمت تیراژه یه کسچرخی زدیم چندساعتی گذشت ولی هرچی بیشتر میگذشت من بیشتر ازش خوشم میومد. تا جایی که بقیه رفیقا و بچه محلارو میپیچوندمو دیگه اهمیتی نداشتن واسم.(اینم بگم که دوستا و رفیقا نمیدونن که من به پسر حس دارم) وقتی برگشتیم شب شده بود دیگه منم چسبیده بودم بهش(اسمش مازیار بود)یه حس عجیبی داشتم بهش.فک کردم شاید ناراحت بشه اما دیدم اونم بدش نمیاد… برشتیم خونه بعد از کلی عشقو حال.اخر شبی شروع کردم اس دادن بهش کم کم حرفامو کشوندم سمت سکس،تو حرفاش معلوم بود که بدش نمیاد.اخه مث خودم که همه میگفتن تو با این تیپو ظاهرو زبون بیستا زید ( جی اف) داری فکر کردم اینم دختر بازه فقط و حسی به پسر نداره البته من که فرق داشتم mosking biggrin خیالم راحت شد خدافظی کردیمو رفتم که بخوابم همش فکرش تو سرم بود. تو ذهنم فقط تصویر سکس باهاش بود که مجبور شدم جق بزنم تا اروم شم.پس فرداش خونه ما خالی بود اومد پیشم از صبح نهار درست کرد منم رفتم یه دوش گرفتم اومدم دیدم تو اشپزخونس شروع کردم موهامو اتو کردنو کرم مرم زدنو این داستانا اومد تو اتاق طوری که پشت من نشست ولی تو اینه میدیدمش. ابروهامو داشتم ور میرفتم گفت جون عشقمو ببین چه ابروهایی.پیرسینگ لبمو هم انداختم گفت الان دیگه وقتشه(به شوخی)منم از خدام بود بهش گفتم واقعا گفت چی گفتم هیچی رفتم بغلش کردم نشستم رو پاهاش گفت اخ اخ نشستی رو ام زی (اسم کیرش) یهو نمیدونم چی شد که گرفتمش تو دستم خودمم راست کرده بودم کیری دلم میخواست گازش بزنم از رو شلوار تعجب کرد ولی من ادامه دادم اونم شوکه شده بود اما پایه شد.از رو شرت میخوردمش بد از بغل شرت سرشو اوردم بیرونو شروع کردم ساک زدن اخو اوخش در اومده بود.منم که اصلا حالیم نبود هیچی سینه هامو میخورد گردنمو لیس میزد من تو ابرا بودم.منو خوابوند رو تخت پاهامو داد بالا افتاد روم طوری که کیرش رو سوراخم بود شروع کرد خوردن لبامو زبونمو میک میزد دیگه طاقت نداشتم کیرشو گذاشت تو سوراخم اروم اروم هل داد تو من تا الان 7-8 بار دادم ولی باز سوراخم تنگه یکم دردم اومدو اخو اوخ کردم اما جا باز کرد بعد چن دیقه داشت بهم حال میداد اروم اروم تلمبه میزدو کیرمو میمالید بهترین حس بود. یه رب بیست دیقه ای شده بود تقریبا که گفت کجا بریزم گفتم نذار بیاد تلمبه بزن همزمان واسه من جق زد ارضا شدم اون هنوز داشت منو میکرد گفتم الان بریز رو لبام در اورد از سوراخم ریخت رو لبو دهنو صورتم وقتی کامل اومد ابش با همون وضع شروع کرد لیس زدن لبو دهن من واااای چقد حال داد. داستانای دیگه ایم باز با هم داشتیم اگر کسشعر نگیدو ادم باشید باز مینویسم واستون.
نوشته: سامان
20 پاسخ به “عشق و لذت گی”
قشنگ بود.ممنونبه امید روزی که اقلیت های جنسی تو جامعه ایران پذیرفته بشن.
خوب بود مرسی بازم بنویس داداا
عالی بود من هم کیر میخام
بقیشوبنویس.
رفتم بغلش کردم نشستم رو پاهاش گفت اخ اخ نشستی رو ام زی (اسم کیرش)
پیرسینگ؟اونم رو لپ پسر؟اونم تو ایران؟shok.
“ام زی.”…biggrinbiggrin
یه ام زی دارم درازهیه کون داری قلقلیام زیمو دریاب جیگربه قلقلیت نیازهآخه کسکش کونی پدرعاشق کیر قنبرکیر مشتی قلندرتو کون تو بی پدردوس داری که آبتوتو صورتش بپاشی ؟آبم بیاد تو کونتبا موتور آپاچیکون موتوری ، الکسیستخلصت : ’ کیر بلیس ’هر چند دادم به تو فحشبازم قصه بنویس :))
خوب بود خيلي عزيزم، ولي اي كاش اون جاهاي اصلي رو بيشتر توضيح مي دادي… اول ها رو با جزئيات گفتي ولي قسمت سكسو خيلي سريع و خلاصه… مثلا كرم زد، تف زد،… همين جوري كرد تو؟!!
سوگل جانعزیزم کرم دوست داری یا تفبگو تا برات بندازم
خوب مگه پیرسینگ لب بدهمنم بالای چونم لای موهای فرچه ام دارم…درسته که من گی هستم ولی خیلیا که گی نیستن هم دارن
من تو ایران ندیدم پسر با پیرسینگ رو صورت بیاد تو خیابونcrazy.
خوب بودair_kiss
پسره ي اوبي بدبخت يك بار ديگه كسشرات بنويسي ميكنمت.يعني كيرم به اين طرز نوشتن و نگارشت بياد.خودت فهميدي چي نوشتي؟چه كس مغزاي مشنگي وارد اين سايت ميشن.جالب اينكه همشونم اوبين.كير رشتم حواله ي سوراخ مقعدت با اين داستاناي تخماتيكت
سامان خوب بود حال کردم کیرم بلند شداگه پایه بودی منم هستم از شرق تهرانم
جووووووووووووووووووووووووووووووونننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن
منم هرچی گشتم یه نفر مث توروپیدا کنم نبود که نبوووووودپس چاره ی کار پارکه…بچه های بات اونجا پیدا میشن!!! بزن که رفتیییممم خخخخخخخ
تو رو خدا دیگه ننویسbiggrin
موقع نوشتن دستت تو شورتت بود که اخراشو تخمی نوشتی آقای ملجوق زاده…برو درتو بزار متجلق
بیا ما هم بکنیمت