عشقی که جرم داد

من نیلام ۱۸سالم دانشگاه به تازگی قبول شدم تو تهران از خوشحالی نمیدونستم چیکار کنم بالاخره از روستا و خانواده گیر میدادن خلاص میشم یک داداش دارم حتی خونه خواهرمم اجازه نمیده برم در این حد تعصبی با اینکه نمیزاشت من از خونه برم بیرون ولی به گوشی گیر نمیداد و من یک رفیق پسر داشتم تنها همدم مجازیم از این خوشحال بودم بالاخره میرم میبینمش اون روز رسید من رفتم دانشگاه و خوابگاه چند روزی گذشت بالاخره به عامر رفیقم گفتم همو ببینیم اون وقتی منو دید شوکه شد فک میکرد عکسام ادیت و میگفت از چیزی که فک میکردم داف تر و جیگر تری به هر طریقی می خواست خودش به من بچسبونه منم چون ازش خوشم میومد چیزی نگفتم گذاشتم پا رفاقت

بالاخره چند بار همو دیدیم یک روز با ناراحتی اومد گفت میخواد بره کشورش چون غیرمجاز دارن بیرون میکنن منم خیلی ناراحت شدم آخه تنها رفیقم بود گفت یک چیز بگم عصبی نمیشی
گفتم بگو
گفت راستش من تا حالا با دختری رابطه نداشتم من ازت خیلی خوشم میاد بیا آخرین بار یکم همدیگرو حس کنیم
نمی‌فهمیدم چی میگه
گفتم چی عامر
گفت راستش در حد بوس و لاپایی و پشت
مغزم سوت کشید گفتم عامر میفهمی من تاحالا پسر دستش بهم نخورده
گفت میفهمم ولی دوست دارم خواهش میکنم قبول کن
شروع کرد منو مالیدن که قبول کنم
گفتم اصلا من قبول کنم کجا میخوای اینکارو کنی
فکر همه جاش کرده بود گفت یک اتاق اجاره کرده
میخواستم بگم نه ولی با چرب زبونی راضیم کرد به خودم اومدم دیدم جلو یک اتاقیم
گفتم آخه عامر
گفت عشقم یک بار بیا بریم
سریع منو کشوند داخل لباسش در کرد میخواست لباسا منم در کنه کنم خودم میکنم
من با یک سوتین و شورت بنفش جلوش بودم اون با یک شرت
بالاخره شرتش انداخت کنار مشخص بود از درد شق داره میمیره
چی میدیدم هنگ بودم یک کیر کلفت ۲۰ سانتی داشت گریم می‌گرفت اون اگه تو کونم میرفت جر میخوردم
عامر گفت میدونم نیلا حق داری بترسی ولی آروم میذارم نترس من نمیزارم دردت بیاد
چی میگفت مگه میشد ۲۰ سانت بره تو درد نگیره از ترس نمیدونستم چی بگم
عامر هم عصبی شد گفت نیلا درد داره این امروز تحمل کن دیگه اذیتم نکن
دید ناراحت شدم ازش گفت عشقم حالا بیا یکم بخور نگاه واست شق کرده دارم منفجر میشم
دیدم واقعا حالش بده شروع کردم تا جایی که میتونستم براش خوردم آنقدر بزرگ بود تو دهنم نمی‌رفت

سعی می‌کردم دندونم نخوره بهش اولین بارم بود سختم بود ولی بالاخره عامر گفت بسه یکم لاپاییت کنم
منم گفتم عامر کسم نمیخوری
گفت نه خوشم نمیاد بیا لاپایی
اومد نشست روم که لاپایی منو بکنه یکم کیرش مالید به کصم گفت بچرخ داشتم از شهوت و ترس میمردم
که دیدم بدون هیچ مقدمه یکم وازلین زد سرش کرد توم
دیدم از درد دارم منفجر میشم اومدم جیغ بزنم سریع دهنم گرفت گریم گرفته بود اون گفته بود نمیزاره دردم بیاد ولی با اینکه فقد سرش کرده بود نصف شدم
یکهو دیدم نصف بیشترش هل داد تو کونم که دیگه داشتم از درد میمردم نفسم بالا نمیومد از درد مرز انفجار بود یکم وایساد دردش بهتر شد تا دوباره بقیه کیرش گذاشت دردم گرفت از گریه و درد نا نداشتم فقط میدیم اشکم میاد از درد بدنم جر خورده بالاخره شروع کرد به تلمبه زدن اولش آروم میزد با اینکه آروم بود درد داشت ولی زیاد زیاد ترش کرد حس درد و شهوت داشتم بالاخره ارضا شدم ولی اون اولش بود یک نیم ساعت پی در پی توم تلمبه زد انگار کمرش سنگ بود آنقدر زد تا آبش اومد ولو شد کنارم گفت مرسی عشقم منم کونم درد داشت ولی می‌ارزید برا عشق
قرار بره کشورش و من امیدوارم نره چون دلتنگش میشم درست جرم داد ولی ما عاشق همیم
راستی من ایرانیم اگه دوست داشتید ازم حمایت کنید

نوشته: نیلا

بازدید 12,417

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

19 پاسخ به “عشقی که جرم داد”

  1. من فکر نمیکردم دختر ایرانی انقدر خودش رو کم ارزش بدونه و بره به یدونه افغان بده واقعا جای تأسف داره از نظر منحداقل دلت میخواست به یکی از هم وطن هات میدادینمونه اش همین دادشمون aliroh

  2. خیلی آبکی بود اینکه یه دختر ایرانی ه بدنش ظریف ار از بدن یه دختر افغانی هست و با اینکه تا حال سکس تداشتی یهو یه کیر ۲۰ سانتی افعانی رو تو کونت تحنل کنی پس اولا. داستانت. الکی هست و اقعیت،تدلره. بعد هم حدسم اینه خودت هم افغانی باشی .

  3. کسنگو تز لحجت معلومه یه پسر کونی افغان هستی که ننه وخواهرت زیر ایرانی ها جر خوردن و داری از لجت این کس وشعر هارو تو مغزت تفت میدی

  4. کسنگو از لحجت معلومه یه پسر کونی افغان هستی که ننه وخواهرت زیر ایرانی ها جر خوردن و داری از لجت این کس وشعر هارو تو مغزت تفت میدی

  5. از راست و دروغ این مزخرفات که بگذریم، چیزی که باعث رنجش آدم میشه اینه که جماعت افغانی در پلتفورم جنسی ایرانی ها هم عضو شده و داره پارتنریابی میکنه… شکم و زیر شکم شون رو سیر کردیم ولی بازم خویِ پادوگری سعودی و جهود تا مغز استخوان شون فرو رفته… شرم بر حاکمان بی تدبیر این مملکت…

  6. افاغنه رو دارن از مملکت می ریزن بیرون، جمع شدن اینجا‌. انگار ادمین پناهندگی می ده بهشون.

  7. هرکسی هرچی دلش خواست میگهولی بعضی عزیزان تو کامنت میگن چرا واسه افغانی دادی و ارزشت زیاد و افغان ارزش ندارهیه چیز بهتون بگم بهترین زن های ایران به ویژه تهران و مشهد دست افغان هاست.من تا حالان زن های زیاد ایرانی کردم و آنقد که رابطه با افغان دوست دارند با ایرانی ندارند چون هم قدرت جنسی خوب دارند هم پول خوب میدن پس بهتره دهنتون را ببیندید.خواستید من مدرک میدم که چقد زن های ایرانی ازم میخواهند که باهاشون سکس بکنم

  8. چه خبر اینجا هم پر افغانی شده هر کدوم شناختین ریپورت و گزارش کنید بزار مسدو بشن

  9. آره لباس به در کردقطعا ایرانی ای ، خارکصه ها مثل انگلن اینجام از شرشون راحتی نداریمکیر تو جمهوری اسهالی بی درو پیکر

  10. به نظرم نویسنده داستان یک پسر افغانی هست که بعد از اخراج از ایران تو خیال خودش کون یه دختر ایرانی گذاشته توبکن تو منتشر کرده

  11. به حرف کسی توجه نکن و پر قدرت ادامه بده چیزی که تو ذهن نویسنده رقم میخوره تو قلمش به اجرا در میاد شک ندارم به زودی از بهترین‌های سایت میشی

  12. نیلا!!! بابای منم یک افغانی هست تابحال هم دختری رو لمس نکرده میذاری در حد حد بوس و لاپایی و پشت باهات باشه ثواب داره، لااقل توشه کن برا آخرتت

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید