تو کلاس همیش دلم میخواست بغلش کنم و بهش نزدیک باشم. واسه همین الکی خودمو روش ولو میکردم و میخوابیدم. اونم میخندید و هیچی نمیگفت. خیلی مهربون بود. حدود دو سه ماهی از سال گذشت و رابطمون خیلی خوب بود. یه بار که خیلی دیگه مبهوتش شده بودم، یه دفعه لبمو گزاشتم رو لباش و یه بوس خیلی کوچولو کردم. گفت چیکار میکنی روانی. گفتم دارم تمرین میکنم که اگه رل زدم چجوری باید ببوسم و خندیدم. اونم خندید و گفت دیوونه. خلاصه بازم گذشت تا حدود یک هفته بعدش با خودم قرار گزاشتم دلو بزنم به دریا و بگم دیوونشم. رفتم مدرسه و رفتیم سر کلاس. دنبال موقعیت بودم تا باهاش صحبت کنم. بهش گفتم زنگ تفریح بیا پیشم یه کاری باهات دارم. گفت باشه. زنگ تفریح خورد و قلب من شروع کرد به تپیدن. انگار داشت میزد بیرون. من زود تر جیم شدم تو حیاط و منتظرش شدم. اونم اومد و همو پیدا کردیم و رفتیم یه جای خلوت. گفتم ببین رعنا، یه چیزیو چند وقته میخوام بهت بگم. من عاشقتم. دیوونتم. از روز اول که دیدمت رفتی تو قلبم و… داشت با تعجب نگام میکرد یه دفعه زد زیر خنده. گفتم چرا میخندی. گفت آرزو برو خودتو ایسگا کن. گفتم به خدا راست میگم. میخوای شب بیا خونمون هم درس بخونیم هم بیشتر بحرفیم (خونه هامون نزدیک بود). کسی هم خونمون نیست امروز احتمالا . گفت اگه مامانم اجازه داد میام. ظهر شد و رفتیم خونه. زنگ زد گفت باشه میام. نیم ساعت دیگه اونجام. منم مثل برق پریدم تو حموم که وقتی میاد تمیز و خوشبو باشم. دیدم پشمام در اومده. گفتم وقت که دارم بزار بزنمشون. پشمام رو هم زدم و اومدم بیرون. خودمو خشک کردم و یه شلوارک با یه تاپ مشکی پوشیدم. ایفون زد و اومد تو. مثل ماه بود.
هر روز خوشگل تر از دیروز میشد. بغلش کردم گفتم خوش اومدی. خواست بره تو اتاقم که گفتم همینجا بشین کسی نیست. نشست. رفتم براش میوه اوردم و پذیرایی کردم. زمستون بود و سرد بود. رعنا هم با پالتو اومده بود. گفت وای دارم میمیریم از گرما. گفتم خب درش بیار. گفت اخه فک نمیکردم گرمم بشه همینجوری پوشیدمش. گفتم دیوونه که پالتو رو خالی میپوشه. خندید. گفت لباس داری بم بدی عوض کنم؟ گفتم برو بابا غریبه نیست که دربیار پالتو تو. گفت نه اخه زشته. گفتم وا چه زشتی داره. اصا خودم درش میارم. به زور پالتوشو باز کردم و با خنده و مسخره بازی از تنش در اوردم. اونم خودشو هی جمع میکرد و خجالت میکشید. ولی عجب بدنی داشت. سینه هاش کوچیک بودن و معلوم بود سوتینش سینه هاشو نگرفته خیلی. ولی فوق العاده بود این دختر. کمکم یخش اب شد و راحت تر شد. یکم درس خوندیم و خسته شدیم. گفتم میرم فلیم بزارم ببینیم. منم یه فیلم صحنه دار گزاشتم یکم. نمیدونم چرا ولی کرم داشتم. من به دخترا حس نداشتم ولی دلم میخواست با رعنا یه کارایی بکنم. فیلمو گزاشتم و صداش کردم. رسید به صحنه هاش. شروع کردن لبای همو بوسیدن و افتادن رو تخت و رفت سکانس بعدی که ادامه فیلم بود. رومو کردم بهش. گفتم رعنا هیچی فقط نگو. بعدش پریدم روشو شروع کردم بوسیدن لباش. به زور منو پس میزد ولی منم مقاومت میکردم تا یکم اروم شد و خودشم یکم همراهی کرد. همینجور ادامه دادم تا کامل خودشم همراهی کنه. وقتی مطمئن شدم اوکیه رفتم رو گردنش و بعد از چند دقیقه خواستم برم سراغ سینه هاش که نزاشت. گفتم چرا. گفت لذتی بم نمیده. گفتم واقعا. گفت اره. ولی من ول کن نبودم. با هزار خواهش و تمنا راضی شد سوتینشو در بیارع و بخورم سینه هاشو. منم با ولع میخوردم. کصم خیسه خیس شده بود و حسابی حشری بودم. رفتم پایین تر و شکمشم خوردم. یه نگاش کردم دیدم چشماشو بسته داره نفس نفس میزنه. گفتم چیشد. تو که گفتی لذتی نداره برات. به زور چشماشو باز کرد گفت فک میکردم نداره ولی ادامه بده. و باز چشماشو بست. منم سریع سرمو بردم لای پاش و از رو شلوار با دهنم به کصش فشار می اوردم. ناله های ریز میکرد. خواستم شلوارشو در بیارم که دستمو گرفت. منم دستاشو پس زدم و به زور زیپشو باز کردم و شورت و شلوارشو کشیدم پایین. دستشو گزاش رو کصش از خجالت. منم دستاشو گزاشتم کنار و نگاه کردم. واای چی میدیدم چرا انقد خوشم اومده بود از کص یه دختر. من هیچوقت حسی به دخترا نداشتم. به هر حال. یه دفعه وحشیانه شروع کردم کصشو لیس میزدم و میخوردم. دیگه رسما داشت ناله میکرد. همینجور با ولع میخوردم و یه خورده هم با انگشام سوراخ کونشو میمالیدم. بلندش شدم و بش گفت بلدن شو. بلند شد و شلوارشو کامل کندم و بردم رو تختم. به پشت خوابوندمش و سوراخ کونشو لیس میزدم. البته قبلش خوب نگاش کردم دیدم خیلی تمیزه و کلا ادم تمیزی بود. زبونمو سعی میکردم فرو کنم تو. اونم ساکت شده بود و هیچی نمیگفت. اونورش کردم و بازم کصشو خوردم. همزمان سینه هاشو میمالیدم. انقد خوردم تا حس کردم داره میلرزه. یه دفعه دیدم ارضا شد و ابشو تا قطره اخر لیس زدم و خوردم. دیگه نای نفس کشیدم نداشت. بازم کصشو بوسیدم و بلند شدم. دیدم تقریبا خواب و بیداره. دیدم.جون نداره. خودمم لخت شدم و با دستم خودمو ارضا کردم و بعد یه ربع بیدارش کردم. میگفت دستت دردنکنه. حس عجیبی بود. بار اولش بود که ارضا شده بود. ساعتو نگاه کردم. دیدم نیم ساعت دیگه مامانم میرسه. سریع یه لب دیگه ازش گرفتم و رفتم خونرو مرتب کردم. خلاصه منو رعنا شدیم پارتنر هم و حسابی به هم لذت میدادیم. بعد چند وقت حسم نسبت بهش کم شد و با یه پسر رل زدم. اونم با یه پسر دیگه رل زد. تو داستان بعدی، دومین لزمون رو که اون هم برای من خورد براتون تعریف میکنم. ممنون که خوندین
نوشته: آرزو
22 پاسخ به “عاشق همکلاسیم شدم و لز کردیم”
1- ورود زیر 18 سال به سایت ممنوعه2- همون دفعه قبل هم زیاد بود!3- هر وقت دبستانو تموم کردی یاد گرفتی چاقو چاغ!! ننویسی بعد قلم به دست بگیر کوچولو…
کصم خیس شد💧💧💧
چرا کسی با ما رل نمیزنه؟
۵، ۶ خط بیشتر نخوندماگر به جای اینکه تو مدرسه دنبال پارتنر بگردی به حرفای معلم ادبیات پارسی گوش فرا میدادی، الآن میدونستی چاق درسته نه چاغ دخترم!گِل بگیرن در اون آموزش پرورشِ خراب شده رو 😩🤦🏻♀️#لزبین_بیسواد
خودت نداری که مثل گل پسرها میگی “واای چی میدیدم” ؟ 😂
نویسنده پسر بود
۱۶ ساله اینجا چکار میکنی،سوادت هم نم کشیده برو دختر به درس و زندگیت برس.
بدون ارزش…همراه با کمی لرزشنوشته ی یه دختر نسبتا چاغ!!!..که داستانش مونده روی اجاقپر از حرافی و چرت و پرت…و ایضا کمی صدای خرت و خرت(اونجایی که داشت پشماشو میزد)و در یه کلمه حیف گوشی و نت و حواله ات فانتوم و جت!! 👎
لایک
بابات آب دادننت حال دادتو بدنیا اومدیاول برو نوشتن یاد بگیرکیر شاه ایکس تو کونت
خدایااا بسههه دیگگ 😐🌵
تو مدرسه چی بهت یاد دادن؟گذاشته بودمچاقخوش بگذرههمهشبذارکلا با ذ مشکل داری؟رابطهمون!ریدم تو املات:/ بقیهش برا اونایی که تا ته خوندن!نظر خود در مورد خودتم تو کونتاینجا همه پسرا سیکس پک دارن با نیم متر کیر، همهی دخترا هم ممهی ۸۵ دارن با یه کص کلوچهای حلقوی آلبالویی خوشبو!
متاسفانه بعضی از دهه هفتاد هشتادیا بیماریهای روانی خفته ای دارن که وقتی ازش مطلع میشی واقعا شوکه و البته متاسف میشی.یکی از اون بیماریها، دقیقا بیماریه نویسنده این پرت و پلای بالاست.جنسیتش مذکره و هنوز به پونزده سالگی نرسیده اما چنان خودشو جای این دختر اون دختر میذاره که…
الان دقیقا تو این سایت چه گهی میخوری؟؟؟دکمتو بزن لطفا 😒 😒
خا
وای چی میدیدم ی کسشر دیگه
این جمله دل روزدم بدریا مثل شربت خیلی خز شده دیگه توتمام داستانها هست
عملا بهش تجاوز کردی
منو دوست پسرم دنبال یه خانوم پایه از تهران برای لز و سکس سه نفره هستیم
چقد خوبه ک پارتنر برا خودت پیدا کردی😓
نکن ناموسا ۱۶سالبخاطر شما سن ازدواج زیر ۱۸ممنوع شد که لز کنید بدبختا
من متوجه نمیشم شما داستانومیخونین یا دنبال غلط املایی میگردین؟،☹️