صبحگاه

نیش سرمای صبح به تنم می خوره.لحاف سَبُک را به طرف خودم می کشم .لحافی که هم گرمه وهم خنک. لحاف را که می کشم بدن عریانی به دنبالش به بدن برهنه‌ام می چَسبه و گردنش رو روی گردنم قفل می کنه و طره ای از موهای مشکی صافش روی صورتم می ریزد .می گوید : خرس گنده‌ی لوس خودم . و لاله گوش مخالفم را می مکد و می گَزَد.بدنم را برایش باز می کنم . از درون همه بدنم را کش می دهم و هی بازتر می شوم . الهه کارشو بلده ، به موهای فرِ کوتاهم چنگ می زنه و به عقب می کشه .درد خفیف و لذیذش به تنم رعشه میندازه.گردنم رومی مکه و لبم رو می بوسه و می خوره و با دست دیگه‌ش از پستون تا رونم رو نوازش می
کنه، گاهی تند گاهی آرام.حالاخیس شده ام و ناله ام رو بلند کرده .تب‌دار می گویم بیشتر… محکم تر…برو تو دره…وگرنه بلند مشم میخورمت ها. میگه بهتر، شب منو نخوری می کشمت. و من به چشمای سیاه زغالی اش زل می زنم و او به چشمان عسلی من.
الهه همه‌ش 55کیلوئه ولی وقتی اسیرشم و موهام رو می کشه و بدنم رو میخوره تبِ تَنش مستم می کنه و خودم رو اونقدر کش و قوس می دم که که کاملا روی بدنم پهن می شه، رامم می کنه ، اسیرم می کنه و تکه تکه بدنم رو حال میاره تا وقتی اون پایین خشک بشه و خودم بیحال و بی رمق شم.
بیشتر وقتا که عشقبازی صبحگاهی مون تموم میشه یه چیزی میگه . امروز گفت : فکرشو بکن “آلالی” ، تا دو ماه پیش وقتی میومدی آرایشگاه پشت سر بهت می گفتم آلی واله . گفتم آلی واله حالا عشقته … نه… اسیرته.
گفت : دلفین‌مه… گفتم آره دلفینتم. وقتی زیر تیغ جراحی رفتم نمی دونستم قراره دوست دختر یه دختر باربی 55 کیلویی شم که 15 سانت از از خودم کوتاه قدتره. گفت :هیس …من از دخترای درشت خوشم میاد. وقتی گفت “دخترا” هری دلم ریخت. یعنی دیگه براش دخترم؟تا کی؟ و چند قطره اشک از از گوشه چشمم رو دستش ریخت.
دوباره محکم بغلم کرد طوری که انگار خودم و پستونام لای آغوشش گم شدیم.
آروم دم گوشش گفتم :من از آن روز که دربند توام آزادم.
چشممو بوسید.

نوشته: ؟

بازدید 18,496

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

4 پاسخ به “صبحگاه”

  1. يك تكراري بوددوم نيش سرما چيه كس خول سوز سرماسوم اين ادمين داره كم كاري ميكني هر كس شعريو ميزاري

  2. خوب بود.گلهای جوانی رابچینید، بخندید، برقصید،همچنانکه هرآبی به دریا ختم میگردد،خنده ها،شادیها،غمها سرانجام به گوری سرد منتهی میشود.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید