رسیدم سر لوکیشنی که برام ارسال کرده بود یه خونه ویلایی بود با در مشکی کاملا معمولی غرب تهران چراغ آیفون روشن شد و در باز شد رفتم داخل حیاط و به سمت ورودی که یه در چوبی بود حرکت کردم در خونه باز شد یه مرد میان سال با یه شورت و رکابی مشکی تو چهارچوب در بود آروم سلام کرد دستش را دراز کرد به سمتم از عکسی که فرستاده بود برام سنش بیشتر می خورد پوست سفیدی داشت موهاش کمی کم پشت شده بود ولی بدن خوبی داشت دست دادم دعوتم کرد تو، خودش جلو رفت توجهم به شورت پشت بازی که پوشیده بود جلب شد خیلی سکسی بود وارد سالن پذیرایی شدم یه خونه کاملا ایرونی با چیدمان مدرن آروم حرف می زد فهمیدم که تنها نیستیم ، همین امشب ساعت 11 تو هورنت باهاش آشنا شدم خودشو علی معرفی کرد 38 ساله بات منم حسامم 30 سالمه بچه شهرستانم و تهران کار می کنم یکم هورنت چت کردیم و عکس فرستادیم گفت که امشب مکان داره فاصلش باهام زیاد نبود لوک داد منم که حشری گفتم برم یه حالی به خودم بدم قیافش بهترعکساش بود بدن خوبی هم داشت از سالن رد شدیم و رفتیم سمت اتاق خواب ولی یه اتاق دیگه بود که درش بسته بود از رفتارش معلوم بود که توی خونه تنها نیستیم رفتیم تو اتاق در و بست و از پشت قفل کرد گفتم کسی خونس گفت اره ولی مهم نیست با ما کاری نداره ، شروع کنم؟ تا اومدم به خودم بیام دیدم جلوم زانو زده و بند شلوارمو باز کرد تا زانو کشید پایین از رو شورت مشکیم زبونشش را می کشید روی کیرم که هنوز خواب بود نمیدونم حس استرس داشتم این که می دونستم تو خونه تنها نیستیم بهم استرس می داد که همه بدنم داغ شد سر کیرمو از لای شورت کشید بیرون دهنش مثل کوره بود و کیر خوابم و تا دسته تو دهنش جا داد آهی از سر لذت کشیدم و کارش و شروع کرد هر لحظه خون بیشتری به سمت کیرم از قلبم پمپ می شد و لحظه به لحظه تو دهن داغش قد علم می کرد حالا دیگه به زور نصفش تو دهنش جا می شد کیرمو کشید بیرون و یه نگاهی بهش کرد و گفت خدا به دادم برسه کیرم تو دستش بود که منو به سمت تخت کشوند نشست لبه تخت و شورت و شلوارمو از پام کشید پایین و شروع کرد به ساک زدن قبلا خیلی برام ساک زده بودن ولی علی دستشو حلقه می کرد دور کیرم هم زمان با یه ریتم خاص دستشو دور کیرم حرکت می داد و کیرمو تو دهنش عقب جلو می کرد هر چند بار می برد ته حلقش و لذت وصف نشدنی وجودمو فرا می گرفت اگه بیشتر ادامه می داد تو دهنش ارضا می شدم اومدم جلوشو بگیرم نزاشت اون قدر به کارش ادامه داد تا اهی از سر لذت کشیدم سرشو با دستام نگه داشتم و کیرمو تا ته حلقش فرو بردم شیره وجودم را کشید تا قطره آخرش را خورد پاهام سست شد و اونم ول شد روی تخت نشستم لبه تخت هنوز تی شرتم تنم بود دستم و کشیدم روی پاهای سفید علی که شیو شده بود پوست نرمی داشت دستش و گذاشت روی سینم و فشار داد پایین کنارش روی تخت دراز کشیدم از پشت بغلش کردم بدن گرمش تو بغلم اون لحظه برام بهترین حس دنیا بود چند دقیقه تو همین حالت موندیم که علی با دستش کیر خوابم و گرفت و شروع کرد به مالیدنش یکم که به کارش ادامه داد آروم آروم باز تو دستاش راست کردم سرشو آورد جلو لبام به لباش گره خورد با چرخوندن زبون داغش تو دهنم باز موتورم روشن شد ولی نمیخواستم افسار سکس را باز بدم دست اون چرخیدم روش و شروع کردم به خوردن گردنش که نالش رفت بالا رکابیش را در اوردم و افتادم به جون سینه هاش به خوش می پیچیدی اما زیر هیکل من نمی تونست زیاد تکون بخوره زبونم را کشیدم تا نافش و شورتش را در آوردم یه کیر کوچیک زیر ده سانت داشت که از پیش آبش سرش خیس خیس بود کردم تو دهنم و براش ساک زدم نشستم پایین تخت پاهاشو گذاشتم روی شونم و زبونم را دور سوراخش چرخوندم از لذت به خودش می پیچید زبونم گذاشتم رو سوراخ داغش که داشت برای کیر نبض می زد و شروع کردم به خوردن سوراخش داشت از حال می رفت بلندش کردم و نشوندمش لب تخت و کیرمو دادم دستش این بار خودم دهنشو می گاییدم حسابی کیرمو ته حلقش نگه می داشتم تا آب دهنش از کیرم به سمت رونام سرازیر شد حالا وقت گاییدن سوراخی بود که با زبون حسابی بازش کرده بودم هلش دادم روی تخت و پاهاشو باز کردم به زور خودش را رسوند به کشو کنار تخت و از توی کشو یه ژل لوبریکانت بهم داد پاهاشو آوردم بالا سوراخش داشت بهم چشمک میزد یه بار دیگه زبونم و کشیدم روش آهی از سر لذت کشید یکم ژل ریختم روش و با انگشتام افتادم به جونش چقدر تنگ بود تا دوتا انگشتم راحت توش چرخید سر پاهاشو گذاشتم روی شونم و کیرمو با سوراخش تنظیم کردم سر کیرمو گذاشتم روی سوراخش و سانت به سانت شروع کردم به جا دادن کیرم تو اون کوره گوشتی هر سانتی که جاش میکردم به صورتش نزدیک تر می شدم تا دسته که رفت تو لبام رسید به لباش نزاشتم ناله کنه لباشو با ولع بوسیدم و زبونم تو دهنش میچرخوندم یه دیقه ای کیرم تا دسته تو سوراخش بود و لباش روی لبام مست شدم از لذت وصف نشدنی که تو اون لحظه داشتم این که یه مرد سن بالا تر خودم این جوری زیر کیرم ناله میکرد حس وصف نشدنی بین قدرت و شهوت بهم می داد کیر کلفتم را توی سوراخ تنگ علی نگه داشتم تا جا که باز کرد شروع کردم به ضربه های آروم با کیرم به سوراخ تنگش و رفته رفته بیشتر می کشیدم بیرون و تا دسته هل می دادم توش ناله های ریزی می کرد و التماس می کرد تا دسته نکنمش ولی من گوشم بدهکار نبود چند دیقه حسابی تو همون حالت گاییدمش تا دیگه حسابی باز شد کشیدم از سوراخش بیرون و دراز کشیدم کنارش روی تخت با علامت سر بهش فهموندم که باید پاشه بشینه روش بلند شد از پشت بشینه ولی گفتم نه از جلو چرخید و کیرمو گرفت توی دستش خودش گذاشت روی سوراخش و اروم اروم دادش تو وای نشست روی پام و کیرم تا دسته تو سوراخش بود یکم خمش کردم به سمت جلو و اجازه دادم روی کیرم حسابی حال کنه شروع کرد به پایین بالا شدن روی کیرم سینه هاشو میمالیدم و سرش را فشار میدام فقط ناله میکرد تا این که حرکاتش را تند تر کرد این قدر پایین بالا شد تا نالش بلند شد و روی شکمم گرمی آبش و حس کردم ارضا شده بود افتاد تو بغلم از کنار تخت با دستمال شکمم و پاک کردم وبی حال افتاده بود روی تخت کمرش خیس عرق بود و سوراخش حسابی قرمز شده بود دراز کشیدم روش لاله گوشش را شروع کردم به لیس زدن و آروم کیرمو جا دادم تو سوراخش نالش باز بلند شد این قدر گاییدمش که برای اومدن آبم داشت التماس می کرد داگی گذاشتمش لب تخت و تا دسته کردم توش و چند دیقه تو همون حالت گاییدمش دیدن علی تو اون حالت زیر کیرم که زانو هاش داشت دیگه می لرزید حس عجیبی بود کیرمو کشیدم بیرون آبم کل کمرش را پر کرد نبض کیرم هر بار مثل فواره آب داغم را می پاشید روی کمر علی افتادم روی تخت علی بلند شد رفت توی سرویس خودشو تمیز کنه به ساعتم نگاه کردم تقریبا 2 شب بود ضعف کرده بودم دلم یه چیز شیرین می خواست علی اومد نشست کنارم گفت شب بمون صبح برو وای بهترین پیشنهاد دنیا بود تو اون لحظه برام گفت چیزی می خوری فکنم خودشم ضعف کرده بود یه شلوارک پوشید رفت بیرون و با یه ظرف تنقلات اومد رو تخت یکم گپ زدیم نفهمیدم چجوری خوابم برد بیدار شدم در اتاق بسته بود ولی از بیرون صدا می اومد صدای یه پسر بچه شاید نوجوان پاشدم لباس پوشیدم و خواستم از اتاق برم بیرون که دیدم در قفله ترسیدم صدایی از بیرونم دیگه نمی اومد خواستم بزنم به در که دستگیره چرخید و باز شد وای علی با یه کت شلوار سرمه ای تو چهارچوب در بود خیلی خوشتیپ بود الان تازه زیباییش را می دیدم گفت ببخشید پسرمه رفت مدرسه گیج بودم گفتم خواهش می کنم اومدم بیرون گفت بیا یه چیزی بخور روی میز آشپزخانه صبحانه چیده بود همون جور ایستاده برام لقمه گرفت و بهم تعارف کرد به ساعت دیواری نگاه کردم 6 و 45 دقیقه صبح بود لقمه را از دستش گرفتم اومد روبه روم ایستاد و گفت 4 ساله جدا شدم و پسرم باهام زندگی میکنه در مورد گرایشم میدونه نمیدونستم باید چی بگم که زانو زد جلوم و گفت بعد چند سال بهترین سکسم با تو بوده شلوارمو باز کشید پایین یه انگشت از شکلات صبحانه روی میز را مالید به سر کیرمو وای شروع کرد به ساک زدن …
ادامه دارد
ادامه دارد
نوشته: mt
5 پاسخ به “شکلات صبحانه (۱)”
♥️🌺🪷🌺♥️🪷
عالیه 👌🏻
ساک کارمندی قبل از سرکار🤣🤣🤣
عالی
خوب نوشته بودی مرسی. اینم که کت و شلواری دیدیش خیلی عالی بود. در ابهت کامل مردانه اش نگاهش میکردی و یادت میومد دیشب زن تو شده بوده