شب قشنگ

سلام
اسم من رویاس
از خودم بخوام بگم قدم 168 و وزنم 75 کیلو ام پوستم سفید ماسته و بینی متوسطی دارم چشمام سبز عسلی رو لبام قلوه ای
20سالمه و خاطره ای ک مینویسم مربوط به حدودا یک ماه پیشه
عرضم ب خدمتتون ک داداش من یه دوستی داره به اسم محمد که از قضا این اقا یک سال و نیم پیش شروع ب پیام دادن ب من کرد ولی تو اون تایم من تو رابطه بودم و خب نرمال بود ک جواب ندم😶
و بلاک کردم توی اینستاگرام
محمد ب نسبت معیارای الان یه کراش ب تمام معنا بود چشم و ابروی مشکی داشت با چشمان درشت اهویی یه بینی قلمی خدادادی و لبای قلوه ای🤤
یک سال و نیم از اون تایم میگذره اون رابطه فاب من کات میشه و اینستاگرام اکانت قبل خودم رو دیلیت کرده بودم و اکانت جدید داشتم
حالا بک بزنیم ب یک ماه پیش ک این اقا محمد منو فالو کرد و بک دادم بعد حدودا یک هفته شروع ب ریپلی استوری کرد و تنها واکنشم لایک پیامش بود
کم کم عکسای خودمو ریپلی زد و خب رابطه استارت خورد از اونجا ک ادم خیلی هاتی هستم بعد از 3-4 هفته استارت رابطه بحثامون سکسی شد و خب این اقا رفیق داداشم بود از اعتماد کردن میترسیدم و قبل از اونم با هیچ کس توی رابطه ام سکس نداشتم مثلا شده بود در حد یک دستمالی کوچیک
خلاصه بعد کلی اصرار محمد خواهرم رضوان رو هم در جریان قرار دادم تا یجوری شرایط رو اوکی کنه من بتونم برم محمد رو ببینم
(خانوادم سخت گیر نیستن ولی صلاح دونستم محمد بدونه خواهرم در جریان رابطه اس )
برسیم ب روز دیت
اولین دیت همه تو کافه و رستوران میگذره ولی از خدا ک پنهون نیست ازشما چه پنهون تا اینجای کار متوجه شدید که هیچ چیه این رابطه نرمال نبوده😂
دیت اولمون به خاطر یسری محدودیت های وقت و… توی ماشین گذشت ک من کاملا راضیم
محمدم ناراضی بنظر نمی رسید(پس… ناراضی) 😂😂
توی چت خیلی از حد و مرزا زیر پا گذاشته شده بود و الان نوبت به واقعیت رسیده بود
آدم خجالتی ای نبودم ولی ادم وقتی با کسی ک روش کراش داره بره بیرون اصولا نمیدونه چی باید بگه و گیجه
محمد یکم تایم داد یخم باز شه حتی رفت از سوپر مارکت کلی اسنک گرفت و اومد وقتی دید هرچی میگذره من وا بده نیستم
خودش دست بکار شد و گفت
خبببب رویا خانوممم مشتاق دیدار
همین هین دستشو دراز کرد روی شونم انداخت و منو سمت خودش کشوند
اولین بار بود میدیدمش حالا تو بغلش بودم و بینیم نزدیکترین حالتی ک میشد روی گردنش قرار گرفته بود و خوشبوترین عطر رو استشمام میکردم
یه کرمی تو وجودم میخواست زبونمو روی گردنش بکشم ولی خب اقدام جسورانه و خوددار نبودن مال من نبود! 😅
(خودم میدونم دیت اول تو بغلش بودن زیاد خودداری نیست)
سرمو تو گردنش قایم کردم و با چشام خیره به یقه پیراهنش شدم تا باهاش چشم تو چشم نشم
یکم ک گذشت محمد دید انگار قرار نیست صدایی ازم در بیاد ی جای خلوت (تو کوچه بن بست خونشون) وایساد و ماشینشو پارک کرد و گفت
سرتو بیار بالا ببینم خانومی رو
سرمو بالا اوردم و پیشونیمو بوسید لپام گلی شد و تو دلم قند آب شد
محمد متوجه شد ک منم دارم چراغ سبز میدم برا همین رفت برای دومین بوسه و نوک بینی گردالی مو بوسید خندم گرفت تو چشاش نگاه کردم و یه لبخند ملیح بهش تحویل دادم به همین ترتیب خیلی اروم و با حوصله لپامم بوسید
داشتم تو ذهن خودم حلاجی میکردم الان چی میشه که دستشو برد پشت گردنم سرمو سمت خودش کشید و داغی لباش رو لبام
چشام بسته شد و مغزم همینجوریشم ک کار نمی کرد رفت تعطیلات
با خودم میگفتم یه بوسه سادس شلوغش نکن اروم باش اوکیه همین شکلی داشتم خودمو اروم میکردم ک قرار نیس بیشتر ازین باشه ک محمد دستشو برد شالمو از سرم درآورد و گیره موهامو باز کرد دستشو بین موهام برد و محکم سرمو سمت خودش کشید لباش از حالت بوسه خارج شده بود دیگه لبام تو دهنش بود ک مکیده می شد خب تا همینجاشم برام زیادی بود دستمو روی سینش گذاشتم و پیراهنشو تو دستم مشت کردم
همین انگاره بزرگترین اجازه ای بود ک بی صدا میتونستم بدم
محمد لبام سیر نشده بود ک اجازه بزرگترین براش صادر شد لباشو از لبام جدا کرد یذره عقب رفت چشمام خمار ترین حالت خودش بود ک حتی با اون حالتم نگاش میکردم قشنگ بود
حالا ک یه استپ کوتاه داریم مغزم انگار شروع ب کار کرد نگام بین چشاش چرخید و منتظر چیزی بودم محمد روی رگ خوابمو بوسید و با بوسه های ریز سمت گوشم رفت نفس گرمش به لاله گوشم تحریک کننده ترین بود تو گوشم گفت
میدونی چقدر منتظر الان بودم
لبخند ملیحی تحویلش دادم و گفتم چقدر
گفت خیلی زیاد
نرمه گوشمو بین لباش گرفت و مکید همین کافی بود تا رویا خیس شدن شرتشو حس کنه میخواستم عقب بکشم میدونستم درست نیست ولی نمیتونستم
محمد دستشو روی رون پام سر داد داشت می برد بالاتر دستشو با یکی از دستام بالا اوردم و نگه داشتم ضربان قلبم روی هزار بود صداشو میشنیدم دستشو روی قلبم نگه داشتم
فکر نمیکردم ک فرصتو دو دستی تقدیم کرده باشم بعد این ک ضربان قلبمو حس کرد زیر گوشم کنار گردنمو بوسید و لیس زد و دستشو گذاشت رو میمی چپم
رویا نای نفس کشیدن نداشت
تکیه به پشتی صندلی داد و خودشو رها کرد
سپرد دست محمد تا محمد به هر شکلی ک میخواد دیت اولو بگذرونه
به لطف سکس چتامون محمد میدونست نقطه ضعفم وحشی بودنه بعد یکم ماساژ اومد سراغ دکمه های لباسم باز کرد سه تاشو
خب دیگه همینقد کارشو راه مینداخت
همین ک چشمش به لباس زیر ابی کاربنیم روی پوست سفیدم دید گفت
اوووووففففف سفید برفیمی
سرشو به سینم نزدیک کرد زبونشو بین چاک سینه هام ک زیادی تو چشم بود گذاشت و تا بالا ادامه داد
صدام بود ک توی ماشین ب اغوا کننده ترین شکل میپیچید
کنترل آه کشیدنم دست خودم نبود
قشنگ بسته ب کاری بود ک محمد میکرد
دستشو برد و از پشت بند لباس زیرمو باز کرد دستمو از لباس آستین و بند لباس زیر بیرون آورد
خب حالا دیگه کاملا در اختیارش بود بهم گفت دراز بکشم و و سرمو بذارم رو پاش
خیلی بد بود ک محمد از نقطه ضعفام خبر داشت بعد این ک با دراز کشیدن مخالفت کردم
نوک سینمو بین انگشتاش گرفت و فشرد
دیگه هیچ توانی برای مقابله نداشتم دراز کشیدم سرمو گذاشتم رو پاش
حالا دیگه وقتش بود محمد نقششو ایفا کنه
زبونشو دور نوک سینم میچرخوند و من ک تلاش میکردم صدامو کنترل کنم
تا اینجا بسی موفقیت آمیز بود کنترل صدا ولی محمد دوست نداشت من از جیغ کشیدن خود داری کنم اینو وقتی خوب متوجه شدم ک نوک سینمو بین دندوناش فشرد و منی ک باسنمو از صندلی ماشین جدا میکردم و دستمو تو موهاش فرو برده بودم
محمد تمام تلاششو میکرد تا از سینم شیر بگیره با گاز و میک زدنای محکمش اما سینم قصد نداشت شیر بده و تنها واکنش بدنم هر لحظه خیس و خییس تر شدن شورتم بود
پاهامو باز کرده بودم و روی صندلی گذاشته بودم
کاملا در دسترس محمد بود همه چیز
محمد بعد این ک کلی سینه هامو خورد و گاز گرفت دید نباید ب همین بسنده کنه دستشو برد سمت کش کمر شلوارم و ازش رد کرد پاهامو محکم بهم فشار دادم
این حد واسم زیاده. روی بود
گفت تا نخوای حتی قرار نیست دستم زیر شورتت بره خیالت تخت
همین و گفت و دلگرمم کرد پاهامو باز کردم کاملا
محمد الان میخواست از دانسته های سکس چتش کمک بگیره
شورتم انقد خیس بود و چسبیده بود ب کصم ک همه اجزاش ب راحتی برا محمد قابل لمس بود
محمد میدونست ازین ک یهویی روی کصم اسپنک بزنه خیلی زیاد حشری میشم
دستشو اول رو چاک کصم بالا پایین برد وقتی متوجه شد ی ذره داره یکنواخت میشه دستشو برد عقب و محکم اسپنک زد همین شد ک اههههه خیلی بلند از دهنم خارج شه قبل تصمیم کنترل کردن صدا
لباشو رو لبام گذاشت و کارشو تکرار کرد
دوست داشتم نوبت ب من برسه
بی توجه به اصرارش نشستم داگی روی صندلی شاگرد بودم
دوست داشتم آبنبات رو لیس بزنم
تو سکس چت ب دیکش میگفتم ابنباتم
زیپ شلوارشو باز کردم
این قلمبگی اب دهنمو راه مینداخت
برا وجود من کنارش اوضاعش انقد خیطه الان
دوس دارم هزار بار دیگه تکرار شه
دستمو از روی شورت روی دیکش گذاشتم خوب تا همین جای کارم زیادی یواش پیش رفته بودم داشتم شورتشو پایین میاوردم ک انگشت فاکش رو تو دهنم گذاشت و گفت خیسش کن متوجه منظور دقیق نشدم ولی ترجیح دادم حالا ک همه چیمو حفظه بسپارم بهش خوب لیس زدم و انگشتش رو خوردم و با دستام حین خوردن انگشتش براش میزدم
اب دهنم از بین انگشتاش میریخت انگشتشو از دهنم بیرون کشید زبونمو دور سر کیرش میچرخوندم دستشو گذاشت رو باسنم یه دونه اروم زد و گفت قمبل کن برام رویا
گودی کمرمو بیشتر انداختم تو چشم و براش قمبل کردم قشم
شلوار و شورتمو باهم کشید پایین
تا خواستم ب مقاومت برسم انگشت فاکش ک داشتم براش ساک می زدم و دورانی رو سوراخ کونم کشید
هوفففف دلم میخواست جیغ بکشم
برا جلوگیریش سرکیرشو گذاشتم تو دهنم و تمام تلاشم این بود دندونم بهش نخوره و تا آخر ببرم تو دهنم
صدای ناله مردونش چیزی بود ک حشریتمو ب اوج خودش رسوند
از دهنم در اوردم و گفتم جونم
دستشو برد تو موهام و سرمو ب سمت کیرش هدایت کرد شروع ب خوردن کردم باز ته حلقم حسش میکردم
محمد تف زد ب انگشتش و گذاشت رو سوراخ کونم میخواست ببره داخل ولی داشت پروسه درد ناکی میشد
نمیذاشت کیرشو از دهنم در بیارم با اون دستش سرمو تند تند جلو عقب میکرد کیرش ته حلقم بود حالت تهوع گرفته بودم
اروم اروم انگشتشم تو سوراخم فشار میداد
یه ترکیبی از آب دهن و صدای جیغ و عق زدن از دهنم بیرون میومد
محمد تو اوج خودش بود انقد بالا که صدای نالش بالا تر میره دوست داشتم صداشو
خوشم میومد صداشو میشنیدم
روحمو ارضا میکرد حتی اگه انگشتش تا اخر تو سوراخ تنگم بود و کیرش تا اخر ته حلقم
موهامو گرفت سرمو اورد بالا چند تا دستمال اورد و شروع کرد تند تند جق زدن تا آبش پاشید تو دستمال
عصبی شده بودم زودتر از من ارضا شده فک کردم قراره ندادی گرفته شم
منو چرخوند و گفت ب در تکیه بده پاهامو باز کرد کامل و زبونشو رو کصم کشید شصتشو بالا گذاشت و تند تند تکون میداد با اون دستشم از پشت انگشتم میکرد
یکی دو بار ک دندونش ب کلیتوریس خورد روحمو ارضا میکرد دوسش داشتم تو اوج بودم موهاشو گرفته بودم و سرشو ب کصم فشار میدادم و اه های متعدد و بلند از دهنم خارج میشه فهمید ک ی ذره دیگه لازمه تا ارضا بشم کشید عقب و با دستش تند تر ادامه میداد
اسمشو ناله وار صدا زدم و در اخر اهههههه هوفففف
سرمو تکیه دادم و چشامو بستم
فکر میکردم بهترین خاطره ای بود ک محمد میتونه برام بسازه
اما خاطره های بهترم هست. ♡
(ببخشید اگه جایی زیاده روی کردم و غلط املایی داشتم اولین باره ک مینویسم اگه دوست داشتین حتما پارت دو رو براتون میذارم)

با حرفش لبخند زدم و گفتم چقدر

نوشته: رویا

بازدید 14,403

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

3 پاسخ به “شب قشنگ”

  1. سلام…وقتی میگی اولین باره مینویسی دیگه نمیشه خیلی توقع داشت،در مجموع بدم ننوشتی،بله غلط املائی داشتی که اینجا خیلیم مهم نیست چون قرار نیست نوبل ادبی به نویسنده‌ها بدیم،اینکه روان‌‌ نوشتی نکته مثبتیه و بهتر اینه که همیشه قبل از آپلود کردن داستان خودت یکبار از روش بخونی،خیلی از ایرادات همینجوری مرتفع میشه و …مرسی

  2. تو کوچه بن بست خونشون؟چه جیگری دارهتو چه خری هستیخلاصه کلام تو محل مام کوچه بن بست زیاده سر بزن بهم

  3. به عنوان داستان خوب بود… ولی واقعیت نداره…چطور میشه همه ی این کارارو تو کوچه توی ماشین کرد… چطور میشه سرت رو پاش باشه و اون نوک سینه تو بخوره… مگر اینکه در دسته ی نرم تنان باشه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید