سینه های خواهرم

سلام . اسم من محمد و الان 28 سالمه . این رابطه مربوط به 3 سال پیشه . من یک خواهر 7 سال بزرگتر از خودم دارم به اسم الی که دو سال پیش ازدواج کرد . ما با هم راحت بودیم و من از تقریبا 20 سالگی مرتب قلقلکش میدادم و تا حدودی سینه هاش را دست میزدم . سینه های فوق العاده یی داشت سایز 85 کاپ سی و زمانی که سوتین نمی گذاشت حسابی شل میشدن . بدن خوش فرم ولی یه مقدار شکم داشت
بعد از مدتی آروم شروع کردم به ماساژ سینه هاش در حین قلقلک و اون هم مدام می گفت چرا اذیتم میکنی ولی از روی ناز میگفت . یه بار که شب تنها بودیم و مامان و بابام سر کار بودن رفتم داخل اتاقش ودیدم که خوابه شروع کردم به مالیدن خودم وقتی کیرم شق شد شلوارم در آوردم و کیرم را مالیدم روی لباش . وای که چه حسی بود دلم میخواست همون جا جوری بکنمش که جر بخوره ولی اون شب بعد از 5 دقیقه رفتم داخل اتاقم و جق زدم
تا چند وقت با شورت و سوتین هاش یه حالی میکردم و دو سه باری آبم رو ریختم روی شورتش . تا اینکه بالاخره اومد سراغم و گفت چته تو تمام شورت هام را خراب کردی و اون شب هم که . یهو دیدم بقیه حرفش رو خورد ومن گفتم مگه بیدار بودی ؟ هیچی نگفت
شروع کردم به قربون صدقه رفتنش و بغلش کردم با هزار ترفند دستام را رسوندم به سینه هاش . یهو خودش رو کشید عقب ولی بعد چند ثانیه دوباره اومد جلو و فهمیدم که دلش میخواد برای همین دیگه دست به سینش نزدم تا حشری تر بشه و خودم رو زدم به اینکه من الان 25 سالمه و خوب نیاز دارم به یه کسی که باهاش خودم را تخلیه کنم که دیدم سرخ شد و گفت خفه شو ما دوتا خواهر و برادریم این همه دختر برو سراغشون
گفتم آخه هیچی که مثل تو این سینه ها را نداره تا این رو شنید رفت داخل اتاقش و صدای قفل کردن در را هم شنیدم . چون یکم ترسیده بود حدود ساعت 11 شب بود که برای مسواک زدن اومد بیرون با یک تاپ و شورتک که نوک سینه هاش مشخص بود و فهمیدم که سوتین نداره و بعدش رفت داخل اتاق بدوا اینکه در را هم ببنده
بعد از یک ربع بهانه دانشگاه رفتم دم اتاقش که دیدم در بازه و پشت به سمت در خوابیده و چاک کونش قشنگ افتاده اول برگشتم ولی بعد نتونستم قید این بدن را بزنم رفتم تو اتاقش و شروع کردم ماساژ دادن کونش خیلی آروم . فکر کردم خوابه چون همین که سرش رو میذاشت رو پشتی خوابش میبرد . ولی بیدار بود فقط خودش رو زده بود به خواب و زمانی که من داشتم کونش رو می مالیدم یهو به پشت خوابید و گفت من روم نمیشه تو چشمات نگاه کنم هر کاری داری بکن و برو . و من شلوارکش را درآورم و شروع کردم به خوردن کونش و کس . آب از دهنم سرازیر شده بود و صدای الی هم با ناله بلند شده بود که یهو دیدم اونم تختش را خیس کرده و حسابی لیز شده بود کس و کون بدون مو و سفیدش .
کیرم داشت آتش میگرفت که درش آوردم (کیر من 18 سانته ولی خیلی کلفته قبلا که دوتا پسر را کرده بودم حسابی دردشون میگرفت ) و گذاشتم لای چاک کونش و بالا و پایین کردم که ید دفعه آبم اومد و پاشید رو کمرش و حتی رو موهاش . حسابی خالی شده بودم و الی گفت اوکی دیگه بلند شو برو تا من هم برم حمام . و من حسابی بوسش کردم و رفتم تو اتاقم . بعد از اینکه از حمام اومد بیرون و رفت داخل اتاقش من هم رفتم و در را باز کردم حالا جفتمون لخت لخت بودیم وای خدا سینه هاش سفید و بزرگ و شل
الی گفت باز چته ؟؟ گفتم میخوام بکنمت .شروع کرد به ن گفتن که من الان 32 سالمه و با هیچ کس نبودم نمی خوام اولین رابطه جنسیم با تو باشه اون هم با این کیر کلفتت . گفتم تو مگه قبلا کیر دیدی ؟ که حرفش را خورد و گفت تو فیلم ها دیدم. شروع کردم به مالیدن سینه هاش و لب گرفتن ازش اولش هی خودش را عقب می کشید ولی بعد از مدتی شروع کرد به دست زدن به کیرم و من باورم نمیشد .
بهش گفتم برام بخور نشست و شروع کرد به خوردن . تا ساک میزد معلوم بود ناشی هست تا اینکه بلندش کردم و گفتم داگی شد و گفت من تا حالا کون ندادم گفتم خودم میکنمت بدون درد و رفتم سراغ کرم و انقدر کونش را ماساژ دادم که سوراخش هم باز میشد موقع ماساژ و بعد رفتم سراغ سوراخ کون تنگش . همش تو این فکر بودم که 32 سال از این سورراخ فقط میریده ولی حالا این کیر بره توش خیلی اذیت میشه برای همین اول یک انگشتی و بعد 2 تا . و خیلی آروم حرکت دست . تا اینکه خودش گفت پس کی میکنی توش ؟ وای تا این را گفت آتیش گرفتم و کیرم را گذاشتم در سوراخ و فشار دادم شروع کرد جیغ زدن و التماس کردن ولی چنان دستام دور بدنش بود که تا تکون میخورد بیشتر میرفت تو . فقط بهش گفتم صبر کن الان خوب میشه . و شروع کردم آروم تلمبه زدن و بوسش کردن تا اینکه بعد از چند دقیقه دیدم داره گریه میکنه و میگه محمد خیلی میسوزه و فکر کنم داغونم کردی . اون لحظه هیچی برات مهم نیست فقط می خوای بکنی . بهش گفتم من میخوابم روی تخت و تو بیا روی من این جوری دردت هم کمتر میشه . سریع قبول کرد و صورتش به سمت من بود و نشست روی کیرم و یا یکم فشار رفت تو و شروع کرد پایین و بالا رفتن و من سینه هاش را که دیدم حسابی حشری شدم که هر مرتبه که بدنش میاد پایین سینه هاش 2 بار پایین و بالا میشدن و با دستام یکم بدنش را بالاتر نگهش داشتم و چنان تلمبه میزدم که خواهرم ارضا شد و لرزید و دیدم که کیرم خونی شده و فهمیدم که خیلی سریع تلمبه زدم .
ولی خودش نفهمید منم برای همین بهش گفتم به پشت بخواب تا متوجه خون نشه . دیگه کیرم بدون فشار رفت تو و تلمبه میزدم تا اینکه آبم را ریختم تو کونش . لحظه یی که کیرم را درآوردم یه حلقه خوشگل نصف کلفتی کیرم باز مونده بود که حسابی صحنه سکسی بود

نوشته: محمد

بازدید 17,856

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

7 پاسخ به “سینه های خواهرم”

  1. سطح داستان ها به کجا رسیده.یه پنچ‌دیقه خیال پردازیتو بیشتر کن شاید یکم کیفیت داستانت بره بالا.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید