یک ماه گذشت من و حامد برادر شوهرم فقط هم دیگرو تو میهمانی ها میدیدیم. همه چیز مثله سابق شده بود و انگار اصلا هیچ اتفاقی بین ما نیفتاده…
سکس با نیما شوهرم خیلی خوب بود و ارضام میکرد اما هوس کیر حامد برادرشوهرم را داشتم و توی سکس با شوهرم جای خالی کیر کلفت برادرش رو احساس میکردم.
باید یه کاری میکردم که دوباره برگرده و باهام باشه، یه مدت توی واتساپ بهش پیام میدم و سعی میکردم حشریش کنم. اونم باهام حرف میزد اما حرف های معمولی…
بعد از یکماه دوباره شوهرم برای ماموریت سه روزه راهی تبریز شد. روز اول خونه تنها بودم و حوصلم سر رفتم توی سایتهای پورن و کلی حشری شدم، دو پیک ویسکی خوردم و آرایش کردم، میخواستم کس بدم و اون حس عالی خیانت و سکس رو دوباره تجربه کنم، برادر شوهرم که تحویل نمی گرفت منم از قبل روی مرد همسایه چشم داشتم…
همسایه ما علی ۴۸ ساله مرد قد بلند ، چهارشونه، موهای جو گندمی، پوست روشن با چهره جذاب که از قبل چشمم دنبالش بود، واحد دیوار به دیوار ما کارگاه ش بود، واحد را به کارگاه خانگی برای ساخت چوبی و تزئینی تبدیل کرده بود و خانواده خودش طبقه سوم ساکن بودن و ما هم طبقه اول…
گه گداری بهش آمار داده بودم، اونم دوست داشت منو بکنه اما هیچ وقت نشده بود.
یه تاپ سفید جذب کوتاه با یک شلوار جین سفید جذب پوشیده بودم… کمرم بیرون بود و سفیدیش تو چشم میزد، دو تا دایره فرورفتگی روی کمرم داشتم که خیلی جذاب ترم میکرد.مثله باسن بزرگ و خوش فرم من واقعا سخت پیدا میشد، موهامو سشوار کشیدم و چتری کردم، یه گردنبد سفید خفتی هم انداختم گردنم و با پاشنه بلند رفتم جلوی واحد علی، از قبل میدونستم هستش چون صدای کار کردنش میومد
علی درب را باز کرد و یک لحظه جا خورد، مثل همیشه بعد از سلام و احوالپرسی گفتم اگر ممکنه بیاید منزل ما، آب گرم ندارم و همسرم هم نیست و دست تنهام، علی هم سریع قبول کرد و گفت شما برید منم الان میام، اومدم تو واحد ، ده دقیقه بعد زنگ خونه رو زد، باز کردم ، گفت ببخشید رفتم ابزار بیارم، اومد داخل رفت که در کابینت پکیج را باز کنه که از پشت بهش نزدیک شدم و دستم را بردم روی کیرش و شروع کردم به ماساژ دادن، علی که شوکه شده بود، با خنده گفت چی میخوای گفتم کیرتو…
برگشت طرفم ، بغلم کرد و بدن و گردنم رو میبوسید، منم داغ کرده بودم و چسبیده بودم بهش، دستشو میکشید روی بدنم، گفت عجب هیکلی داری نگار جون ، عجب کونی …!
دستشو انداخته بود زیر کونم و فشار میداد به بالا، یک لحظه نگاهم به پایین افتاد و کیر کلفتش سیخ شده بود و داشت شلوارش رو جر میداد، دستمو دوباره گذاشتم روی کیرش ، به حدی کلفت بود که کسم خیس خیس شده بود، ما همچنان تو آشپزخانه بودیم، نشستم روی زانوهام و شلوارش رو باز کردم، کیر کلفتش رو درآوردم و شروع کردم به خوردنش… علی پیراهنشو و تاپ من را درآورد، جوری کیرشو میخوردم که داشت حال میکرد، گفت بریم تو اتاق روی تخت، تا بلند شدم علی شلوارم رو درآورد ، شلوار خودشم کند و انداخت رو مبل…
از دیدن کیرش داشتم لذت میبردم، خوابید روی تخت رفتم سراغ خوردن تخم هاش و کیرش
بهم گفت نگار تو فرشته ای…
حسابی تخماش رو خوردم و میخواستم براش ساک بزنم تا آبش بیاد که بتونیم دور دوم طولانی تر سکس کنیم، چون معمولا سکس اول آب آقایون زود میاد، به علی گفتم آبتو بریز دهنم تا بهت کس بدم، گفت خوشگلم آبم حالا حالاها نمیاد نگرانش نباش بیا رو کیرم…
نشستم رو کیر خوشگلش، محکم منو چسبوند به خودش و شروع کرد محکم تلمبه زدن
جون کیرش عالی بود…
با سرعت بالایی تلمبه میزد، چون کیرش بزرگ بود با کوچکترین حرکت بدنش کسم شخم می خورد، تمامی این داستان واقعی است توقع فانتزی نداشته باشید.
به پهلو خوابیدیم، یکی از پاهامو با دست گرفت و کشید طرف خودش، کیرشو گذاشت تو کسم و پاهامو باز کرد، جون چه حالی میداد، آروم و محکم تلمبه میزد، سر کیرش بزرگ بود مدام احساس میکردم ، بر عکس کیر حامد برادرشوهرم که رگ های بزرگی داشت کیر علی خیلی رگ نداشت اما سرش بزرگ تر بود.
با دستش کسم را گرفته بود و سرعت تلمبه هاش بیشتر میشد، با کسم بازی میکرد، سرم بهش چسبیده بود و تو بغلش بودم.
در گوشم قربونم میرفت و بهم میگفت: خوشگل خانوم چرا بهم لب ندادی! من که کیرمو کردم توی کست، با دستم کستو گرفتم و دارم فشارش میدم تا له بشه، کس خوشگلت دسته منه؟
بهش گفتم آره علی جونم
کیرش سیختر میشد ، بهم گفت، کس کوچولوت دست منه، و فشار میداد، چوچولم رو لای انگشتاش گرفته بود و میمالید. یک لحظه انقدر بالا بودم بهش گفتم کیرت ماله منه، همیشه باید منو جر بدی
بهم گفت کس خوشگلت تو دستامه، همون کسی که یکسال منتظرش بودم
بهم گفت، وقتی با شوهرت میدیدم لباس های سکسی میپوشی و کستو میندازی بیرون دوست داشتم بگیرم جرت بدم…
گفتم جون کیر کلفت من، بیا عزیزم همش واسه خودت
بعد یک ربع تلمبه زدن و ارضا شدنم اومد روم دراز شد و کیرشو داد تو کسم، اونقدر بهم حال میداد که دوست داشتم هیچوقت کردنش تموم نشه، من برای دومین بار هم ارضا شدم، علی هم می خواست آب بده، کیرش سنگ شده بود و رگ زیرش بزرگ و پر از آب، بهش گفتم میخوام بخورم کیرتو ، گفت میخوام آب بدم ، گفتم آبتم میخورم… گفت مطمئنی عروسک؟
گفتم آره… (من قبلا هم عادت داشتم آب کیر آقایان تمیز، خوشتیپ و جنتلمن را میخوردم)
بلند شد پایین تخت ایستاد منم سریع جلوش زانو زدم، کیرشو داد دهنم شروع کردم به خوردن و ناز و عشوه اومدن، علی داشت از شدت لذت دیوونه میشد، همینطوری که کیرش تو دهنم بود براش یه چشمک زدم ، ناله کرد گفت عجب چشمایی، آبشو کامل ریخت تو دهنم، خیلی زیاد بود ، مثل فیلم ها یکمش رو ریختم بیرون که ببینه ، بقیش هم خوردم،
بهم گفت چشمات آبمو آورد، با ناز براش خندیدم، رفتم روی تخت دراز کشیدم ، علی رفت دستشویی…
در همین حال یه نقشه ای به ذهنم رسید که از لبام و چونم که آب علی روشه عکس بگیرم…
میخواستم حامد برادر شوهرم را تحریک کنم که بیاد پیشم…
اگر دوست داشتید ماجرای سکس دومم با برادر شوهرم حامد را براتون بگم تو کامنتها بهم بگید.
نوشته: Negar
11 پاسخ به “سکس و عشق با برادر شوهر (۲)”
فدای اون کوس تو .یک پیام میدی پی وی
بگو عزیزم
و اقعا جنده کارکشته ای هستی! میگن طرف یه بار گوشت حروم بخوره عادت میکنه!
خیلی عالی و روون و جذاب بودبازم بنویسصدتا لایک 👏
کاملا مشخصه یک پسر داهاتی کص ندیده معتاد به جق این داستان را نوشته
ماشاالله عاشق همه هستی جز شوهرت
نجار رو اوردی واست لوله کشی کنه؟ولی عنان از کف بریدی و واسش جندگی کردی.خوب بود داستانت. ترکیبی از جندگی با حرکات اروتیک بود.کم پیش میاد جنده ای مثل تو دل بکار بده
عالی بود سکسی
یاد نگار تو سریال عشق ابدی افتادمتو یه جنده خفته تو درونت داری ، و گاهی بیدارش میکنیحشریت چه میکنه با بشریت
من تعجبم هرکی میخواد از خودش تعریف بکنه زنها از خودشون کون قشنگ و سینههای بزرگ و سفت و قد بلند مردها کیر بلند و سفت و کمر محکم احتمال میدم تو یک کون گنده چاق داری ا سینههای افتاده با شکمت گنده با رون گنده
همساایه کونی فیلم نگاه کن و جق بزن فانتزی کردن دونفره نداره فقط نمی دانم کونش دسته بیل میخواد از زبان زن می نویسه