خلاصه چایی رو اورد ونشست گفتم اول بهم بگو چرا گوشه گیری گفت آقا داستان داره گفتم میتونی بگی گفت تازه4ماهه متارکه کردم ونمی خا م بدونند همکارا چون یه جوری بهم نگاه میکنند منم تو همین موقع وقت و غنیمت شمردم و گفتم آخه عزیزم تو با این اندام قشنگی که داری کافیه برای اینکه همه بخوان زیرابتو بزنن تا بری سرشو انداخت پایین گفت اختیار دارین منم تو همین وقت پا شدم رفتم نشستم پیشش طوری که زانوهامون چسبید بهم و بلا فاصله دستمم گذاشتم رو پاش وگفتم طعارف نمیکنم واقعیتو میگم دیدم پاشو نکشید وبلافاصله بسکویت تعارف کرد تا با چاییم بخورم گفتم بزار دوباره تست کنم گفتم میشه بسکویت داخل دهانم بزاری دیدم با یه دست چایی وبادست دیگش بسکویت را به دهانم نزدیک کرد که از دستش گرفتم گذاشتم رو میز ودستشو گرفتم تو دستم دیدم خیس عرفه گفتم چرا دستهات خیسه گفت از ترسه گفتم مگه من چکا ر کردم که میترسی گفت آخه من تا حالا با مردی نبودم گفتم تو که گفتی متارکه کردی گفت اره علت متارکه من همین بود چون شوهرم مرد نبود بلافاصله گفتم یعنی خواجه بود خندید گفت نه ولی توانایی جنسی نداشت لازمه بگم تو اینفاصله که صحبت میکردیم روسریشو انداخته بود منم داشتم با موهاش بازی میکردم اونم تقریبا اماده بود برای پیشرفت کار خودش بعدا گفت که اونروز چون پنجشنبه بود واحساس کرده بود من بهش نظر دارم برا همین کاملا اماده سکس بوده خلاصه گفتم دوست داری با هم خوش بگذرونیم گفت اخه گفتم اخه نداره گفت به شرطی که از جلو نباشه منم از خدا خواسته گفتم باشه نشوندمش رو زانوم یواش یواش لب ودر اوردن بلوز دگمه دارش اونم دستشو گذاشت رو کیرم و گفت امید میدونی فقط به خاطر همین لحظه اومدم کارگاهت کارکنم گفتم مگه میشناسی گفت اره یروز اومدم با شوهرم داخل پاساژ شما برا خرید وقتی دیدمت تو دلم گفتم کاش این شوهرم بود همش بیادت بودم تا طلاق گرفتم اومدم اینجا به بهانه کار حالام که تو بغلتم خلاصه مجال نمیداد لباسمو در بیارم شلوارودر اوردم باور کنید انگار تو قحطی بوده همچی با ولع کیرمو میخورد که میترسیدم همه رو بخوره تموم بشه منم سینه نگو باور کنید هلو گرفتم تو دستهام فشار میدادم بلند شد دیدم کسش مانند کس دختر بچه ها صاف بدون مو بدون چوچول خلاصه خوردنی شروع کردم به خوردن تادیگه دیدم داره از حال میره برشگردوندم رو کاناپه کون گنده ومست کنندش که نگا بهش ارضاء میکنه چه برس بهش دست بزنی وای که کردنش دیگه نگو از اب کسش مالیدم به سوراخ کونش گذاشتم توش گفت اخخخخخخ دراوردم دوباره کردم تا جا واکنه خلاصه به پارچه های کاناپه چنگ میزد و میگفت بکن منم تلمبه میزدم اخه میدونید همونطور که گفتم دیدن کونش اب ادمو میاورد منم مقاومت میکردم تا ابم نیاد ولی با چند تلنبه ابم ریختم توکمرش کیرمو با ابش میمالیدم به کمرش نوک کیرم حساس شده بود خلاصه رو ابرا بودم وسرانجام پاشدیم خودمونو تمیز کرده وبا یک دنیا خاطره رفتیم.
2.6K
265
15 پاسخ به “سکس در کارگاه”
aval
مرتیکه ی کثیف…
خاطره بدي نبود وبنظرمن يگي از پيش پاافتاده ترين وفراوانتري اتفافات جنسيه كه هرساعت شأيد هزاران مورد تو اين شهر اتفاق ميفته _
میخوای بگی خیلی خوشتیپی همیه زنا تو کفتن اخی بهت تجاوزم میکنن خوش تیپیم بد دردی
برو بدبخت کس ندیده
بازم برام سوال شد که چطوری این کوس مغزها برای اولین بار از کون میکنن و تلمبه هم میزنن
جلقی.کس مغز.دوستان بعد من ب فیض کامل برسونیدش
vahid 1203
خوشمان نیامد!چرت بود!
چشم عزیزم
یه زن کیر ندیده با یه آخخ خ خ گفتن کونش باز میشه.برو کف دستیت روبکش.
کارگاه چی داری؟؟؟کارگاه تولیدکس مصنوعی آیا؟
به نظر من دروغ بود و اگر شایدم 1درصد راست باشه تو 1 سو استفاده گری اثلا از این روابط خوشم نمیاد
زن و دختر از تهران میگام همراه با حق الزحمه و قلیون و معجون
کوسکش خالی بند برو کونتو بده