سلام من یه پسر 24ساله هستم که تو یه شهری زندگی میکنم یکی از دوستام که اسمش رسول هست خیلی باهم گرم بودیم همیشه من که میرفتم بیرون مغازه خاروبار فروشی این اقا رسول میرفتم اقا رسول زنش که اسمشو ندا میزارم 18 سالش بود یه بچه ام داشت ولی با همسرش همیشه اختلاف داشتن ندا خانم یه دختر خوشگل و لاغر بود من چون زیاد مسلط به کامپیوتر و گوشی بودم همیشه گوشی رسول و درست میکردم براش نرم افزار و لاین وایبر نصب میکردم یه روز دانشگاه بودم که یهو دیدم تو لاین برام پیام اومده بعد خوندمش دیدم بله زن اقا رسول که ندا خانم باشه پیام داده نوشته کثافت عوضی برای چی شوهرمو از راه به در کردی همش با گوشی با دیگران چت میکنه خلاصه منم خیلی ناراحت شدم اومدم شوهرش گفتم زنت اینجوری پیام داده اونم یه مقدار زنشو فحش داد تازه فهمیدم که چن روزی میشه زنش قهر کرده رفته خونه ی باباش از اونجا به منم پیام داده خلاصه شب اومدم که بخوابم گفتم بزار جواب این ندا خانومو بدم براش نوشتم هر چیزی زکاتی داره زکات علم هم آموختن است دیدم جواب داد و باهم چن دقیقه در مورد شوهرش صحبت کردیم منم خیلی این ندا خانمو دوست داشتم از چت با ایشون خیلی لذت میبردم و خیلی خوشحال بودم که حداقل ندا خانم منو دشمن خودش مثلا میدونه چون به شوهرش چت و لاین یاد دادم
خلاصه شب که چت میکردیم اخرش گفتم شب خوش باید بخوابم صبح کلاس دارم که گفت بخواب باشه با بالش ور برو تا آروم بشی خیلی با این حرفش حشری شدم منم گفتم کیف و شماها میکنید که متاهلید بعد از مشکلات خودشو همسرش برام گفت که چن ساعتی شب و چت کردیم بعد گفت فقط به شوهرم چیزی نگو .فردا که دانشگاه رفتم تو آنتراک حوصله ام سر رفته بود به ندا پیام دادم احوال پرسیدی کردیم باهاش چت کردیم چن روزی ما همچنان باهم همش چت میکردیم در مورد شوهرش براش میگفتم یه روز بهم گفت میخام ببینمت منم اولش میترسیدم چون میدیدن خیلی برام بد میشد چون با رن دوستم رابطه داشتم خلاصه یه روز دانشگاه بودم گفت بیا ببینمت چون خونه ی باباشم تو اون شهری بود که من درس میخوندم قرار گذاشتیم که تو یک کافیه دوستم ببینمش اونم قبول کرد من رفتم کافه بعد یک ساعت نشستم تو لژ کافه که یهو دیدم ندا خانمم اومد باهام دست داد و خیلی خوشحال بود اولش از دست دادنش شکه شدم چون فکرشم نمیکردم انقد باهام راحت باشه روبروی هم نشسته بودیم که بهم گفت بیا پیشم بشین میخام قشنگ نگات کنم منم رفتم فوری منو بوسید منم بوسیدمش که خیلی لب بازی کردیم خیلی به دوتامونم حال میداد خاستم منه هاشو بخورم اولش گفت نمیشه ولی دید زیاد اصرار میکنم ممه هاشو گذاشت در بیارم و بخورم ممه هاش شیرم داشت چون یه بچه ی کوچیکم داشت که خیلی بهم حال داد ممه هاش بعد اروم زیپ شلوارمو باز کرد کیرمو در اورد ساک زد شلکارشم من کشیدم پایین از پشت ایستاده بغلش کرده بودم که خودش سرکیرمو گذاشت رو کوسش منم تا تهش فشار دادم توش خیلی حال میکرد همش اه و ناله میکرد این رابطه ما هر هفته دوبار تا چن ماه ادامه داشت که خلاصه یه روز برگشت زندگیش منم دیگه بهش چیزی نگفتم ولی دیدنیش بهش یواشکی میگم عشقمی اونم میخنده همش واقعیت بود.
خلاصه شب که چت میکردیم اخرش گفتم شب خوش باید بخوابم صبح کلاس دارم که گفت بخواب باشه با بالش ور برو تا آروم بشی خیلی با این حرفش حشری شدم منم گفتم کیف و شماها میکنید که متاهلید بعد از مشکلات خودشو همسرش برام گفت که چن ساعتی شب و چت کردیم بعد گفت فقط به شوهرم چیزی نگو .فردا که دانشگاه رفتم تو آنتراک حوصله ام سر رفته بود به ندا پیام دادم احوال پرسیدی کردیم باهاش چت کردیم چن روزی ما همچنان باهم همش چت میکردیم در مورد شوهرش براش میگفتم یه روز بهم گفت میخام ببینمت منم اولش میترسیدم چون میدیدن خیلی برام بد میشد چون با رن دوستم رابطه داشتم خلاصه یه روز دانشگاه بودم گفت بیا ببینمت چون خونه ی باباشم تو اون شهری بود که من درس میخوندم قرار گذاشتیم که تو یک کافیه دوستم ببینمش اونم قبول کرد من رفتم کافه بعد یک ساعت نشستم تو لژ کافه که یهو دیدم ندا خانمم اومد باهام دست داد و خیلی خوشحال بود اولش از دست دادنش شکه شدم چون فکرشم نمیکردم انقد باهام راحت باشه روبروی هم نشسته بودیم که بهم گفت بیا پیشم بشین میخام قشنگ نگات کنم منم رفتم فوری منو بوسید منم بوسیدمش که خیلی لب بازی کردیم خیلی به دوتامونم حال میداد خاستم منه هاشو بخورم اولش گفت نمیشه ولی دید زیاد اصرار میکنم ممه هاشو گذاشت در بیارم و بخورم ممه هاش شیرم داشت چون یه بچه ی کوچیکم داشت که خیلی بهم حال داد ممه هاش بعد اروم زیپ شلوارمو باز کرد کیرمو در اورد ساک زد شلکارشم من کشیدم پایین از پشت ایستاده بغلش کرده بودم که خودش سرکیرمو گذاشت رو کوسش منم تا تهش فشار دادم توش خیلی حال میکرد همش اه و ناله میکرد این رابطه ما هر هفته دوبار تا چن ماه ادامه داشت که خلاصه یه روز برگشت زندگیش منم دیگه بهش چیزی نگفتم ولی دیدنیش بهش یواشکی میگم عشقمی اونم میخنده همش واقعیت بود.
نوشته: رجبعلی خیاط
32 پاسخ به “سکس با ندا زن دوستم”
تو لژ کافه سرپا سکس!! تو فرانسه هم اینقدر ازادی نیست!!
فیلم سکسی در تلگرامادساین.ام سیخط تیرههآت
آخه احمق بی شعور جلقوز . خودت که داری اعتراف میکنی که خائن هستی. حیف این اسم قشنگ نیست که رو خودت گذاشتی مرتیکه مفنگی. گم شو دیگه با اسم شریف رجبعلی خیاط ننویس
خداوکیلی آخرت دروغ بود—داداش این کافی شاپ کجاست؟ده آخه کونی خان الآن تو توالت هم دوربین گذاشتن—چرا دروغ میگی گوزو خان؟؟؟؟؟اونم زن شوهردار؟صبرکن تا پاتو بگیره اونوقت میفهمی زن شوهردارگاییدن یعنی چی؟؟؟کس کش غواص
اینو دیگه فحش ندین !!! طرف دیوونهس!!! تو لژ کرده!! خخخخ … ما تو خونه خالی هم جرأتشو نداریم و میگیم الان یکی میادش! بعد این تو کافه ممه خورده ، لمه خورده! اصلاً اگه یه وقت چیزی کمه این خورده!
اقا ناموسا چرا این جنده مجانیا گیر ما نمیان?¿چرا هرکی به قسمت سکس میرسه غلط املایی و لفظ نوشته عوض میشه?¿
خاطرات یک مجلوق چلغوز
نظر شما چیه؟کثافت نجس حرومزاده میدونی اسم چه کسی رو روی خود نحست گذاشتی؟
کثافت نجس حرومزاده میدونی اسم چه کسی رو روی خود نحست گذاشتی؟
یک داستان واقعی دیگرژول ورن هم نمی تونست همچین داستان کاملی رو بنویسهصد آفرین به چنین استعدادیواقعا این نویسنده ها حیف هستنندباید صادرشون کردباز هم بنویسدمت گرماز تک تک کلمات لذت بردمیک داستان کاملا واقعی بدون اغراقمن خودم تا حالا سی تا دختر هیجده ساله رو که بچه هم داشتند تو رستوان و کافی شاپ و فست فود و قهوه خونه کردم تازه چندتاشون با شوهرهاشون اومدن و گفتتند تو رو خدا ما رو این دفعه ببر جلوی کلانتری بکن اخه اونجا امن ترهرفقا هرچی فکر کردم به این الاغ فحش بدم هیچ کلمه ای به ذهنم نرسید خودتون زحمتش رو بکشیدممنون
جون من جنس از کی می گیری میزنی ، آخه این همه توهم و اشتباه تایپی تو یه داستان به این کوتاهی بعیده آخه ، تو لژ سرپا ، آخه … خائن کثیف
تو کافه کردیش
آخه کونی تو کافی شاپ اول خود صاحبش کونت میزاره بعد دوستاش بعد تو چی میزنی که توهم داری جاکش کی زن رفیقش رو میکنه کیر عمو جانی تو حلق پدرت که تو رو درست کرد
حاج رجب… ساقيتو بگو شايد بشناسم
کس کش مگه اینجا لس آنجلسه که تو لژ کافه واست ساک بزنه دم کاسبه گرم شیشه ناب بهت داده
مگه لُژ خانوادگی کافه ها تختخواب نداره؟ :)بسکه تو خیاطخونه زل زدی به پر و پاچه مردم،لژ رو با اتاق خواب اشتباه گرفتی.ساقیتو عوض کن شاید فرجی بشه.
اولن که خیلی بیناموسی اون زن رفیقته نباید اینکارو میکردی دومن تخم خر چ جوری توی کافه گاییدیش اصن توی لژ چ جوری گاییدیش
eyval123412341234من و تو هم اگه شانس داشتیم تو یه شهری زندگی میکردیم و شلکار میپوشیدیم
کافیه چی میشه! نوشته کافیه دوستم
من نمیدونم چراهرکی دانشگاهیه و داستان وخاطره مینویسه اینقدربیسواده؟
تو کافه؟ یا سن ات کمه و بی تجربه ای یا از بابت قوه ادراک و تشخیص و دانایی مشکلات فراوان داری
کس میخ نصب کردن لاین و این جور کسشرا اصلا نیازی به تسلط بالا در زمینه کامپیوتر نداره
خدايي الان تو كافه ها ما با همسر قانوني و شرعيمون ميريم نميتونيم لب بگيريم!!
تو کافی شاپ ؟؟؟ سکس؟؟؟؟؟ (dash) (dash) (dash)
خدایی خیلی چرت بود
کس تنت بی ناموس با این داستان کیر شل کنت
گفت بیا پیشم بشین نگات کنمبوست کرد بوسش کردیلب بازی کردینساک زدسرپایی کردیش؟؟؟!!!تو لژ کافه؟؟؟؟کسی نبود ینی؟؟؟مگه میشه؟؟؟؟کم کس بگو عامو
خداییش تو از کدوم ساقی مواد میگیری که جنسش اینقدر بهت پر پرواز داده…
مگه توی کافه هم میشه سکس کرد؟؟ کسکش دروغگوکیرهمون دوستت توی کیونت
اینجا همه دانشجو و تعمیرکار موبایل و کامپیوترن. دمتون گرم . مثل اینکه فقط من کارگرم
تو فقط به ک.ی.ر من مسلطی
رجبعلی شیرم دهنت، نگو ن ک ناراحت میشم