سلام، من عادلم یه ۳۰ ۴۰ سالی از سنم رد شده و کلا توی زندگیم با دختر سکس نداشتم ، نه که برام جذاب نبوده اما خب اون دخترایی که توی نخشون بودم بهم پا ندادند و اون دخترایی هم که پا می دادند خب باز اونا رو من پسند نمیکردم، خلاصه همینطور پیش رفت و در نهایت قید دختر بازی رو زدم و رفتم سراغ پسر بازی… چند سال پیش بالاخره تصمیم گرفتم هر طور شده باید با یه پسر سکس کنم که یعنی پوزم رو هم بات انتخاب نمودم چون به نظرم اینطوری بیشتر حال میده. گفتم چیکار کنم چیکار نکنم چطور پسر پیدا کنم که گفتم چه راهی بهتر از رفتن به محیط های ورزشی مثل باشگاه و استخر و ماساژ و اینجور جاها… اولش رفتم کلاس کشتی گفتم جالبه لابد موقع شاخ به شاخ شدن پسرها که خودشونو می مالند برای شروع و اینکه یه طورایی بهشون نخ بدم که من کونم میخاره لابد گزینه خوبیه… واسه اینکه جلب توجه کنم هم همیشه بدن و صورتمو اپیلاسیون میکردم و ابروهامو برمیداشتم و یه رژ ملایم هم می زدم اما اونجا همه منو مسخره می کردند و کسی به شخمش هم نمی گرفت بعضی وقتا هم وسط کشتی ها از رو همون دوبنده کیرشونو لای کونم و سینم می مالوندند اما بیشتر شبیه حس مورد تجاوز قرار گرفتن بود تا سکس… تازه مربی هم سریع میومد و قوز بالای قوز میشد… خلاصه به ۱ ماه نکشیده دیگه نرفتم کشتی دیدم کلا به گروه خونیم نمیخوره… بعدش رفتم سراغ ژیمناستیک اما خب اونجا متوجه شدم سنم واسه ژیمناستیک رفته بالا و بدرد این رشته هم نمیخورم . بعد نشستم فکر کردم که چرا این همه راه دور رفتم و از اول اصلا نرفتم سراغ شنا… ؟ نه اینکه شنا بلد نبودم نه خیلی هم شناگر ماهری بودم اما رفتم استخر و گفتم میخوام بیام کلاس شنا یاد بگیرم … دوباره همون ادا و اطوار ها… هر روز اپیلاسیون و آرایش ملایم و بدن نمایی… یه مایو هفتی به رنگ صورتی هم خریدم که قشنگ جلب توجه کنم… تعریف از خود نباشه هم بدن خوبی دارم … یه اندام دخترانه و باربی شکل با رنگ پوست روشن و بی مو و اینا… اونجا هم کلاس شنا که می رفتم چون کاملا بلد بودم و فقط ادا در میاوردم که بلد نیستم واسه همین بهترین شنا آموز بین اون بچه ها بودم که ۷۰ ۸۰ درصدشون هم پسرهای زیر ۲۰ سال بودند و فقط تعداد کمی بالای ۲۰ و بالای ۳۰ بودند… منم چشمم یکی از همون بچه های زیر ۲۰ رو گرفته بود و دوست داشتم به اون بدم اما موفق نشدم و تنها خاطراتم باهاش خلاصه شد به شوخی کردن های توی استخر و بغل کردن و انداختنش توی آب و اینجور چیزها… تا اینکه در نهایت پس از ماه ها سرانجام با یه ماساژور وارد رابطه شدم… بار اول خیلی عادی رفتم و ماساژ گرفتم اما خودش که منو دید حدس میزد lgbtq هستم… هر موقع هم میرفتم ماساژ از قصد شورت زنونه پام میکردم البته یه شورت زنانه اسلیپ خیلی ساده و بدون هیچ طرح خاصی که مثلا بگم نه بابا این که زنونه نیست… خلاصه بار دوم که رفتم پیش همون ماساژور وسط کار بهش گفتم باسنم رو هم ماساژ میدی اونم صرفا از روی شورت دقایق کوتاهی ماساژ داد و بعد اون ملحفه رو دوباره انداخت روم و رفت سراغ باقی کار… فقط موقعی که تمام شد و باید از روی تخت پا میشدم من کیرم راست بود و تمام مدت هم که به شکم خوابیده بودم اون پایین کیرم تحت فشار و اذیت بود اما به هر بدبختی بود بلند شدم اونم تا دید ملحفه آورد دورم پیچوند که اوضاع کیرم آبرو ریزی تر از این داستانا نباشه … منم ترس برم داشته بود که نکنه اینجا دوربین داشته باشه و الان یه شری برام درست بشه اما به هر بدبختی بود رفتم لباس پوشیدم و موقع برگشتن هم اون منشیه مشکوک بهم نگاه میکرد اما خب اتفاق خاصی نیفتاد… آهان راستی قبلش به ماساژور گفته بودم اینجا اومدن برام سخته بیا خونه مون ماساژ بده اونم گفته بود مشکلی نیست… حدود دو هفته بعد باهاش تماس گرفتم و گفتم بیاد خودم رو هم حسابی آماده کرده بودم… فقط این روی مخ بود که علاوه بر این که قصد کون دادن داشتم باید به یارو بابت مثلا ماساژش پول هم می دادم… حالا خلاصه یارو که اومد همونطور لخت و صرفا شورت زنونه ام درو براش باز کردم که آی خوش اومدی و از این برا… چطوری؟ اونم البته میدونست من کونم میخاره اما خب جا خورد که از اول بدون لباس اومدم… گفتم بشین فعلا من یه کم ظرف هست بشورم… چیزی میخوری برات بیارم گفت نه ممنون فقط یه لیوان آب تشنمه… گفتم چشم… رفتم توی آشپزخونه اون نشست روی کاناپه توی پذیرایی و روبروی من … یه کم از ظرفا که گذشت متوجه شدم هی ریز ریز داره چشم چرونی میکنه … منم صداش زدم گفتم بیا اینجا… گفت جان… گفتم قربونت همینطور که من ظرف میشورم یه کم ماساژ بده از صبح همه ش مشغول کار خونه ام خسته شدم… اونم رفت روغنشو آورد و کمر و بازو هامو ماساژ داد… منم رک و پوست کنده بهش گفتم… ببین قربونت میدونی که من ماساژ باسن هم میخوام… اونم صرفا از روی شورت دوباره ماساژ داد… گفتم نه قربونت اینطوری نه… درش بیار… گفت جان؟ درش بیارم در میره… گفتم مرض نه دیوونه. نگفتم که مال خودتو در بیاری گفتم شورتمو در بیار بعد ماساژ بده… اونم می خندید و گفت واقعا که عجب اعجوبه ای هستی توام… حالا خلاصه شورتمو آروم در آورد و رفت گذاشت روی اپن … بعد همینطور که شروع کرده بود به ماساژ… گفت ببینم نمی خوام فضولی کنم اما چند بار خواستم ازت بپرسم این شورت ها یی که می پوشی زنونه نیست؟ من طفره می رفتم که نه عزیزم اینا اسپرته زنونه و مردونه نداره… خداییش خیلی حال میداد داشتم ظرف میشستم و اون داشت باسنمو می مالوند… منم لخت مادرزاد و کیرم کم کم داشت شق کامل میشد و اونم کامل حشری شده بود دیگه رسما موقع ماساژ انگشتاشو می اورد نزدیک سوراخ کونم و انگل میکرد… منم ازش خواستم سینه هام رو هم ماساژ بده تا همونجا باهم حشری تر بشیم و کم کم بریم رختخواب. اونم دیگه دوزاریش افتاده بود که واسه چی اینجاست… بهش گفتم خب ظرفا داره آماده میشه آماده ای کم کم بریم رختخواب گفت آره حتما… گفتم اگر مشکلی چیزی هست به من بگو… گفت نه اکیه… گفتم یعنی اذیت نیستی اگه میخوای لباساتو دراری من اوکی ام… گفت آهان… خب فقط یه مشکلی هست… کسی نمیاد خونتون … گفتم نه بابا همه مسافرتند من تنهام… گفت خب یه مشکل دیگه هم هست من قبلش میشه برم حموم … گفتم وا واسه چی؟ گفت خیلی پر پشمم میگم چندشت نشه یه وقت… گفتم آهان پس قراره شورتتو هم حتی در بیاری… که رنگش پرید و گفتم باشه عزیزم خجالت نکش من مشکلی با لخت شدن کاملت ندارم… همه ظرفا تموم شد و شیر آب رو بستم و پرسیدم خب میشه ببینم اون پایین چه خبره و بدون اینکه منتظر باشم ببینم چی میگه زیپ شلوارشو در آوردم و تا کیرشو از شورتش انداختم بیرون دیدم آقا حسابی برام شق کرده البته سایز کیرش کوچک بود که خب واسه شروع همین بهتر بود… منم توی دستم گرفتم و گفتم او له له… واسه من راست میکنیا؟ اونم میخندید و کلا پسر خجالتی ای بود سنش هم از من کمتر بود و راستم می گفت دور و بر سالارش کلی پشم داشت گفتم خب عزیزم تنها میری حموم یا منم بیام اونم کلی حال کرد و گفت بیا… رفتیم حموم و اون منو شامپو می زد من اونا و شروع کردیم به تراشیدن موهای زایدش البته اون دست و پا و شکم و اینطور جاها رو نمی تراشید فقط شرمگاه و زیر بغل و اینا و اون آخر گفت میشه پشمای کونمو هم تو بزنی گفتم نه واقعا شرمنده چندشم میشه … توی ذوقش خورد… گفتم خب بعد اینکه رفتیم بیرون و خشک شدی دراز بکش من برات آینه بگیرم خودت بزن اونم قبول کرد… و همین اتفاق در ادامه افتاد و دوباره رفت حموم که اوناشو بشوره… منم گفته میرم روی تخت که تو برگردی بیای پیشم… برگشت و من رو به سقف خوابیده بودم با کیر شق… گرخید… کیرمم از کیر اون خیلی گنده تر بود فکر کرد میخوام کونش بزارم… گفتم نترس عزیزم… اونی که قراره بکنه خودتی… خب چیکار می کردم به شکم میخوابیدم که مث اون روز کیرم میشکست اون زیر… ؟ اومد سمتم… گفتم خب توضیح بده قراره چی کارایی باهام کنی اونم اول کلی از بدنم تعریف می کرد که وای چه خانومی شدی تو لعنتی جذاب… منم کلی براش عشوه میومدم و ناز می کردم… اونم کیرمو گرفته بود دستش و می گفت خوب کیری هم داریا؟ من ضد حال خوردم گفتم ای انگار خودش بیشتر دوست داره کون بده… گفتم آقا جان بگو ببینم میکنی یا نه؟ گفت آره حتما… و بعد از کلی ماساژ و بوس و عشق بازی با هم سکس کردیم اون کامل منو از کون کرد و خیلی اون روز حال داد.
نوشته: عادل
4 پاسخ به “سکس با ماساژور”
مگه قراره از ارشاد مجوز چاپ بگیری که اینجوری همه ی صحنه های معاشقه و سکس رو سانسور کردی؟!
درود مهرداد تهران ماساژ درخدمتم
اینجا شده جقستان
عادل جون چی کشیدیفدات شم بیا خودمماسازت میدم