سلام
اسم من محبوب هست تو شهرستان زندگی میکنم متاهل هستم فرزند کوچیک دارم داستانی میخوام تعریف کنم واقعیته برای من اتفاق افتاده هنوز هم ادامه داره
من با مردی ازدواج کردم حاصل ازدواج شد یک بچه و بعد از ازدواج و بچه دار شدن تمایل به سکس ندارم و چون قند داره آبش میاد زود من ارضا نمیشم باهاش من خواهرم تازگی ازدواج کرده آمد تهران با ی پسر تهرانی خوش اندام من دیدمش از این پسر خوشم اومد روش کراش داشتم مشخص بود که سکسی هست و خوب میکنه حتی یکبار داشت لباس تنش میکرد کیرشو دیدم خیلی بزرگ کلفت بود تو فکر من موند من موقع خود ارضایی به این فکر میکردم جلو خواهرم نمیشد که باهاش راحت باشم
جلوش شروع کردم لباس ها تنگ پوشیدن قمبل کردن تمایل نشون نمیداد تا بعد از یه مدت معتاد شد
سکسی تر شده بود خواهرم میگفت هر شب سکس میخواد من دیدم موقعیت خوبی هست چون کوکائین میکشید
و شیشه من خودم خیلی بهش میچسبوندم که تنها بریم بیرون تا یک روز آمدن شهرستان و خواهرم پریود بود گفتم نکرده این پس دیدم خواهرم قبل اینکه بگم گفت هی میگه
فلان کار کن نکردم قهره باهام دیدم موقعیت خوبیه این برمیگرده تهران گفتم منم کار دارم تهران با کامی برم الکی میگفتم کار نداشتم گفت برو منم یه شلوار زاپ دار پاره پوشیدم همه جاش مشخص بود با آرایش نشستیم تو ماشین
پاهام آوردم انداختم رو پام که توجه کنه دیدم داره نگاه میکنه شروع کردم به زدن موهای پام با ژیلت گفتم ببین صاف شد دست کشید گفت آره
دیدم دستشو برنداشت منم دلم یه دفعه یه جور شد خودم زدم هب اون راه که خوابم میاد اون گفت بزار از اینجا یکم پاهامو مالید دست برداشت تا رسیدیم تهران رفتیم خونشون گفت کجا میری گفتم دوستم میگه فردا صبح بیا ولی نگو به مریم بریم خونتون ناراحت نشه فکر بد نکنه
ما آمدیم خونه دیدم رفت تو دستشویی شروع به کشیدن کرد تا بیاد بیرون من لباس های زیرم در آوردم و یه لباس بیا منو بکن پوشیدم آمد بیرون دیدم کیرش بلند شده
گفت میخوای موهای پاهات بزنم برات
گفتم نه خل زشته
جای خواب من کجاست گفتم گفت خوابت میاد گفتم اره رفتم زیر پتو اون رفت آن اتاق من خودم زدم به خواب طوری که ذکر بودم کونم قمبل بود پتو انداختم کنار مثلاً نمیدونم
این شکلی خوابیدم دیدم آمد خودم زدم خواب دید منو این حالت دیدم مکث کرد چراغ خاموش کرد اومد کنارم خوابید یکم آمد جلو کیرش چسبوندم از رو شلوار به باسنم
نمیدونستم چکار کنم میخواستم بگم در بیار بکن
دیدم با دستهاش داره پاهام هی میمالید من قمبل بیشتر میکردم سمت کیرش فهمید که بیدارم و میخارم کیر میخام رفت باز کشید آمد اینبار کیرو چرب کرده بود و لخت آمد کیر قشنگ چسیوند من قمبل مردم دیدم شروع کرد به مالیدن پاهام و گذاشت لای پاهام وای چه حالی داد اون لحظه یکم عقب جلو کرد دیدم باز میخواد بکشه اینبار همون جوری شروع به کشیدن کرد هم میکرد هم میکشید بوی موادش حشری کرده بود منو دستمو گذاشتم روی رون پام دستم گرفت گذاشت روی کیرش منم شروع به مالیدن کیرش کردم و برگشتم شروع به خوردنش کردم اون مواد میکشید سمت من میداد گفتم میخوام به من داد کشیدم چند تا دود حشری بودم سینه هامو خورد من شروع کردم به پاهاش خوردن سوراخ کونش خوردن گفت عقب میخاد بیاره گفتم نه اولش دیدم چند تا دود دیگه بهم داد خودم قمبل کردم گفتم بزار عقب ولی باز بده بکشم گفت باشه یکی دوتا جلو گذاشت بعد در آورد سرش گذاشت رو سوراخ میرم من یواش یواش میومدم عقب گردنم میخورد و سینه هام میمالید درد بدی داشت ولی لذت بخش بود در گوشم میگفت دیگه کون مال من جلو مال کامی من میگفتم اره
جر بده میگفت بیا زودتر عقب تا ته بره تلمبه بزنم گفتم چشم داشتم جر میخوردم میرفت تو در آورد یکم روغن زد گذاشت باز در سوراخم اینبار یکم خودش فشار میداد
بعد در آورد کلی کرم زد گفت بخورش گفتم باکرم گفت آره با کلی کرم خوردم باز کرم زد میگفت دوست دارم اذیت کردنی بکنم باز خوردم بعد گذاشت در کونم واقعا فشار میداد منم میگفتم یواش تر یواش تر دیدم تا دسته کرده تو داره تلمبه میزنه وای تلمبه میزد تو کونم کوسمو میمالید دو بار ارضا شدم ولی میخواستم کیر باز گفت دو تا کیر دوست داری گفتم اره دیدم دیلدو آورد گذاشت تو کوسم خودشم کونمو جرم داد بعد رفتیم حموم اونجا براش ساک میزدم تا اینکه فرداش رفتم الان یک ساله مرتب میاد میکنه منو یکبارم کنار شوهرم خوابیده بودم آمد اینور من خوابید شروع کرد به کردن من از کون گفت ببینه هم مهم نیست الان هفته ای یکبار یا من میام یا اون میکنه منا
نوشته: محبوبه محلات
میگم خودت یک دور بخون داستان بعد نتیجه رو به ما بگو فقط جون خودت و شیشه نتیجه رو درست بنویس . میگم معلوم شیشه مغز نداشته تو رو به گای سگ داده .
با زبان بی زبانی بالاخره منظورتو رسوند ی که بخاطر کیر همه کار میکنی حتی کشیدن مواد
مغزم رید چی بود کوسکش
تا کوکائین خوندم ریدم تو تراوشات کیری مغزت
کص گفتی آی کص گفتی…. مثله ی بلبل گفتی
کص شعر محض…
سکس با شوهر خواهر ن خواهر شوهر حالا این چطوری زنش بهش شک نکرده و شوهر تو این وسط چیشد با داستانت حال نکردم و اصلا خوب تایپ نکردی و مفهوم نبود
جونِ کیر کلفتای اصفهان دیگه ننویس…این چه طرز نگارشه سه خط خوندم
کص شعر خالی بود، خودت خوندی داستانتو….
ریدم تو داستان نویسیت