سکس با خواهرزنم سمیه (1)

من فرزاد هستم ۵۰ ساله سایز کیرم ۱۸ سانته و قدم ۱۸۵ و وزنم ۸۵ کیلو بدنم متعادل و وضع مالی خوبی دارم. یه خواهر زن دارم مجرده و ۳۸ سال و قد بلند و لاغر و سینه های سایز ۷۰ ، امسال قبل از عید درب حیاط خانه ام را خودم به بهترین شکل رنگ آمیزی کردم و خواهر زنم سمیه وقتی کیفیت کار را دید بهم گفت می تونی درب پذیرایی ما را هم رنگ بزنی ، من موافقت کردم ، بعد از عید رفتم خواهر خانمم باهام تماس گرفت که رنگ خریده و هر وقت صلاح میدونی بیا رنگ کن، باهاش هماهنگ کردم که فرداش برم رنگ آمیزی را شروع کنم ، مادر خانمم چند سال قبل فوت کرده بود ، و پدر خانومم هم ولگرد و رفیق باز و از صبح که بیرون میزد تا شب نمی اومد خونشون . صبح رفتم خونشون ، سمیه می خواست بره سرکار کلید خانه را بهم داد و رفت سر کار . منم شروع به سمباده زدن زنگ درب که دو لنگه بود کردم و خیلی گرم بود پیراهنم را درآوردم و شلوارک پوشیدم ، خیلی راحت مشغول کار شدم نفهمیدم وارد شد و منم سریع رفتم شلوارم را پوشیدم و خیلی راحت بهم گفت راحت باش هوا گرمه از من خجالت نکش . با همون شلوارک اگر راحتی کارت را انجام بده ، وقتی دیدم نظرش اینه گفتم بابات اگر بیاد فکر بد میکنه ، بهم گفت راحت باش تا شب نمیاد ، سمیه قبلش این طور باهام حرف نمیزد . بهم گفت من میرم دوش میگیرم جمع و جور کن بیا ناهار بخوریم ، بهش گفتم برای غذا میرم خونه، گفت اگر رفتی دیگه نیا ، باید همین جا ناهار بخوری گفتم باشه ، چند دقیقه بعد دیدم از حمام صدام کرد که غذا روی گازه مواظب باش نسوزه ، دستامو شستم و رفتم آشپزخونه ، دیدم صدا از توی حمام میاد و صدای تق تق تق کوبیدن ماشین اصلاح روی روشویی میاد ، توجهم را به خودش جلب کرد خیالم راحت بود که پدر خانومم نیست و تنهاییم زیر غذا را خاموش کردم ، یه دریچه که رو به گلخانه بود به حمام راه داشت، و تمام حمام قابل دیدن بود. یکدفعه با ترس رفتم و از دریچه به داخل حمام نگاه کردم ، خواهر زنم را هنگام زدن موهای کوسش دیدم و مدام بعد از چند بار کشیدن به کوسش به روشویی خودتراش را می کوبید تا موهای لای تیغ تمیز بشه ، و منم محو تماشای بدن لخت مادر زاد سمیه شدم ، چون مجرد بود و سینه هاش دست نخورده بود ، سینه هاش کوچک بود ، کون قلمبه و کوسش لاغر و باریک تمام شورتم بی اختیار از لذت خیس شده بود ، کامل لخت مادر زاد شدم و چون حمام قفل نبود آرام درب را باز کردم و وارد حمام شدم پشتش به من بود و زیر دوش و با صدای شر شر آب متوجه ورود من نشد ، آروم از پشت بهش چسبیدم و با دستام پستوناشو هاشو محکم گرفتم خواست تقلا کنه محکم گرفتم نگذاشتم از دستم در بره ، مثل زنم نقطه ضعفش سینه هاش بود و زود تسلیم شد و دیگه تقلا نکرد شروع کردم به خوردن گردنش کردم ،تسلیم کامل شد و گفت می خواهی چه بکنی ، منو سفت گرفتی که چه بشه ، مگر خواهرم برات کم گذاشته ، بهش گفتم خواهرت ماهی یکبار بهم میده اونم با بحث و جدل ،حالا تو باید جورش را بکشی ، بهم گفت به یک شرط که پرده ام را دست نزنی ، بهش گفتم باشه فقط کیرم را در کوست میمالونم تا هم خودم لذت ببرم و هم تو ، بعدش از کون باید بکنمت ، قبول کرد ، بهش گفتم کرم داری گفت بله رفت از اتاقش کرم آورد و کف حمام دراز شد و نوک سینه هاشو کردم تو دهانم و کیرم به لبه های کوسش مالوندم ، آب از کوسش راه افتاد و لرزید و بهم گفت که وقتی دلش کیرمیخواد با کرم چوچوله اش را میمالونه و همین حالت براش اتفاق میوفته ، و آبش میاد ،بهم اصرار کرد که ادامه بدم تا بار دوم هم باکیرم کوسش را بمالونم ، باز هم آبش اومد ، یکدفعه کیرم را از دست من گرفت و کیرم که مثل میخ سفت شده بود گذاشت در سوراخ کوسش و بهم گفت فشار بده ، بهش گفتم پرده ات پاره میشه ، بهم گفت من ۳۸ سالمه ، تازه فهمیدم سکس چه لذتی داره ، میخوام از این به بعد زن تو باشم ، اصرار کرد فشار بده یا خودم با انگشت کوسم را پاره می کنم ، منم از خدا خواسته آروم آروم فشار دادم یکدفعه کیرم رفت تو کوسش و بهم گفت نگه دار توش باشه تا درد کم بشه، بیرون کشیدم کیرم پر خون شد ، بهش گفتم از این به بعد زن منی ، بعد آروم آروم تلمبه زدم تا ده دقیه یکدفعه مثل دفعه قبل لرزید و آبش اومد و بهم گفت تمامش کن ، تلمبه را توی کوس داغش تند کردم خواست آبم بیاد کشیدم بیرون ریختم روی کوسش بهم گفت از این به بعد من هم زنت هستم و باید من را هم ارضا کنی از اون موقع تا الان هفته ای دو سه بار باهاش سکس می کنم و بیشتر از خواهرش که خانممه از سکس باهاش لذت میبرم ، بعضی وقت ها که با خانومم سکس می کنم چشمام را می بندم و بیاد سمیه خواهرش می کنمش خیلی حال میده .

نوشته: فرزاد

ادامه…

بازدید 14,053

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

21 پاسخ به “سکس با خواهرزنم سمیه (1)”

  1. بعضی داستانها مرز کسشعر را رد کرده…یکدفعه خواهر زنه حشری میشه برای اولین بار یکدفعه می‌فهمه بعدازچندسال که دامادشوندرنگ خوب میزنه پدر زنه تو پنجاه و شصت سالگی لات میشه مادرزنه میمیره …خواهرزنه یکدفعه تق تقش از تو حموم میاد که یعنی بیابزن توش…الآنم که زنت شده…ریدمال نامه یک حشری دست تو شورت

  2. فقط خواهر زنی را میشه کرد که تو از شوهرش سر باشی و از نظر مالی هم از خواهرش خیلی پایین تر باشه در غیر اینصورت کردن خواهر زنی که شوهر خوب و سر حالی داشته باشه محاله

  3. تسلیم کامل شد و گفت می خواهی چه بکنی ، منو سفت گرفتی که چه بشه ، مگر خواهرم برات کم گذاشته ، بهش گفتم خواهرت ماهی یکبار بهم میده اونم با بحث و جدل ،حالا تو باید جورش را بکشی ، بهم گفت به یک شرط که پرده ام را دست نزنی ، بهش گفتم باشه فقط کیرم را در کوست میمالونم تا هم خودم لذت ببرم و هم تو ، بعدش از کون باید بکنمت ، قبول کرد ، بهش گفتم کرم داری گفت بله رفت از اتاقش کرم آورد و کف حمام دراز شد و نوک سینه هاشو کردم تو دهانم و کیرم به لبه های کوسش مالوندمدیوث مگه تیغ گذاشتن روی شاهرگت گفتن حتماً باید یه کوستانی رو تفت بدی که نشستی این خزعبلات رو نوشتی؟!ضمناً تو چقدر خر و کله پوکی که حتی یک درصد هم شک به این موضوع نکردی که اینها همش نقشه بوده تا زنت بتونه بدونه هیچ سرخری یه دل سیر کوص و کونش رو تقدیم کنه به دوست پسر خرکیرش، مرتیکه دودول طلا …

  4. به نظرم یه کونی کس ندیده بیش نیستیکیرم 18سانت و وشع مالیم خوبه اخه وضع مالیت چه ربط داشت اگر وضع مالیت خوب بود عمرا می اومدی در حیاطو نقاشی کنی پول میدادی نقاش میزد

  5. هیچ دهه پنجاهی وجود نداره که بخواد کس رو کوس بنویسه. این اتهام از سر دهه پنجاهی ها رده .

  6. این داستان جهت گرفتن امار کسخل ها نوشته شده. هر کی لایک کنه کسخل پلاس محسوب میشه.

  7. درسته واقعی نبود ، اما سکس با خواهر زن همیشه محبوب همه مردها بودهو قطعا تمام مردهای متاهل با خوندن این داستان به یاد خواهر زن یا خواهران زنشون کیر شق کردن و چه بسا جق هم زده باشن

  8. کمتر بزن جقیه متاهل.زنت تخمیه بهت حال نمی‌ده برو جنده بکن خواهرزنت فقط آرزو میشه برات

  9. مرد حسابب تو توی این سن و سال باید دنبال باقیات و صالحات باشی تازه افتادی دنبال کس خارزنت؟بعد تو پنجاه سالته پدرزنت باید حداقل هفتاد سالش باشه بعد تازه الان یاد ولگردی و رفیق بازی افتاده؟ بعد اون خارزن کوسخولت تو ۳۸ سالگی دیگه پرده وایه چیش می خواد؟ می خواد سالم ببره اون دنیا؟کلا خانوادگی خل و چلین

  10. واقعا نمیدونم بهت چی بگمیه مرد پنجاه ساله با این تفکرات به شدت جقولانهنشونه ی اینه که عقلت بعد از یه سنی رشد نکردهتو اگه سکس بلد بودی و بکن بودیزنت به جای دادن به تو زیر دیگران جیغ نمی زد.همین که زنت بهت نمیده معلومه چکاره ای

  11. همین که میگی پولداری اندام و سایزت درسته یعنی مثل سگ دروغ میگی چون از نداشته هات وکمبودات گفتی

  12. خیلی راحت رفتی تو حموم اونم منتظر بود نه جیغی نه چیزی ، زدی پرده و چوب پرده رو یکی کردی…

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید