ساخت فمبوی :)

سلامم
من آرشم و اومدم داستان فمبوی شدنمو براتون بگم:)
فقط همونطور که میدونید قراره اسما عوض بشه
از خودمم بخوام بگم یه پسر با پوست سفید و موی فر با قد ۱۷۵ و وزن ۶۰
قضیه برمیگرده به ۳ سال پیش که حدود ۱۶ سالم بود با یه دختری اشنا شدم به اسم سارا که به شدت فمنیست بود حتی مامانش تقریبا مرد ستیز بود و اصلا از مردا خوشش نمیومد بیشتر این حس ازین میومد که ازدواجش ناموفق بود و کلا تو زندگیش تنهایی به همچی‌ رسیده بود و وقتیم به زور خانوادش ازدواج کرد زندگیش سخت تر شد،بگذریم
منو سارا رابطه خوبی باهم داشتیم باهم قرار میزاشتیم و هفته ای دو سه بار همو میدیدیم ولی اصلا نه خونه میرفتیم و نه تو خیابون شیطونی میکردیم و فقط تو چت نهایتا یکم سکس چت میکردیم:)😂
مامان سارا از رابطمون با خبر بود و سر همین من پام به خونشون باز شد همونطوری که معلومه ما تو اتاق سارا مشغول میک لاو بودیم همیشه و مامانشم مزاحممون نمیشد اگه هم میخواست بیاد داخل در میزد و ماهم سریع خودمونو جموجور میکردیم و فقط بغل هم دراز می کشیدیم
میک لاو هامون ادامه داشت تا جایی که یار من نیم تنه سارارو از تنش دراوردم انداختم زمین و یکم بعدش واست خنده برداشتم پوشیدمش😂😭
اونم خوشش اومد ولی من حس خوبی نداشتم و فقط واسه خنده بود،نم نم فکر فمبوی کردن من به ذهنش اومد ولی خیلی کار عجیبی نمیکردیم یکی دوبار همون نیم تنه رو پوشیدم که یکم خندیدیم و‌دوباره دراوردم،ولی یبار مامانش خونه نبود و منو دعوت کرد خونشون(معمولا این کارو نمیکرد)
وقتی رفتم پیشش دیدم برعکس همیشه که شلوارک و نیم تنه تنشه اینسری فقط یدونه شورت باریک تنشه و راهنماییم میکنه تو اتاق،من که خرذوق بودم فکر‌میکردم قراره سکس کنم سریع رفتم و لباسامو دراوردم ولی خیلی غیر منتظره بهم گفت میشه لباسای منو بپوشی؟یکم جا خوردم و دلیلشو پرسیدم و خیلی روراست گفت خوشم میاد لباسای دخترونه رو تو تنت میبینم،منم هم خودم کم کم داشتم علاقه مند میشدم و هم انقدری سارارو دوست داشتم که نمیتونستم بهش نه بگم قبول کردم،یه شورت معمولی بهم داد و یه نیم تنه من پوشیدمو مشغول میک لاو شدیم و هی دستشو روی کونم حس میکردم ولی دستشو پس میزدم،یکم ادامه دارشد و دیگه بیخیال شدم ولی به مالیدن کونم بسنده نکرد و دستشو کرد زیر شورتی که تنم کرده بود،پیش خودم گفتم دیگه انگشتم نمیکنه ولی خب دیدم اصلا اینطوری نیست و داره میره سمت سوراخم،سعی کردم دستشو پس بزنم ولی ازم خواهش کرد که نکنم و بزارم ادامه بده،یکم ترسیدم ولی واقعا انقدر دوسش داشتم که چشمامو کور کرده بود و گذاشتم ادامه بده انگشتشو روی سوراخم تکون میداد و منم دیگه رامش شده بودم،همینطوری مالید و یکم نوکشو کرد داخلم،دردم اومد ولی خوشم اومده بود و گذاشتم ادامه بده نم نم داشت انگشتشو بیشتر فرو میبردو منم یکوچولو ناله میکردم لباشو ازم جدا کرد و بهم گفت دیگه داری فمبوی من میشی:)من یکم بهم برخورد ولی چیزی نگفتم.
دوباره شروع کردم لباشو خور‌دن و اونم هی انگشتشو بیشتر توم فرو میکرد تا جایی که کل انگشتش رفته بود داخلم و منم واقعا بهم خوش گذشته بود و یکم ناله میکردم
خودشو ازم جدا کرد و از زیرم در اومد و بهم گفت داگی شم من خر هم همین کارو کردم و اومد پشتم شورتو یکم کشید پایین و شروع کرد با سوراخم بازی کردن هی انگشتش کرد تا انقدری جاباز کنه که انگشت دومشم جا بده داخلم
بعد انگشت دومش من تا نزدیک ارضا شدن اومدم و تا بهش گفتم دستشو درآورد و دستوری گفت حق نداری ارضا شی
اومدم یکم قلدر بازی در بیارم ولی تخمامو گرفت تو دستشو تهدیدم کرد فشار میده،شاید تهدید خیلی بدی نبود ولی واسه یکی که تا چند ثانیه قبلش داشت انگشت میشد یه جوریه انگار چاقو گذاشتن زیر گلوت
خلاصه یه چند دقیقه ای معطل کرد و دوباره شروع به انگشت کردنم شد سوراخم واسه انگشت دومشم باز شده بود و فکر میکردم همینجا کارش تمومه ولی رفت ریملش رو اورد و اروم اروم اونو کرد توم
دیگه ناله های ریزم تبدیل شده بود به التماس اینکه ادامه نده،ولی انقدر لذت برده بودم که نمیتونستم از جام پاشم و فقط میخواستم ملایم تر انجام بده.
ریملشو توم عقب جلو میکرد و دوباره داشتم ارضا میشدم ولی این سری بهم اجازه داد،دستشو گرفت زیر دودولم و کل آبم پاشیده شد تو دستش و اونم مالیدش به لپای کونم(هنوزم هات ترین کاریه که تا حالا تجربه کردم)
بعد اینا یکم خودمونو جمو جور کردیم و اون حتی نخواست براش بخورم یا سکس کنیم یا چیز دیگه ای،یه جوری برخورد کرد انگار اتفاقی نیفتاده و منم می ترسیدم حرف بزنم.
خلاصه کارمون کلا همین شده بود و این شروع فمبوی شدن من بود:)البته جا داره بگم سارا بهم خیانت کرد و دوسالی هست که باهاش تموم کردم
امیدوارم راضی باشید بوس به دودولتون❤️

نوشته: فمبوی کوشولو

بازدید 8,130

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

6 پاسخ به “ساخت فمبوی :)”

  1. کون دادن به ی زن عالیه. من به زنم کون میدم و دارم خاطراتمو مینویسم.تا حالا سه قسمتو نوشتم. دنبالم کنید ببینید

  2. میگم رفتی خونه دوست دخترت آنوقت دوست دخترت لباس شو تن تو کرد و انگشت شو تو سوراخ کونت کرد و تو خوشت آمد بعد انگشت شو تا ته تو سوراخت فرو کرد و کمی ناله کردی. خب حتما به این قصد خونه روست دخترت رفته بودی چون معلومه سوراخت ازقبل تمیز کرده بودی وگرنه با اولین انگشت بوی کثافت تو خونه برمی‌داشت آنوقت چتد انگشت تو سوراخ کونت بکونه مثل همزن برقی تو سوراخ کونت بچرخاند مرد سبیلو این کار با تو نمیکنه بس از قبل میدونستی برای جه خونه دوست دخترت میره خب یه دیلدو هم تهیه میکردی میگفتی حسابی بهت حال بده یا میگفتی سارا دوست پسره های سبیلو شو دعوت میکرد تا حسابی تو کونت می‌داشتن . احه عنتر میری خونه دوست دختر تا تو رو فمبوی بسازد تو دیگه چقدر خری !

  3. خب آقا آرش نمیخوای با یچیزه کلفت تر که گرم ونرمه و ازش یه مایع سفید غلیظ میاد تنوع به خودت بدی

  4. خاک تو سرت، ای خداااا، خوم اگر به جات بیدوم، هم خوسه هم داسه،اکردوم که کوه منگشت بلرزه،(ترجمه:ای خدا،اگر خودم جات بودم، هم خودشو هم مادرشو،میکردم که کوه مُنگَشت بلرزه)

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید