زن عموی توپ

سلام. اسم من علی هست. داستانی که میخوام واستون تعریف کنم مربوط میشه به تابستان پارسال.
من یه زن عمو دارم که همه تو کفش بودن و البته من داستان از اونجایی شروع شد که من چند سال پیش رفته بودم خونه عموم اینا داشتم تو اتاق که تنها بودم جق میزدم که یه دفعه درو باز کرد و ولرد اتق شد که من خودم رو زود جمع کردم که ندید ولی معلوم شد که دیده.
من از عید پارسال شروع کردم به اس ام اس دادن به رویا جون که اسم زن عموم هست بعد شش هفت روز که گذشت یه کلمه ای واسش فرستادم که گفتم لین یه رمزه اگه بخونی میفهمی من چی میگم اون کلمه d t d m بود که اون بعد بعد چند روز گفت که کسی رو دوست داری که می خوای من موخشو بزنم .گفتم نه من خودتو دوست دارم می خوام که با هم دوست بشیم . اولش قبول نکرد ولی بعد اینکه زنگ زدم و یکمی که زبون ریختم قبول کرد.

چند هفته ای گذشت و ما داشتیم همین طوری به هم اس عاشقونه میدادیم که من گفتم می خوام ان دفعه که اومدم خونتون از هم لب بگیریم ولی اون قبول نکرد منم گفتم که یه دوست حق داره که از دوست دخترش حداقل یه لب بگیره اونم بعد چند روز اصرار من قبول کرد. اول تابستون که امتحانات پیش من تموم شد رفتم خونه عموم اینم بگم که عموم تو کارای ساختمونی خارج استان هستش خونه عموم تو اردبیل.
رفتم خونشون و بعد یه احوال پرسی گرم با رویا وبچه هاش (یه دختر ۹ ساله و یه پسر ۱۳ ساله داره) وسط های روز بود که خونه خالی شد و ما تنها شدیم رفتم که بهش بگم که می خوام ببوسمت ولی اون گفت میترسم که شوهرم بفهمه گفتم کسی نمیفهمه بالاخره به زور یه لب ازش گرفتم که خیلی حال داد بعد اون خودش میومد ازم لب میگرفت چند شب بعد که همه خوابیدن بهش اس دادم که بیاد تو حال پیش من بخوابه اونم قبول کردکه بیاد وبعد چند دقیقه اومد و ما شروع کردیم به لب گرفتن و بعد چند قیقه میشد شهوت رو تو چشماش دید و هی رون پاشو به کیرم فشار میداد منم به خودم گفتم که حیفه از این فرصت استفاده نکنم و دست بکار شدم حین اینکه داشتیو لب میگرفتیم دستم رو اروم بردم بردم طرف سینه اش و باهاش بازی کردم یواش یواش رفتم گردنشو لیس زدم بعد پیرهنشو دادم بالا و سینه هاشو میک میزدم خیلی حال میداد اومدم پایین تر و شلوارشو در اوردم باورم نمیشد که اون جلوم لخت مونده بود بعد از یه کم لیس زدن لباس خودم رو در اورم و بهش اشاره کردم که برام ساک بزنه و اون بلند شد و واسم ساک زد خیلی خوب ساک میزد بعد چند دقیقه ساک زدن به حالت سگی خوابوندمش و اروم کیرمو گذاشتم دم کسش و یکم بازی دادم که خودش با یه فشار کیرم رو کرد تو کسش اول دردش گرفت و از چند ثانیه جا باز کرد حدودا ده دقیقه که تلمبه زدم دیدم که تکون خورد و بعد بی حال افتاد زمین و فهمیدم که ارضا شده بعد از کسش در اوردم که بذارم تو کونش که نذاشت و گفت من تا حالا از کون ندادم ولی من اصرار کردم و اونم به ناچار قبول کرد یه تف انداختم در کونش و یه ذره خیسش کردم و کیرم رو گذاشتم در کونش از اونجایی که میدونستم اگه درد بکشه نمیتونه داد بزنه یه دفعه تمام کیرمو کردم تو کونش که داشت از حال می رفت و التماس میکرد در بیارم بعد چند دقیقه که جا باز کرد تلمبه زدن من هم شروع شد و بعد از چند دقیقه احساس کردم داره ابم میاد که همشو ریختم تو کونش و بعد بی حال افتادم زمین . بهش گفتم که بره سره جاش بخوابه اونم رفت که بخوابه منم نفهمیدم کی خوابم برد صبح که بیدار شدیم یه لبخند عنوان تشکر بهش زدم . اینم از داستان من که نمیدونم خوب بود یا نه چون اولین بار بود که مینوشتم لطفا نظر خودتون رو بگید.

نوشته: علی

بازدید 3,394

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

7 پاسخ به “زن عموی توپ”

  1. عزيزم نه تنها داستانت خوب نبود،بلكه واقعا مزخرف بود!من كه جدا حالم بهم خورد از هرچي داستان سكسيه!لااقلاون بالا مينوشتي اين يك داستان ساختگي است!خيال پردازي هم حدي داره پسرم!زن عموت ميترسيده شوهرش بفهمه بهت لب داده،اونوقت اومد خوابيد تو پذيرايي و يه سكس تمام عيار باهم كرديد!!!اينجا قبرس نيست برادر!همين!

  2. nemidonam chera admin mano nemizare bazi vaghta nazar bedamshayad harfam narahatesh mikoneama aghaye admin motmaen bash man hastam ta zamani ke site hastchon u ye adame kos keshi hasti ke dovomi nadarehar chi charandiate mizari injakir to namoset ke comente mano mibandi bazi vaghtadar zemn in dastan ham kose sher bod

  3. salam be hameye bachehaye site shahvaniche onayi ke mardan che onayi ke namardanrastiyatesh man ghablan moshtariye paro pa ghorse in site bodam ama rafte rafte didam ke site hadafesh chize digheyiemodiriyate site hamrahe chand nafar ba esmhaye mokhtalef mian inja dastan mizaran ke kamelan doroghemasalan to in dastan on hame adam bodan va ina to otagh hal mikardan kasi seda nashnidسرعت صدا ۳۴۳ متر بر ثانیه‌است soraate seda 343 metr bar saniyast

  4. کس شعر بود … کس کش …کس پرست… کس دوست… ملجوق… پتیاره… با اون زن عموی دروغیت… کون ننت اکه راست یا حتی دروغ بگی … کس کش جنده هم اینقدر زود راضی نمیشه که بکنیش چه برسه به زن شوهر دار …اونم زن عموی آدم… البته تو ادم نیستی یه جلقی به تمام معنا…که مطمئنا 13 تا 16 سالته… من نمیدونم اینجا طویلس که هر بچه گوسفند جلقی سرشو میندازه پایین میاد عضو میشه//./././././ کیرم در کون مامانت… اونم بدون تف تا نتونه داد بزنه… تا کونش جر بخوره… کس عمت…!!!new_russian

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید